←روشنسازی
(←بحر) |
|||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
===روشنسازی=== | ===روشنسازی=== | ||
بازگشت به [[آیه]] ۶۰ [[سوره کهف]] روشن میسازد که محل پیوند دو دریا، میعادگاه [[حضرت خضر]]{{ع}} و [[حضرت موسی]]{{ع}} بوده است. این دو [[پیامبر]] «به مجمع البحرین میرسند در آنجا ماهی خود را که برای [[خوراک]] سفرشان برده بودند، فراموش میکنند و ماهی حرکت میکند و خود را به دریا میرساند»<ref>باستانشناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ص۱۷۸؛ و ر.ک: لطیف راشدی، قصههای قرآن، ص۳۹۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۹۰.</ref> | بازگشت به [[آیه]] ۶۰ [[سوره کهف]] روشن میسازد که محل پیوند دو دریا، میعادگاه [[حضرت خضر]]{{ع}} و [[حضرت موسی]]{{ع}} بوده است. این دو [[پیامبر]] «به مجمع البحرین میرسند در آنجا ماهی خود را که برای [[خوراک]] سفرشان برده بودند، فراموش میکنند و ماهی حرکت میکند و خود را به دریا میرساند»<ref>باستانشناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ص۱۷۸؛ و ر.ک: لطیف راشدی، قصههای قرآن، ص۳۹۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۹۰.</ref> | ||
==بحر== | |||
{{متن قرآن|أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا}}<ref>«امّا آن کشتی از آن مستمندانی بود که (با آن) در دریا کار میکردند؛ بر آن شدم به آن آسیب رسانم چون در پی آن پادشاهی بود که هر کشتی (بیآسیب) را به زور میگرفت» سوره کهف، آیه ۷۹.</ref>. | |||
===[[روایت]] منابع=== | |||
اولین حادثه از حوادث سه گانه عجیب میان [[حضرت خضر]] و [[حضرت موسی]] سوراخ کردن کشتی در [[سفر]] دریایی آنهاست. بعد از آنکه [[موسی]] در [[مجمع البحرین]] حضرت خضر را یافت و تمنا کرد که تحت [[آموزش]] استاد قرار گیرد، حضرت خضر به این شرط که موسی [[شکیبا]] باشد پذیرفت. در این خصوص چنین نگاشتهاند: «موسی خود را بر او عرضه کرد. درخواست نمود تا او را [[متابعت]] کند و او چیزی از [[علم]] و رشدی که خدایش ارزانی داشته به وی [[تعلیم]] دهد، آن [[مرد]]عالم [[خضر]] گفت: تو نمیتوانی با من باشی و آنچه از من و کارهایم [[مشاهده]] کنی [[تحمل]] نمائی، چون [[تأویل]] و [[حقیقت]] معنای کارهایم را نمیدانی و چگونه تحمل توانی کرد بر چیزی که [[احاطه علمی]] بدان نداری؟ موسی، قول داد که هر چه دید [[صبر]] کند»<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۵۹۵. </ref>. | |||
ادامه ماجرا را از زبان برخی نویسندگان پی میگیریم: «موسی شرط را پذیرفت و همراه خضر به راه افتاد به کشتی رسیدند و از [[اهل]] کشتی تقاضا کردند که ایشان را هم نزد خود بپذیرند. [[مردم]] کشتی که [[نور]] [[نبوت]] در جبین ایشان دیدند آن دو را بدون اجرت بر کشتی پذیرفتند و در اعزاز و اکرامشان کوشیدند»<ref>بلاغی، تاریخ انبیاء، ص۱۵۹.</ref>. | |||
در اینجا باز برمیگردیم به روایت [[المیزان]]: «موسی نسبت به کارهای آن عالم خالی الذهن بود. در چنین حالی، عالم کشتی را سوراخ کرد، سوراخی که با وجود آن کشتی ایمن از [[غرق]] نبود، موسی آنچنان [[تعجب]] کرد که عهدی را که با او بسته بود فراموش نمود زبان به [[اعتراض]] گشود». بعدها بعد از اتمام دوران [[آموزشی]]، [[حضرت خضر]] گره از رازهای کار خویش گشود. او رو به [[موسی]] کرد و در خصوص سوراخ کردن کشتی گفت: «اکنون [[تأویل]] اعمالم را برای تو میگویم و از تو جدا میشوم، آن کشتی که سوراخ کردم، برای عدهای از [[فقرا]] بود که با آن در دریا کار میکردند و [[هزینه زندگی]] خود را به دست میآوردند، [[پادشاهی]] از آن سوی دریا، کشتی را [[غصب]] میکرد و برای خود میگرفت، من آن را سوراخ کردم تا کشتی را معیوب ببیند و از گرفتنش صرف نظر کند»<ref>لطیف راشدی، قصههای قرآن، ص۴۰۰. </ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۹۱.</ref> | |||
===بازنمایی دریای زیر کشتی=== | |||
پس از سه بار اعتراض موسی به معلمش و نقض مقررات آموزشی، [[معلم]] [[تصمیم]] گرفت که از او جدا شود، معلم قبل از جدایی، [[اسرار]] وقایع را برای موسی{{ع}} بیان کرد تا [[فهم]] این حوادث کلیدی برای پاسخ پرسشهای او باشد در این [[آیه]] به [[حکمت]] سوراخ کردن کشتی توسط معلم اشاره میکند که کار سوراخ کردن کشتی هر چند ظاهراً زننده بود و موسی را به اعتراض وا داشت اما [[هدف]] و حکمتی در برداشت. معلم میخواست کشتی [[مستمندان]] به دست [[پادشاه]] [[ستمگر]] نیفتد از این رو آن را معیوب کرد تا آن پادشاه از این کشتی معیوب صرف نظر کند»<ref>تفسیر قرآن مهر، ج۵، ص۴۳۱.</ref>. | |||
در [[اقامه دلیل]] اینکه این دریا «مجمع البحرین» بوده است به خود داستان حضرت خضر و موسی [[متوسل]] میشوم که «بندهایی از [[بندگان خدا]] به نام [[خضر]] را آنان در [[سفر]] [[علمی]] خود در صخره نزدیک مجمع البحرین یافتند و کشتی در آنجا مورد استفاده قرار گرفته است و احتمال زیاد آن است که مجمع البحرین محل اتصال [[خلیج عقبه]] به خلیج سوئز باشد»<ref>خلاصه تفاسیر المیزان و نمونه، ص۷۷۳.</ref>. | |||
اگر محل پیوند خلیج عقبه با خلیج سوئز را مجمع البحرین بگیریم کشتی حامل خضر و موسی «یا به طرف خلیج سوئز و یا به طرف [[خلیج عقبه]]» در حال حرکت بوده است، یعنی در طرفین سینا.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۲۹۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||