پرش به محتوا

کوفه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۸۳۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ اکتبر ۲۰۲۲
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۲: خط ۲۲:
[[کوفه]] قبل از استقرار [[مسلمانان]] در آن، «سورستان» نامیده می‌شد<ref>معجم البلدان، ج۴، ص۴۹۰؛ فتوح البلدان، ص۳۸۸. در متن عربی فتوح البلدان «سورستان» آمده، ولی آقای آذرنوش در ترجمه، «شورستان» آورده و دلیلی برای آن ذکر نکرده است. شاید هم اشتباه چاپی باشد.</ref>. نام‌گذاری آن به سورستان که واژه مرکب [[عربی]] - [[فارسی]] است، درخور توجه است. سور به ضم سین در عربی به معنی قلعه یا [[دیوار]] [[شهر]] است؛ بنابراین در آن [[زمان]] که [[عراق]] جزو متصرفات [[ایران]] ساسانی بوده، مرز عراق را که در حوالی کوفه امروز و قلمروی [[پادشاهان]] دست نشانده [[حیره]] بوده است «سورستان» می‌نامیدند.
[[کوفه]] قبل از استقرار [[مسلمانان]] در آن، «سورستان» نامیده می‌شد<ref>معجم البلدان، ج۴، ص۴۹۰؛ فتوح البلدان، ص۳۸۸. در متن عربی فتوح البلدان «سورستان» آمده، ولی آقای آذرنوش در ترجمه، «شورستان» آورده و دلیلی برای آن ذکر نکرده است. شاید هم اشتباه چاپی باشد.</ref>. نام‌گذاری آن به سورستان که واژه مرکب [[عربی]] - [[فارسی]] است، درخور توجه است. سور به ضم سین در عربی به معنی قلعه یا [[دیوار]] [[شهر]] است؛ بنابراین در آن [[زمان]] که [[عراق]] جزو متصرفات [[ایران]] ساسانی بوده، مرز عراق را که در حوالی کوفه امروز و قلمروی [[پادشاهان]] دست نشانده [[حیره]] بوده است «سورستان» می‌نامیدند.
مؤلف البدء و التاریخ هم [[معتقد]] است که به دلیل شن و رملی که در آن ناحیه است، «کوفه» نامیده شده است<ref>البدء و التاریخ، منسوب به مطهر بن طاهر مقدسی متوفی ۵۰۷، ج۴، ص۱۰۱.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص ۱۱۱.</ref>
مؤلف البدء و التاریخ هم [[معتقد]] است که به دلیل شن و رملی که در آن ناحیه است، «کوفه» نامیده شده است<ref>البدء و التاریخ، منسوب به مطهر بن طاهر مقدسی متوفی ۵۰۷، ج۴، ص۱۰۱.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص ۱۱۱.</ref>
===[[قبایل عرب]] در [[کوفه]] در [[تاریخ]] [[اسلامی]]==
اولین بار [[مردم کوفه]] به دو گروه کلی [[اعراب]] نزاری و [[یمنی]] تقسیم‌بندی شدند که به دستور [[سعد بن ابی وقاص]] برای تعیین محل اسکان آنها (پس از تعیین محل [[مسجد]]) قرعه کشیدند. سمت [[شرق]] مسجد که مرغوب‌تر بود به نام یمنی‌ها درآمد و نزاری‌ها در سمت [[غرب]] آن ساکن شدند. سپس سعد بن ابی وقاص، [[رزمندگان]] [[قادسیه]] و پیش از آن را در ده گروه جای داد. و آنها را در محله‌های بین گذرگاه‌ها و خیابان‌های اصلی و فرعی اطراف مسجد، ساکن گردانید. این رزمندگان، اعم از نزاری و یمنی از این قبیله‌ها بودند: سُلیم، [[ثقیف]]، هَمْدان، تَیم، تَغلِب، [[بنی اسد]]، نَخَع، کِنده، اَزد، تَمیم، مُحارب، [[اسد]]، [[عامر]]، بجاله، [[بجیله]]، جَدیله، جُهَینه<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۱۴۹.</ref>.
سپس عمربن خطاب به عده‌ای از [[اصحاب پیغمبر]]{{صل}} - سوای [[وابستگی]] آنها به قبیله‌ها- در کوفه، قطعه زمین‌هایی بخشید. این افراد عبارتند از: [[سلمان بن ربیعه]] [[باهلی]]، مُسَیب بن نحبه [[فزاری]]، [[عبدالله بن مسعود]]، [[طلحة بن عبیدالله]]، [[عمرو بن حریث]]، [[جبیر بن مطعم]]، [[سعد بن قیس]]، [[خالد بن عرفطه]]، [[خباب بن ارت]]، [[عمرو بن حارث بن ابی ضرار]]، [[عمارة بن رویبه تمیمی]]، [[عقبة بن عمرو انصاری]]، [[هاشم بن عتبه بن ابی وقاص]]، [[شریح بن حارث طایی]]، [[اسامة بن زید]]، [[عمر بن میمون اودی]]، [[ابوجبیره انصاری]] ([[رئیس]] [[دیوان]] [[سپاهیان]])، [[عدی بن حاتم طایی]]، [[زبیر بن عوام]]، [[جریر بن عبدالله بجلی]]، [[اشعث بن قیس کندی]] و [[ابوعبدالله جدلی]].
همچنین [[عمر]]، نصف «اخیه» را که فضایی برای [[چارپایان]] نزدیک مسجد بود به [[حذیفة بن یمان]] و عده‌ای از [[قبیله]] [[عبس]] و نیم دیگر را به [[ابوموسی اشعری]] بخشید<ref>البلدان، ص۸۹. در مورد مشاهیر صحابه و تابعان ساکن در کوفه و برخی از این افراد در مباحث آینده سخن خواهیم گفت.</ref>.
پس از مدتی، شمار اعضای برخی از [[قبایل]] گروه‌های دهگانه - به دلیل هم‌پیمان شدن با بعض دیگر - از دیگران بیشتر شدند و پرداخت [[حقوق]] قبایل، که به [[میزان]] [[جمعیت]] بستگی داشت، مشکلاتی فراهم [[کرد]]. [[سعدبن ابی وقاص]]، موضوع را به [[خلیفه]] نوشت و [[عمر]] به وی دستور داد [[تشکل]] جدیدی را پایه‌ریزی کند.
سعد نیز به این منظور گروهی از [[نسب]] شناسان و [[صاحب نظران]] [[عرب]] از جمله [[سعد بن نمران]] و [[مشعلة بن نعیم]] را [[مأمور]] کرد تا [[قبایل]] مختلف ساکن [[کوفه]] را بر حسب قرابتشان در هفت گروه [[سازمان]] دهند<ref>تاریخ طبری، ج۳، ص۱۵۱.</ref>. این تجدید سازمان آشکارا به دوران قبل از [[اسلام]] یا الگوی سنتی [[عربی]] (سازمان قبیله‌ای) برمی‌گشت که در آن قبایل یا [[طوایف]] هر [[قبیله]]، اتحادیه‌هایی [[سیاسی]] به شکل ائتلافی [[سست]] و [[بی‌هدف]] بنا می‌نهادند<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۲۸.</ref>. این هفت گروه و وابستگان آنها به شرح زیر سازمان یافتند:
* [[کنانه]] و [[هم‌پیمانان]] آن از حبشی‌ها و جدیله که از تیره [[بنی عمرو بن قیس]] عیلان بودند<ref>کنانه: قبیله‌ای مکی بود و قریش یکی از شعبه‌های آن به شمار می‌رفت. جدیله شعبه‌ای از قیس عیلان از حجاز بود و روابطی با کنانه داشت، هر دو گروه به عنوان مردان اعتبار و حیثیت (اهل العالیه) مورد نظر بودند. کنانه و قریش در گذشته همراه با برخی از قبایل گروهی را به نام «خندف» تشکیل داده بودند. طبیعی بود که در کوفه، کنانه و جدیله باید از خویشاوندی نزدیک برخوردار می‌بودند و با حکمفرمایان قریشی همکاری می‌کردند؛ حتی اگر تعدادشان هم کم باشد، موقعیت ممتازی را برقرار سازند.»... (تشیع در مسیر تاریخ، ۱۲۸ و ۱۲۹).</ref>.
