پرش به محتوا

مراد از مکتب سیاسی اسلام چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ولیکن' به 'لکن'
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
جز (جایگزینی متن - 'ولیکن' به 'لکن')
خط ۳۵: خط ۳۵:


اما [[اسلام]] هیچ‌یک از شعارهای فوق را قبول ندارد؛ زیرا در مکتب سیاسی اسلام، [[بشر]] (چه اکثریت و چه اقلیت و چه عموم مطلق مردم) [[حق]] تقنین و وضع قانون از پیش خود ندارند، اگر [[قوه مقننه]] نیز در اصطلاح [[مسلمین]] به [[کار]] [[رود]] منظور از آن، [[استنباط احکام]] و [[قوانین اسلام]] و یا [[شناخت]] مصادیق و موضوعات [[احکام]] و [[تطبیق]] آن می‌باشد. “تقنین و تشریع” ویژه [[خداوند]] یکتاست. بنابراین، در اسلام هیچ‌کس بر کسی حکومت نمی‌کند، بلکه خدا بر همه حکومت می‌کند. [[حاکم شرع]] [[اسلامی]] و [[رهبر]] [[مسلمانان]] نیز به همان اندازه مشمول [[قوانین]] است که یک چوپان مسلمان و فرد عادی [[جامعه اسلامی]] این مسأله از جمله مشخصات و ویژگی‌های مکتب سیاسی اسلام می‌باشد که با اندکی [[مطالعه]] و تعمق در [[سیستم]] حکومتی اسلام و قوانین [[قضایی]] آن بر کسی پوشیده نخواهد بود.
اما [[اسلام]] هیچ‌یک از شعارهای فوق را قبول ندارد؛ زیرا در مکتب سیاسی اسلام، [[بشر]] (چه اکثریت و چه اقلیت و چه عموم مطلق مردم) [[حق]] تقنین و وضع قانون از پیش خود ندارند، اگر [[قوه مقننه]] نیز در اصطلاح [[مسلمین]] به [[کار]] [[رود]] منظور از آن، [[استنباط احکام]] و [[قوانین اسلام]] و یا [[شناخت]] مصادیق و موضوعات [[احکام]] و [[تطبیق]] آن می‌باشد. “تقنین و تشریع” ویژه [[خداوند]] یکتاست. بنابراین، در اسلام هیچ‌کس بر کسی حکومت نمی‌کند، بلکه خدا بر همه حکومت می‌کند. [[حاکم شرع]] [[اسلامی]] و [[رهبر]] [[مسلمانان]] نیز به همان اندازه مشمول [[قوانین]] است که یک چوپان مسلمان و فرد عادی [[جامعه اسلامی]] این مسأله از جمله مشخصات و ویژگی‌های مکتب سیاسی اسلام می‌باشد که با اندکی [[مطالعه]] و تعمق در [[سیستم]] حکومتی اسلام و قوانین [[قضایی]] آن بر کسی پوشیده نخواهد بود.
* '''استنباط احکام''': یکی از ویژگی‌های مکاتب [[باطل]] و غیر [[اسلامی]] این است که [[معتقد]] به [[قانون‌گذاری]] به صورت مستقل توسط [[بشر]] هستند. اما [[اسلام]] درست در جهت [[مخالف]] این مسأله است. در [[مکتب سیاسی اسلام]]، بشر [[حق تشریع]] و تقنین ندارد. حتی [[پیامبران]] نیز از خود چیزی نمی‌توانند بگویند، بلکه فقط [[وحی الهی]] است که منبع [[مطالعه]] و تفحص برای استخراج [[قوانین]] [[زندگی]] است. [[خداوند]]، قوانین لازم را وضع کرده و ما باید آنها را [[شناسایی]]، [[کشف]]، استخراج و [[استنباط]] کنیم و با مصادیق و موضوعات [[خارجی]] [[تطبیق]] دهیم ولیکن [[حق]] این که به طور مستقل، خود [[قانون]] وضع کنیم، نداریم، مگر آنکه آن قوانین [[نقل]] به معنا و مفهوم همان [[شریعت الهی]] باشد و با آن [[مخالفت]] نداشته باشد.
* '''استنباط احکام''': یکی از ویژگی‌های مکاتب [[باطل]] و غیر [[اسلامی]] این است که [[معتقد]] به [[قانون‌گذاری]] به صورت مستقل توسط [[بشر]] هستند. اما [[اسلام]] درست در جهت [[مخالف]] این مسأله است. در [[مکتب سیاسی اسلام]]، بشر [[حق تشریع]] و تقنین ندارد. حتی [[پیامبران]] نیز از خود چیزی نمی‌توانند بگویند، بلکه فقط [[وحی الهی]] است که منبع [[مطالعه]] و تفحص برای استخراج [[قوانین]] [[زندگی]] است. [[خداوند]]، قوانین لازم را وضع کرده و ما باید آنها را [[شناسایی]]، [[کشف]]، استخراج و [[استنباط]] کنیم و با مصادیق و موضوعات [[خارجی]] [[تطبیق]] دهیم لکن [[حق]] این که به طور مستقل، خود [[قانون]] وضع کنیم، نداریم، مگر آنکه آن قوانین [[نقل]] به معنا و مفهوم همان [[شریعت الهی]] باشد و با آن [[مخالفت]] نداشته باشد.


لذا در مکتب سیاسی اسلام به جای “تقنین” و [[تشریع]]، “استنباط احکام” و استخراج وجود دارد و این مسأله بر مبنای [[باور]] به [[جاودانگی]] و اصالت اسلام، [[استوار]] می‌باشد.
لذا در مکتب سیاسی اسلام به جای “تقنین” و [[تشریع]]، “استنباط احکام” و استخراج وجود دارد و این مسأله بر مبنای [[باور]] به [[جاودانگی]] و اصالت اسلام، [[استوار]] می‌باشد.
۲۲۷٬۳۷۱

ویرایش