رهبانیت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۹ اکتبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'تفسیر القرآن' به 'تفسیر القرآن'
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)در\sقرآن\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}}')
جز (جایگزینی متن - 'تفسیر القرآن' به 'تفسیر القرآن')
خط ۳۴: خط ۳۴:


== [[مفسران]] و [[رهبانیت]] ==
== [[مفسران]] و [[رهبانیت]] ==
[[ملاصدرا]] در [[تفسیر]] خود می‌نویسد: «الرهبانیة» أصل آن از [[رهبت]] و [[خوف]] می‌آید، [[مسیحیان]] را به این [[دلیل]] توصیف کرده که آنان را پس از [[عروج]] [[عیسی]] {{ع}} که به کوه‌ها پناهنده شده و مخفیانه [[زندگی]] می‌کردند ترسانده بودند. بنابراین، [[رهبانیت]] [[مسیحیان]] [[امر]] اختیاری و انتخابی نبود، آنان از [[ترس]] [[ستمگران]] در امکن دور افتاده و دور از دسترس واقع می‌شده و مشغول [[عبادت]] می‌شدند. {{متن قرآن|وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> یعنی رهبانیتی که برای آنان [[تشریع]] نشده بود. [[خدا]] هم برای آنان ننوشته بود، در نتیجه معنای این [[کلام]] [[بدعت]] نیست، نفی [[تشریع]] و [[سکوت]] [[شارع]] و یا عدم [[الزام]] از سوی [[خدا]] است. طبعا چنین وصفی از [[دعا]] و [[عبادت]] که دور از دسترس دیگران و در [[انزوا]] انجام گیرد، و همراه با [[ترس]] به صورت فردی و یا [[اجتماعی]] باشد، خواه مکان عمومی مخصوص به آن باشد، یا در عبادتگاه نباشد، یکی از صورت‌های [[عبادت]] محسوب می‌شود. احتمال دیگر آنکه {{متن قرآن|ابْتَدَعُوهَا}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref>: به معنای: استحدثوها من قبل أنفسهم و وافو بها، است. در نتیجه [[بدعت]] باشد و این [[بدعت]] تنها [[سکوت]] نشده بلکه [[مخالفت]] هم شده است. در نتیجه جمله: «فَمٰا رَعَوْهٰا حَق رِعٰایتِهٰا،» بیان این [[مخالفت]] باشدجمله: {{متن قرآن|مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> وصفی از [[عبادت]] {{عربی|یظهر فیها معنی الرهبة، إما فی کنیسة (شعشعة - شعثة - ن)، أو توحش عن الخلق، أو تفرد عن الجماعة، أو غیر ذلک من الأمور التی تعلق بنسک صاحبه. و الاستثناء منقطع، أی ما فرضناها علیهم و لکنهم ابتدعوها طلبا لمرضات الله}}. و محتمل است که معنای [[آیه]] در [[ارتباط]] با فراز دو بخش از [[آیه]] یعنی: «ما تعبدناهم بها» باشد، در نتیجه مشتمل بر نفی ایجاب و ندب است که مستلزم معنای مطلق راجحیت و [[تقرب]] است، و البته چنین تفسیری هر چند به ظاهر مخالف با فراز: «اِبْتَدَعُوهٰا» است اما قابل توجیه است که گفته شود: «و لکنهم ابتدعوها ثم ندبوا إلیها». ([[تفسیر]] القرآن الکریم (صدرا)، ج ۶، ص: ۲۹۶)
[[ملاصدرا]] در [[تفسیر]] خود می‌نویسد: «الرهبانیة» أصل آن از [[رهبت]] و [[خوف]] می‌آید، [[مسیحیان]] را به این [[دلیل]] توصیف کرده که آنان را پس از [[عروج]] [[عیسی]] {{ع}} که به کوه‌ها پناهنده شده و مخفیانه [[زندگی]] می‌کردند ترسانده بودند. بنابراین، [[رهبانیت]] [[مسیحیان]] [[امر]] اختیاری و انتخابی نبود، آنان از [[ترس]] [[ستمگران]] در امکن دور افتاده و دور از دسترس واقع می‌شده و مشغول [[عبادت]] می‌شدند. {{متن قرآن|وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> یعنی رهبانیتی که برای آنان [[تشریع]] نشده بود. [[خدا]] هم برای آنان ننوشته بود، در نتیجه معنای این [[کلام]] [[بدعت]] نیست، نفی [[تشریع]] و [[سکوت]] [[شارع]] و یا عدم [[الزام]] از سوی [[خدا]] است. طبعا چنین وصفی از [[دعا]] و [[عبادت]] که دور از دسترس دیگران و در [[انزوا]] انجام گیرد، و همراه با [[ترس]] به صورت فردی و یا [[اجتماعی]] باشد، خواه مکان عمومی مخصوص به آن باشد، یا در عبادتگاه نباشد، یکی از صورت‌های [[عبادت]] محسوب می‌شود. احتمال دیگر آنکه {{متن قرآن|ابْتَدَعُوهَا}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref>: به معنای: استحدثوها من قبل أنفسهم و وافو بها، است. در