←ایثار در تفاسیر روایی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
# در [[حدیث]] آمده است که [[امام صادق]] {{ع}} میفرمود: {{متن حدیث|لَا تَدَعِ النَّفْسَ وَ هَوَاهَا- فَإِنَّ هَوَاهَا فِي رَدَاهَا وَ تَرْكُ النَّفْسِ وَ مَا تَهْوَى أَذَاهَا وَ كَفُّ النَّفْسِ عَمَّا تَهْوَى دَوَاهَا}}: نفس را با [[هوای نفس]] رها مکن! چرا که هوای نفس در صدد [[تباهی]] و [[فساد]] نفس است، و نفس را به دست هوای نفس سپردن، [[بیماری]] آن، و خودداری نفس از هوای نفس، داروی آن میباشد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۰۷، حدیث ۴۵.</ref>. | # در [[حدیث]] آمده است که [[امام صادق]] {{ع}} میفرمود: {{متن حدیث|لَا تَدَعِ النَّفْسَ وَ هَوَاهَا- فَإِنَّ هَوَاهَا فِي رَدَاهَا وَ تَرْكُ النَّفْسِ وَ مَا تَهْوَى أَذَاهَا وَ كَفُّ النَّفْسِ عَمَّا تَهْوَى دَوَاهَا}}: نفس را با [[هوای نفس]] رها مکن! چرا که هوای نفس در صدد [[تباهی]] و [[فساد]] نفس است، و نفس را به دست هوای نفس سپردن، [[بیماری]] آن، و خودداری نفس از هوای نفس، داروی آن میباشد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۰۷، حدیث ۴۵.</ref>. | ||
# در [[مجمع البیان]] ذیل قوله: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، فرموده: در حدیث آمده: {{متن حدیث|من احب آخرته، اضر دنیاه، و من احب الدنیا، اضر بآخرته}}: هر کس آخرتش را [[دوست]] بدارد، دنیایش را مایه ضرر و زیان میداند، و هر کس دنیایش را دوست بدارد، آخرتش را مایه زیان میدارد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷۶.</ref>. | # در [[مجمع البیان]] ذیل قوله: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، فرموده: در حدیث آمده: {{متن حدیث|من احب آخرته، اضر دنیاه، و من احب الدنیا، اضر بآخرته}}: هر کس آخرتش را [[دوست]] بدارد، دنیایش را مایه ضرر و زیان میداند، و هر کس دنیایش را دوست بدارد، آخرتش را مایه زیان میدارد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷۶.</ref>. | ||
# [[مسلم بن عبد الله]] گوید: از [[امام]] [[علی بن حسین]] {{ع}} سؤال شد: کدامین [[اعمال]] نزد [[خدای متعال]] [[افضل]] است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|ما من عمل بعد معرفة الله عزوجل و معرفة رسول الله {{صل}}، افضل من [[بغض]] الدنیا؛ فان لذلک شعبا کثیرة و للمعاصی شعب. فأول ما عصی [[الله]] به، الکبر، [[معصیة]] [[ابلیس]] حین ابی و استکبر و کان من الکافرین. ثم الحرص و هی معصیة [[آدم]] و [[حوا]] {{عم}} حین قال الله عزوجل لهما: {{متن قرآن|وکلا منها رغدا حیث تمتما ولا تقربا هذه الشجرة تکونا من الظالمین}}، فاخذا ما لا حاجة بهما الیه، فدخل ذلک [[علی]] ذریتهما الی [[یوم]] القیامة، و ذلک أن اکثر ما یطلب ابن آدم ما لا حاجة به الیه. ثم الحسد، و هی معصیة ابن آدم حیث [[حسد]] اخاه فقتله، فتشعب من ذلک، [[حب]] النساء و حب الدنیا و حب الریاسة و حب الراحة و حب الکلام و حب العلو و الثروة، فصرن سبع [[خصال]]، فاجتمعن کلهن فی حب الدنیا، فقالت الانبیاء و العلماء بعد معرفة ذلک: حب الدنیا رأس کل خطیئة}}: عملی بعد از [[معرفت]] [[خدای عزوجل]] و معرفت [[پیامبر]] {{صل}}، [[برتر]] از دشمنیداشتن با [[دنیا]] نیست. البته، برای چنین امری شعبههای بسیار بوده و برای [[معاصی]] نیز شعبههایی است. اول چیزی که [[خدا]] با آن [[نافرمانی]] شد، [[کبر]] بود؛ نافرمانی [[شیطان]] زمانی که از [[فرمان خدا]] [[سرپیچی]] و [[تکبر]] نمود و از [[کافران]] گردید. پس از آن، [[حرص]] است و آن نافرمانیای بود که [[آدم]] و [[حوا]] نمودند، هنگامی که [[خدای عزوجل]] به آن دو فرمود: از هر چه خواستید، تناول کنید، اما به این درخت ممنوعه نزدیک نشوید، پس آنان از [[ستمکاران]] گردیدند؛ چون چیزی را برگرفتند که مورد حاجتشان نبود. پس از آن، (این [[معصیت]]) بر [[فرزندان]] آن دو تا [[روز قیامت]] مستولی گشت. این چنین است که فرزند آدم بیشترین چیزی را که [[طلب]] میکند، چیزی است که بدان حاجتی ندارد. پس از آن، [[حسد]] است، و آن، گناهی بود که فرزند آدم مرتکب گردید؛ آنجا که نسبت به برادرش [[حسادت]] نمود و برادرش را به [[قتل]] رسانید. پس از این معصیت، [[حب]] [[زن]]، [[حب دنیا]]، [[حب ریاست]]، حب [[راحتی]] و [[آسایش]]، حب [[سخن گفتن]]، حب [[علو]] [[مقام]] و حب [[مال]] و [[ثروت]] منشعب میشود. پس اینها هفت [[خصلت]] شدند که همگی آنها در [[حبّ دنیا]] وجود دارد، و [[انبیا]] و [[علما]] همه و همه بعد از [[معرفت]] و [[شناخت]] این [[خصال]] فرمودند: {{متن حدیث|حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۵۷، حدیث ۲۵.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۴۸.</ref> | # [[مسلم بن عبد الله]] گوید: از [[امام]] [[علی بن حسین]] {{ع}} سؤال شد: کدامین [[اعمال]] نزد [[خدای متعال]] [[افضل]] است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|ما من عمل بعد معرفة الله عزوجل و معرفة رسول الله {{صل}}، افضل من [[بغض]] الدنیا؛ فان لذلک شعبا کثیرة و للمعاصی شعب. فأول ما عصی [[الله]] به، الکبر، [[معصیة]] [[ابلیس]] حین ابی و استکبر و کان من الکافرین. ثم الحرص و هی معصیة [[آدم]] و [[حوا]] {{عم}} حین قال الله عزوجل لهما: {{متن قرآن|وکلا منها رغدا حیث تمتما ولا تقربا هذه الشجرة تکونا من الظالمین}}، فاخذا ما لا حاجة بهما الیه، فدخل ذلک [[علی]] ذریتهما الی [[یوم]] القیامة، و ذلک أن اکثر ما یطلب ابن آدم ما لا حاجة به الیه. ثم الحسد، و هی معصیة ابن آدم حیث [[حسد]] اخاه فقتله، فتشعب من ذلک، [[حب]] النساء و حب الدنیا و حب الریاسة و حب الراحة و حب الکلام و حب العلو و الثروة، فصرن سبع [[خصال]]، فاجتمعن کلهن فی حب الدنیا، فقالت الانبیاء و العلماء بعد معرفة ذلک: حب الدنیا رأس کل خطیئة}}: عملی بعد از [[معرفت]] [[خدای عزوجل]] و معرفت [[پیامبر]] {{صل}}، [[برتر]] از دشمنیداشتن با [[دنیا]] نیست. البته، برای چنین امری شعبههای بسیار بوده و برای [[معاصی]] نیز شعبههایی است. اول چیزی که [[خدا]] با آن [[نافرمانی]] شد، [[کبر]] بود؛ نافرمانی [[شیطان]] زمانی که از [[فرمان خدا]] [[سرپیچی]] و [[تکبر]] نمود و از [[کافران]] گردید. پس از آن، [[حرص]] است و آن نافرمانیای بود که [[آدم]] و [[حوا]] نمودند، هنگامی که [[خدای عزوجل]] به آن دو فرمود: از هر چه خواستید، تناول کنید، اما به این درخت ممنوعه نزدیک نشوید، پس آنان از [[ستمکاران]] گردیدند؛ چون چیزی را برگرفتند که مورد حاجتشان نبود. پس از آن، (این [[معصیت]]) بر [[فرزندان]] آن دو تا [[روز قیامت]] مستولی گشت. این چنین است که فرزند آدم بیشترین چیزی را که [[طلب]] میکند، چیزی است که بدان حاجتی ندارد. پس از آن، [[حسد]] است، و آن، گناهی بود که فرزند آدم مرتکب گردید؛ آنجا که نسبت به برادرش [[حسادت]] نمود و برادرش را به [[قتل]] رسانید. پس از این معصیت، [[حب]] [[زن]]، [[حب دنیا]]، [[حب ریاست]]، حب [[راحتی]] و [[آسایش]]، حب [[سخن گفتن]]، حب [[علو]] [[مقام]] و حب [[مال]] و [[ثروت]] منشعب میشود. پس اینها هفت [[خصلت]] شدند که همگی آنها در [[حبّ دنیا]] وجود دارد، و [[انبیا]] و [[علما]] همه و همه بعد از [[معرفت]] و [[شناخت]] این [[خصال]] فرمودند: {{متن حدیث|حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۵۷، حدیث ۲۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۴۸.</ref> | ||
== [[تدبّر]] در [[آیات]] ایثار == | == [[تدبّر]] در [[آیات]] ایثار == | ||