تفسیر فلسفی در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'جست و جوی' به 'جستجوی'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'جست و جوی' به 'جستجوی') |
||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
[[صدرالمتألهین]] در فلسفه خود که به [[حکمت متعالیه]] [[شهرت]] دارد چون به جمع بین [[قرآن]] و [[برهان]] [[اعتقاد]] داشته و آنها را دو روی یک سکه دانسته استشهادهای فراوانی به [[قرآن مجید]] دارد. وی افزون بر آنکه در آثار [[فلسفی]] خود چون اسفار، شواهد الربوبیه، [[مبدأ و معاد]]، [[مفاتیح الغیب]] و رساله حدوث فراوان به [[تفسیر فلسفی]] و [[تطبیق]] مباحث فلسفه خود بر قرآن مجید روی آورده، در دو کتاب [[تفسیر القرآن الکریم]] و [[اسرار]] الآیات مفصلتر به این رویکرد پرداخته است. [[استشهاد]] وی به قرآن به قدری زیاد است که تنها در مسئله حرکت جوهری به حدود ۱۸۰ [[آیه]] از قرآن مجید استناد جسته، میگوید: ابتدا حرکت جوهری را از قرآن فهمیدم و سپس در پی [[استدلال]] فلسفی بر آن برآمدم. | [[صدرالمتألهین]] در فلسفه خود که به [[حکمت متعالیه]] [[شهرت]] دارد چون به جمع بین [[قرآن]] و [[برهان]] [[اعتقاد]] داشته و آنها را دو روی یک سکه دانسته استشهادهای فراوانی به [[قرآن مجید]] دارد. وی افزون بر آنکه در آثار [[فلسفی]] خود چون اسفار، شواهد الربوبیه، [[مبدأ و معاد]]، [[مفاتیح الغیب]] و رساله حدوث فراوان به [[تفسیر فلسفی]] و [[تطبیق]] مباحث فلسفه خود بر قرآن مجید روی آورده، در دو کتاب [[تفسیر القرآن الکریم]] و [[اسرار]] الآیات مفصلتر به این رویکرد پرداخته است. [[استشهاد]] وی به قرآن به قدری زیاد است که تنها در مسئله حرکت جوهری به حدود ۱۸۰ [[آیه]] از قرآن مجید استناد جسته، میگوید: ابتدا حرکت جوهری را از قرآن فهمیدم و سپس در پی [[استدلال]] فلسفی بر آن برآمدم. | ||
گستردهترین تفسیر فلسفی، تفسیر القرآن الکریم صدرالمتألهین است که متناسب با حالات [[روحی]] خود ابتدا از تفسیر [[آیة الکرسی]] آغاز کرد و سپس به [[تفسیر]] سورههای [[یس]]، [[حدید]]، واقعه، اعلی، [[طارق]] و زلزال پرداخت و سرانجام در سالهای پایانی [[عمر]] خود [[تصمیم]] به تفسیر کامل [[قرآن]] گرفت و تا پایان عمر خود به تفسیر [[سوره حمد]] و مقداری از [[سوره بقره]] موفق شد. <ref>ملاصدرا هرمنوتیک و فهم کلام الهی، ص۴۲؛ نیز ر. ک: تفسیر صدرالمتألهین، ج ۱، ص۹۴، ۱۱۰. </ref> [[ملاصدرا]] در تفسیر [[آیة الکرسی]] و [[آیه نور]] که در دوره جوانیش نگاشته در عین توجه به [[حدیث]]، بیشتر بر [[اندیشه]] عرفا و [[صوفیه]] تکیه داشته، چندان به مباحث ادبی نمیپردازد؛ اما پس از تصمیم به [[نوشتن]] تفسیر کامل و جامع از قرآن به روش معمول [[مفسران]] بازمی گردد و افزون بر [[تفسیر آیات]] مطابق [[مکتب]] خاص خود و [[مکاشفه]] شخصی و [[عرفانی]] به مباحث لغوی و ادبی نیز میپردازد. <ref>مفاتیح الغیب، ج ۱، ص۷۸ - ۷۹. </ref> وی همچنین پیش از شروع به تفسیر، کتاب [[مفاتیح الغیب]] را به عنوان [[فلسفه]] تفسیر و مستند برخی مطالب تفسیرش تألیف کرده است. <ref> مفاتیح الغیب، ج ۱، ص۷۹. </ref> ازنظر ملاصدرا تفسیر صحیح [[قرآن کریم]] آن است که [[مفسر]] با پذیرش [[ظواهر قرآن]] در | گستردهترین تفسیر فلسفی، تفسیر القرآن الکریم صدرالمتألهین است که متناسب با حالات [[روحی]] خود ابتدا از تفسیر [[آیة الکرسی]] آغاز کرد و سپس به [[تفسیر]] سورههای [[یس]]، [[حدید]]، واقعه، اعلی، [[طارق]] و زلزال پرداخت و سرانجام در سالهای پایانی [[عمر]] خود [[تصمیم]] به تفسیر کامل [[قرآن]] گرفت و تا پایان عمر خود به تفسیر [[سوره حمد]] و مقداری از [[سوره بقره]] موفق شد. <ref>ملاصدرا هرمنوتیک و فهم کلام الهی، ص۴۲؛ نیز ر. ک: تفسیر صدرالمتألهین، ج ۱، ص۹۴، ۱۱۰. </ref> [[ملاصدرا]] در تفسیر [[آیة الکرسی]] و [[آیه نور]] که در دوره جوانیش نگاشته در عین توجه به [[حدیث]]، بیشتر بر [[اندیشه]] عرفا و [[صوفیه]] تکیه داشته، چندان به مباحث ادبی نمیپردازد؛ اما پس از تصمیم به [[نوشتن]] تفسیر کامل و جامع از قرآن به روش معمول [[مفسران]] بازمی گردد و افزون بر [[تفسیر آیات]] مطابق [[مکتب]] خاص خود و [[مکاشفه]] شخصی و [[عرفانی]] به مباحث لغوی و ادبی نیز میپردازد. <ref>مفاتیح الغیب، ج ۱، ص۷۸ - ۷۹. </ref> وی همچنین پیش از شروع به تفسیر، کتاب [[مفاتیح الغیب]] را به عنوان [[فلسفه]] تفسیر و مستند برخی مطالب تفسیرش تألیف کرده است. <ref> مفاتیح الغیب، ج ۱، ص۷۹. </ref> ازنظر ملاصدرا تفسیر صحیح [[قرآن کریم]] آن است که [[مفسر]] با پذیرش [[ظواهر قرآن]] در جستجوی [[اسرار]] و رموز پنهان آن برآید و به [[یاری]] [[عقل]] و مکاشفه و [[اشراق]] [[الهی]] [[حقایق]] پشت پرده ظواهر قرآن را به دست آورد،<ref> مفاتیح الغیب، ج ۱، ص۷۹ - ۸۰. </ref> بر این اساس او بر این [[باور]] است که مفسر برای [[درک]] اعماق قرآن باید نخست از معانی ظاهری الفاظ آغاز کند؛ اما نباید به معانی ظاهری الفاظ [[قناعت]] کند، بلکه باید با ترک [[حواس]] [[جسمانی]] و با [[استمداد]] از حواس [[باطنی]] به [[ملکوت]] [[سفر]] کند و معانی عمیق و بیانتهای قرآن را از راه مکاشفه و به صورت زلال به دست آورد. او همچنین تأکید میکند کسی که در [[تفسیر قرآن]] به جنبههای ادبی و ظاهری آن بسنده میکند تنها به [[درک]] زیباییهای [[ظاهر قرآن]] نائل میشود یا حداکثر از [[ظواهر]] الفاظ جنبههای [[حقوقی]] و [[فقهی]] آن را [[کشف]] میکند و حتی ممکن است چون [[متکلمان اشعری]] و برخی فقهای [[حنبلی]] برای [[خدا]] دست و چشم و تخت و سریر فرض کند. <ref>ر. ک: اسفار، ج ۹، ص۲۹۹. </ref> وی همچنین [[معتقد]] است شیوه [[تفسیر]] لفظی و معانی ظاهری الفاظ از عهده تفسیر و بیان [[حقایق]] پیچیده و [[اسرار]] رموز [[آیات]] برنمی آید. <ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۴، ص۱۵۱. </ref> نکته حائز اهمیت در نگرش [[صدرالمتألهین]] به اخذ [[ظواهر قرآن]] و [[هماهنگی]] [[تأویل]] با ظواهر این است که برخلاف دیدگاه مشهور که وضع الفاظ را ابتدا برای معانی مادی عرفی میداند، در [[باور]] وی الفاظ برای [[ارواح]] معانی وضع شدهاند، بدون در نظر گرفتن خصوصیات مادی، بر همین اساس وی منکر اطلاق الفاظ در مورد [[خداوند]] به نحو استعاره و مجاز است. | ||