نتیجه [[بدعت]] باشد و این [[بدعت]] تنها [[سکوت]] نشده بلکه [[مخالفت]] هم شده است. در نتیجه جمله: «فَمٰا رَعَوْهٰا حَق رِعٰایتِهٰا،» بیان این [[مخالفت]] باشدجمله: {{متن قرآن|مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> وصفی از [[عبادت]] {{عربی|یظهر فیها معنی الرهبة، إما فی کنیسة (شعشعة - شعثة - ن)، أو توحش عن الخلق، أو تفرد عن الجماعة، أو غیر ذلک من الأمور التی تعلق بنسک صاحبه. و الاستثناء منقطع، أی ما فرضناها علیهم و لکنهم ابتدعوها طلبا لمرضات الله}}. و محتمل است که معنای [[آیه]] در [[ارتباط]] با فراز دو بخش از [[آیه]] یعنی: «ما تعبدناهم بها» باشد، در نتیجه مشتمل بر نفی ایجاب و ندب است که مستلزم معنای مطلق راجحیت و [[تقرب]] است، و البته چنین تفسیری هر چند به ظاهر مخالف با فراز: «اِبْتَدَعُوهٰا» است اما قابل توجیه است که گفته شود: «و لکنهم ابتدعوها ثم ندبوا إلیها». ([[تفسیر القرآن]] الکریم (صدرا)، ج ۶، ص: ۲۹۶)


گنابادی هم می‌نویسد: {{متن قرآن|ابْتَدَعُوهَا}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> یعنی نسبت به [[دین]] [[موسی]] {{ع}} [[بدعت]] گذاشتند، نه این که در خود [[دین]] [[بدعت]] گذاردند. و معنای جمله: {{متن قرآن|مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> یعنی {{عربی|ما القیناها فی قلوبهم إِلا ابْتِغٰاءَ رِضْوٰانِ اللٰهِ}} یعنی مگر برای رسیدن به [[رضوان]] [[الله]] یا در حال ابتغاء [[رضوان]] [[الله]]، چون: نمی‌تواند مفعولا له برای کتبنا بشود، یا معنای جمله این باشد که: {{عربی|و لکن ما فرضناها علیهم أصلا و لکنهم ابتدعوها ابتغاء رضوان الله}} در این صورت جمله استثنای منقطع باشد، اما جمله: {{متن قرآن|فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> مؤید معنی اول است. ([[تفسیر]] بیان السعادة فی [[مقامات]] العبادة، ج ۴، ص: ۱۵۲). [[سید محمد حسین فضل الله]] در [[تفسیر]] این جمله می‌نویسد: {{متن قرآن|وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> آنان [[زندگی]] و [[حیات]] خود را در [[تأمل]] و [[تفکیر]] در [[حق الله]] [[وقف]] کردند، و با [[عبادت]] خاشعانه و خاضعانه که [[تسلیم]] تمام در [[عبادت]] [[حیات]] خود را خلاصه کردند تا جایی که فانی و مستغرق در این کار شدند و این روش چنان ادامه یافت که به [[گوشه‌گیری]] و جدایی از [[مردم]] کشیده شد. [[هدف]] آنان این بود که [[ذهن]] و [[زندگی]] خود را در رضای اللهی و وصول به أعلی مراتب [[قرب]] او قرار دهند، [[بدن]] جهت رهبانیة خودش [[هدف]] نبود، بلکه نتیجه چنین تفکری بود، البته این کار فرمانی از سوی [[خدا]] نبود و در [[تشریع]] [[عبادی]] ه مواره خصوصیات وحدود آن معین می‌شود، نیامده بود، و لکن نوعی برداشت [[فکری]] و [[روحی]] از آموزه‌ها و ارزش‌های [[انجیل]] بود، که [[دلیل]] و منع خاصی هم بر آن بیان نشده بود. اما مشکل در این نوع [[کارها]] از آنجا آغاز می‌شود که تدریجا [[حقیقت]] و گوهر این [[اعمال]] از بین می‌رود و صورت ظاهری آن باقی می‌ماند. تا جایی که [[رهبانیت]] به عنوان مناسکی و شعائری خالی از [[روح]] برجای می‌ماند، و دیگر از توازن با دیگر [[اعمال]] و اهداف و کارکردهای [[معنوی]] دور می‌شود؛ لذا می‌فرماید: {{متن قرآن|فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> زیرا [[انسانی]] که به دنبال تحصیل [[رضایت خداوند]] است، باید که راه رسیدن به او را هم بشناسدو مواظبت بر کیفیت آن کند که از مسیر اصلی خارج نشود؛ این بسیار محتمل است که [[حقیقت]] را گم کند. {{متن قرآن|فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> بر اساس تلاشی که در کار و خط [[ایمان]] می‌کنند، زیرا [[خداوند]] هر چند به افراد به اندازه [[درجات ایمان]] آنان [[پاداش]] می‌دهد، اما اما به جانب سطح و صورت [[اعمال]] نگاه نمی‌کند و به جانب عمق در مضمون [[اعمال]] و [[عقیده]] و [[شناخت]] و دریافت آنان نظر می‌کند. ([[تفسیر]] من [[وحی]] القرآن، ج ۲۲، ص: ۵۱-۴۹).
گنابادی هم می‌نویسد: {{متن قرآن|ابْتَدَعُوهَا}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> یعنی نسبت به [[دین]] [[موسی]] {{ع}} [[بدعت]] گذاشتند، نه این که در خود [[دین]] [[بدعت]] گذاردند. و معنای جمله: {{متن قرآن|مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> یعنی {{عربی|ما القیناها فی قلوبهم إِلا ابْتِغٰاءَ رِضْوٰانِ اللٰهِ}} یعنی مگر برای رسیدن به [[رضوان]] [[الله]] یا در حال ابتغاء [[رضوان]] [[الله]]، چون: نمی‌تواند مفعولا له برای کتبنا بشود، یا معنای جمله این باشد که: {{عربی|و لکن ما فرضناها علیهم أصلا و لکنهم ابتدعوها ابتغاء رضوان الله}} در این صورت جمله استثنای منقطع باشد، اما جمله: {{متن قرآن|فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> مؤید معنی اول است. ([[تفسیر]] بیان السعادة فی [[مقامات]] العبادة، ج ۴، ص: ۱۵۲). [[سید محمد حسین فضل الله]] در [[تفسیر]] این جمله می‌نویسد: {{متن قرآن|وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> آنان [[زندگی]] و [[حیات]] خود را در [[تأمل]] و [[تفکیر]] در [[حق الله]] [[وقف]] کردند، و با [[عبادت]] خاشعانه و خاضعانه که [[تسلیم]] تمام در [[عبادت]] [[حیات]] خود را خلاصه کردند تا جایی که فانی و مستغرق در این کار شدند و این روش چنان ادامه یافت که به [[گوشه‌گیری]] و جدایی از [[مردم]] کشیده شد. [[هدف]] آنان این بود که [[ذهن]] و [[زندگی]] خود را در رضای اللهی و وصول به أعلی مراتب [[قرب]] او قرار دهند، [[بدن]] جهت رهبانیة خودش [[هدف]] نبود، بلکه نتیجه چنین تفکری بود، البته این کار فرمانی از سوی [[خدا]] نبود و در [[تشریع]] [[عبادی]] ه مواره خصوصیات وحدود آن معین می‌شود، نیامده بود، و لکن نوعی برداشت [[فکری]] و [[روحی]] از آموزه‌ها و ارزش‌های [[انجیل]] بود، که [[دلیل]] و منع خاصی هم بر آن بیان نشده بود. اما مشکل در این نوع [[کارها]] از آنجا آغاز می‌شود که تدریجا [[حقیقت]] و گوهر این [[اعمال]] از بین می‌رود و صورت ظاهری آن باقی می‌ماند. تا جایی که [[رهبانیت]] به عنوان مناسکی و شعائری خالی از [[روح]] برجای می‌ماند، و دیگر از توازن با دیگر [[اعمال]] و اهداف و کارکردهای [[معنوی]] دور می‌شود؛ لذا می‌فرماید: {{متن قرآن|فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> زیرا [[انسانی]] که به دنبال تحصیل [[رضایت خداوند]] است، باید که راه رسیدن به او را هم بشناسدو مواظبت بر کیفیت آن کند که از مسیر اصلی خارج نشود؛ این بسیار محتمل است که [[حقیقت]] را گم کند. {{متن قرآن|فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ}}<ref>«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> بر اساس تلاشی که در کار و خط [[ایمان]] می‌کنند، زیرا [[خداوند]] هر چند به افراد به اندازه [[درجات ایمان]] آنان [[پاداش]] می‌دهد، اما اما به جانب سطح و صورت [[اعمال]] نگاه نمی‌کند و به جانب عمق در مضمون [[اعمال]] و [[عقیده]] و [[شناخت]] و دریافت آنان نظر می‌کند. ([[تفسیر]] من [[وحی]] القرآن، ج ۲۲، ص: ۵۱-۴۹).
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش