پرش به محتوا

ضرورت امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۶: خط ۴۶:
* این [[شبهه]] از سده‌های پیشین مطرح و امروز نیز بعضی به طرح و تقویت آن پرداخته‌اند.  
* این [[شبهه]] از سده‌های پیشین مطرح و امروز نیز بعضی به طرح و تقویت آن پرداخته‌اند.  
* در تحلیل این [[شبهه]] نکات ذیل قابل توجه است:
* در تحلیل این [[شبهه]] نکات ذیل قابل توجه است:
===[[ضرورت عینی امام]] [[معصوم]] در صدر اسلام===
===[[ضرورت عینی امام]] [[معصوم]] در صدر [[اسلام]]===
* با وجود [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به وجود فرد و [[امام]] دیگری اصلاً نیاز نبود، اما با [[رحلت]] آن حضرت، [[اسلام]] که مانند یک نهال تازه رشد کرده بود به آبیاری و دیگر مراقبت‌های ویژه احتیاج داشت؛ چراکه [[مردم]] که اندازه کامل رشد نیافته بودند تا در [[تفسیر دین]] خود‌کفا باشند و بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند، عملیاتی نمودن آموزه‌ها و [[احکام]] [[شریعت]] به وجود [[حکومت دینی]] و در رأس آن [[امام]] و [[حاکم]] [[معصوم]] نیاز داشت تا [[حاکم دینی]] با استفاده از دو ابراز کلیدی خود یعنی [[مقام]] [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] "که مرهون [[علم لدنی]] و [[عصمت]] است" ‌و [[مقام]] [[سیاست|سیاسی]] و [[قدرت]] ظاهری خود ضمن [[تبیین دین]] خاتم و رفع [[شبهات]] منتقدان و جاهلان با [[تحریف]] گران و معارضان نیز مقابله کند تا اینکه [[اسلام]] به مرور به نسل‌های بعدی منتقل شود و به اصطلاح جای پای خود را در میان [[مردم]] برای همه نسل‌ها باز و [[مردم]] نیز با راهنمایی‌های [[امامان]] آمادگی لازم را در خود ایجاد کنند. خوشبختانه ابراز اول "مرجعیت علمی و دینی" تا حدودی بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} ‌‌در میان [[مردم]] بود و [[مردم]] و حتی [[پیروان]] [[ادیان]] دیگر می توانستند [[شبهات]] خود را از [[امام علی]]{{ع}} پرسیده و جواب لازم و منطقی را دریافت نمایند. متأسفانه ابراز دوم یعنی [[حکومت]] و [[قدرت]] [[سیاست|سیاسی]] از [[مقام]] [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] - به عللی که بعضاً ذکر شد و نیز خواهد آمد - به مدت بیست‌و پنج سال جدا شد که از این ناحیه آسیب‌هایی بر [[اسلام]] متوجه شد، لکن با [[قدرت]] رسیدن [[حضرت علی]]{{ع}} حضرت تا اندازه‌ای توانست به آسیب‌زدایی بپردازد. بعد از [[حضرت علی]]{{ع}} ده [[امام]] [[معصوم]] نیز آموزه‌های ناب [[اسلام]] را به نسل‌های بعدی انتقال می‌دادند، چنان‌که [[امام صادق]]{{ع}} دارای مدرسه و به تعبیری دارای حوزه‌ای وسیع با حدود چهارهزار استاد و دانشجوی دینی بود که از محضر شریفش کسب [[علم]] می‌کردند، دامنه و قلمرو شاگردان حضرت به [[شیعه]] اختصاص نداشت بلکه اساتید و [[عالمان]] [[اهل سنت]] نیز افتخار شاگردی آن حضرت نداشت بکله اساتید و [[عالمان]] [[اهل سنت]] نیز افتخار شاگردی آن حضرت را داشتند، به گونه‌ای که بنیان‌گذار چهار فرقه [[اهل سنت]]، یعنی شافعی، حنبلی، مالکی و حنفی شاگرد مستقیم و یا غیر مستقیم حضرت بودند<ref>ر. ک: الذریعه، ج ۲، ص ۱۲۹ - و نیز: مجموعه مقالات همایش [[امام]] جعفر صادق{{ع}} و تجدید حیات [[اسلام]]، ص ۱۰۰.</ref>. از اینجا می‌توان ادعا نمود با سعی و مجاهدت‌های [[امام]] باقر{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} دانشمندان و مبلغان صلاحیت‌داری تربیت و رشد یافتند که می‌توانستند قسمتی از [[وظیفه]] [[امام]] و [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] را در [[جامعه]] ایفا کنند. با ادامه این جریان تا حدودی نیاز عینی و ضروری [[جامعه]] به وجود [[امام]] [[معصوم]] در میان خودشان کاسته می‌شد و [[جامعه]] به طرف آمادگی لازم برای دوره [[غیبت]] [[امام]] معصوم{{ع}} حرکت می‌کرد. چراکه مهم‌ترین [[فلسفه]] ضرورت [[امام]] در [[جامعه]] [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] و [[هدایت مردم]] بود که اصل آن با وجود [[دوازده امام]] در [[جامعه]] ثابت و نهادینه شده و تکمیل آن نیز به عهده [[عالمان]] [[دین]] گذاشته شده است. اما مسئله [[تشریع]] آن نیز در عصر خود [[ائمه]] به مقدار لازم صورت گرفته است و نیاز‌های [[جامعه]] به آن صورت اصل [[اجتهاد]] به فقهای واجد شرایط واگذار شده است. باری مسئله [[واسطه فیض]] بودن این تنها در انحصار خود [[ائمه]] است که [[شیعه]] معتقد است [[دین]] نقش توسط خود حضرت حجت{{ع}} با وجود مبارکش در عصر [[غیبت]] انجام می‌شود، و بدین سان زمین از [[حجت الهی]] خالی نمی‌ماند.  
* با وجود [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به وجود فرد و [[امام]] دیگری اصلاً نیاز نبود، اما با [[رحلت]] آن حضرت، [[اسلام]] که مانند یک نهال تازه رشد کرده بود به آبیاری و دیگر مراقبت‌های ویژه احتیاج داشت؛ چراکه [[مردم]] که اندازه کامل رشد نیافته بودند تا در [[تفسیر دین]] خود‌کفا باشند و بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند، عملیاتی نمودن آموزه‌ها و [[احکام]] [[شریعت]] به وجود [[حکومت دینی]] و در رأس آن [[امام]] و [[حاکم]] [[معصوم]] نیاز داشت تا [[حاکم دینی]] با استفاده از دو ابزار کلیدی خود یعنی [[مقام]] [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] (که مرهون [[علم لدنی]] و [[عصمت]] است) ‌و [[مقام]] [[سیاست|سیاسی]] و [[قدرت]] ظاهری خود ضمن [[تبیین دین]] خاتم و رفع [[شبهات]] منتقدان و جاهلان با [[تحریف]] گران و معارضان نیز مقابله کند تا اینکه [[اسلام]] به مرور به نسل‌های بعدی منتقل شود و به اصطلاح جای پای خود را در میان [[مردم]] برای همه نسل‌ها باز و [[مردم]] نیز با راهنمایی‌های [[امامان]] آمادگی لازم را در خود ایجاد کنند. خوشبختانه ابزار اول ([[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]]) تا حدودی بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} ‌‌در میان [[مردم]] بود و [[مردم]] و حتی [[پیروان]] [[ادیان]] دیگر می توانستند [[شبهات]] خود را از [[امام علی]]{{ع}} پرسیده و جواب لازم و منطقی را دریافت نمایند. متأسفانه ابزار دوم یعنی [[حکومت]] و [[قدرت]] [[سیاست|سیاسی]] از [[مقام]] [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] - به عللی که بعضاً ذکر شد و نیز خواهد آمد - به مدت بیست‌و پنج سال جدا شد که از این ناحیه آسیب‌هایی بر [[اسلام]] متوجه شد، لکن با [[قدرت]] رسیدن [[حضرت علی]]{{ع}} حضرت تا اندازه‌ای توانست به آسیب‌زدایی بپردازد. بعد از [[حضرت علی]]{{ع}} ده [[امام]] [[معصوم]] نیز آموزه‌های ناب [[اسلام]] را به نسل‌های بعدی انتقال می‌دادند، چنان‌که [[امام صادق]]{{ع}} دارای مدرسه و به تعبیری دارای حوزه‌ای وسیع با حدود چهارهزار استاد و دانشجوی دینی بود که از محضر شریفش کسب [[علم]] می‌کردند، دامنه و قلمرو شاگردان حضرت به [[شیعه]] اختصاص نداشت بلکه اساتید و [[عالمان]] [[اهل سنت]] نیز افتخار شاگردی آن حضرت نداشت بکله اساتید و [[عالمان]] [[اهل سنت]] نیز افتخار شاگردی آن حضرت را داشتند، به گونه‌ای که بنیان‌گذار چهار فرقه [[اهل سنت]]، یعنی [[مذهب شافعی|شافعی]]، [[مذهب حنبلی|حنبلی]]، [[مذهب مالکی|مالکی]] و [[مذهب حنفی|حنفی]] شاگرد مستقیم و یا غیر مستقیم حضرت بودند<ref>ر. ک: الذریعه، ج ۲، ص ۱۲۹ - و نیز: مجموعه مقالات همایش [[امام]] جعفر صادق{{ع}} و تجدید حیات [[اسلام]]، ص ۱۰۰.</ref>. از اینجا می‌توان ادعا نمود با سعی و مجاهدت‌های [[امام]] باقر{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} دانشمندان و مبلغان صلاحیت‌داری تربیت و رشد یافتند که می‌توانستند قسمتی از [[وظیفه]] [[امام]] و [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] را در [[جامعه]] ایفا کنند. با ادامه این جریان تا حدودی نیاز عینی و ضروری [[جامعه]] به وجود [[امام]] [[معصوم]] در میان خودشان کاسته می‌شد و [[جامعه]] به طرف آمادگی لازم برای دوره [[غیبت]] [[امام]] معصوم{{ع}} حرکت می‌کرد. چراکه مهم‌ترین [[فلسفه]] ضرورت [[امام]] در [[جامعه]] [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] و [[هدایت مردم]] بود که اصل آن با وجود [[دوازده امام]] در [[جامعه]] ثابت و نهادینه شده و تکمیل آن نیز به عهده [[عالمان]] [[دین]] گذاشته شده است. اما مسئله [[تشریع]] آن نیز در عصر خود [[ائمه]] به مقدار لازم صورت گرفته است و نیاز‌های [[جامعه]] به آن صورت اصل [[اجتهاد]] به فقهای واجد شرایط واگذار شده است. باری مسئله [[واسطه فیض]] بودن این تنها در انحصار خود [[ائمه]] است که [[شیعه]] معتقد است [[دین]] نقش توسط خود [[حضرت حجت]]{{ع}} با وجود مبارکش در [[عصر غیبت]] انجام می‌شود، و بدین سان زمین از [[حجت الهی]] خالی نمی‌ماند.
 
===اعطای لطف الهی بستگی به عدم مانع===
===اعطای لطف الهی بستگی به عدم مانع===
* اینجا باید پذیرفت وجود [[امام]] [[معصوم]] در هر عصری در میان [[مردم]] خود لطف مضاعف دارد که جای آن را هیچ عالمی بر نمی‌کند، اگر [[امام]] معصومی وجود داشت اختلافات علمی [[مسلمانان]] به حداقل و نه صفر می‌رسید - چراکه با حضور یازده [[امام]] [[معصوم]] [[اهل سنت]] شکل گرفته است. به این نکته نیز باید توجه کرد اعطای لطف مضاعف قابلیت لازم می‌طلبد اما متأسفانه در عصر [[امام دوازدهم]] [[حکومت]] جائر وقت محدودیت‌های مضاعفی بر [[امام حسن]] عسگری{{ع}} ایجاب کرده بود که به محض اطلاع از تولد [[امام عصر]] (عج) آن حضرت را به [[شهادت]] رساند و [[مردم]] نیز حمایت لازم از [[امام حسن]] عسگری{{ع}} را انجام نمی‌دادند، نه زمینه حضور [[امام دوازدهم]] در [[جامعه]] بلکه زمینه [[شهادت]] او مهیا بود. لذا [[خداوند]] آن [[امام]] همام را به سراپرده [[غیبت]] برد تا در وقت دیگر ظهور نموده، [[جامعه]] را از [[عدالت]] مملو کند. پس [[غیبت]] [[امام]]{{ع}} ‌‌نیز با دلیل لطف تهافتی ندارد.  
* اینجا باید پذیرفت وجود [[امام]] [[معصوم]] در هر عصری در میان [[مردم]] خود لطف مضاعف دارد که جای آن را هیچ عالمی بر نمی‌کند، اگر [[امام]] معصومی وجود داشت اختلافات علمی [[مسلمانان]] به حداقل و نه صفر می‌رسید - چراکه با حضور یازده [[امام]] [[معصوم]] [[اهل سنت]] شکل گرفته است. به این نکته نیز باید توجه کرد اعطای لطف مضاعف قابلیت لازم می‌طلبد اما متأسفانه در عصر [[امام دوازدهم]] [[حکومت]] جائر وقت محدودیت‌های مضاعفی بر [[امام حسن]] عسگری{{ع}} ایجاب کرده بود که به محض اطلاع از تولد [[امام عصر]] (عج) آن حضرت را به [[شهادت]] رساند و [[مردم]] نیز حمایت لازم از [[امام حسن]] عسگری{{ع}} را انجام نمی‌دادند، نه زمینه حضور [[امام دوازدهم]] در [[جامعه]] بلکه زمینه [[شهادت]] او مهیا بود. لذا [[خداوند]] آن [[امام]] همام را به سراپرده [[غیبت]] برد تا در وقت دیگر ظهور نموده، [[جامعه]] را از [[عدالت]] مملو کند. پس [[غیبت]] [[امام]]{{ع}} ‌‌نیز با دلیل لطف تهافتی ندارد.  
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش