پرش به محتوا

بحث:آیه ولایت: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۴۷۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ اکتبر ۲۰۲۲
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰۸: خط ۱۰۸:
*آری، رها کردن [[دین]] به حال خود و عدم [[انتصاب]] [[جانشین]] پس از [[پیامبر]] آن [[دین]] برای رسیدگی به [[امور دینی]]، ضعفی [[آشکار]] است؛ از‌این‌روست که در تمام [[ادیان]]، این [[ضعف]] با وجود [[پیامبران]] [[تبلیغی]] یا اوصيا جبران شده است و [[دین اسلام]] نیز از این امر مستثنا نیست.
*آری، رها کردن [[دین]] به حال خود و عدم [[انتصاب]] [[جانشین]] پس از [[پیامبر]] آن [[دین]] برای رسیدگی به [[امور دینی]]، ضعفی [[آشکار]] است؛ از‌این‌روست که در تمام [[ادیان]]، این [[ضعف]] با وجود [[پیامبران]] [[تبلیغی]] یا اوصيا جبران شده است و [[دین اسلام]] نیز از این امر مستثنا نیست.
*با توجه به آنچه [[گذشت]]، می‌توان گفت [[انتصاب]] [[جانشین]] موجب اکمال [[دین]] است؛ زیرا معارفی که در عصر [[نبوی]] گفته نشده، به وسیله او [[تشریع]] یا بیانشدنی است<ref>درباره اینکه بخش یادشده، مستقیما از جانب خداوند به امامان گفته شده تا ایشان به مردم ابلاغ کنند یا خیر، در آینده به تفصیل سخن خواهیم گفت و در این مقام، تنها درصدد بررسی فرض نخست - یعنی حق تشریع - هستیم.</ref> بنابراین داشتنِ [[حق]] [[تشریع]] [[امامان]]{{عم}} با اکمال [[دین]] ناسازگار نیست؛ بلکه اکمال [[دین]] را معنادار می‌کند. ضمن آنکه باید توجه داشت که اکمال [[دین]]، غیر از ختم [[دین]] است و [[آیه]] یادشده، از اکمال [[دین]] سخن گفته است. از‌این‌رو ناسازگاری میان اكمال [[دین]] و [[حق]] تشريع برای [[امام]] وجود ندارد. به دیگر سخن، مقصود از اکمال [[دین]]، لزوماً این نیست که تمام کلیات و جزئیات [[دین]] بیان شده باشد؛ بلکه اگر برای اکمال [[دین]] چارهای اندیشیده شده که از طریق آن، [[دین]] به کمال خود برسد، باز هم می‌توان از اکمال [[دین]] سخن گفت. بنابراین، [[آیه اکمال دین]] نمی‌تواند [[مقید]] آیه ولایت باشد و اگر [[دلیل]] دیگری بر تقیید پیدا نشود، باید پذیرفت که [[امام]]{{ع}} [[حق]] تشريع حكم را دارد<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۱۸۵ تا ۱۸۸.</ref>.
*با توجه به آنچه [[گذشت]]، می‌توان گفت [[انتصاب]] [[جانشین]] موجب اکمال [[دین]] است؛ زیرا معارفی که در عصر [[نبوی]] گفته نشده، به وسیله او [[تشریع]] یا بیانشدنی است<ref>درباره اینکه بخش یادشده، مستقیما از جانب خداوند به امامان گفته شده تا ایشان به مردم ابلاغ کنند یا خیر، در آینده به تفصیل سخن خواهیم گفت و در این مقام، تنها درصدد بررسی فرض نخست - یعنی حق تشریع - هستیم.</ref> بنابراین داشتنِ [[حق]] [[تشریع]] [[امامان]]{{عم}} با اکمال [[دین]] ناسازگار نیست؛ بلکه اکمال [[دین]] را معنادار می‌کند. ضمن آنکه باید توجه داشت که اکمال [[دین]]، غیر از ختم [[دین]] است و [[آیه]] یادشده، از اکمال [[دین]] سخن گفته است. از‌این‌رو ناسازگاری میان اكمال [[دین]] و [[حق]] تشريع برای [[امام]] وجود ندارد. به دیگر سخن، مقصود از اکمال [[دین]]، لزوماً این نیست که تمام کلیات و جزئیات [[دین]] بیان شده باشد؛ بلکه اگر برای اکمال [[دین]] چارهای اندیشیده شده که از طریق آن، [[دین]] به کمال خود برسد، باز هم می‌توان از اکمال [[دین]] سخن گفت. بنابراین، [[آیه اکمال دین]] نمی‌تواند [[مقید]] آیه ولایت باشد و اگر [[دلیل]] دیگری بر تقیید پیدا نشود، باید پذیرفت که [[امام]]{{ع}} [[حق]] تشريع حكم را دارد<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۱۸۵ تا ۱۸۸.</ref>.
== مقدمه ==
این [[آیه کریمه]] حکایت از [[لزوم امام]] و [[ولی امر]] در [[جامعه]] و برخی ویژگی‌های ولی دارد؛ علاوه بر آن، مصداق خاصّی را معرفی می‌کند که در حال [[رکوع]] در [[راه خدا]] [[انفاق]] کرده است. با توجّه به [[روایات]] و دیدگاه اکثر مفسّران، این مصداق کسی جز [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} نیست؛ مثلاً از [[اهل سنّت]]، [[سیوطی]] در الدّر المنثور ذیل [[آیه]] [[ولایت]] از [[ابن عبّاس]] [[نقل]] کرده است که گفت: "[[علی]] {{ع}} در حال [[رکوع]] [[نماز]] بود که سائلی تقاضای کمک کرد و آن حضرت انگشترش را به [[فقیر]] [[صدقه]] داد. [[پیامبر]] {{صل}} از [[سائل]] پرسید: چه کسی این [[انگشتر]] را به تو داد و او به [[علی]] اشاره کرد و گفت: آن مرد که در حال [[رکوع]] است. در این هنگام [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ...}} نازل شد<ref>پیام قرآن، ج۹، ص۲۰۲؛ به نقل از: الدر المنثور، ج۲، ص۲۹۳.</ref>".
از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است که فرمود: گروهی از [[یهودیان]] [[مسلمان]] شده بودند، وقتی نزد [[پیامبر]] {{صل}} آمدند پرسیدند: یا [[رسول الله]]! [[موسی]] {{ع}} [[یوشع بن نون]] را به عنوان [[وصیّ]] خود تعیین کرده بود. [[وصیّ]] شما کیست و پس از شما چه کسی بر ما [[ولایت]] دارد؟ این [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ...}} پس [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: برخیزید، آنها برخاسته، به [[مسجد]] آمدند، دیدند فقیری از [[مسجد]] خارج می‌شود. به او گفتند: آیا کسی به تو کمک کرد؟ گفت: بلی! این [[انگشتر]] را. پرسیدند: چه کسی؟ گفت: آن مردی که مشغول [[نماز خواندن]] است. پرسیدند: در چه حالی بود؟ گفت: در حال [[رکوع]]. [[پیامبر]] {{صل}} [[تکبیر]] گفتند. [[پیامبر]] فرمود: پس از من [[علی بن ابی طالب]] [[ولیّ]] شما است<ref>بحارالانوار، ج۳۵، ص۱۸۳.</ref>.
از این [[آیات]]، [[ولایت]] سایر [[ائمه]] {{عم}} نیز استفاده می‌شود و در [[روایات]] نیز به این مطلب اشاره شده است. از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] شده است که فرمود: "مقصود از مؤمنانی که [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ...}} [[ائمه]] {{عم}} هستند"<ref>بحارالانوار، ج۳۵، ص۱۸۸.</ref>.
[[آیه کریمه]] - به ویژه با ضمیمه شدن به [[آیه]] دوم که از [[پیروزی]] [[حزب الله]] خبر می‌دهد- حاکی از این است که [[خدا]] و [[پیامبر]] و [[ائمه]] [[ولایت امر]] [[مردم]] را بر عهده دارند و مفهوم ولی، اولی به تصرّف است؛ در نتیجه [[سرپرستی]] و [[پیشوایی]] و [[رهبری]] [[مردم]] در [[اختیار]] [[ائمه معصومین]] {{عم}} است.
البته [[آیات]] درباره [[امامت]] به ویژه [[امامت]] و [[ولایت امیر المؤمنین]] {{ع}} بسیار بیشتر از این است و آن‌چه [[نقل]] شد از باب نمونه بود<ref>ر. ک: احقاق الحق، ج۲ و ۳؛ الغدیر علی فی القرآن و....</ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۴۰-۴۱.</ref>.
در این [[آیه]] نیز چند نکته قابل توجّه است:
# به [[اتفاق]] [[شیعه]] و [[سنی]] این [[آیه]] در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نازل شده است.
# لفظ {{متن قرآن|إِنَّمَا}} در صدر [[آیه]] از طرفی [[ولایت]] و [[سرپرستی]] سه دسته را [[اثبات]] و از طرف دیگر [[ولایت]] غیر این سه دسته را [[نفی]] می‌کند ({{متن قرآن|إِنَّمَا}} مرکب از "انّ" است که افاده [[اثبات]] می‌کند و "ما" که افاده [[نفی]] می‌کند)، پس به جز [[خدا]] و پیامبرش و آن اشخاصی که در خارج ویژگی خاصّی دارند (مصداق خارجی [[آیه]])، دیگران [[ولایتی]] بر [[مردم]] ندارند.
# دسته سوم که ولایتشان قرین [[ولایت]] [[خدا]] و [[رسول]] قرار گرفته، باید با آنها سنخیت داشته و همانند [[خدا]] و [[رسول]] از [[اشتباه]] و [[لغزش]] به دور باشند؛ یعنی دارای [[علمی]] باشند که [[اشتباه]] در آن نیست و عملاً نیز مرتکب [[خطا]] نشوند و خلاصه [[معصوم]] باشند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۲۳-۲۴.</ref>.


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس2}}
{{پانویس}}
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش