پرش به محتوا

دانشمندان کوفه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = کوفه | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== ==دانشمندان و شاعران مشهور کوفه از اصحاب اهل بیت{{ع}}== در میان شاگردان و اصحاب امامان عالیقدر شیعه{{عم}}، دانشمندان و شاعران نامداری دیده می‌ش...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
==[[دانشمندان]] و [[شاعران]] مشهور [[کوفه]] از [[اصحاب]] [[اهل بیت]]{{ع}}==
==[[دانشمندان]] و [[شاعران]] مشهور [[کوفه]] از [[اصحاب]] [[اهل بیت]]{{ع}}==
در میان [[شاگردان]] و [[اصحاب امامان]] عالیقدر [[شیعه]]{{عم}}، دانشمندان و شاعران نامداری دیده می‌شوند که برجسته‌ترین آن‎ها [[اهل]] و یا ساکن کوفه بوده‌اند. این بزرگان در [[تاریخ اسلام]] از ابعاد مختلف [[فکری]]، مذهبی، [[علمی]]، [[فرهنگی]] و یا [[سیاسی]] و نظامی نقش بسیار با اهمیت و درخشانی داشته‌اند که به اختصار برخی از مشاهیر آنان که بعضاً تا نیمه [[قرن دوم]] می‌زیسته‌اند، معرفی می‌شوند:
در میان [[شاگردان]] و [[اصحاب امامان]] عالیقدر [[شیعه]]{{عم}}، دانشمندان و شاعران نامداری دیده می‌شوند که برجسته‌ترین آن‎ها [[اهل]] و یا ساکن کوفه بوده‌اند. این بزرگان در [[تاریخ اسلام]] از ابعاد مختلف [[فکری]]، مذهبی، [[علمی]]، [[فرهنگی]] و یا [[سیاسی]] و نظامی نقش بسیار با اهمیت و درخشانی داشته‌اند که به اختصار برخی از مشاهیر آنان که بعضاً تا نیمه [[قرن دوم]] می‌زیسته‌اند، معرفی می‌شوند:
خط ۱۲: خط ۱۱:
* عبدالله یا [[عبیدالله بن ابی رافع]]: پسر ابورافع است و چنان‌که گفته شد او و برادرش علی، کاتب امیرالمؤمنین{{ع}} بودند. وی از [[نزدیکان]] آن حضرت و [[برگزیدگان]] شیعه بود. کتاب «قضایای امیرالمؤمنین»، و کتابی در ذکر اسامی کسانی از [[صحابه]] که در جنگ‌های [[جمل]] و [[صفین]] و [[نهروان]] با امیرالمؤمنین{{ع}} بودند، از اوست. وی بعد از سال ۱۰۰ از [[دنیا]] رفت<ref>تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام، ص۲۸۱.</ref>.
* عبدالله یا [[عبیدالله بن ابی رافع]]: پسر ابورافع است و چنان‌که گفته شد او و برادرش علی، کاتب امیرالمؤمنین{{ع}} بودند. وی از [[نزدیکان]] آن حضرت و [[برگزیدگان]] شیعه بود. کتاب «قضایای امیرالمؤمنین»، و کتابی در ذکر اسامی کسانی از [[صحابه]] که در جنگ‌های [[جمل]] و [[صفین]] و [[نهروان]] با امیرالمؤمنین{{ع}} بودند، از اوست. وی بعد از سال ۱۰۰ از [[دنیا]] رفت<ref>تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام، ص۲۸۱.</ref>.
* [[اویس قرنی]]: [[اویس]] مانند [[کمیل]] و [[مالک اشتر]] و [[حارث]] هَمدانی و بسیاری دیگر از [[اصحاب امیرالمؤمنین]]{{ع}} از [[مردم یمن]] بود. در [[زمان]] [[خلافت]] آن حضرت در کوفه می‌زیست و ملازم آن وجود [[مقدس]] بود. او مردی عالم، [[سخنور]] و [[زاهد]] بود و مشهورترین فرد از «زهاد ثمانیه» یعنی هشت [[زاهد]] نامدار [[اسلام]] است. [[اویس]] در [[جنگ صفین]] در رکاب [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[شهادت]] رسید. در [[جنگ جمل]] صد تن از [[یاران خاص]] [[حضرت]] با او [[بیعت]] کردند که تا پای [[جان]] در رکاب آن حضرت خواهند بود و اویس آخرین آنها بود<ref>۱۵. تحفة الأحباب، ص۲۶؛ تأسیس الشیعه، ص۳۵۷. مرقد اویس قرنی و عمار یاسر، که هر دو در جنگ صفین به شهادت رسیدند، به امر امام خمینی در سوریه بازسازی شده و امروز زیارتگاه شیعیان است. متأسفانه با ظهور جریان‌های جنایتکار تکفیری در عالم تسنن مرقد مطهر این دو شخصیت برجسته اسلام توسط گروه وحشی و خونخوار داعش منفجر و تخریب شده است.</ref>.
* [[اویس قرنی]]: [[اویس]] مانند [[کمیل]] و [[مالک اشتر]] و [[حارث]] هَمدانی و بسیاری دیگر از [[اصحاب امیرالمؤمنین]]{{ع}} از [[مردم یمن]] بود. در [[زمان]] [[خلافت]] آن حضرت در کوفه می‌زیست و ملازم آن وجود [[مقدس]] بود. او مردی عالم، [[سخنور]] و [[زاهد]] بود و مشهورترین فرد از «زهاد ثمانیه» یعنی هشت [[زاهد]] نامدار [[اسلام]] است. [[اویس]] در [[جنگ صفین]] در رکاب [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[شهادت]] رسید. در [[جنگ جمل]] صد تن از [[یاران خاص]] [[حضرت]] با او [[بیعت]] کردند که تا پای [[جان]] در رکاب آن حضرت خواهند بود و اویس آخرین آنها بود<ref>۱۵. تحفة الأحباب، ص۲۶؛ تأسیس الشیعه، ص۳۵۷. مرقد اویس قرنی و عمار یاسر، که هر دو در جنگ صفین به شهادت رسیدند، به امر امام خمینی در سوریه بازسازی شده و امروز زیارتگاه شیعیان است. متأسفانه با ظهور جریان‌های جنایتکار تکفیری در عالم تسنن مرقد مطهر این دو شخصیت برجسته اسلام توسط گروه وحشی و خونخوار داعش منفجر و تخریب شده است.</ref>.
* [[صعصعة بن صوحان عبدی]]: از [[اصحاب خاص]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[کوفه]] بود. وی از خطبای [[عرب]] و زعمای [[اهل]] [[ادب]] و مردی [[فصیح]] اللسان بود. [[ابوعمرو کشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کرده است که فرمود: «کسی با امیرالمؤمنین{{ع}} نبود که او را درست بشناسد، مگر [[صعصعه]] و [[یاران]] او».
* [[صعصعة بن صوحان عبدی]]: از [[اصحاب خاص]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[کوفه]] بود. وی از خطبای [[عرب]] و زعمای [[اهل]] [[ادب]] و مردی [[فصیح]] اللسان بود. [[ابوعمرو کشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کرده است که فرمود: «کسی با امیرالمؤمنین{{ع}} نبود که او را درست بشناسد، مگر [[صعصعه]] و [[یاران]] او». کشی همچنین روایت کرده است که [[معاویه]] وقتی پس از [[صلح]] با [[امام حسن]]{{ع}} وارد کوفه شد، [[امام]] از وی برای اشخاصی به نام، [[امان]] گرفته بود. صعصعه از جمله این اشخاص بود و بالاجبار به [[ملاقات]] معاویه رفت. معاویه گفت: «به [[خدا]] خوش نداشتم که به تو امان بدهم». صعصعه هم گفت: «به خدا من هم نمی‌خواستم تو را با این نام جدید (امیرالمؤمنین) بخوانم». صعصعه در [[زمان]] [[خلافت]] غاصبانه معاویه از [[دنیا]] رفت<ref>۶. تحفـة الاحباب، ص۱۴۵؛ تأسیس الشیعه، ص۳۵۵. مسعودی مورخ متقدم و مشهور قرن چهارم در کتاب مروج الذهب مطالب متعدد و جالب و خواندنی از فصاحت و حاضرجوابی صعصة بن صومان نقل کرده است.</ref>. بنابر مشهور، معاویه او را از کوفه [[تبعید]] کرد.
کشی همچنین روایت کرده است که [[معاویه]] وقتی پس از [[صلح]] با [[امام حسن]]{{ع}} وارد کوفه شد، [[امام]] از وی برای اشخاصی به نام، [[امان]] گرفته بود. صعصعه از جمله این اشخاص بود و بالاجبار به [[ملاقات]] معاویه رفت. معاویه گفت: «به [[خدا]] خوش نداشتم که به تو امان بدهم». صعصعه هم گفت: «به خدا من هم نمی‌خواستم تو را با این نام جدید (امیرالمؤمنین) بخوانم». صعصعه در [[زمان]] [[خلافت]] غاصبانه معاویه از [[دنیا]] رفت<ref>۶. تحفـة الاحباب، ص۱۴۵؛ تأسیس الشیعه، ص۳۵۵. مسعودی مورخ متقدم و مشهور قرن چهارم در کتاب مروج الذهب مطالب متعدد و جالب و خواندنی از فصاحت و حاضرجوابی صعصة بن صومان نقل کرده است.</ref>. بنابر مشهور، معاویه او را از کوفه [[تبعید]] کرد.
* [[میثم بن یحیی تمار]]: از [[یاران باوفای امیرالمؤمنین]]{{ع}} و اهل [[تأویل]] و [[تفسیر قرآن]] و [[علوم]] [[باطن]] بود. او در کوفه، [[خطیب]] [[شیعه]] و سخنگوی آنها به شمار می‌رفت. [[دانش]] را از امیرالمؤمنین علی{{ع}} فراگرفت و [[اهل]] [[راز]] آن [[حضرت]] و نیز اهل [[مکاشفه]] و [[کرامت]] بود. [[میثم]]، [[ایرانی]] و در [[کوفه]] خرمافروش بود. گاهی اوقات [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در محل کسب او به جایش می‌نشست و خرما می‌فروخت و او را به دنبال کاری می‌فرستاد. [[روز]] جمعه‌ای [[ابوخالد]] خرما فروش با میثم در کشتی نشسته بود و در [[نهر فرات]] به جایی می‌رفتند. در آن حال باد [[سختی]] وزید. میثم گفت هم اکنون [[معاویه]] مرد. [[جمعه]] بعد قاصدی از [[شام]] خبر آورد که معاویه، جمعه قبل در همان وقتی که میثم بیان کرده بود، مرده است. میثم، [[هنگام قیام]] و [[شهادت مسلم بن عقیل]] در [[زندان]] بود و مختار هم پس از [[دستگیری]] نزد وی به زندان افکنده شد. سپس [[عبیدالله بن زیاد میثم]] را بیرون آورد و به طرز فجیعی دست و پا و زبانش را قطع کرد و آن‌گاه او را به دار آویخت و به [[شهادت]] رسانید<ref>تحفة الاحباب، ص۳۸۲؛ تأسیس الشیعه، ص۳۵۵. مسعودی مورخ متقدم و مشهور قرن چهارم در کتاب مروج الذهب مطالب متعدد جالب و خواندنی از فصاحت و حاضر جوابی صعصمة بن صوحان نقل کرده است.</ref>.
* [[میثم بن یحیی تمار]]: از [[یاران باوفای امیرالمؤمنین]]{{ع}} و اهل [[تأویل]] و [[تفسیر قرآن]] و [[علوم]] [[باطن]] بود. او در کوفه، [[خطیب]] [[شیعه]] و سخنگوی آنها به شمار می‌رفت. [[دانش]] را از امیرالمؤمنین علی{{ع}} فراگرفت و [[اهل]] [[راز]] آن [[حضرت]] و نیز اهل [[مکاشفه]] و [[کرامت]] بود. [[میثم]]، [[ایرانی]] و در [[کوفه]] خرمافروش بود. گاهی اوقات [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در محل کسب او به جایش می‌نشست و خرما می‌فروخت و او را به دنبال کاری می‌فرستاد. [[روز]] جمعه‌ای [[ابوخالد]] خرما فروش با میثم در کشتی نشسته بود و در [[نهر فرات]] به جایی می‌رفتند. در آن حال باد [[سختی]] وزید. میثم گفت هم اکنون [[معاویه]] مرد. [[جمعه]] بعد قاصدی از [[شام]] خبر آورد که معاویه، جمعه قبل در همان وقتی که میثم بیان کرده بود، مرده است.
میثم، [[هنگام قیام]] و [[شهادت مسلم بن عقیل]] در [[زندان]] بود و مختار هم پس از [[دستگیری]] نزد وی به زندان افکنده شد. سپس [[عبیدالله بن زیاد میثم]] را بیرون آورد و به طرز فجیعی دست و پا و زبانش را قطع کرد و آن‌گاه او را به دار آویخت و به [[شهادت]] رسانید<ref>تحفة الاحباب، ص۳۸۲؛ تأسیس الشیعه، ص۳۵۵. مسعودی مورخ متقدم و مشهور قرن چهارم در کتاب مروج الذهب مطالب متعدد جالب و خواندنی از فصاحت و حاضر جوابی صعصمة بن صوحان نقل کرده است.</ref>.
* [[ابوالاسود دئلی]]: یکی از فضلای فصیحان [[عرب]] و از طبقه اول شعرای [[اسلام]] و [[شیعیان امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. او [[دیوان]] شعری داشته که به گفته [[ابن ندیم]]، اصعمی و [[ابوعمرو بن علا]]، آن را تدوین کرده بودند. [[ابوالاسود]]، [[قائم مقام]] [[ابن عباس]] [[حکمران]] [[بصره]] بود و بعد از [[شهادت حضرت علی]]{{ع}} مقیم آن [[شهر]] گردید. در کوفه مواد اولیه [[علم]] نحو و دستور [[زبان عربی]] را از امیرالمؤمنین{{ع}} آموخت. ابوالاسود در سال ۶۹ در بصره درگذشت<ref>تحفة الاحباب، ص۱۸۶.</ref>.
* [[ابوالاسود دئلی]]: یکی از فضلای فصیحان [[عرب]] و از طبقه اول شعرای [[اسلام]] و [[شیعیان امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. او [[دیوان]] شعری داشته که به گفته [[ابن ندیم]]، اصعمی و [[ابوعمرو بن علا]]، آن را تدوین کرده بودند. [[ابوالاسود]]، [[قائم مقام]] [[ابن عباس]] [[حکمران]] [[بصره]] بود و بعد از [[شهادت حضرت علی]]{{ع}} مقیم آن [[شهر]] گردید. در کوفه مواد اولیه [[علم]] نحو و دستور [[زبان عربی]] را از امیرالمؤمنین{{ع}} آموخت. ابوالاسود در سال ۶۹ در بصره درگذشت<ref>تحفة الاحباب، ص۱۸۶.</ref>.
* [[کمیل بن زیاد نخعی]]: از [[یاران خاص]] و [[والیان]] امیرالمؤمنین{{ع}} بود و علومی را از آن وجود [[مقدس]] آموخته بود. سخنان [[حضرت امیر]]{{ع}} با وی در [[نهج البلاغه]] معروف، و دعای مشهور [[کمیل]] را نیز او از زبان [[حضرت]] ثبت کرده است. [[کمیل]] در [[کوفه]] سکونت داشت و از [[عابدان]] و زاهدان به شمار می‌رفت. وی را نیز از [[اصحاب]] سر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته‌اند که [[لیاقت]] یافته بود علومی که دیگران [[تحمل]] آن را نداشتند، از آن حضرت فراگیرد. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به او خبر داده بود که [[حجاج بن یوسف]] او را خواهد کشت؛ همین‌طور هم شد. کمیل در سال ۸۳ در کوفه به دار آویخته شد و امروز مرقدش نزدیک [[مرقد]] [[میثم تمار]]، بین کوفه و [[نجف]]، [[زیارتگاه]] است<ref>تحفة الاحباب، ص۲۹۶؛ تأسیس الشیعه، ص۳۵۶.</ref>.
* [[کمیل بن زیاد نخعی]]: از [[یاران خاص]] و [[والیان]] امیرالمؤمنین{{ع}} بود و علومی را از آن وجود [[مقدس]] آموخته بود. سخنان [[حضرت امیر]]{{ع}} با وی در [[نهج البلاغه]] معروف، و دعای مشهور [[کمیل]] را نیز او از زبان [[حضرت]] ثبت کرده است. [[کمیل]] در [[کوفه]] سکونت داشت و از [[عابدان]] و زاهدان به شمار می‌رفت. وی را نیز از [[اصحاب]] سر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته‌اند که [[لیاقت]] یافته بود علومی که دیگران [[تحمل]] آن را نداشتند، از آن حضرت فراگیرد. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به او خبر داده بود که [[حجاج بن یوسف]] او را خواهد کشت؛ همین‌طور هم شد. کمیل در سال ۸۳ در کوفه به دار آویخته شد و امروز مرقدش نزدیک [[مرقد]] [[میثم تمار]]، بین کوفه و [[نجف]]، [[زیارتگاه]] است<ref>تحفة الاحباب، ص۲۹۶؛ تأسیس الشیعه، ص۳۵۶.</ref>.
۸۰٬۱۹۰

ویرایش