الهام به معصوم در حدیث: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'داود' به 'داوود') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = الهام به معصوم | ||
| عنوان مدخل = الهام به معصوم | | عنوان مدخل = الهام به معصوم | ||
| مداخل مرتبط = [[الهام به معصوم در حدیث]] - [[الهام به معصوم در کلام اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[الهام به معصوم در حدیث]] - [[الهام به معصوم در کلام اسلامی]] | ||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== [[الهام معارف]] [[الهی]] به [[امام]] == | == [[الهام معارف]] [[الهی]] به [[امام]] == | ||
متون [[حدیثی]] پر از روایاتی است که بیانگر بهرهمندی [[امامان]] {{عم}} از [[علوم]] | متون [[حدیثی]] پر از روایاتی است که بیانگر بهرهمندی [[امامان]] {{عم}} از [[علوم]] خدادادی است که دراینباره کتاب [[بصائر الدرجات]] یکی از بهترین کتابها به شمار میرود. این [[روایات]] را در دو دسته کلی میتوان بررسی کرد: | ||
# روایات پرشماری که به نحو مطلق از [[الهام]] علوم به امامان {{عم}} خبر داده، آنها را افرادی [[محدَّث]] معرفی میکند؛<ref>برای نمونه، ر.ک: محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۲۳۴ و ۲۳۵.</ref> | |||
# روایات پرشماری که به نحو مطلق از [[الهام]] علوم به امامان {{عم}} خبر داده، آنها را افرادی [[محدَّث]] معرفی میکند؛<ref>برای نمونه، ر. ک: محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۲۳۴ و ۲۳۵.</ref> | |||
# روایاتی که در ظاهر بیان میکند همه [[احکام]] در [[قرآن]] و [[سنت]] بیان نشده و چنین احکامی به وسیله [[خداوند]] به ایشان الهام شده است یا اینکه [[روحالقدس]] آن را به امام تلقین میکند. دراینباره بیش از ده [[روایت]] وجود دارد که باید با دقت به بررسی دلالت آنها پرداخت: | # روایاتی که در ظاهر بیان میکند همه [[احکام]] در [[قرآن]] و [[سنت]] بیان نشده و چنین احکامی به وسیله [[خداوند]] به ایشان الهام شده است یا اینکه [[روحالقدس]] آن را به امام تلقین میکند. دراینباره بیش از ده [[روایت]] وجود دارد که باید با دقت به بررسی دلالت آنها پرداخت: | ||
## در برخی روایات از امام پرسیده میشود که اگر از شما درباره چیزی سؤال شود که پاسخ آن نزد شما نباشد، چه میکنید؟ امام پاسخ دادند که روحالقدس آن را به ما تلقین میکند<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ تُسْأَلُونَ عَنِ الشَّیْءِ فَلَا یَکُونُ عِنْدَکُمْ عِلْمُهُ. فَقَالَ: رُبَّمَا کَانَ ذَلِکَ. قَالَ: قُلْتُ: کَیْفَ تَصْنَعُونَ؟ قَالَ: تَتَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُس}}؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۴۵۱.</ref>. | ## در برخی روایات از امام پرسیده میشود که اگر از شما درباره چیزی سؤال شود که پاسخ آن نزد شما نباشد، چه میکنید؟ امام پاسخ دادند که روحالقدس آن را به ما تلقین میکند<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ تُسْأَلُونَ عَنِ الشَّیْءِ فَلَا یَکُونُ عِنْدَکُمْ عِلْمُهُ. فَقَالَ: رُبَّمَا کَانَ ذَلِکَ. قَالَ: قُلْتُ: کَیْفَ تَصْنَعُونَ؟ قَالَ: تَتَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُس}}؛ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۴۵۱.</ref>. | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۴: | ||
دو دسته کلی از روایات در این راستا بیان شدند که باید جداگانه بررسی شوند: | دو دسته کلی از روایات در این راستا بیان شدند که باید جداگانه بررسی شوند: | ||
# به نظر میرسد روایاتی که امامان {{عم}} را انسانهایی [[محدَّث]] معرفی میکردند که [[علوم]] را از روحالقدس دریافت میکنند، دلالتی بر [[شأن]] [[تشریع احکام]] ندارند؛ زیرا در این روایات، روشن نشده که محتوای علوم اعطایی به ایشان چیست؟ آیا احکام است یا غیر احکام؟ افزون بر آن، اگر بپذیریم که محتوای [[الهام]] و [[تحدیث]] و آنچه روحالقدس به امامان {{عم}} تلقین میکند، [[معارف]] اصیل [[دین]] نیز باشد، باز هم نمیتواند بیانگر [[شأن تشریع]] [[حکم]] به وسیله [[امام]] {{ع}} باشد؛ زیرا مدلول این روایات آن است که [[خداوند]] علومی - از جمله دین - را خود یا به وسیله روحالقدس به ایشان داده است. بنابراین، این روایات حداکثر بیانگر این واقعیتاند که امامان {{عم}} مبلغ آن دسته از احکام هستند که [[خدا]] [[جعل]] کرده و آنها را به امام داده تا او به [[مردم]] برساند. حال آنکه بحث ما در تشریع حکمی است که خداوند وضع نکرده، ولی [[حق تشریع]] را به امام داده تا او انجام دهد؛ نظیر آنچه در [[تشریع حکم]] به وسیله [[پیامبر]] بیان شد. به دیگر سخن، ایشان در این [[مقام]]، مخبر احکام وضع شده از سوی خدایند، نه [[شارع]] احکام؛ | # به نظر میرسد روایاتی که امامان {{عم}} را انسانهایی [[محدَّث]] معرفی میکردند که [[علوم]] را از روحالقدس دریافت میکنند، دلالتی بر [[شأن]] [[تشریع احکام]] ندارند؛ زیرا در این روایات، روشن نشده که محتوای علوم اعطایی به ایشان چیست؟ آیا احکام است یا غیر احکام؟ افزون بر آن، اگر بپذیریم که محتوای [[الهام]] و [[تحدیث]] و آنچه روحالقدس به امامان {{عم}} تلقین میکند، [[معارف]] اصیل [[دین]] نیز باشد، باز هم نمیتواند بیانگر [[شأن تشریع]] [[حکم]] به وسیله [[امام]] {{ع}} باشد؛ زیرا مدلول این روایات آن است که [[خداوند]] علومی - از جمله دین - را خود یا به وسیله روحالقدس به ایشان داده است. بنابراین، این روایات حداکثر بیانگر این واقعیتاند که امامان {{عم}} مبلغ آن دسته از احکام هستند که [[خدا]] [[جعل]] کرده و آنها را به امام داده تا او به [[مردم]] برساند. حال آنکه بحث ما در تشریع حکمی است که خداوند وضع نکرده، ولی [[حق تشریع]] را به امام داده تا او انجام دهد؛ نظیر آنچه در [[تشریع حکم]] به وسیله [[پیامبر]] بیان شد. به دیگر سخن، ایشان در این [[مقام]]، مخبر احکام وضع شده از سوی خدایند، نه [[شارع]] احکام؛ | ||
# روایات دسته دوم، از نبودِ برخی احکام[[سخن]] میگفت که نیازمند وضع جدیدند. اما دلالت این روایات بر [[تشریع امام]] نیز آسان نیست؛ زیرا: | # روایات دسته دوم، از نبودِ برخی احکام[[سخن]] میگفت که نیازمند وضع جدیدند. اما دلالت این روایات بر [[تشریع امام]] نیز آسان نیست؛ زیرا: | ||
## اولاً، روایاتی که از حکم کردن [[حضرت داوود]] {{ع}} سخن به میان میآورد، ظاهر در بحث [[قضاوت]] است. در [[روایات]] پرشماری، ویژگی قضاوت [[حضرت داوود]] {{ع}} این گونه بیان شده که او بیآنکه بینهای بخواهد، [[مطابق با واقع]] به قضاوت میپرداخت<ref>{{متن حدیث|لَا تَذْهَبُ الدُّنْیَا حَتَّی یَخْرُجَ رَجُلٌ مِنِّی رَجُلٌ یَحْکُمُ بِحُکُومَةِ آلِ دَاوُدَ وَ لَا یَسْأَلُ عَنْ بَیِّنَةٍ یُعْطِی کُلَّ نَفْسٍ حُکْمَهَا}}، محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۴۵۲.</ref>. بنابراین، میتوان گفت مقصود [[امام در روایات]] اخیر، موضوعات است نه [[احکام]]؛ | ## اولاً، روایاتی که از حکم کردن [[حضرت داوود]] {{ع}} سخن به میان میآورد، ظاهر در بحث [[قضاوت]] است. در [[روایات]] پرشماری، ویژگی قضاوت [[حضرت داوود]] {{ع}} این گونه بیان شده که او بیآنکه بینهای بخواهد، [[مطابق با واقع]] به قضاوت میپرداخت<ref>{{متن حدیث|لَا تَذْهَبُ الدُّنْیَا حَتَّی یَخْرُجَ رَجُلٌ مِنِّی رَجُلٌ یَحْکُمُ بِحُکُومَةِ آلِ دَاوُدَ وَ لَا یَسْأَلُ عَنْ بَیِّنَةٍ یُعْطِی کُلَّ نَفْسٍ حُکْمَهَا}}، محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۴۵۲.</ref>. بنابراین، میتوان گفت مقصود [[امام در روایات]] اخیر، موضوعات است نه [[احکام]]؛ | ||
## ثانیاً، روایتی که میگفت اگر چیزی در [[کتاب علی]] {{ع}} نبود، آن را از طریق [[روحالقدس]] میفهمیم، روشن میکند که بحث از موضوعات نیست؛ زیرا عاقلانه نیست که تمام موضوعات در کتاب علی {{ع}} بیان شود. بنابراین، بحث احکام است. اما این [[روایت]] نیز دلالتی بر [[تشریع]] ندارد؛ زیرا این مضمون (نبودِ برخی احکام در کتاب علی {{ع}}) تنها در همین یک روایت است. به علاوه، این روایت به لحاظ سندی مخدوش است؛ زیرا در سند آن آمده است:... [[هشام بن سالم]] عن [[عمار]] او غیره. به دیگر سخن، روشن نیست که ناقل [[حدیث]] از [[امام]]، [[عمار بن موسی ساباطی]] فطحیمذهب است که البته [[نجاشی]] او را توثیق کرده،<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال نجاشی، ص۲۹۰.</ref> یا کسی دیگر که برای ما ناشناخته است. بنابراین، نمیتوان به صدور این مضمون از امام {{ع}} [[اطمینان]] داشت. افزون بر آن، حتی اگر روایت نیز معتبر بود، باز هم دلالت آن بر [[شأن تشریع]] روشن نبود؛ زیرا صریح روایت، القای آن [[حکم]] از سوی روحالقدس است، نه آنکه [[تشریعی]] از سوی امام انجام شود. بنابراین، دلالت این دسته از روایات بر [[تشریع امام]] تمام نیست<ref>ر. ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۰۰ تا ۲۰۲.</ref>. | ## ثانیاً، روایتی که میگفت اگر چیزی در [[کتاب علی]] {{ع}} نبود، آن را از طریق [[روحالقدس]] میفهمیم، روشن میکند که بحث از موضوعات نیست؛ زیرا عاقلانه نیست که تمام موضوعات در کتاب علی {{ع}} بیان شود. بنابراین، بحث احکام است. اما این [[روایت]] نیز دلالتی بر [[تشریع]] ندارد؛ زیرا این مضمون (نبودِ برخی احکام در کتاب علی {{ع}}) تنها در همین یک روایت است. به علاوه، این روایت به لحاظ سندی مخدوش است؛ زیرا در سند آن آمده است:... [[هشام بن سالم]] عن [[عمار]] او غیره. به دیگر سخن، روشن نیست که ناقل [[حدیث]] از [[امام]]، [[عمار بن موسی ساباطی]] فطحیمذهب است که البته [[نجاشی]] او را توثیق کرده،<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال نجاشی، ص۲۹۰.</ref> یا کسی دیگر که برای ما ناشناخته است. بنابراین، نمیتوان به صدور این مضمون از امام {{ع}} [[اطمینان]] داشت. افزون بر آن، حتی اگر روایت نیز معتبر بود، باز هم دلالت آن بر [[شأن تشریع]] روشن نبود؛ زیرا صریح روایت، القای آن [[حکم]] از سوی روحالقدس است، نه آنکه [[تشریعی]] از سوی امام انجام شود. بنابراین، دلالت این دسته از روایات بر [[تشریع امام]] تمام نیست<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۰۰ تا ۲۰۲.</ref>. | ||
== دلیل روایی دربارۀ [[الهام به امام]] == | == دلیل روایی دربارۀ [[الهام به امام]] == | ||
روایاتی درباره الهام به امام وجود دارد که برخی از آنها به صورت تصریح و برخی دیگر به صورت تلویحی دربارۀ [[الهام]] [[سخن]] گفتهاند. مرحوم صفّار در [[بصائر الدرجات]] در بیش از ۱۰ باب و [[حدود]] ۱۵۰ [[روایت]] به این موضوع پرداخته است<ref>ر. ک: [[الهام محمدزاده نقاشان]] و [[رضا نیرومند]]، [[رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه (مقاله)|رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه]]، ص۵۷؛ [[داوود افقی|افقی، داوود]]، [[بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات (پایاننامه)|بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات]]، ص۵۰ ـ ۵۲.</ref>. برخی از این [[روایات]] عبارتاند از: | روایاتی درباره الهام به امام وجود دارد که برخی از آنها به صورت تصریح و برخی دیگر به صورت تلویحی دربارۀ [[الهام]] [[سخن]] گفتهاند. مرحوم صفّار در [[بصائر الدرجات]] در بیش از ۱۰ باب و [[حدود]] ۱۵۰ [[روایت]] به این موضوع پرداخته است<ref>ر.ک: [[الهام محمدزاده نقاشان]] و [[رضا نیرومند]]، [[رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه (مقاله)|رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه]]، ص۵۷؛ [[داوود افقی|افقی، داوود]]، [[بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات (پایاننامه)|بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات]]، ص۵۰ ـ ۵۲.</ref>. برخی از این [[روایات]] عبارتاند از: | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: "همانا [[علم]] ما يا مربوط به گذشته است و يا نوشتهشده و يا وارد شدن در [[دل]] و يا تأثير در گوش. سپس فرمود: اما گذشته، [[علم]] به امور پيشين است و اما نوشته شده مربوط به امور آينده است و امّا وارد شده به [[دل]] [[الهام]] است و اما تأثير در گوش امر [[فرشته]] است"<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج ۱، ص۳۱۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[الهام محمدزاده نقاشان]] و [[رضا نیرومند]]، [[رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه (مقاله)|رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه]]، ص۵۷.</ref> علومی که مربوط به گذشته است ماضی نام دارد که [[تفسیر]] و توضیح و تبیینش به وسیلۀ [[پیامبر]] {{صل}} انجام گرفته و به [[امام]] رسیده است، مانند [[علوم]] و [[معارف قرآنی]]، [[سنت نبوی]] و [[کتابهای آسمانی]] به یادگار مانده از گذشتگان. علومی که مربوط به [[آینده]] است غابر نام دارد که آنها هم توسط [[پیامبر]] {{صل}} به صورت شفاهی و کتبی در [[اختیار]] [[امام]] قرار گرفته است و از امامی به [[امام]] دیگر منتقل شده است. در واقع همان [[علوم]] موروثی است که در [[روایت]] از آنها یاد شده و [[ائمه]] {{ع}} از این [[علوم]] برای وقایع [[آینده]] استفاده میکنند. قسم سوم علومی است که به وسیلۀ [[الهام]] در [[اختیار]] [[امام]] قرار میگیرد و متفاوت با دیگر [[علوم حصولی]] است که حادث نامند، [[روایات]] این نوع [[علم]] را چنین توصیف میکنند: این [[علم]] یا با انداختن به [[قلوب]]، یا با گفتن در گوش حاصل میشود<ref>ر.ک: [[محمد حسن نادم|نادم، محمد حسن]]، [[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]، ص۳۳۰.</ref>. | |||
# [[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: "همانا [[علم]] ما يا مربوط به گذشته است و يا نوشتهشده و يا وارد شدن در [[دل]] و يا تأثير در گوش. سپس فرمود: اما گذشته، [[علم]] به امور پيشين است و اما نوشته شده مربوط به امور آينده است و امّا وارد شده به [[دل]] [[الهام]] است و اما تأثير در گوش امر [[فرشته]] است"<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج ۱، ص۳۱۸.</ref><ref>ر. ک: [[الهام محمدزاده نقاشان]] و [[رضا نیرومند]]، [[رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه (مقاله)|رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه]]، ص۵۷.</ref> علومی که مربوط به گذشته است ماضی نام دارد که [[تفسیر]] و توضیح و تبیینش به وسیلۀ [[پیامبر]] {{صل}} انجام گرفته و به [[امام]] رسیده است، مانند [[علوم]] و [[معارف قرآنی]]، [[سنت نبوی]] و [[کتابهای آسمانی]] به یادگار مانده از گذشتگان. علومی که مربوط به [[آینده]] است غابر نام دارد که آنها هم توسط [[پیامبر]] {{صل}} به صورت شفاهی و کتبی در [[اختیار]] [[امام]] قرار گرفته است و از امامی به [[امام]] دیگر منتقل شده است. در واقع همان [[علوم]] موروثی است که در [[روایت]] از آنها یاد شده و [[ائمه]] {{ع}} از این [[علوم]] برای وقایع [[آینده]] استفاده میکنند. قسم سوم علومی است که به وسیلۀ [[الهام]] در [[اختیار]] [[امام]] قرار میگیرد و متفاوت با دیگر [[علوم حصولی]] است که حادث نامند، [[روایات]] این نوع [[علم]] را چنین توصیف میکنند: این [[علم]] یا با انداختن به [[قلوب]]، یا با گفتن در گوش حاصل میشود<ref>ر. ک: [[محمد حسن نادم|نادم، محمد حسن]]، [[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]، ص۳۳۰.</ref>. | |||
# همچنین [[ابوبصیر]] میگوید [[امام صادق]] {{ع}} دربارۀ آیۀ: «{{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> فرمودند: {{متن حدیث|خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ لَمْ يَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَيْرِ مُحَمَّدٍ {{صل}} وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُسَدِّدُهُمْ وَ لَيْسَ كُلَّمَا طُلِبَ وُجِد}}<ref>مجلسی، محمد تقی، مرأة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج ۳، ص۱۷۰.</ref>. | # همچنین [[ابوبصیر]] میگوید [[امام صادق]] {{ع}} دربارۀ آیۀ: «{{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> فرمودند: {{متن حدیث|خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ لَمْ يَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَيْرِ مُحَمَّدٍ {{صل}} وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُسَدِّدُهُمْ وَ لَيْسَ كُلَّمَا طُلِبَ وُجِد}}<ref>مجلسی، محمد تقی، مرأة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج ۳، ص۱۷۰.</ref>. | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} در [[پاسخ]] از [[سؤال]] [[عمار ساباطی]] که پرسید اگر شما به [[حکومت]] رسیدید، چگونه [[حکم]] میکنید؟ فرمود: "به [[حکم خدا]] و [[حکم داوود]] و چنانچه موضوعی پیش بیاید که [[حکم]] آن نزد ما حاضر نباشد، [[روح القدس]] آن را به ما [[القا]] میکند"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱۰، ص۲۷۳.</ref><ref>ر. ک: [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]]، [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، فصلنامه قبسات، ص۲۸.</ref> | # [[امام صادق]] {{ع}} در [[پاسخ]] از [[سؤال]] [[عمار ساباطی]] که پرسید اگر شما به [[حکومت]] رسیدید، چگونه [[حکم]] میکنید؟ فرمود: "به [[حکم خدا]] و [[حکم داوود]] و چنانچه موضوعی پیش بیاید که [[حکم]] آن نزد ما حاضر نباشد، [[روح القدس]] آن را به ما [[القا]] میکند"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱۰، ص۲۷۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید حسن مصطفوی|مصطفوی، سید حسن]]، [[احمد مروی|مروی، احمد]]، [[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]، فصلنامه قبسات، ص۲۸.</ref> | ||
# [[رسول اکرم]] {{صل}} میفرمایند: {{متن حدیث|أَعْطَانِی الْوَحْیَ وَأَعْطَی عَلِیّاً الْإِلْهَام}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۱۸۹؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ۱، ص۳۹۰؛ دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب، ج ۲، ص۲۵۴.</ref><ref>ر. ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۲۵۴؛ [[محمد حسن نادم]] و [[سید ابراهیم افتخاری]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص۵۹ و ۶۹.</ref> | # [[رسول اکرم]] {{صل}} میفرمایند: {{متن حدیث|أَعْطَانِی الْوَحْیَ وَأَعْطَی عَلِیّاً الْإِلْهَام}}<ref>طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۱۸۹؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ۱، ص۳۹۰؛ دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب، ج ۲، ص۲۵۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۲۵۴؛ [[محمد حسن نادم]] و [[سید ابراهیم افتخاری]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص۵۹ و ۶۹.</ref> | ||
# در روایتی دیگر، از آن حضرت [[نقل]] شده است: "همانا بعد از من در مقابل هر بدعتی که در برابر [[ایمان]] قرار میگیرد، ولیّای از [[اهلبیت]] من خواهد بود که عهدهدار آن ([[ایمان]]) است و از آن [[دفاع]] میکند. با [[الهام]] از [[خداوند]] [[سخن]] میگوید و [[حق]] را آشکار و روشن میسازد و [[کید]] مکاران را رد میکند"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷.</ref><ref>ر. ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۲۵۴.</ref> | # در روایتی دیگر، از آن حضرت [[نقل]] شده است: "همانا بعد از من در مقابل هر بدعتی که در برابر [[ایمان]] قرار میگیرد، ولیّای از [[اهلبیت]] من خواهد بود که عهدهدار آن ([[ایمان]]) است و از آن [[دفاع]] میکند. با [[الهام]] از [[خداوند]] [[سخن]] میگوید و [[حق]] را آشکار و روشن میسازد و [[کید]] مکاران را رد میکند"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۲۵۴.</ref> | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: "برخی از ما [[علم]] در گوششان قرار میگیرد، برخی در [[خواب]] میبینند و برخی از ما صدایی میشنویم و برای بعضی از ما، فرشتهای بزرگتر از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] میآید و برخی از [[امامان]] {{ع}} فرشتهها را با چشم میبینند"<ref>ر. ک: [[محمد حسن نادم]] و [[سید ابراهیم افتخاری]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص۵۹ و ۶۹.</ref>. | # [[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: "برخی از ما [[علم]] در گوششان قرار میگیرد، برخی در [[خواب]] میبینند و برخی از ما صدایی میشنویم و برای بعضی از ما، فرشتهای بزرگتر از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] میآید و برخی از [[امامان]] {{ع}} فرشتهها را با چشم میبینند"<ref>ر.ک: [[محمد حسن نادم]] و [[سید ابراهیم افتخاری]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص۵۹ و ۶۹.</ref>. | ||
# [[امام باقر]] {{ع}} میفرمایند: "[[علی]] {{ع}} به [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}} عمل میکرد، هنگامی که با مسئلۀ جدیدی روبهرو میشد که نه در [[کتاب خدا]] بود و نه در [[سنت پیامبر]] [[خداوند]] به او [[الهام]] میکرد"<ref>ر. ک: [[محمد حسن نادم]] و [[سید ابراهیم افتخاری]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص۵۹ و ۶۹.</ref>. | # [[امام باقر]] {{ع}} میفرمایند: "[[علی]] {{ع}} به [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}} عمل میکرد، هنگامی که با مسئلۀ جدیدی روبهرو میشد که نه در [[کتاب خدا]] بود و نه در [[سنت پیامبر]] [[خداوند]] به او [[الهام]] میکرد"<ref>ر.ک: [[محمد حسن نادم]] و [[سید ابراهیم افتخاری]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص۵۹ و ۶۹.</ref>. | ||
# [[حارث بن مغیره]] میگوید: به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: "[[علم]] [[عالمان]] شما [[امامان]] چگونه است؟ آیا در قلبش [[القاء]] میشود یا با گوش میشنود؟" [[امام]] {{ع}} فرمودند: "[[وحی]] است از نوع [[وحی]] به [[مادر موسی]]" <ref>مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۲۸۶.</ref><ref>[[محمد مشکی|مشکی، محمد]]، [[بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)|بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفی']]، فصلنامه فلسفی کلامی، ش ۴۵، ص۳۰۵.</ref> | # [[حارث بن مغیره]] میگوید: به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: "[[علم]] [[عالمان]] شما [[امامان]] چگونه است؟ آیا در قلبش [[القاء]] میشود یا با گوش میشنود؟" [[امام]] {{ع}} فرمودند: "[[وحی]] است از نوع [[وحی]] به [[مادر موسی]]" =<ref>مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۲۸۶.</ref>.<ref>[[محمد مشکی|مشکی، محمد]]، [[بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)|بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفی']]، فصلنامه فلسفی کلامی، ش ۴۵، ص۳۰۵.</ref> | ||
# [[علی بن یقطین]] میگوید: به [[امام کاظم]] {{ع}} عرض کردم: [[علم]] [[عالمان]] شما از طریق سماع و شنیدن است یا [[الهام]]؟ حضرت فرمودند: "گاهی به صورت شنیدنی است و گاهی الهامی و گاهی به دو صورت تحقق پیدا میکند"<ref>مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۲۸۶.</ref><ref>ر. ک: [[محمد مشکی|مشکی، محمد]]، [[بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)|بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفی']]، فصلنامه فلسفی کلامی، ش ۴۵، ص۳۰۵؛ [[محمد نظیر عرفانی|عرفانی، محمد نظیر]]، [[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین (پایاننامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص۱۸۵.</ref> | # [[علی بن یقطین]] میگوید: به [[امام کاظم]] {{ع}} عرض کردم: [[علم]] [[عالمان]] شما از طریق سماع و شنیدن است یا [[الهام]]؟ حضرت فرمودند: "گاهی به صورت شنیدنی است و گاهی الهامی و گاهی به دو صورت تحقق پیدا میکند"<ref>مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۲۸۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد مشکی|مشکی، محمد]]، [[بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)|بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفی']]، فصلنامه فلسفی کلامی، ش ۴۵، ص۳۰۵؛ [[محمد نظیر عرفانی|عرفانی، محمد نظیر]]، [[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین (پایاننامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]، ص۱۸۵.</ref> | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "[[امام علی]] {{ع}} بر طبق [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]] عمل میکرد، و هر گاه چیز جدیدی [[حکم]] آن در [[کتاب و سنت]] نبود، [[خداوند]] در آن مورد [[حق]] را به او [[الهام]] میکرد"<ref>ر. ک: [[محمد مشکی|مشکی، محمد]]، [[بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)|بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفی']]، فصلنامه فلسفی کلامی، ش ۴۵، ص۳۰۵.</ref> | # [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: "[[امام علی]] {{ع}} بر طبق [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]] عمل میکرد، و هر گاه چیز جدیدی [[حکم]] آن در [[کتاب و سنت]] نبود، [[خداوند]] در آن مورد [[حق]] را به او [[الهام]] میکرد"<ref>ر.ک: [[محمد مشکی|مشکی، محمد]]، [[بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)|بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفی']]، فصلنامه فلسفی کلامی، ش ۴۵، ص۳۰۵.</ref>. | ||
# [[امام کاظم]] {{ع}} فرمودند: "[[دانش]] ما از سه [[وجه]] است: گذشته، [[آینده]] و آنچه باید میشود؛ اما گذشته برای ما [[تفسیر]] شده و [[آینده]] نوشته شده است و هر آنچه حادث میگردد گاهی در [[دل]] افتد و گاهی در گوش اثر کند"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۶۴.</ref><ref>ر. ک: [[سید محمد فائز باقری|باقری، سید محمد فائز]]، [[بررسی علم اولیای الهی (پایاننامه)|بررسی علم اولیای الهی]]، ص۱۱۴.</ref> | # [[امام کاظم]] {{ع}} فرمودند: "[[دانش]] ما از سه [[وجه]] است: گذشته، [[آینده]] و آنچه باید میشود؛ اما گذشته برای ما [[تفسیر]] شده و [[آینده]] نوشته شده است و هر آنچه حادث میگردد گاهی در [[دل]] افتد و گاهی در گوش اثر کند"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۶۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید محمد فائز باقری|باقری، سید محمد فائز]]، [[بررسی علم اولیای الهی (پایاننامه)|بررسی علم اولیای الهی]]، ص۱۱۴.</ref> | ||
# از [[امام صادق]] {{ع}} [[سؤال]] شد: وقتی [[امام]] مورد [[سؤال]] قرار میگیرد چگونه به سرعت جواب آن را میدهد؟ حضرت فرمودند: "به [[قلب]] او انداخته میشود یا به گوش او خوانده میشود و در برخی موارد هر دو جمع میشود"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۲۶، ص۱۹.</ref><ref>ر. ک: [[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص۵۸ ـ ۶۰.</ref> | # از [[امام صادق]] {{ع}} [[سؤال]] شد: وقتی [[امام]] مورد [[سؤال]] قرار میگیرد چگونه به سرعت جواب آن را میدهد؟ حضرت فرمودند: "به [[قلب]] او انداخته میشود یا به گوش او خوانده میشود و در برخی موارد هر دو جمع میشود"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۲۶، ص۱۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص۵۸ ـ ۶۰.</ref> | ||
# [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} میفرمایند: {{متن حدیث|أَلْهَمَنِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَ مَا فِيهِ}}؛ [[خداوند]] از راه [[الهام]] مرا از آنچه در [[لوح محفوظ]] است، [[آگاه]] ساخته است<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۲۶، ص۴.</ref><ref>ر. ک: [[عسکری امامخان|امامخان، عسکری]]، [[منشأ و قلمرو علم امام (پایاننامه)|منشأ و قلمرو علم امام]]، فصل پنجم.</ref> | # [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} میفرمایند: {{متن حدیث|أَلْهَمَنِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَ مَا فِيهِ}}؛ [[خداوند]] از راه [[الهام]] مرا از آنچه در [[لوح محفوظ]] است، [[آگاه]] ساخته است<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۲۶، ص۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[عسکری امامخان|امامخان، عسکری]]، [[منشأ و قلمرو علم امام (پایاننامه)|منشأ و قلمرو علم امام]]، فصل پنجم.</ref> | ||
# [[امام رضا]] {{ع}} در [[حدیث]] مفصلی درباره [[فضایل]] [[امام]] فرموده است: "همانا چون [[خدای عزوجل]] بندهای را برای [[اصلاح امور]] بندگانش [[انتخاب]] فرماید سینهاش را برای آن [[کار]] گشوده کند و چشمههای [[حکمت]] در دلش گذارد و علمی به او [[الهام]] کند که از آن پس از پاسخی در نماند و از [[درستی]] [[منحرف]] نشود. پس چنین فردی [[معصوم]] بوده و از قوت و [[توفیق]] و [[استواری]] برخوردار است و از هر گونه [[خطا]] و لغزشی در [[امان]] است"<ref>کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۲۹۰.