جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)در\sقرآن\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}}') |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
== اهمیت و [[عظمت]] حکمت == | == اهمیت و [[عظمت]] حکمت == | ||
حکمت در فرهنگ اسلامی جایگاهی ویژه و عظمت و شرافتی خاص دارد<ref>رک: اسرار الآیات، ص ۱۹ - ۲۰؛ المنار، ج ۱۱، ص ۲۴۹؛ المیزان، ج ۲۰، ص ۲۶۹ - ۲۷۲.</ref>، تا آنجا که [[قرآن کریم]] که خود [[کتاب هدایت]] و [[سعادت]] انسانهاست، کتاب حکمت دانسته شده و در چند [[آیه]] از آن با | حکمت در فرهنگ اسلامی جایگاهی ویژه و عظمت و شرافتی خاص دارد<ref>رک: اسرار الآیات، ص ۱۹ - ۲۰؛ المنار، ج ۱۱، ص ۲۴۹؛ المیزان، ج ۲۰، ص ۲۶۹ - ۲۷۲.</ref>، تا آنجا که [[قرآن کریم]] که خود [[کتاب هدایت]] و [[سعادت]] انسانهاست، کتاب حکمت دانسته شده و در چند [[آیه]] از آن با وصف [[حکیم]] یاد شده است: {{متن قرآن|ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ}}<ref>«آن را که بر تو فرا میخوانیم از آیات و (قرآن) یادآور حکمتآموز است» سوره آل عمران، آیه ۵۸.</ref>؛ {{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ}}<ref>«الف، لام، را؛ این آیات کتاب حکیم است» سوره یونس، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ}}<ref>«سوگند به قرآن حکیم» سوره یس، آیه ۲.</ref> و در آیهای [[قرآن]] حکمت بالغه نامیده شده است: {{متن قرآن|حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ}}<ref>«پندی است رسا اما هشدار به کار (کافران) نمیآید» سوره قمر، آیه ۵.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۲۷، ص ۱۱۸؛ مجمع البیان، ج ۹، ص ۳۱۱؛ تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص ۳۵۰.</ref> مراد حکمتی است کامل که از [[ناحیه]] خودش و اثرش کمبودی نداشته باشد<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۹، ص ۱۶۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۵۷.</ref>. | ||
همچنین در آیاتی [[دین الهی]] از آن رو که بر [[فطرت]] [[استوار]] است، [[حق]] نامیده شده: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref> و به همین جهت نیز [[قرآن کریم]] [[هدایت کننده]] به سوی [[حق]] معرفی شده است: {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«گفتند: ای قوم! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن بوده است راست میشمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی میکند» سوره احقاف، آیه ۳۰.</ref> و حق چیزی نیست، جز [[اعتقادی]] که واقع با آن مطابق و [[رشد]] لازمِ آن باشد و این همان [[حکمت]] یعنی اعتقادی است که [[کذب]] و ضرر در آن [[راه]] ندارد<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۲۷۱.</ref>. افزون بر این، [[قرآن مجید]] به شکلهای گوناگونی حکمت را ستوده است، چنانکه بر اساس آیهای [[خدا]] حکمت را به هرکس بخواهد میدهد و به هر که حکمت داده شود، به او خیر بسیار [[عطا]] شده است و جز [[خردمندان]] کسی [[پند]] نمیگیرد: {{متن قرآن|يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی میبخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند؛ و جز خردمندان در یاد نمیگیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref> این [[آیه]] به وجوهی بر اهمیت و [[عظمت]] حکمت دلالت دارد: | همچنین در آیاتی [[دین الهی]] از آن رو که بر [[فطرت]] [[استوار]] است، [[حق]] نامیده شده: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref> و به همین جهت نیز [[قرآن کریم]] [[هدایت کننده]] به سوی [[حق]] معرفی شده است: {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«گفتند: ای قوم! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن بوده است راست میشمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی میکند» سوره احقاف، آیه ۳۰.</ref> و حق چیزی نیست، جز [[اعتقادی]] که واقع با آن مطابق و [[رشد]] لازمِ آن باشد و این همان [[حکمت]] یعنی اعتقادی است که [[کذب]] و ضرر در آن [[راه]] ندارد<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۲۷۱.</ref>. افزون بر این، [[قرآن مجید]] به شکلهای گوناگونی حکمت را ستوده است، چنانکه بر اساس آیهای [[خدا]] حکمت را به هرکس بخواهد میدهد و به هر که حکمت داده شود، به او خیر بسیار [[عطا]] شده است و جز [[خردمندان]] کسی [[پند]] نمیگیرد: {{متن قرآن|يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی میبخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند؛ و جز خردمندان در یاد نمیگیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref> این [[آیه]] به وجوهی بر اهمیت و [[عظمت]] حکمت دلالت دارد: | ||
| خط ۹۴: | خط ۹۴: | ||
== حکمت در تفاسیر اجتهادی == | == حکمت در تفاسیر اجتهادی == | ||
=== تفسیر تبیان === | === تفسیر تبیان === | ||
# شیخ طایفه، [[علی بن حسن طوسی]] در [[تفسیر تبیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}، فرموده: "مراد از کتاب، بنا بر قول ابنزید و اکثر از [[مفسرین]]، [[قرآن]] است، و معنای حکمت در اینجا، [[سنّت]] است، و در معنای آن، [[قتاده]] گفته است: [[معرفت به دین]] است و [[انس بن مالک]] گفته است: آن، [[فقه]] است در [[تأویل]]، و ابنزید گفته است: آن، علم به احکامی است که علم به آن را به جز از قبل [[پیامبران]] {{عم}}، نتوان [[درک]] نمود، و گروهی گفتهاند: آن، سخن دوّمی است، و مثل اینکه آن، | # شیخ طایفه، [[علی بن حسن طوسی]] در [[تفسیر تبیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}، فرموده: "مراد از کتاب، بنا بر قول ابنزید و اکثر از [[مفسرین]]، [[قرآن]] است، و معنای حکمت در اینجا، [[سنّت]] است، و در معنای آن، [[قتاده]] گفته است: [[معرفت به دین]] است و [[انس بن مالک]] گفته است: آن، [[فقه]] است در [[تأویل]]، و ابنزید گفته است: آن، علم به احکامی است که علم به آن را به جز از قبل [[پیامبران]] {{عم}}، نتوان [[درک]] نمود، و گروهی گفتهاند: آن، سخن دوّمی است، و مثل اینکه آن، وصف [[تنزیل]] باشد، به این که آن، کتاب است، و اینکه آن، حکمت است، و اینکه آن، [[آیات]] است، و بعضی هم گفتهاند: حکمت چیزی است که [[خدای تعالی]]، آن را در [[دل]] قرار میدهد تا آن را [[نورانی]] بگرداند؛ همانگونه که چشم را نورانی نموده و چشم بدان وسیله [[ادراک]] میکند، و همه اینها نیکوست"<ref>تبیان، ج۱، ص۴۶۷.</ref>. | ||
# نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>، فرموده: "در معنای {{متن قرآن|الْكِتَابَ}}، دو قول است: یکی، مراد از کتاب، خط [[کتابت]] است، و دیگری، کُتُب است. پس این معنا به طریق جنس بوده و {{متن قرآن|التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}، فصل آن است، و {{متن قرآن|الْحِكْمَةَ}}؛ یعنی [[علم]] به آنچه در آن کتابهاست"<ref>تبیان، ج۴، ص۵۵.</ref>. | # نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>، فرموده: "در معنای {{متن قرآن|الْكِتَابَ}}، دو قول است: یکی، مراد از کتاب، خط [[کتابت]] است، و دیگری، کُتُب است. پس این معنا به طریق جنس بوده و {{متن قرآن|التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}، فصل آن است، و {{متن قرآن|الْحِكْمَةَ}}؛ یعنی [[علم]] به آنچه در آن کتابهاست"<ref>تبیان، ج۴، ص۵۵.</ref>. | ||
# همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}}، فرموده: "[[خدای تعالی]] پیامبرش، [[حضرت محمد]] {{صل}} را امر میکند به اینکه بندههای مکلفش را با حکمت [[دعوت]] نماید و آنان را به کارهای نیکویی دعوت نماید که آن [[کارها]]، [[راه]] ورود در [[استحقاق مدح]] و [[پاداش نیک]] را بر آنان بگشاید، و {{متن قرآن|الْحِكْمَةِ}}، عبارت است از [[معرفت]] به مراتب [[افعال]] در [[حسن و قبح]] و [[صلاح]] و [[فساد]] و به آن حکمت گفته شده؛ چون مانع از فساد است و مانع میگردد از آنچه سزاوار نیست که آن را برگزینند، و فرق بین حکمت و [[عقل]]، در این است که [[عاقل]] پیوند دهنده است به آنچه مانع از فساد است، و [[حکیم]]، [[عارف]] است به آنچه مانع از فساد است و حکمت، مشترک بین معرفت و عقل مستقیم است؛ زیرا هر یک از آن دو، مانع از فساد بوده و عاری از آن هست و {{متن قرآن|الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}} باز داشتن از [[قبیح]] است بر وجه [[ترغیب]] در ترک آن و بیرغبت کردن در انجامش، و در آن، نرمکردن دلهاست با آنچه موجب [[خشوع دل]] گردد، و گفتهاند: حکمت، [[نبوّت]]، و [[موعظه]] [[قرآن]] است"<ref>تبیان، ج۶، ص۴۴۰.</ref>. | # همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}}، فرموده: "[[خدای تعالی]] پیامبرش، [[حضرت محمد]] {{صل}} را امر میکند به اینکه بندههای مکلفش را با حکمت [[دعوت]] نماید و آنان را به کارهای نیکویی دعوت نماید که آن [[کارها]]، [[راه]] ورود در [[استحقاق مدح]] و [[پاداش نیک]] را بر آنان بگشاید، و {{متن قرآن|الْحِكْمَةِ}}، عبارت است از [[معرفت]] به مراتب [[افعال]] در [[حسن و قبح]] و [[صلاح]] و [[فساد]] و به آن حکمت گفته شده؛ چون مانع از فساد است و مانع میگردد از آنچه سزاوار نیست که آن را برگزینند، و فرق بین حکمت و [[عقل]]، در این است که [[عاقل]] پیوند دهنده است به آنچه مانع از فساد است، و [[حکیم]]، [[عارف]] است به آنچه مانع از فساد است و حکمت، مشترک بین معرفت و عقل مستقیم است؛ زیرا هر یک از آن دو، مانع از فساد بوده و عاری از آن هست و {{متن قرآن|الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}} باز داشتن از [[قبیح]] است بر وجه [[ترغیب]] در ترک آن و بیرغبت کردن در انجامش، و در آن، نرمکردن دلهاست با آنچه موجب [[خشوع دل]] گردد، و گفتهاند: حکمت، [[نبوّت]]، و [[موعظه]] [[قرآن]] است"<ref>تبیان، ج۶، ص۴۴۰.</ref>. | ||
| خط ۲۹۵: | خط ۲۹۵: | ||
=== در معنای حکمت === | === در معنای حکمت === | ||
راغب در مفردات فرموده: حکمت، دریافت [[حق]] است به وسیله [[عقل]] و [[علم]]، و حکمت از جانب [[خدای تعالی]]، [[معرفت]] اشیا و ایجاد آنها در حدّ نهایی اقتضای آنهاست، و حکمت از جانب [[انسان]]، [[شناخت]] موجودات، و انجام کارهای خیر است، و این همان چیزی است که [[لقمان]] در قول [[خدای عزّ و جلّ]]، به آن توصیف شده است که: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}<ref>«و به راستی ما به لقمان فرزانگی دادهایم» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref>. پس وقتی درباره خدای تعالی گفته شد: {{متن قرآن|هُوَ الْحَكِيمُ}}<ref>«و اوست که بر بندگان خویش چیره است و او فرزانه آگاه است» سوره انعام، آیه ۱۸.</ref>، این معنا، غیر از معنایی است که غیر او تعالی به آن توصیف میشود، و بر این وجه است. قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«آیا خداوند داورترین داوران نیست؟» سوره تین، آیه ۸.</ref>، و چون [[قرآن]] به آن | راغب در مفردات فرموده: حکمت، دریافت [[حق]] است به وسیله [[عقل]] و [[علم]]، و حکمت از جانب [[خدای تعالی]]، [[معرفت]] اشیا و ایجاد آنها در حدّ نهایی اقتضای آنهاست، و حکمت از جانب [[انسان]]، [[شناخت]] موجودات، و انجام کارهای خیر است، و این همان چیزی است که [[لقمان]] در قول [[خدای عزّ و جلّ]]، به آن توصیف شده است که: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}<ref>«و به راستی ما به لقمان فرزانگی دادهایم» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref>. پس وقتی درباره خدای تعالی گفته شد: {{متن قرآن|هُوَ الْحَكِيمُ}}<ref>«و اوست که بر بندگان خویش چیره است و او فرزانه آگاه است» سوره انعام، آیه ۱۸.</ref>، این معنا، غیر از معنایی است که غیر او تعالی به آن توصیف میشود، و بر این وجه است. قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«آیا خداوند داورترین داوران نیست؟» سوره تین، آیه ۸.</ref>، و چون [[قرآن]] به آن وصف شود، آن در بردارنده حکمت است، نحو قوله تعالی: {{متن قرآن|الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ}}<ref>«الف، لام، را؛ این آیات کتاب حکیم است» سوره یونس، آیه ۱.</ref>. معنای [[حکیم]] را محکم گفتهاند، نحو قوله: {{متن قرآن|أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ}}<ref>«(این) کتابی است که آیاتش استواری یافته» سوره هود، آیه ۱.</ref>، و هر دو صحیح است که البته آن، محکم است و مفید برای [[حکم]]. پس در آن، دو معنا جمع است، و [[حُکم]] اعم از حکمت است؛ پس هر حکمتی حُکم است؛ اما هر حُکمی حکمت نیست، و البته، حکم، داورینمودن چیزی است بر چیزی. میگویند آن اینطور هست یا اینطور نیست. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: {{متن حدیث| إِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِكْمَةً}}: یعنی قضیه صادقه است، و قال تعالی: {{متن قرآن|وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref>«و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم» سوره مریم، آیه ۱۲.</ref>، و قال {{صل}}: {{متن حدیث|الصَّمْتُ حُكْمٌ وَ قَلِيلٌ فَاعِلُهُ}}؛ یعنی حکمت، {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}، و قال تعالی: {{متن قرآن|وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ}}<ref>«و از آیات خداوند و حکمت آنچه را که در خانههای شما خوانده میشود یاد کنید، بیگمان خداوند نازکبین آگاهی است» سوره احزاب، آیه ۳۴.</ref>. گفته شده: [[تفسیر قرآن]] از آن قصد شده، و آن، چیزی است که [[قرآن]] از آن [[آگاهی]] میدهد، و قوله: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ}}<ref>«بیگمان خداوند به آنچه اراده فرماید حکم خواهد کرد» سوره مائده، آیه ۱.</ref>؛ یعنی آنچه را [[خدای تعالی]] [[اراده]] میکند، آن را حکمت قرار میدهد، و آن، [[ترغیب]] و [[تشویق]] [[بندگان]] است به این که به قضای او [[راضی]] باشند. [[ابنعباس]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ}}<ref>«و از آیات خداوند و حکمت آنچه را که در خانههای شما خوانده میشود یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۳۴.</ref>، فرمود: آن، [[علم قرآن]] است از [[ناسخ و منسوخ]]، و [[محکم و متشابه]]. ابنزید گفته است: آن، [[علم]] [[آیات]] و [[حکم]] آن است، و [[سدی]] گفته است: آن، [[نبوّت]] است، و گفتهاند: آن، [[فهم]] حقایق قرآن است، و آن، اشاره به بعضی از آن است که خاصّ [[اولی العزم]] از [[رسل]] و بالتّبع دیگر از [[انبیا]] میباشد، و قوله تعالی: {{متن قرآن|يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا}}<ref>«پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند... برای یهودیان داوری میکردند» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>، پس بعضالحکمة یا بعضالحکم مختصّ [[پیامبران]] است، و قوله تعالی: {{متن قرآن|آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ}}، پس محکم، آن چیزهایی است که در آن، شبههای عارض نشود، نه از حیث لفظ، و نه از حیث معنا، و [[متشابه]] بر چند نوع است که در جای خود، انشاءاللّه، خواهد آمد. در [[حدیث]] است که: {{متن حدیث|إِنَّ الْجَنَّةَ لِلْمُحْكَمِينَ}}. گفته شده: آنان گروهی از نیکوکارانند که در [[انتخاب]] اینکه [[مسلمان]] باشند و کشته شوند و یا اینکه [[کافر]] باشند و زنده بمانند، پس کشتهشدن را برگزیدند، و گفته شده: از اختصاصیافتهگان به حکمتاند<ref>مفردات، ص۱۲۶–۱۲۷.</ref>. | ||
فخرالدین در مجمعالبحرین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>، فرموده: [[خدای تعالی]]، حکمت را اعطا میفرماید؛ یعنی آن [[علمی]] را که [[توفیق]] عمل در آن باشد، و گفتهاند: {{متن قرآن|الْحِكْمَةَ}}؛ یعنی [[قرآن]] و [[فقه]]، و حکمت، آن علمی است که از [[انسان]] [[فعل قبیح]] و [[زشت]] را برطرف میکند، و آن، از حکمةاللجام گرفته شده، و آن، چیزی است که با بستن به گردن حیوان، مانع از [[خروج]] او میگردند، و حکمت، [[فهم]] معانی است، و حکمت نامیده شده؛ چون مانع از [[جهل]] است، و در [[حدیث]] آمده است که فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ}} را فرمود: آن، [[طاعت]] خدای تعالی و معرفتداشتن به [[امام]] {{ع}} است، و قوله تعالی: {{متن قرآن|بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}}، را گفتهاند: {{متن قرآن|بِالْحِكْمَةِ}}؛ یعنی بالنبوّة، و قوله: {{متن قرآن|وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}}؛ یعنی بالقرآن، و قوله: {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل میآموزد» سوره آل عمران، آیه ۴۸.</ref> را گفتهاند؛ یعنی الفقه و المعرفة، و قوله: {{متن قرآن|فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا}}<ref>«داوری از خویشان مرد و داوری از خویشان زن برانگیزید» سوره نساء، آیه ۳۵.</ref>، [[حَکَم]] بِفُتحِین؛ یعنی [[حاکم]] و قضاوتکننده چیزی، پس در این مورد، مرد یک نفر را [[انتخاب]] میکند و [[زن]] نیز یک نفر را. پس آن دو حَکَم. بر مسأله افتراق آن دو یا [[اصلاح]] بین آنان، به توافق میرسند. قوله: {{متن قرآن|وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ}}<ref>«سوگند به قرآن حکیم» سوره یس، آیه ۲.</ref>؛ یعنی محکم. از [[ابوعبیده]] [[نقل]] کردهاند که قوله: {{متن قرآن|أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ}}؛ یعنی احکمت بالامر و النهی. پس از آن، {{عربی|فصّلت بالوعد و الوعید}}، یا احکمت عبارت آن؛ به این است که از احتمال و [[اشتباه]] محفوظ است. قوله: {{متن قرآن|رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا}}<ref>«پروردگارا! به من حکمتی ارزانی دار و مرا به شایستگان بپیوند» سوره شعراء، آیه ۸۳.</ref> را گفتهاند: مراد از آن، [[حکم]] و [[داوری]] به [[حق]] بین [[مردم]] است که آن از [[افضل]] و اکمل [[اعمال]] است. قوله: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}<ref>«و به راستی ما به لقمان فرزانگی دادهایم» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref> را [[امام]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْفَهْمَ وَالْعَقْلَ}}، و فلانی صاحب حکمت است، وقتی که او برای امور، مورد [[یقین]] و [[اعتماد]] باشد، و حکمت، [[علم شریعت]] است، و در [[حدیث]] است که [[اولیاء]] [[اللّه]] سخن میگویند و سخن آنان، حکمت است، و مراد از آن، [[صلاح]] امور [[آخرت]] است، و مراد [[دنیا]] نیست، و آن، بهتر از [[معارف]] و [[علوم]] است<ref>مجمع البحرین، ص۴۶۸.</ref>. | فخرالدین در مجمعالبحرین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>، فرموده: [[خدای تعالی]]، حکمت را اعطا میفرماید؛ یعنی آن [[علمی]] را که [[توفیق]] عمل در آن باشد، و گفتهاند: {{متن قرآن|الْحِكْمَةَ}}؛ یعنی [[قرآن]] و [[فقه]]، و حکمت، آن علمی است که از [[انسان]] [[فعل قبیح]] و [[زشت]] را برطرف میکند، و آن، از حکمةاللجام گرفته شده، و آن، چیزی است که با بستن به گردن حیوان، مانع از [[خروج]] او میگردند، و حکمت، [[فهم]] معانی است، و حکمت نامیده شده؛ چون مانع از [[جهل]] است، و در [[حدیث]] آمده است که فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ}} را فرمود: آن، [[طاعت]] خدای تعالی و معرفتداشتن به [[امام]] {{ع}} است، و قوله تعالی: {{متن قرآن|بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}}، را گفتهاند: {{متن قرآن|بِالْحِكْمَةِ}}؛ یعنی بالنبوّة، و قوله: {{متن قرآن|وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ}}؛ یعنی بالقرآن، و قوله: {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل میآموزد» سوره آل عمران، آیه ۴۸.</ref> را گفتهاند؛ یعنی الفقه و المعرفة، و قوله: {{متن قرآن|فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا}}<ref>«داوری از خویشان مرد و داوری از خویشان زن برانگیزید» سوره نساء، آیه ۳۵.</ref>، [[حَکَم]] بِفُتحِین؛ یعنی [[حاکم]] و قضاوتکننده چیزی، پس در این مورد، مرد یک نفر را [[انتخاب]] میکند و [[زن]] نیز یک نفر را. پس آن دو حَکَم. بر مسأله افتراق آن دو یا [[اصلاح]] بین آنان، به توافق میرسند. قوله: {{متن قرآن|وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ}}<ref>«سوگند به قرآن حکیم» سوره یس، آیه ۲.</ref>؛ یعنی محکم. از [[ابوعبیده]] [[نقل]] کردهاند که قوله: {{متن قرآن|أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ}}؛ یعنی احکمت بالامر و النهی. پس از آن، {{عربی|فصّلت بالوعد و الوعید}}، یا احکمت عبارت آن؛ به این است که از احتمال و [[اشتباه]] محفوظ است. قوله: {{متن قرآن|رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا}}<ref>«پروردگارا! به من حکمتی ارزانی دار و مرا به شایستگان بپیوند» سوره شعراء، آیه ۸۳.</ref> را گفتهاند: مراد از آن، [[حکم]] و [[داوری]] به [[حق]] بین [[مردم]] است که آن از [[افضل]] و اکمل [[اعمال]] است. قوله: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ}}<ref>«و به راستی ما به لقمان فرزانگی دادهایم» سوره لقمان، آیه ۱۲.</ref> را [[امام]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْفَهْمَ وَالْعَقْلَ}}، و فلانی صاحب حکمت است، وقتی که او برای امور، مورد [[یقین]] و [[اعتماد]] باشد، و حکمت، [[علم شریعت]] است، و در [[حدیث]] است که [[اولیاء]] [[اللّه]] سخن میگویند و سخن آنان، حکمت است، و مراد از آن، [[صلاح]] امور [[آخرت]] است، و مراد [[دنیا]] نیست، و آن، بهتر از [[معارف]] و [[علوم]] است<ref>مجمع البحرین، ص۴۶۸.</ref>. | ||