بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'پیش فرضها' به 'پیشفرضها') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = تفسیر فلسفی | | موضوع مرتبط = تفسیر فلسفی | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = تفسیر فلسفی | ||
| مداخل مرتبط = [[تفسیر فلسفی در علوم قرآنی]] | | مداخل مرتبط = [[تفسیر فلسفی در علوم قرآنی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
[[ذهبی]] در تعریف این روش گوید: دو روش به نام تفسیر فلسفی شناخته شده اند: | [[ذهبی]] در تعریف این روش گوید: دو روش به نام تفسیر فلسفی شناخته شده اند: | ||
# [[تأویل]] کردن | # [[تأویل]] کردن نصوص دینی به گونه ای که با آرای [[فلسفی]] موافق شوند. | ||
# شرح نصوص دینی طبق آرا و دیدگاههای فلسفی. <ref> التفسیر والمفسرون، ج ۲، ص۴۱۷ - ۴۱۸. </ref> | # شرح نصوص دینی طبق آرا و دیدگاههای فلسفی. <ref> التفسیر والمفسرون، ج ۲، ص۴۱۷ - ۴۱۸. </ref> | ||
برخی دیگر گفتهاند: روش تفسیر فلسفی [[تطبیق]] [[آیات قرآن]] بر آرای [[فیلسوفان]] یونان است. <ref> اصول التفسیر و قواعده، ص۲۳۲، ۲۳۷ ـ ۲۳۸. </ref> | برخی دیگر گفتهاند: روش تفسیر فلسفی [[تطبیق]] [[آیات قرآن]] بر آرای [[فیلسوفان]] یونان است. <ref> اصول التفسیر و قواعده، ص۲۳۲، ۲۳۷ ـ ۲۳۸. </ref> | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
== علت پیدایش تفسیر فلسفی == | == علت پیدایش تفسیر فلسفی == | ||
[[فیلسوفان]] در [[گزینش]] نام «[[حکمت]]» برای فلسفه، از قرآن مجید متأثر بوده، لفظ [[قرآنی]] «حکمت» و خیر کثیر بودن آن را بر دانشی که [[مادر]] همه [[دانش]] هاست قرار دادهاند {{متن قرآن| يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاء وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ }}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی میبخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند؛ و جز خردمندان در یاد نمیگیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>؛ همچنین برخی [[فیلسوفان]] با استناد به چند [[روایت]] منسوب به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} معتقدند که ارسطو [[پیامبر]] بوده است. <ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۳، ص۱۰۵. </ref> از سوی دیگر آغاز پیدایش [[فلسفه]] را از هِرمِس دانسته، او را به [[لقب]] «والد [[حکما]]» ملقب کرده و معتقدند که وی همان [[حضرت]] [[ادریس]] {{ع}} است،<ref>نک: رسالة فی الحدوث، ص۱۵۳؛ تفسیر موضوعی، ج ۶، ص۲۳۶. </ref> بنابراین فلسفه را دانشی میدانند که از [[پیامبران الهی]] گرفته شده است، از این رو فلسفه و [[عرفان]] | [[فیلسوفان]] در [[گزینش]] نام «[[حکمت]]» برای فلسفه، از قرآن مجید متأثر بوده، لفظ [[قرآنی]] «حکمت» و خیر کثیر بودن آن را بر دانشی که [[مادر]] همه [[دانش]] هاست قرار دادهاند {{متن قرآن| يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاء وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ }}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی میبخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند؛ و جز خردمندان در یاد نمیگیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>؛ همچنین برخی [[فیلسوفان]] با استناد به چند [[روایت]] منسوب به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} معتقدند که ارسطو [[پیامبر]] بوده است. <ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۳، ص۱۰۵. </ref> از سوی دیگر آغاز پیدایش [[فلسفه]] را از هِرمِس دانسته، او را به [[لقب]] «والد [[حکما]]» ملقب کرده و معتقدند که وی همان [[حضرت]] [[ادریس]] {{ع}} است،<ref>نک: رسالة فی الحدوث، ص۱۵۳؛ تفسیر موضوعی، ج ۶، ص۲۳۶. </ref> بنابراین فلسفه را دانشی میدانند که از [[پیامبران الهی]] گرفته شده است، از این رو فلسفه و [[عرفان نظری]] را [[تفسیر]] انفسی [[قرآن مجید]] میدانند. <ref>تمهید القواعد، ص۹، ۳۰؛ مجموعه مقالات، ص۵۹ و برای نقد آن نک: شرح فصوص الحکم، ص۴۸۹. </ref> از دیگر اسباب روی آوردن به [[تفسیر فلسفی]]، اشتراک فلسفه و [[دانش]] تفسیر در برخی از مسائل است، چنان که در [[مباحث اعتقادی]] مربوط به [[خداشناسی]] و [[توحید ذاتی]]، صفاتی و افعالی، [[اسما]] و [[صفات خداوند]]، [[تسبیح]] موجودات، [[صفات پیامبران]] {{ع}}، مباحث مربوط به نفس و [[معاد]]، [[انسانشناسی]] و [[جهانشناسی]] و... هم [[مفسران]] باید به شرح و تبیین و تحلیل و [[اثبات]] بپردازند و هم فیلسوفان و قهراً رویکرد [[فلسفی]] در تفسیر این گونه [[آیات]] پدید میآید. افزون بر آنکه تفسیر و فلسفه در غرض و [[هدف]] اشتراک دارند و هریک در پی [[شناخت خداوند]] و [[افعال]] و [[کلام الهی]] هستند، چنان که مسائلی از [[علوم قرآن]] نیز بین این دو مشترکاند؛ مانند بحث از کیفیت [[وحی]] و [[نزول]] [[فرشته]] و کیفیت [[ارتباط]] عالم ماده با مجردات. ضمن آنکه ایجاد [[آشتی]] بین [[دین]] و فلسفه و عدم [[تعارض]] آنها خود هدف والایی است که [[فلاسفه]] [[مسلمان]] و حتی غیر مسلمان از قدیم به آن توجه داشتهاند. | ||
بحث از [[برهان]] صدّیقین، تبیین ماهیت [[ملائکه]] و اصناف آنها و [[جنّ]]، تفسیر [[معجزات]] به طوری که از [[قانون علیت]] خارج نباشند، [[علم غیب]]، [[ولایت تکوینی]]، [[حدوث و قدم]] [[جهان]]، [[علم خداوند]] به جزئیات و [[مادیات]]، کیفیت [[معاد جسمانی]] و... مسائلی هستند که هم در [[فلسفه]] از مهمترین بحثها بشمار رفته و [[آیات]] [[شریف]] [[قرآن]] نیز گاهی به [[صراحت]] و گاهی با [[ظهور]] و اشاره به آنها پرداخته و هر [[فیلسوف]] [[مسلمان]] میکوشد [[دانش]] [[فلسفی]] او از قرآن تخطّی نکند و هر مفسری نیز میخواهد که آیات را برخلاف [[براهین عقلی]] تبیین نکند. <ref>نک: تاریخ فلسفه در اسلام، ج ۲، ص۱۹۵ - ۲۱۰. </ref> آنچه ذکر شد مهمترین عوامل رویکرد [[فیلسوفان]] به [[تفسیر فلسفی]] از قرآناند. ضمناً باید توجه داشت که رابطه جهان با [[خداوند]] در رویکرد [[کلامی]] با اصطلاح «اثر و مؤثر» و در رویکرد [[عرفانی]] با [[نظریه]]«[[فیض]] و تجلی و ظهور» معرفی میشود و در فلسفه با «[[قانون علیت]]»؛ مثلا در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}}<ref>«ای مردم! شما نیازمندان درگاه خداوند هستید و خداوند است که بینیاز ستوده است» سوره فاطر، آیه ۱۵.</ref> [[متکلم]] ملاک [[فقر]] را حدوث و [[عارف]] [[شأن]] و ظل و فیء بودن میداند و فیلسوف میگوید: هر چیزی چون ممکن است [[فقیر]] است، بنابراین با رویکرد خاص خود به شرح آیات و [[روایات]] میپردازند.<ref>[[سید محمود طیب حسینی|طیب حسینی]] و [[احمد عابدی|عابدی]]، [[تفسیر فلسفی - طیب حسینی و عابدی (مقاله)|مقاله «تفسیر فلسفی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref> | بحث از [[برهان]] صدّیقین، تبیین ماهیت [[ملائکه]] و اصناف آنها و [[جنّ]]، تفسیر [[معجزات]] به طوری که از [[قانون علیت]] خارج نباشند، [[علم غیب]]، [[ولایت تکوینی]]، [[حدوث و قدم]] [[جهان]]، [[علم خداوند]] به جزئیات و [[مادیات]]، کیفیت [[معاد جسمانی]] و... مسائلی هستند که هم در [[فلسفه]] از مهمترین بحثها بشمار رفته و [[آیات]] [[شریف]] [[قرآن]] نیز گاهی به [[صراحت]] و گاهی با [[ظهور]] و اشاره به آنها پرداخته و هر [[فیلسوف]] [[مسلمان]] میکوشد [[دانش]] [[فلسفی]] او از قرآن تخطّی نکند و هر مفسری نیز میخواهد که آیات را برخلاف [[براهین عقلی]] تبیین نکند. <ref>نک: تاریخ فلسفه در اسلام، ج ۲، ص۱۹۵ - ۲۱۰. </ref> آنچه ذکر شد مهمترین عوامل رویکرد [[فیلسوفان]] به [[تفسیر فلسفی]] از قرآناند. ضمناً باید توجه داشت که رابطه جهان با [[خداوند]] در رویکرد [[کلامی]] با اصطلاح «اثر و مؤثر» و در رویکرد [[عرفانی]] با [[نظریه]]«[[فیض]] و تجلی و ظهور» معرفی میشود و در فلسفه با «[[قانون علیت]]»؛ مثلا در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ}}<ref>«ای مردم! شما نیازمندان درگاه خداوند هستید و خداوند است که بینیاز ستوده است» سوره فاطر، آیه ۱۵.</ref> [[متکلم]] ملاک [[فقر]] را حدوث و [[عارف]] [[شأن]] و ظل و فیء بودن میداند و فیلسوف میگوید: هر چیزی چون ممکن است [[فقیر]] است، بنابراین با رویکرد خاص خود به شرح آیات و [[روایات]] میپردازند.<ref>[[سید محمود طیب حسینی|طیب حسینی]] و [[احمد عابدی|عابدی]]، [[تفسیر فلسفی - طیب حسینی و عابدی (مقاله)|مقاله «تفسیر فلسفی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref> | ||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
[[رده:تفسیر]] | [[رده:تفسیر]] | ||