* قبایل [[قضاعه]]، [[بجیله]]، [[خثعم]]، کِنده، حضرموت و اَزْد که همگی [[یمنی]] بودند و دو [[رئیس]] مشهور آنها [[جریر بن عبدالله بجلی]] (از بجیله) و [[اشعث بن قیس]] (از کنده) چهره‌های صاحب نفوذی بودند.
* قبایل مَذحِج، [[حِمیَر]]، هَمدان و هم‌پیمانان آنها. این قبیله‌ها هم یمنی بودند.
* قبایل [[اسد]]، [[غطفان]]، [[محارب]]، [[نمر]]، [[ضبیعه]]، [[تغلب]].
* قبایل [[تمیم]]، [[رباب]] و [[هوازن]].
* قبایل [[ایاد]]، [[عک]]، [[عبدالقیس]]، [[اهل]] الهجر<ref>اهل الهجر، از قبیل عبدالقیس بود نا. که به بحرین مهاجرت کرده و به این نام شهرت داشتند. ایشان اگرچه از قبایل مخلوط عرب ترکیب شده بودند، ولی اهمیت آنها را نمی‌توان کمتر از آنچه بود، دانست.</ref> و حمراء<ref>حمراء نام گروهی از ایرانیان است که درباره آن بحث خواهد شد.</ref>.
* [[قبیله طی]]، و یکی از [[قبایل]] [[مقتدر]] [[یمنی]] که [[طبری]] به طور مشخص ذکری از آن به میان نمی‌آورد<ref>تاریخ طبری، (ج ۳، ص۱۵۲) شش گروه را نام می‌برد و به هفتمی اشاره‌ای نمی‌کند. گروه هفتم نامبرده در بالا از کتاب تشیع در مسیر تاریخ (ص۱۳۰) نقل شده است.</ref>.
به این ترتیب [[شهر کوفه]] به هفت [[قبیله]] ([[مقاتله]]) یا به هفت بخش نظامی تقسیم می‌شد که محل تجمع نیروها و [[بسیج]] آنها و رسیدگی به حقوق‌ها و [[غنایم جنگی]] گردید. این گروه‌بندی قبایل، [[نوزده سال]] ادامه داشت تا زمانی که [[حضرت علی]]{{ع}} در سال ۳۶ به [[کوفه]] آمد و تغییرات دیگری در آن داد. در طول این نوزده سال، ساخت [[قدرت]] در هر یک از این هفت گروه به گونه‌ای عجیب [[تغییر]] کرده بود. بعضی طایفه‌ها در گروه‌ها، موقعیت سلطه‌گرانه‌ای بر دیگر اجزای گروه به دست آورده بودند. همچنین در این [[زمان]]، اعضای بعضی قبایل به سبب پیوستن شمار زیادی از دیگر افراد قبیله (از جایگاه اولیه)، فوق‌العاده زیاد شده بود و از این رو، [[تعادل]] قدرت در گروه‌ها به هم می‌خورد. بدین جهت امیرالمؤمنین علی{{ع}} در حالی که گروه‌ها را در همان تعداد هفت نگاه داشت، تغییرات مهمی در ترکیب و صورت خارجی هفت گروه از طریق ترکیب و جابه‌جایی قبیله به ویژه از یک گروه به گروه دیگر انجام داد<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۰.</ref>. بنا به تحلیل لویی ماسینیون حضرت علی{{ع}} قبایل را به صورت زیر مرتب [[کرد]]:
* [[همدان]] و [[حِمیَر]] (یمنی)
* مَذْحِج، اشعر، طیّ (یمنی)
* کِنده، حضرموت، قُضاعه و مَهْره (یمنی)
* اَزد، [[بَجیله]]، خَثْعَم، [[انصار]] (یمنی)
* همه شعبه‌های گوناگون نزاری اعم از قیس، عَبس، ذُوبیه و [[عبدالقیس]] از [[بحرین]]
* بَکْر، تَغْلب و همه شعب [[ربیعه]] (نزاری)
* [[قریش]]، کِنانه، [[اسد]]، [[تمیم]]، ضُبّه، رَباب (نزاری)
باید توجه داشت در این گروه‌بندی اسم طوایفی مانند اشعر، [[مهره]] و [[ضبه]] وجود دارد که در گروه‌بندی سعد، نبوده است. این [[قبایل]] از نظر تعداد افراد در [[زمان]] [[سعد]](سال ۱۷) قابل توجه نبوده‌اند. با وجود این در سال ۳۶، این [[طوایف]] به اندازه‌ای افزایش یافته بودند که به [[هویت فردی]] نیاز پیدا می‌کردند<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۱، به نقل از خطط الکوفه، لوئی ماسینیون، ص۱۵ به بعد.</ref>.
همچنین در [[تشکیلات]] پی‌ریزی شده توسط سعد، سه گروه [[یمنی]] و چهار گروه نزاری وجود داشتند؛ درحالی‌که در تجدید سازمانی که [[حضرت علی]]{{ع}} انجام داد تعداد گروه‌های یمنی به چهار افزایش، و نزاری‌ها به سه کاهش یافتند. به نظر می‌رسد آن [[حضرت]]، این دو شعبه از [[اعراب]] را بر حسب تعدادشان [[سازمان]] داده بود<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۱.</ref>. امیرالمؤمنین علی{{ع}} در دوران [[خلافت]] خود بر آن بود تا [[نظام]] شصت [[قبیله]] ساکن در [[کوفه]] را در هم کوبد و [[تفکر]] آنها را از قید و بند [[خون]] و نژاد و قومیت [[آزاد]] کند که به [[شهادت]] رسید<ref>الغارات ثقفی، ج۱، ص۱۹.</ref>.
چهارمین و آخرین [[تغییر]] در [[تشکل]] [[قبایل عرب]] کوفه، چهارده سال بعد، وقتی که [[زیاد بن ابیه]] در سال ۵۱ [[استاندار کوفه]] شد، صورت گرفت. او به طور کلی تشکیلات قبیله‌ای را به هفت گروه مرتب، و تمام [[جمعیت]] را به چهار بخش به این شکل تقسیم [[کرد]]:
* [[اهل]] العالیه
* تمیم و هَمْدان
* ربیعه (بکر) و کنده
* [[مذحج]] و اسد<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۲، به نقل از خطط الکوفه، ص۱۵ به بعد.</ref>
نکات مهمی را در تجدید تشکیلات توسط زیاد می‌توان [[مشاهده]] کرد:
* اولاً او علاوه بر استانداری کوفه، [[فرمانروایی]] [[بصره]] را هم برعهده داشت. جمعیت بصره از آغاز به چهار بخش تقسیم شده بود و این تقسیم‌بندی آن‌چنان در اداره [[مردم بصره]]، موفقیت‌آمیز بود که زیاد [[تصمیم]] گرفت تا همان [[نظام اداری]] را در [[کوفه]] نیز [[اجرا]] کند.
* ثانیاً او به طور کامل، اصل مقبول [[عرب]] را درباره [[نسب]] و [[هم‌پیمانی]] در تشکیل گروه‌بندی‌های قبیله‌ای از نظر دور داشت و در عوض (به استثنای اولین گروه) نزاری‌ها و یمنی‌ها را با هم مخلوط [[کرد]].
* ثالثاً به جز گروه اول، شش [[قبیله]] را که مقتدرترین [[قبایل]] بودند [[انتخاب]] کرد و بقیه را در آنها مستحیل ساخت.
اولین گروه ([[اهل]] العالیه) از شعبه‌های [[مکیان]] و [[قریش]] تشکیل شده بود که او دخالتی در آن نکرد؛ زیرا آنها هم پیمانان طبیعی [[حکام]] [[قریشی]] کوفه از [[زمان]] سعد به بعد بودند. در دسته دوم، او [[قبیله تمیم]] (نزاری) و هَمْدان ([[یمنی]])، در دسته سوم قبیله [[بکر]](نزاری) و کنده (یمنی)، و در گروه چهارم [[اسد]] (نزاری) و [[مذحج]] (یمنی) را ترکیب و بر هر بخش، [[رئیس]] یا [[سرپرستی]] به انتخاب آنها [[منصوب]] کرد که از [[وظایف]] آنها، برقراری [[سیطره]] محکم و [[استوار]] بر اجزای متشکله گروه‌های مربوط بود<ref>تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۳.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص ۱۳۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۹۱۳

ویرایش