</ref><ref>ر. ک: [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص۱۷۶.</ref> | # [[امام رضا]] {{ع}} در [[حدیث]] مفصلی درباره [[فضایل]] [[امام]] فرموده است: "همانا چون [[خدای عزوجل]] بندهای را برای [[اصلاح امور]] بندگانش [[انتخاب]] فرماید سینهاش را برای آن [[کار]] گشوده کند و چشمههای [[حکمت]] در دلش گذارد و علمی به او [[الهام]] کند که از آن پس از پاسخی در نماند و از [[درستی]] [[منحرف]] نشود. پس چنین فردی [[معصوم]] بوده و از قوت و [[توفیق]] و [[استواری]] برخوردار است و از هر گونه [[خطا]] و لغزشی در [[امان]] است"<ref>کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۲۹۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص۱۷۶.</ref> | ||
# [[ابوالخیر]] میگوید: به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: من از "عبد اللّه بن حسن" [[سؤال]] کردم، او [[گمان]] میکند [[امام]]، در بین شما [[اهل بیت]] {{ع}} نیست. [[امام]] فرمودند: "[[قسم به خدا]] ای [[پسر نجاشی]]! به [[درستی]] که از ماست آنکه [[علم]] به [[قلب]] او انداخته میشود و به گوش او خوانده میشود و [[ملائکه]] با او [[مصافحه]] میکنند"<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج ۱، ص۳۱۸</ref>.<ref>ر. ک: [[اصغر غلامی|غلامی، اصغر]]، [[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|آفاق علم امام در الکافی]].</ref> | # [[ابوالخیر]] میگوید: به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: من از "عبد اللّه بن حسن" [[سؤال]] کردم، او [[گمان]] میکند [[امام]]، در بین شما [[اهل بیت]] {{ع}} نیست. [[امام]] فرمودند: "[[قسم به خدا]] ای [[پسر نجاشی]]! به [[درستی]] که از ماست آنکه [[علم]] به [[قلب]] او انداخته میشود و به گوش او خوانده میشود و [[ملائکه]] با او [[مصافحه]] میکنند"<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج ۱، ص۳۱۸</ref>.<ref>ر.ک: [[اصغر غلامی|غلامی، اصغر]]، [[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|آفاق علم امام در الکافی]].</ref> | ||
# [[رسول اکرم]] {{صل}} میفرمایند: "از [[فرزندان]] من [[دوازده تن]] پیشوای اصیل و [[نیک]] نژاد و [[محدث]] و مفهّم است و آخرین آنها کسی است که به [[حق]] [[قیام]] کرده و [[زمین]] را پر از [[عدالت]] کند چنان که از [[ستم]] پر شده باشد"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۵۳۴.</ref><ref>ر. ک: [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص۱۷۶.</ref> | # [[رسول اکرم]] {{صل}} میفرمایند: "از [[فرزندان]] من [[دوازده تن]] پیشوای اصیل و [[نیک]] نژاد و [[محدث]] و مفهّم است و آخرین آنها کسی است که به [[حق]] [[قیام]] کرده و [[زمین]] را پر از [[عدالت]] کند چنان که از [[ستم]] پر شده باشد"<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۵۳۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص۱۷۶.</ref> | ||
# [[امام رضا]] {{ع}} فرمودند: "وقتی [[خدا]] بخواهد کسی را برای امور بندگانش [[انتخاب]] کند سعۀ صدری به وی [[عطا]] میکند، چشمههای [[حکمت]] را در قلبش [[ودیعه]] میگذارد و [[علم]] و [[دانش]] را همواره به او [[الهام]] میکند، بعد از آن از پاسخ هیچ مشکلی عاجز نیست و در پیدا کردن [[راه راست]] سرگردان نمیشود. پس او [[معصوم]] است و از جانب [[خدا]] [[مؤیّد]] و موفّق و مسدّد میباشد. از [[خطا]] و [[لغزش]] [[مصونیت]] دارد". | # [[امام رضا]] {{ع}} فرمودند: "وقتی [[خدا]] بخواهد کسی را برای امور بندگانش [[انتخاب]] کند سعۀ صدری به وی [[عطا]] میکند، چشمههای [[حکمت]] را در قلبش [[ودیعه]] میگذارد و [[علم]] و [[دانش]] را همواره به او [[الهام]] میکند، بعد از آن از پاسخ هیچ مشکلی عاجز نیست و در پیدا کردن [[راه راست]] سرگردان نمیشود. پس او [[معصوم]] است و از جانب [[خدا]] [[مؤیّد]] و موفّق و مسدّد میباشد. از [[خطا]] و [[لغزش]] [[مصونیت]] دارد". | ||
# "ضریس کناسی" میگوید نزد [[امام صادق]] {{ع}} بودم، [[ابوبصیر]] نیز حاضر بود پس [[امام]] {{ع}} فرمود: "[[داوود]] [[علوم انبیا]] را [[ارث]] برد و [[سلیمان]] [[علم]] [[داوود]] را [[ارث]] برد و [[محمد]] از [[سلیمان]] [[ارث]] برد و ما از [[محمد]] {{صل}} [[ارث]] بردیم. [[صحف ابراهیم]] و [[الواح]] [[موسی]] نزد ماست". [[ابوبصیر]] عرض کرد: "[[علم]] زیادی است!" فرمود: "ای [[ابا محمد]]! این [[علم]] چندان مهم نیست، [[علم مهم]] علمی است که شب و [[روز]] و [[ساعت]] به [[ساعت]] به ما [[الهام]] میشود". | # "ضریس کناسی" میگوید نزد [[امام صادق]] {{ع}} بودم، [[ابوبصیر]] نیز حاضر بود پس [[امام]] {{ع}} فرمود: "[[داوود]] [[علوم انبیا]] را [[ارث]] برد و [[سلیمان]] [[علم]] [[داوود]] را [[ارث]] برد و [[محمد]] از [[سلیمان]] [[ارث]] برد و ما از [[محمد]] {{صل}} [[ارث]] بردیم. [[صحف ابراهیم]] و [[الواح]] [[موسی]] نزد ماست". [[ابوبصیر]] عرض کرد: "[[علم]] زیادی است!" فرمود: "ای [[ابا محمد]]! این [[علم]] چندان مهم نیست، [[علم مهم]] علمی است که شب و [[روز]] و [[ساعت]] به [[ساعت]] به ما [[الهام]] میشود". | ||
# [[ابوبصیر]] میگوید از [[امام صادق]] {{ع}} شنیدم فرمود: "شبانه [[روز]] بر [[علم]] ما افزوده میشود، اگر غیر از این بود [[علوم]] ما تمام میشد" [[ابوبصیر]] عرض کرد: فدایت شوم چه شخصی بر شما نازل میشود؟ فرمود: "بعضی از ما [[فرشته]] را [[مشاهده]] میکند، بعضی از ما مطالب در قلبش [[الهام]] میشود، بعضی هم با گوش صدای [[فرشته]] را مانند صدای طشت میشنود". [[ابوبصیر]] گفت: فدایت شوم چه کسی مطالب را برای شما میآورد؟ فرمود: "یکی از [[مخلوقات]] [[خدا]] که از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] بزرگتر است"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۶، ص۵۴.</ref><ref>ر. ک: [[ابراهیم امینی|امینی، ابراهیم]]، [[بررسی مسائل کلی امامت (کتاب)|بررسی مسائل کلی امامت]]، ص۲۴۷ ـ ۲۵۵.</ref> | # [[ابوبصیر]] میگوید از [[امام صادق]] {{ع}} شنیدم فرمود: "شبانه [[روز]] بر [[علم]] ما افزوده میشود، اگر غیر از این بود [[علوم]] ما تمام میشد" [[ابوبصیر]] عرض کرد: فدایت شوم چه شخصی بر شما نازل میشود؟ فرمود: "بعضی از ما [[فرشته]] را [[مشاهده]] میکند، بعضی از ما مطالب در قلبش [[الهام]] میشود، بعضی هم با گوش صدای [[فرشته]] را مانند صدای طشت میشنود". [[ابوبصیر]] گفت: فدایت شوم چه کسی مطالب را برای شما میآورد؟ فرمود: "یکی از [[مخلوقات]] [[خدا]] که از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] بزرگتر است"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۶، ص۵۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[ابراهیم امینی|امینی، ابراهیم]]، [[بررسی مسائل کلی امامت (کتاب)|بررسی مسائل کلی امامت]]، ص۲۴۷ ـ ۲۵۵.</ref> | ||
#{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: إِنَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ يُكْتَبُ مَا يَكُونُ مِنْهَا فِي السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ أَوْ مَوْتٍ أَوْ حَيَاةٍ أَوْ مَطَرٍ وَ يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ الْحَاجِّ ثُمَّ يقضى يُفْضَى ذَلِكَ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ فَقُلْتُ إِلَى مَنْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ فَقَالَ إِلَى مَنْ تَرَى}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج ۱، ص۲۲۰.</ref>. | #{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: إِنَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ يُكْتَبُ مَا يَكُونُ مِنْهَا فِي السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ أَوْ مَوْتٍ أَوْ حَيَاةٍ أَوْ مَطَرٍ وَ يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ الْحَاجِّ ثُمَّ يقضى يُفْضَى ذَلِكَ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ فَقُلْتُ إِلَى مَنْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ فَقَالَ إِلَى مَنْ تَرَى}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج ۱، ص۲۲۰.</ref>. | ||
#{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ {{ع}} يَقُولُ: الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُون}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج ۱، ص۳۱۹.</ref><ref>ر. ک: [[داوود افقی|افقی، داوود]]، [[بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات (پایاننامه)|بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات]]، ص۵۰ ـ ۵۲.</ref> | #{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ {{ع}} يَقُولُ: الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُون}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج ۱، ص۳۱۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[داوود افقی|افقی، داوود]]، [[بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات (پایاننامه)|بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات]]، ص۵۰ ـ ۵۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۶۴: | خط ۶۱: | ||
# [[پرونده:457575.jpeg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|'''بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت''']] | # [[پرونده:457575.jpeg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|'''بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||