وی همچنین معتقد است که شیوه تفسیر لفظی و معانی ظاهری الفاظ از عهده تفسیر و بیان حقایق پیچیده و اسرار و رموز آیات برنمی آید. <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۴، ص۱۵۱. </ref> به باور او [[تأویل قرآن]] امری ضروری است، و با ظاهر قرآن هم مخالف نیست، بلکه مکمل آن است؛ به عبارت دیگر معانی [[باطنی]] مانند مغز دانهاند، و الفاظ و معانی ظاهری [[حکم]] پوسته را دارند. <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۴، ص۱۵۲. </ref> [[کشف و شهود]] [[قلبی]] نیز زمانی معتبر است که مکمل معنای ظاهری [[قرآن]] باشد و الفاظ قرآن باید همواره بر معانی [[حقیقی]] شان حمل شوند نه بر استعاره و مجاز. <ref>ملاصدرا هرمنوتیک و فهم کلام الهی، ص۶۳؛ رسائل فلسفی، ص۹۴، ۹۵. </ref> صدرالمتألهین همچنین برای تأویل قرآن شروطی را بیان کرده که از مهمترین آنها یکی پشت کردن به [[مادیات]] و [[لذات]] آن و تمرین و [[ریاضت]] [[روحی]] و دیگری برخورداری از [[استعداد]] ذاتی است. <ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۳، ص۲۹۸. </ref> وی در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ }}<ref>«آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> میگوید: مفهوم [[باطنی]] [[آسمان]]، [[عقل]] [[انسانی]] است و ۷ آسمان یعنی مراتب و درجات هفت گانه نفس انسانی که عبارتاند از نفس، [[قلب]]، عقل، [[روح]]، سرّ، خفیّ و اخفی <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۲۸۸. </ref> و با آنکه تصریح میکند زوج در [[آیات شریفه]] {{متن قرآن| اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ }}<ref>«ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن| وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا }}<ref>«از (خود) او همسرش را پدید آورد» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.</ref> به معنای حواست؛ ولی در عین حال [[معتقد]] است که عقل همان [[آدم]] است و نفس [[حوا]] بوده و ترکیب این دو در [[انسان]] زوجیت [[واقعی]] را شکل میدهند. <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۳، ص۸۶ - ۸۷. </ref> در جای دیگر «مشی در مساکن» در [[آیه]] {{متن قرآن| يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ }}<ref>«در خانههای آنان راه میروند» سوره سجده، آیه ۲۶.</ref> را به معنای حرکت در [[محسوسات]] و در عالم ماده و [[ادراکات حسی]] میداند. <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۶، ص۱۲۹. </ref> [[صدرالمتألهین]] پس از [[انتقاد]] از دیدگاه [[صوفیه]] در باب [[توحید]] <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۴، ص۷۵. </ref>به تبیین [[فلسفی]] {{متن قرآن|الْحَيُّ الْقَيُّومُ}} پرداخته، [[حیات]] را مشکک به تشکیک خاصی میداند و میگوید: مسلک [[ابراهیم خلیل]] {{ع}} این بود که برای [[اثبات]] حیات و قیومیت از نظر در اجرام فلکی و [[سقوط]] آنان در ورطه امکان پیش رود؛ ولی مسلک [[پیامبر خاتم]] {{صل}} به طریقه بهتری اشاره دارد آنجا که میفرماید:{{متن حدیث| مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه}}<ref>بحارالانوار، ج ۲، ص۳۲. </ref> و آن [[معرفت نفس]] است. | وی همچنین معتقد است که شیوه تفسیر لفظی و معانی ظاهری الفاظ از عهده تفسیر و بیان حقایق پیچیده و اسرار و رموز آیات برنمی آید. <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۴، ص۱۵۱. </ref> به باور او [[تأویل قرآن]] امری ضروری است، و با ظاهر قرآن هم مخالف نیست، بلکه مکمل آن است؛ به عبارت دیگر معانی [[باطنی]] مانند مغز دانهاند، و الفاظ و معانی ظاهری [[حکم]] پوسته را دارند. <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۴، ص۱۵۲. </ref> [[کشف و شهود]] [[قلبی]] نیز زمانی معتبر است که مکمل معنای ظاهری [[قرآن]] باشد و الفاظ قرآن باید همواره بر معانی [[حقیقی]] شان حمل شوند نه بر استعاره و مجاز. <ref>ملاصدرا هرمنوتیک و فهم کلام الهی، ص۶۳؛ رسائل فلسفی، ص۹۴، ۹۵. </ref> صدرالمتألهین همچنین برای تأویل قرآن شروطی را بیان کرده که از مهمترین آنها یکی پشت کردن به [[مادیات]] و [[لذات]] آن و تمرین و [[ریاضت]] [[روحی]] و دیگری برخورداری از [[استعداد]] ذاتی است. <ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۳، ص۲۹۸. </ref> وی در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ }}<ref>«آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> میگوید: مفهوم [[باطنی]] [[آسمان]]، [[عقل]] [[انسانی]] است و ۷ آسمان یعنی مراتب و درجات هفت گانه نفس انسانی که عبارتاند از نفس، [[قلب]]، عقل، [[روح]]، سرّ، خفیّ و اخفی <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۲۸۸. </ref> و با آنکه تصریح میکند زوج در [[آیات شریفه]] {{متن قرآن| اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ }}<ref>«ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن| وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا }}<ref>«از (خود) او همسرش را پدید آورد» سوره اعراف، آیه ۱۸۹.</ref> به معنای حواست؛ ولی در عین حال [[معتقد]] است که عقل همان [[آدم]] است و نفس [[حوا]] بوده و ترکیب این دو در [[انسان]] زوجیت [[واقعی]] را شکل میدهند. <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۳، ص۸۶ - ۸۷. </ref> در جای دیگر «مشی در مساکن» در [[آیه]] {{متن قرآن| يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ }}<ref>«در خانههای آنان راه میروند» سوره سجده، آیه ۲۶.</ref> را به معنای حرکت در [[محسوسات]] و در عالم ماده و [[ادراکات حسی]] میداند. <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۶، ص۱۲۹. </ref> [[صدرالمتألهین]] پس از [[انتقاد]] از دیدگاه [[صوفیه]] در باب [[توحید]] <ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۴، ص۷۵. </ref>به تبیین [[فلسفی]] {{متن قرآن|الْحَيُّ الْقَيُّومُ}} پرداخته، [[حیات]] را مشکک به تشکیک خاصی میداند و میگوید: مسلک [[ابراهیم خلیل]] {{ع}} این بود که برای [[اثبات]] حیات و قیومیت از نظر در اجرام فلکی و [[سقوط]] آنان در ورطه امکان پیش رود؛ ولی مسلک [[پیامبر خاتم]] {{صل}} به طریقه بهتری اشاره دارد آنجا که میفرماید:{{متن حدیث| مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه}}<ref>بحارالانوار، ج ۲، ص۳۲. </ref> و آن [[معرفت نفس]] است. | ||