ضرورت حکومت اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۶ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۳۵
، ۲۶ اکتبر ۲۰۲۲جایگزینی متن - 'امکان پذیر' به 'امکانپذیر'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'امکان پذیر' به 'امکانپذیر') |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
آیا [[نظم]] [[سیاسی]] و [[حکومت]]، یک [[ضرورت اجتماعی]] است؟ یا اینکه حکومت، مولود شرایط ویژهای است و چون آن شرایط [[تغییر]] بکند از آن رفع نیاز میشود؟ [[تاریخ]] [[حیات اجتماعی]] [[بشر]] نشان میدهد که سامانه حکومت در همه شرایط، یک ضرورت اجتماعی بوده است و در هیچ دورانی از [[زندگی]] [[مدنی]] و [[اجتماعی]]، بشر از حکومت [[بینیاز]] نبوده است. از نظر [[افلاطون]]، ارتقاء به سطح والای زندگی فرد، بدون یک نظم سیاسی | آیا [[نظم]] [[سیاسی]] و [[حکومت]]، یک [[ضرورت اجتماعی]] است؟ یا اینکه حکومت، مولود شرایط ویژهای است و چون آن شرایط [[تغییر]] بکند از آن رفع نیاز میشود؟ [[تاریخ]] [[حیات اجتماعی]] [[بشر]] نشان میدهد که سامانه حکومت در همه شرایط، یک ضرورت اجتماعی بوده است و در هیچ دورانی از [[زندگی]] [[مدنی]] و [[اجتماعی]]، بشر از حکومت [[بینیاز]] نبوده است. از نظر [[افلاطون]]، ارتقاء به سطح والای زندگی فرد، بدون یک نظم سیاسی امکانپذیر نیست و ارسطو این [[حقیقت]] را از مظاهر طبیعی [[حیات]] بشری شمرد<ref>ارسطو، السیاسه، ترجمه احمد لطفی، صفحه ۹۶.</ref>. | ||
[[حکیم]] ابونصر [[فارابی]]، پس از [[تشبیه]] [[مدینه]] به ارگانیسم [[بدن]] موجود زنده [[معتقد]] است همان طور که در [[انسان]]، نخست [[قلب]] موجود میشود و قلب، سبب به وجود آمدن دیگر اعضای بدن میگردد و سبب حصول قوتهای اعضای بدن و تنظیم مراتب آنها میشود و هر گاه عضوی از اعضای تن مختل گردد، او است که مدد میرساند تا آن اختلال برطرف شود؛ حکومت و [[ریاست]] مدینه نیز این چنین است که ابتدا او موجود میشود. سپس او سبب [[تکوین]] مدینه و اجزای آن میگردد و سبب حصول [[ملکات]] ارادی است که اجزا را تنظیم و [[نظام]] آنها را مرتب میگرداند. حکومت به مثابه قلب است که اگر عضوی از اعضای مدینه مختل بشود، به واسطه او آن اختلال مرتفع میشود<ref>ابونصر فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص۱۲۰؛ السیاسة المدینه، ص۸۴؛ فصول متنوعه، ص۷۰-۷۱.</ref>. | [[حکیم]] ابونصر [[فارابی]]، پس از [[تشبیه]] [[مدینه]] به ارگانیسم [[بدن]] موجود زنده [[معتقد]] است همان طور که در [[انسان]]، نخست [[قلب]] موجود میشود و قلب، سبب به وجود آمدن دیگر اعضای بدن میگردد و سبب حصول قوتهای اعضای بدن و تنظیم مراتب آنها میشود و هر گاه عضوی از اعضای تن مختل گردد، او است که مدد میرساند تا آن اختلال برطرف شود؛ حکومت و [[ریاست]] مدینه نیز این چنین است که ابتدا او موجود میشود. سپس او سبب [[تکوین]] مدینه و اجزای آن میگردد و سبب حصول [[ملکات]] ارادی است که اجزا را تنظیم و [[نظام]] آنها را مرتب میگرداند. حکومت به مثابه قلب است که اگر عضوی از اعضای مدینه مختل بشود، به واسطه او آن اختلال مرتفع میشود<ref>ابونصر فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص۱۲۰؛ السیاسة المدینه، ص۸۴؛ فصول متنوعه، ص۷۰-۷۱.</ref>. | ||