مهدویت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
خط ۷۲: خط ۷۲:
[[اندیشه]] "[[مهدویت]]"، در [[اسلام]] ریشه [[قرآنی]] دارد و این [[کتاب آسمانی]]، با قاطعیت تمام، [[پیروزی]] نهایی "[[حق]]" بر "[[باطل]]" را به تمامی [[انسان‌ها]] نوید داده است. [[قرآن]] در باره [[ظهور]] و [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} به صورت کلی بحث کرده و [[بشارت]] به تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] و [[پیروزی]] [[صالحان]] داده است. [[مفسران شیعه]] و برخی از [[مفسران اهل سنت]]، این‌گونه [[آیات]] را- به استناد [[روایات اهل بیت]] {{عم}} و نظرات [[دانشمندان]] اسلامی‌مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند. در اینجا از مجموع [[آیات]] قرآنی- که ناظر به این موضوع است و صراحت بیشتری دارد تنها چند [[آیه]] [[نقل]] و بررسی می‌شود. آیاتی از [[قرآن مجید]] که در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است‌. اینجا درباره آیاتی از [[قرآن مجید]] است که با استفاده از سخنان گهربار [[معصومین]] {{عم}}، در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. ابتدا تعریف و مفهوم این سه واژه ـ به صورت مختصر ـ بیان می‌گردد:
[[اندیشه]] "[[مهدویت]]"، در [[اسلام]] ریشه [[قرآنی]] دارد و این [[کتاب آسمانی]]، با قاطعیت تمام، [[پیروزی]] نهایی "[[حق]]" بر "[[باطل]]" را به تمامی [[انسان‌ها]] نوید داده است. [[قرآن]] در باره [[ظهور]] و [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} به صورت کلی بحث کرده و [[بشارت]] به تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] و [[پیروزی]] [[صالحان]] داده است. [[مفسران شیعه]] و برخی از [[مفسران اهل سنت]]، این‌گونه [[آیات]] را- به استناد [[روایات اهل بیت]] {{عم}} و نظرات [[دانشمندان]] اسلامی‌مربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته‌اند. در اینجا از مجموع [[آیات]] قرآنی- که ناظر به این موضوع است و صراحت بیشتری دارد تنها چند [[آیه]] [[نقل]] و بررسی می‌شود. آیاتی از [[قرآن مجید]] که در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است‌. اینجا درباره آیاتی از [[قرآن مجید]] است که با استفاده از سخنان گهربار [[معصومین]] {{عم}}، در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. ابتدا تعریف و مفهوم این سه واژه ـ به صورت مختصر ـ بیان می‌گردد:


# [[تفسیر]]: "[[تفسیر]]" از واژه "فسر"، به‌معنای روشن کردن و [[آشکار]] ساختن است و در "اصطلاح" عبارت است از: "زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای موردنظر، نارسا و دچار اشکال است". ماده "فسر"، در باب "تفعیل" بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا است. از این‌رو [[تفسیر]]، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست؛ بلکه شامل زدودن ابهام موجود در دلالت [[کلام]]، نیز می‌شود. [[تفسیر]]، در جایی است که گونه‌ای ابهام، در لفظ وجود دارد و این موجب ابهام در معنا و دلالت [[کلام]] می‌شود و برای زدودن آن، کوشش فراوانی لازم است<ref>ر. ک: محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. از آنجایی که [[فهم]] پاره‌ای از [[آیات قرآن]]، بر عموم [[مردم]] پوشیده است، ناگزیر [[نیازمند]] بیان و پرده‌برداری است و این مهم برعهده کسانی است که صلاحیت و [[توانایی]] چنین امری را دارند و مورد تأیید [[خداوند]] متعال‌اند.
# [[تفسیر]]: "[[تفسیر]]" از واژه "فسر"، به‌معنای روشن کردن و آشکار ساختن است و در "اصطلاح" عبارت است از: "زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای موردنظر، نارسا و دچار اشکال است". ماده "فسر"، در باب "تفعیل" بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا است. از این‌رو [[تفسیر]]، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست؛ بلکه شامل زدودن ابهام موجود در دلالت [[کلام]]، نیز می‌شود. [[تفسیر]]، در جایی است که گونه‌ای ابهام، در لفظ وجود دارد و این موجب ابهام در معنا و دلالت [[کلام]] می‌شود و برای زدودن آن، کوشش فراوانی لازم است<ref>ر. ک: محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. از آنجایی که [[فهم]] پاره‌ای از [[آیات قرآن]]، بر عموم [[مردم]] پوشیده است، ناگزیر [[نیازمند]] بیان و پرده‌برداری است و این مهم برعهده کسانی است که صلاحیت و [[توانایی]] چنین امری را دارند و مورد تأیید [[خداوند]] متعال‌اند.
# تأویل‌: [[تفسیر]] و [[تأویل]]، در گذشته دو لفظ مترادف بود؛ لذا [[طبری]] در [[تفسیر]] جامع البیان آن دو را به یک معنا گرفته و در موقع [[تفسیر]] [[آیات]] گفته است: "القول فی [[تأویل]] الایة". در اصطلاح متأخران، "[[تأویل]]" به معنای مغایر با [[تفسیر]] و شاید اخص از آن به کار رفته است. [[تأویل]] از "اول"، به معنای بازگشت به اصل است. [[تأویل]] یک چیز؛ یعنی، برگرداندن آن به مکان و مصدر اصلی خودش و [[تأویل]] لفظ [[متشابه]]؛ یعنی، توجیه ظاهر آن، به‌طوری‌که به معنای واقعی و اصیل خودش بازگردد<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] به سه معنا آمده است:
# تأویل‌: [[تفسیر]] و [[تأویل]]، در گذشته دو لفظ مترادف بود؛ لذا [[طبری]] در [[تفسیر]] جامع البیان آن دو را به یک معنا گرفته و در موقع [[تفسیر]] [[آیات]] گفته است: "القول فی [[تأویل]] الایة". در اصطلاح متأخران، "[[تأویل]]" به معنای مغایر با [[تفسیر]] و شاید اخص از آن به کار رفته است. [[تأویل]] از "اول"، به معنای بازگشت به اصل است. [[تأویل]] یک چیز؛ یعنی، برگرداندن آن به مکان و مصدر اصلی خودش و [[تأویل]] لفظ [[متشابه]]؛ یعنی، توجیه ظاهر آن، به‌طوری‌که به معنای واقعی و اصیل خودش بازگردد<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] به سه معنا آمده است:
# توجیه ظاهر لفظ یا عمل [[متشابه]]؛ به‌گونه‌ای صحیح که مورد قبول [[عقل]] و مطابق با [[نقل]] باشد<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>.
# توجیه ظاهر لفظ یا عمل [[متشابه]]؛ به‌گونه‌ای صحیح که مورد قبول [[عقل]] و مطابق با [[نقل]] باشد<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>.
خط ۹۴: خط ۹۴:
'''نکته‌ها:'''
'''نکته‌ها:'''


# [[آل محمد]] {{صل}}‌: در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يَبْعَثُ اَللَّهُ مَهْدِيَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيُعِزُّهُمْ وَ يُذِلُّ عَدُوَّهُمْ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۸۴.</ref>؛ "این [[بندگان]] [[صالح]]، همانا [[آل محمد]] هستند که [[خداوند]]، مهدی‌ آنان را پس از کوشش ایشان [[مبعوث]] می‌کند. پس ایشان را [[عزت]] داده، دشمنانشان را ذلیل خواهد کرد". روشن است مفهوم این [[روایت]]، انحصار نیست؛ بلکه بیان یک مصداق عالی و [[آشکار]] است و این تفسیرها، هرگز عمومیت مفهوم [[آیه]] را محدود نمی‌کند. بنابراین در هر زمان و در هرجا [[بندگان]] [[صالح]] [[خدا]] [[قیام]] کنند، پیروز و موفق خواهند بود و سرانجام [[وارث زمین]] و [[حکومت]] آن خواهند شد.
# [[آل محمد]] {{صل}}‌: در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ يَبْعَثُ اَللَّهُ مَهْدِيَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيُعِزُّهُمْ وَ يُذِلُّ عَدُوَّهُمْ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۸۴.</ref>؛ "این [[بندگان]] [[صالح]]، همانا [[آل محمد]] هستند که [[خداوند]]، مهدی‌ آنان را پس از کوشش ایشان [[مبعوث]] می‌کند. پس ایشان را [[عزت]] داده، دشمنانشان را ذلیل خواهد کرد". روشن است مفهوم این [[روایت]]، انحصار نیست؛ بلکه بیان یک مصداق عالی و آشکار است و این تفسیرها، هرگز عمومیت مفهوم [[آیه]] را محدود نمی‌کند. بنابراین در هر زمان و در هرجا [[بندگان]] [[صالح]] [[خدا]] [[قیام]] کنند، پیروز و موفق خواهند بود و سرانجام [[وارث زمین]] و [[حکومت]] آن خواهند شد.
# [[بشارت]] [[حکومت صالحان]] در [[مزامیر داود]]: در [[مزامیر داود]] تعبیر یاد شده و یا مشابه آن، در چند مورد دیده می‌شود و نشان می‌دهد با تمام تحریفات موجود در این کتاب‌ها، این قسمت همچنان از دستبرد مصون مانده است.
# [[بشارت]] [[حکومت صالحان]] در [[مزامیر داود]]: در [[مزامیر داود]] تعبیر یاد شده و یا مشابه آن، در چند مورد دیده می‌شود و نشان می‌دهد با تمام تحریفات موجود در این کتاب‌ها، این قسمت همچنان از دستبرد مصون مانده است.
##"... شریران منقطع می‌شوند و اما متوکلان به [[خداوند]]، [[وارث زمین]] خواهند شد و حال اندک است که شریر نیست می‌شود؛ هرچند مکانش را استفسار نمایی، [[ناپیدا]] خواهد شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۹.</ref>.
##"... شریران منقطع می‌شوند و اما متوکلان به [[خداوند]]، [[وارث زمین]] خواهند شد و حال اندک است که شریر نیست می‌شود؛ هرچند مکانش را استفسار نمایی، [[ناپیدا]] خواهد شد"<ref>مزامیر داود، ۳۷، بند ۹.</ref>.
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش