بحث:یوم‌الدار: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۰۲۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۹ اکتبر ۲۰۲۲
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۳: خط ۲۳:
حضار در حالی که می‌خندیدند از جای خود برخاسته و به [[ابوطالب]] گفتند: {{متن حدیث|قَدْ أَمَرَكَ‏ أَنْ‏ تَسْمَعَ‏ لِابْنِكَ‏ وَ تُطِيعَ‏}}<ref>تاریخ الأمم والملوک، ج ۲، ص ۳۲۰ و نیز ر.ک: تفسیر طبری جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹، ص۷۲.</ref>
حضار در حالی که می‌خندیدند از جای خود برخاسته و به [[ابوطالب]] گفتند: {{متن حدیث|قَدْ أَمَرَكَ‏ أَنْ‏ تَسْمَعَ‏ لِابْنِكَ‏ وَ تُطِيعَ‏}}<ref>تاریخ الأمم والملوک، ج ۲، ص ۳۲۰ و نیز ر.ک: تفسیر طبری جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹، ص۷۲.</ref>
نقل‌های دیگر این ماجرا هرچند در برخی از جزئیات متفاوتند اما در اصل داستان و [[حمایت]] [[امیرالمؤمنین]] و اعلام [[وصایت]] و [[خلافت]] وی از سوی [[نبی]] مکرم{{صل}} چندان تفاوتی دیده نمی‌شود<ref>ر.ک: لمحات فی الکتاب و الحدیث و المذهب، ج ۱، ص ۳۹۰ و تشیید المراجعات، ج۳، ص۱۴۰.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>.
نقل‌های دیگر این ماجرا هرچند در برخی از جزئیات متفاوتند اما در اصل داستان و [[حمایت]] [[امیرالمؤمنین]] و اعلام [[وصایت]] و [[خلافت]] وی از سوی [[نبی]] مکرم{{صل}} چندان تفاوتی دیده نمی‌شود<ref>ر.ک: لمحات فی الکتاب و الحدیث و المذهب، ج ۱، ص ۳۹۰ و تشیید المراجعات، ج۳، ص۱۴۰.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>.
==اعتبار [[حدیث یوم الانذار]]==
این [[حدیث]] از جهت اعتبار [[سند]] و [[مقبولیت]] نزد [[شیعه]] و [[سنی]] از [[جایگاه]] والایی برخوردار است یعنی علاوه بر این که [[دانشمندان]] [[امامیه]] آن را مورد [[اعتماد]] قرارداده‌اند<ref>تا جایی که در مورد این حدیث این تعبیر به کار رفته است: {{عربی|من اقوی النصوص سنداً و دلالة}} ر.ک: تشیید المراجعات و تفنید المکابرات.</ref>. بسیاری از ائمّه و حفاظ [[حدیث]] از [[فریقین]] آن را [[روایت]] کرده‌اند و در [[صحاح]] و مسانید خود درج نموده‌اند. افراد دیگری از بزرگان حفاظ و ائمّه [[حدیث]]- که به قول و [[کلام]] آنها در [[اسلام]] اعتناء بسیاری است- آن [[حدیث]] را ملاحظه نموده و بدون هیچ‌گونه ایراد یا توقّفی در صحت [[سند]] آن را تلقّی به قبول کرده‌اند [[تاریخ‌نگاران]] بزرگ نیز آن را صحیح و مورد قبول دانسته و جزء مسلّمات ذکر کرده و شعرا هم آن را در قالب [[شعر]] در آورده‌اند<ref>علامه امینی در الغدیر، ج ۲، ص ۲۷۸ نقل‌های گوناگون حدیث را از منابع معتبر اهل سنت ذکر نموده و درباره نقل طبری در کتاب تاریخ می‌گوید: این حدیث را ابو جعفر اسکافی متکلم معتزلی بغدادی متوفی ۲۴۰ در کتاب خود به نام نقض العثمانیه نقل کرده است و گفته است که این خبر صحیح است، و نیز فقیه برهان الدین در کتاب انباء نجباء الأبناء و ابن اثیر در کامل و ابوالفداء عمادالدین دمشقی در تاریخ خود و شهاب الدین خفاجی در شرح شفا که متعلق به قاضی عیاض است، آورده است، و نیز ر.ک: لمحات، ج۱، ص۳۹۳ که حدیث از ۱۲ طریق نقل شده است. سید شرف الدین هم در کتاب المراجعات نامه ۲۰ و۲۱ را به بیان اعتبار حدیث یوم الدار در منابع اصیل و قابل اعتنا در میان اهل سنت اختصاص داده است و المراجعات ص۲۵۰ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰.</ref>.
گفتیم که [[حدیث یوم الانذار]] در میان [[دانشمندان شیعه]] و [[سنی]] از [[مقبولیت]] و اعتبار والائی برخوردار است با این حال افرادی مانند [[ابن تیمیه]] و برخی از [[پیروان]] او به [[سند]] این [[حدیث]] اشکال کرده‌اند وی علاوه بر تضعیف [[سند]] مدعی [[کذب]] و مجعول بودن [[حدیث]] نزد [[حدیث]] شناسان شده و می‌گوید در منابع معتبر نیامده است<ref>ر.ک: منهاج السنه، ج ۷، ص ۲۹۹ {{عربی|فان هذا الحدیث لیس فی شی، من کتب المسلمین التی یستفیدون منها علم النقل لا فی الصحاح و لا فی المساند و السنن و المغازی و التفسیر التی یذکر فیها الإسناد الذی یحتج به}}.</ref>.
پاسخ: ادعای [[ضعف]] [[سند]] که به خاطر وجود [[عبد]] الغفار بن قاسم بن فهد [[معروف]] به ابو [[مریم]] کوفی است، قابل قبول نیست زیرا:
اولاً تضعیف او معارض با توثیقاتی است که در منابع رجالی [[اهل سنت]] آمده است. مضافا بر این که تنها وجه [[ضعف]] او آن است که [[محب]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌باشد و حال آن که [[محبت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر اساس قواعد پذیرفته شده در [[علم حدیث]] نمی‌تواند موجب [[ضعف]] [[راوی]] باشد.
ثانیا [[حدیث یوم الدار]] با بیش از ۱۲ طریق در منابع معتبر [[اهل سنت]] ذکر شده که بسیاری از طرق آن به صراحت تصحیح و یا تلقی به قبول شده است. و اما نسبتی که به [[حدیث]] شناسان در مجعول دانستن [[حدیث]] داده نیز [[کذب]] محض است و غیر از خودش چنین ادعائی دیده نشده است<ref>ر.ک: المراجعات، ص۲۵۰ و تشیید المراجعات و تفنید المکابرات، ج۳، ص ۱۴۰.</ref>. با وجود ذکر [[حدیث]] در منابع معتبری که در آغاز درس نام برده شد ادعای نبودن [[حدیث]] درکتب معتبر نیز [[دروغ]] است.
[[تذکر]] این نکته لازم است که شیوه [[ابن تیمیه]] در برخورد و مواجهه با [[احادیث]] مربوط به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حتی از سوی [[پیروان]] او هم مورد نقد جدی است به گونه‌ای که سخنان [[ابن تیمیه]] و داوری‌های او را از اعتبار ساقط می‌سازد<ref>ر.ک: ابن حجر عسقلانی (م ۸۵۲) امام جرح وتعدیل در بین اهل سنت لسان المیزان، ج ۶، ص ۳۱۹ والبانی (م۱۴۲۰) حدیث معاصرشناس اهل سنت: سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج ۵، ص ۲۶۰.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص </ref>.
==[[دلالت حدیث]]==
==[[دلالت حدیث]]==
[[متکلمان امامیه]] مانند [[سید مرتضی]] (م ۴۳۶) و [[علامه حلی]] (م۷۲۶) این [[حدیث]] را به عنوان [[دلیل]] بر [[امامت]] و نمونه‌ای از [[نص جلی]] بر [[خلافت]] [[امیر المؤمنین]] آورده‌اند<ref>ر.ک: الشافی فی الإمامة، ج۲، ص ۷۸ و کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات، ص۱۸۹.</ref>.
[[متکلمان امامیه]] مانند [[سید مرتضی]] (م ۴۳۶) و [[علامه حلی]] (م۷۲۶) این [[حدیث]] را به عنوان [[دلیل]] بر [[امامت]] و نمونه‌ای از [[نص جلی]] بر [[خلافت]] [[امیر المؤمنین]] آورده‌اند<ref>ر.ک: الشافی فی الإمامة، ج۲، ص ۷۸ و کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات، ص۱۸۹.</ref>.
خط ۶۲: خط ۵۱:


بعد از [[نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[خداوند]] به [[پیامبر]] {{صل}} [[فرمان]] می‌دهد [[خویشان]] و نزدیکانش را هشدار دهد و به [[اسلام]] بخواند. [[پیامبر]] برای انجام این [[مأموریت الهی]]، حدود [[چهل]] نفر از [[اولاد]] [[عبدالمطلب]] را به خانۀ خود، یا خانۀ [[ابوطالب]] [[دعوت]] کرد و غذایی برایشان فراهم ساخت؛ اما به دلایلی [[توفیق]] نیافت از [[رسالت]] خویش سخن بگوید. به ناچار [[شب]] بعد نیز آنان را [[دعوت]] کرد. این بار موفق شد و میهمانان را پس از [[غذا]]، [[انذار]] کرد و فرمود: "ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! من مأمورم شما را [[انذار]] کنم و [[بشارت]] دهم: [[اسلام]] آورید و فرمانم بَرید تا [[راهنمایی]] شوید!" آنگاه از آنان یاری‌طلبید و سه بار فرمود: "هر کس یاری‌ام کند، [[برادر]] و [[وصی]] و [[خلیفه]] من خواهد بود". ولی هر بار فقط [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} برمی‌خاست و اعلام [[آمادگی]] می‌کرد. سرانجام [[پیامبر]] {{صل}} به [[علی]] {{ع}} اشاره کرد و فرمود: «این، [[برادر]] و [[وارث]] و [[وصی]] و [[وزیر]] و [[خلیفه]] من در میان شما است. به سخنش گوش دهید و فرمانش بَرید!»<ref> {{متن حدیث|فَأَیُّکُمْ یُوَازِرُنِی عَلَی هَذَا اَلْأَمْرِ عَلَی أَنْ یَکُونَ أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ}}؛ {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا}}؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۶؛ اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۲۳۲- ۲۳۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶.</ref>
بعد از [[نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[خداوند]] به [[پیامبر]] {{صل}} [[فرمان]] می‌دهد [[خویشان]] و نزدیکانش را هشدار دهد و به [[اسلام]] بخواند. [[پیامبر]] برای انجام این [[مأموریت الهی]]، حدود [[چهل]] نفر از [[اولاد]] [[عبدالمطلب]] را به خانۀ خود، یا خانۀ [[ابوطالب]] [[دعوت]] کرد و غذایی برایشان فراهم ساخت؛ اما به دلایلی [[توفیق]] نیافت از [[رسالت]] خویش سخن بگوید. به ناچار [[شب]] بعد نیز آنان را [[دعوت]] کرد. این بار موفق شد و میهمانان را پس از [[غذا]]، [[انذار]] کرد و فرمود: "ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! من مأمورم شما را [[انذار]] کنم و [[بشارت]] دهم: [[اسلام]] آورید و فرمانم بَرید تا [[راهنمایی]] شوید!" آنگاه از آنان یاری‌طلبید و سه بار فرمود: "هر کس یاری‌ام کند، [[برادر]] و [[وصی]] و [[خلیفه]] من خواهد بود". ولی هر بار فقط [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} برمی‌خاست و اعلام [[آمادگی]] می‌کرد. سرانجام [[پیامبر]] {{صل}} به [[علی]] {{ع}} اشاره کرد و فرمود: «این، [[برادر]] و [[وارث]] و [[وصی]] و [[وزیر]] و [[خلیفه]] من در میان شما است. به سخنش گوش دهید و فرمانش بَرید!»<ref> {{متن حدیث|فَأَیُّکُمْ یُوَازِرُنِی عَلَی هَذَا اَلْأَمْرِ عَلَی أَنْ یَکُونَ أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ}}؛ {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا}}؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۶؛ اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۲۳۲- ۲۳۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶.</ref>
== مقدمه ==
[[حضرت محمد]] {{صل}}، از همان نخستین روزهای [[بعثت]] خویش و پس از [[دعوت]] [[مردم]] به [[دین اسلام]]، [[ولایت]] و [[امامت امیر مؤمنان]] علی {{ع}} را مطرح کرد و مردم را از این امر مهم [[آگاه]] ساخت. در روایتی معتبر آمده است هنگامی که [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref>، بر [[پیامبر خدا]] نازل شد، حضرت، [[خویشان]] نزدیک خود را ـ که در آن [[روز]] نزدیک چهل نفر بودند ـ به [[خانه]] عموی وفادارش، حضرت [[ابوطالب]] {{ع}} دعوت کرد. پس از پایان [[غذا]] برخاست و در سخنان شیوا و رسایی فرمود: "ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! به [[خدا]] [[سوگند]]، من در میان [[عرب]]، [[جوانی]] را سراغ ندارم که برای [[قوم]] و [[قبیله]] خود، برنامه‌ای بهتر از آنچه من آورده‌ام، بیاورد. من با خیر [[دنیا]] و [[جهان آخرت]] به سوی شما آمده‌ام. اینک [[خداوند]] به من امر فرموده است که شما را به سوی آن فراخوانم. کدام یک از شما حاضر است در این امر مرا [[یاری]] کند و [[وزیر]] من باشد تا همو [[برادر]]، [[وصی]] و [[جانشین]] من در میان شما باشد؟"<ref>{{متن حدیث|يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَعْلَمُ شَابّاً فِي الْعَرَبِ جَاءَ قَوْمَهُ بِأَفْضَلَ مِمَّا جِئْتُكُمْ بِهِ إِنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ قَدْ أَمَرَنِيَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْ أَدْعُوَكُمْ فَأَيُّكُمْ يُؤَازِرُنِي عَلَى أَمْرِي عَلَى أَنْ يَكُونَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ؟}} بحارالانوار، ج۳۸، ص۲۲۳.</ref>.
پس از [[سخنان پیامبر]]، همه حاضران جز [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} [[سکوت]] کردند. علی {{ع}} که از همه آنها کوچک‌تر بود، برخاست و گفت: «ای پیامبر خدا! من [[یاور]] شما و وزیر شما در این [[هدایت‌گری]] هستم». [[پیامبر]] دست علی {{ع}} را گرفت و فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا}}؛ «همانا این، برادر، وصی و جانشین من در میان شماست. پس سخن او را بشنوید و از وی [[اطاعت]] کنید». حاضران در حالی که از روی [[تمسخر]] می‌خندیدند، برخاستند و به [[ابوطالب]] {{ع}} گفتند: محمد به تو دستور می‌دهد که سخن فرزندت را بشنوی و از وی [[اطاعت]] کنی. این [[روایت]] مهم [[تاریخی]] را بیشتر [[سیره‌نویسان]]، [[مفسران]] و [[حدیث]] نگاران در آثار خود نگاشته‌اند<ref>نک: سید شرف الدین موسوی، مراجعات، ص۱۲۴ و ۱۲۵.</ref>.<ref>[[محمد حسین رحیمیان|رحیمیان، محمد حسین]]، [[اهل بیت از نگاه پیامبر اعظم (کتاب)|اهل بیت از نگاه پیامبر اعظم]] ص ۲۵.</ref>


==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس2}}
۱۳۰٬۲۷۷

ویرایش