احقاف در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
در [[روایات]] و [[اخبار]] [[اسلامی]]، همانند بسیاری دیگر از داستانها به رد پای افسانه پردازانی مانند وهببن منبه برمیخوریم<ref> قصصالانبیاء، راوندی، ص۸۸ـ۸۹؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۵۷ و ۳۶۱ـ۳۶۲.</ref>که [[اعتماد]] [[پژوهشگران]] را به پارهای از آنها از میان برده است.<ref> مؤلفات جرجی زیدان، ج۱۰، ص۱۷.</ref> در روایاتی دیگر، از احقاف بهصورت بدترین وادی <ref>المصنف، ج۵، ص۱۱۶؛ الدرالمنثور، ج۷، ص۴۴۸.</ref> و دورترین منطقه [[جهان]] <ref>دلائل الامامه، ص۲۲۸؛ مدینة المعاجز، ج۵، ص۵۴ـ۵۵.</ref> یادشده که شاید به وضعیّت بسیار سخت آب و هوایی و فقدان هرگونه آثار [[حیات]] و [[آبادانی]] در آن اشاره دارد. همچنین سرزمین مزبور با [[چاه]] [[برهوت]] که محل استقرار جانهای [[کافران]] است، در [[ارتباط]] دانسته شده<ref> المصنف، ج۵، ص۱۱۶؛ بصائرالدرجات، ص۵۲۸؛ بحارالانوار، ج۶، ص۲۹۱، ج۱۱، ص۲۳۲، ج۴۶، ص۲۴۳ و ج۶۱، ص۳۳۱.</ref> که احتمالاً نوعی [[تأویل]] و [[تمثیل]] بهشمار میرود. در همین جهت، برخی نیز احقاف را کوهی از زبرجد سبز با برخی ویژگیهای [[غیر طبیعی]] دانسته<ref> ترتیب العین، ص۱۵۰ "حقف"؛ لسانالعرب، ج۹، ص۵۳.</ref> و آن را همان [[کوه]] قاف شمردهاند.<ref>معجم البلدان، ج۱، ص۱۱۵.</ref><ref>[[علی معموری|معموری، علی]]، [[احقاف - معموری (مقاله)|مقاله «احقاف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | در [[روایات]] و [[اخبار]] [[اسلامی]]، همانند بسیاری دیگر از داستانها به رد پای افسانه پردازانی مانند وهببن منبه برمیخوریم<ref> قصصالانبیاء، راوندی، ص۸۸ـ۸۹؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۵۷ و ۳۶۱ـ۳۶۲.</ref>که [[اعتماد]] [[پژوهشگران]] را به پارهای از آنها از میان برده است.<ref> مؤلفات جرجی زیدان، ج۱۰، ص۱۷.</ref> در روایاتی دیگر، از احقاف بهصورت بدترین وادی <ref>المصنف، ج۵، ص۱۱۶؛ الدرالمنثور، ج۷، ص۴۴۸.</ref> و دورترین منطقه [[جهان]] <ref>دلائل الامامه، ص۲۲۸؛ مدینة المعاجز، ج۵، ص۵۴ـ۵۵.</ref> یادشده که شاید به وضعیّت بسیار سخت آب و هوایی و فقدان هرگونه آثار [[حیات]] و [[آبادانی]] در آن اشاره دارد. همچنین سرزمین مزبور با [[چاه]] [[برهوت]] که محل استقرار جانهای [[کافران]] است، در [[ارتباط]] دانسته شده<ref> المصنف، ج۵، ص۱۱۶؛ بصائرالدرجات، ص۵۲۸؛ بحارالانوار، ج۶، ص۲۹۱، ج۱۱، ص۲۳۲، ج۴۶، ص۲۴۳ و ج۶۱، ص۳۳۱.</ref> که احتمالاً نوعی [[تأویل]] و [[تمثیل]] بهشمار میرود. در همین جهت، برخی نیز احقاف را کوهی از زبرجد سبز با برخی ویژگیهای [[غیر طبیعی]] دانسته<ref> ترتیب العین، ص۱۵۰ "حقف"؛ لسانالعرب، ج۹، ص۵۳.</ref> و آن را همان [[کوه]] قاف شمردهاند.<ref>معجم البلدان، ج۱، ص۱۱۵.</ref><ref>[[علی معموری|معموری، علی]]، [[احقاف - معموری (مقاله)|مقاله «احقاف»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
==احقاف== | |||
{{متن قرآن|وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و از برادر (قوم) عاد (هود) یاد کن آنگاه که قومش را در آن ریگزار بیم داد و البته پیش از وی بیمدهندگانی بر گذشته بودند و پس از او نیز پیامبرانی آمدند که (هر یک میگفتند) جز خداوند را نپرستید که من بر شما از عذاب روزی سترگ میهراسم» سوره احقاف، آیه ۲۱.</ref>. | |||
===معنا و موقعیت جغرافیایی=== | |||
در مفردات راغب اصفهانی آمده است «احقاف جمع حقف یعنی خط طولانی از ریگ روان که بر [[چپ و راست]] روان است»<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، مترجم: سید غلامرضا خسروی حسینی، ج۱، ص۵۲۵.</ref>. | |||
در قاموس [[قرآن]] میخوانیم: «حقف (بر وزن [[حبر]]) تپه مستطیل ریگ، چنانکه در مجمع گفته است بعضی پیچ و خم دار بودن را نیز قید کردهاند.»... | |||
در [[مجمع البیان]] نقل شده که احقاف نام وادی [وادی] است میان [[عمان]](بر وزن فلان) و [[مهره]] (بر وزن بهره) بنابر قول [[ابن اسحاق]] ریگزاری است که از عمان تا حضرموت امتداد دارد و بنابر قول [[قتاده]] ریگزاری مشرف به دریا از [[یمن]] است و از قناده نقل شده است. | |||
احقاف نام ریگزاری مشرف به دریا در [[سرزمین]] شحر [=[[شجر]]] از یمن است<ref>احمد فاضلی بیارجمندی، اطلاعات قرآنی، ص۵۷؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۱۹.</ref> و از حسن نقل شده که نام ریگزاری است. مولف قاموس قرآن در ادامه میافزاید: «با مراجعه به نقشه [[جزیرة العرب]] خواهیم دید که احقاف در جنوب جزیرة العرب و از قسمتهای ربع الخالی (وادی دهناء) است در [[روزگار]] گذشته [[مسکن]] [[قوم عاد]] بود که [[حضرت هود]] بر آنها [[مبعوث]] شد. با مراجعه به حالات [[هود]] در قرآن خواهیم دید که در آن روزگار احقاف سرزمینی آباد و پر حاصل بوده اکنون جزء بیابان خشک و غیرقابل سکونت است»<ref>سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، جلد ۲-۱، ص۱۰۸.</ref>. | |||
در [[الاتقان (کتاب)|الاتقان]] [[سیوطی]] صفحه ۴۵۳ آمده: «احقاف: کوههای شن میان عمان و حضرموت میباشد و [[ابن ابی حاتم]] آورده که [[ابن عباس]] گفته کوهی در [[شام]] است». صاحبان کتاب [[عقاید]] [[اسلام در قرآن]] [[کریم]] هم در جلد سوم میگوید: حقف، تودههای رمل طولانی و پر پیچ و خم را گویند و جمع آن احقاف است. مقصود از احقاف در اینجا منطقهای است رملی از عمان تا حضرموت»<ref>ر.ک: سید مرتضی عسکری، عقاید اسلامی در قرآن کریم، مترجم: محمد جواد کرمی، ج۳، ص۷۲۰.</ref>. | |||
آقای [[جواد محدثی]] هم در آشنایی با [[سورهها]]<ref>آشنایی با سورهها، ص۶۲.</ref> نوشته است: «احقاف [نام [[سرزمین]] [[قوم عاد]] در نزدیکی [[یمن]]] در قسمت جنوبی [[عربستان]] بود و الان آثاری از آن باقی نمانده است. | |||
آقای [[محمد رسول کیانی]] هم در کتاب اعلام [[قرآن]]<ref>اعلام قرآن، ص۱۷.</ref> مینویسد: احقاف... تنها یک بار در قرآن ذکر شده است. احقاف جایی است در جنوب عربستان میان نجد و یمن و حضرموت تا عمان». | |||
«جفرافیدانان [[مسلمان]] در قرون وسطی احقاف را نام شنزاری در جنوب عربستان، واقع بین حضرموت و عمان، یعنی در بخش شرقی الرمله یا ربع الخالی دانستهاند، اما جغرافینویسان جدید اروپایی احقاف را تمام الرمله یا نیمه [[غربی]] آن میدانند»<ref>بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۱، ص۱۵۵؛ ر.ک: دکتر عبدالکریم بیآزار شیرازی، باستانشناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ص۳۰۴.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۷.</ref> | |||
===قوم عاد، آئینه [[عبرت]]=== | |||
«[[قبیله]] [[عاد]]... روزگاری متمادی در [[زندگی]] سرشار از [[خوشی]] و [[نعمت]] به سر میبردند. [[خدا]] [[نعمتهای فراوان]] و [[برکات]] زیادی به آنان عطا کرده بود. این [[قوم]] در آنجا قناتها حفر کردند. [[زمین]] را زراعت و باغهایی ایجاد کردند و کاخهایی محکم بنا نمودند. یکی از نعمتهایی که این قوم از آن برخوردار بودند اندامهایی نیرومند و هیکلهایی [[تنومند]] و [[مقاوم]] بود. خدا به این [[ملت]] نعمتهای فراوانی عطا کرده بود که کمتر قومی از آن برخوردار بود، ولی این [[مردم]] به مبدأ [[آفرینش]] و [[بخشنده]] این [[نعمتها]] [[فکر]] نکردند تا او را بشناسند، و به جای [[سپاس]] و [[حقشناسی]] [[خدای یگانه]]، تنها به این نتیجه رسیدند که بتهایی را [[انتخاب]] و آنها را [[معبود]] خویش قرار دهند»<ref>محمد احمد جاد المولی و همکاران، قصههای قرآن، مترجم: مصطفی زمانی، ص۴۵.</ref>. بالاخره [[خداوند]] [[عذاب]] را نازل کرد «باد اطراف آن فریاد میزد و رملها را پراکنده میساخت و آنان را با کمال [[اطمینان]] به سر میبردند تا اینکه باد ساکت شد و [[سرزمین]] آنان به وضع عادی بازگشت و [[هود]] و اطرافیانش به «حضرموت» منتقل گردید و تا آخر [[عمر]] در سرزمین جدید خود به سر بردند»<ref>محمد احمد جاد المولی و همکاران، قصههای قرآن، مترجم: مصطفی زمانی، ص۵۴.</ref>. | |||
«[[قوم عاد]] بتهایی را میپرستیدند. این [[بتها]] عبارت بودند از: «وَدا»، «[[سُواع]]»، «[[یغوث]]»، «[[یعوق]]» و«[[نسر]]». [[ابن عباس]] گفته است که آنها همچنین [[بت]] دیگری به نام «الهتار» را میپرستیدند. [[مردم]] حضرموت میگویند که هود پس از هلاک قوم عاد در حضرموت سکنی گزید و در نهایت در [[شرق]] این سرزمین در دو منزلی [[شهر]] تریم از [[دنیا]] رفت و همان جا در نزدیکی دره [[برهوت]] [[دفن]] شد»<ref>شوقی ابوخلیل، اطلس قرآن، مترجم: محمد کرمانی، ص۳۳.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۵۰.</ref> | |||
===ملاحظات پایانی=== | |||
احقاف در یک مورد از [[قرآن مجید]] آمده است و آن همین [[آیه]] ۲۱ [[سوره احقاف]] میباشد. | |||
همین آیه به طور آشکارتر، پرده از روی مطلب برداشته و از [[پیامبر]] قوم عاد که [[حضرت هود]] باشد با عنوان [[برادر]] قوم عاد یاد کرده و محل زندگیشان را در ریگستان (احقاف) معرفی میکند. | |||
چنانکه ملاحظه فرمودید درباره موضع «احقاف» دادههای [[تاریخی]] و [[تفسیری]] مختلفی وجود دارد. | |||
«بعضی، آن را در [[قلب]] «[[جزیره عربستان]]» میان «نجد» و «[[احساء]]» و «حضرموت» و «عمان» دانستهاند ولی این معنی بعید به نظر میرسد؛ چراکه از [[آیات]] دیگر [[قرآن]] (در [[سوره شعراء]]) بر میآید که «قوم عاد» در جائی [[زندگی]] داشتند که آب فراوان داشت و درختان جالب و در قلب جزیره چنین شرایطی بسیار بعید است. جمعی دیگر از [[مفسران]]، آن را در قسمت جنوبی جزیره، حوالی «[[یمن]]»، یا در سواحل «دریای [[عرب]]» دانستهاند. بعضی نیز، احتمال دادهاند: «احقاف» منطقهای در [[سرزمین]] «[[عراق]]»، در مناطق «کلده» و «[[بابل]]» بوده و از [[طبری]] نقل شده که احقاف نام کوهی است در [[شام]]. | |||
ولی با تناسب معنی لغوی احقاف و با توجه به این که سرزمین آنها در عین مصون نبودن از شنهای روان دارای آب و درخت بوده، قول کسانی که میگویند: «این منطقه در جنوب «[[جزیره عربستان]]» و نزدیکی سرزمین «یمن» بوده است صحیحتر به نظر میرسد»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۱.</ref>. | |||
حرفی روشنتر از سخن [[آیتالله مکارم شیرازی]] نمیتوان گفت ما نیز با او در خصوص مکان جغرافیایی احقاف [[همرأی]] و همنظر هستیم.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۵۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||