پرش به محتوا

انجیل در معارف و سیره رضوی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابن‌شهرآشوب'
جز (جایگزینی متن - 'داود' به 'داوود')
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابن‌شهرآشوب')
خط ۱۵: خط ۱۵:
[[مسیحیت]] پس از عیسی {{ع}} برای توجیه اختلاف اناجیل، دست به دامن تلقی تازه‌ای از [[وحی]] و [[کتابت]] آن شد و برای پر کردن رخنه‌های آن، به جای پرداختن به اختلاف اناجیل، انجیل‌های مذکور را به گونه‌ای بدون دلیل از یک سو به [[خدا]] و از سوی دیگر به [[روح القدس]] نسبت داد و نویسندگان آنها را ملهَم از این دو منبع دانست. برای بررسی [[سخن امام]] درباره انجیل اولیه و [[اناجیل چهارگانه]] باید به سراغ [[تاریخ]] انجیل رفت. در هیچ یک از منابع معتبر [[مسیحی]] از متن مکتوب انجیل که در [[زمان]] عیسی {{ع}} فراهم شده باشد، نشانی نمی‌بینیم. بیشتر منابع مسیحی بر این باورند که تا حدود سی سال پس از به [[صلیب]] کشیده شدن عیسی {{ع}} تعالیم و آموزه‌های او و نیز سوانح [[حیات]] وی به صورت شفاهی در میان پیروانش مطرح می‌شده و از حدود [[سال ۶۰ق]] نویسندگان مذکور به [[نگارش]] آنها پرداخته‌اند<ref>دایرة المعارف کتاب مقدس، ص۲۵۹-۲۷۰.</ref>. آنچه از [[سخنان امام رضا]] {{ع}} استفاده می‌شود و مورد نظر [[جاثلیق]] نیز بوده این است که انجیل مکتوبی باقیمانده از عصر عیسی {{ع}} در دسترس بوده که پس از عیسی {{ع}} گم شده است. این نظر دقیقاً در راستای معرفی [[قرآن کریم]] از انجیل است. از مجموع دوازده مرتبه‌ای که نام انجیل در [[قرآن]] ذکر شده در موارد متعددی، آن کتاب در زمره کتب مقدسی چون قرآن و [[تورات]] مورد اشاره قرار گرفته است. این مطلب گویای آن است که [[انجیل]] در عصر [[عیسی]] {{ع}} صورتی مکتوب داشته و تنها میراثی شفاهی در اذهان [[پیروان]] نبوده است. نکته مهمی که [[امام رضا]] {{ع}} درباره نویسندگان [[اناجیل]] بیان فرموده این است که آنان مستقیماً به [[درک]] عیسی {{ع}} نائل نشده‌اند و با واسطه، سخنان وی را شنیده‌اند. کسانی که درباره نویسندگان این اناجیل تحقیق کرده‌اند، صراحتاً یا تلویحاً این [[سخن امام]] را [[تأیید]] نموده‌اند. درباره [[مرقس]] که قدیمی‌ترین انجیل متعلق به اوست، گفته شده که وی نه از حواریان و [[شاگردان]] عیسی {{ع}} که از [[دوستان]] و شاگردان [[پطرس]] [[حواری]] بوده است<ref>المدخل إلی الکتاب المقدس، ص۴۰۷؛ معرفی عهد جدید، ص۱۷۱-۱۷۳.</ref>. درباره انجیل متا و کیستی نویسنده آن نیز مباحث فراوانی مطرح شده و بسیاری او را غیر از متّای حواری دانسته‌اند<ref>المدخل إلی العهد الجدید، ص۲۴۲-۲۴۷.</ref>. [[لوقا]] نیز حواری نبود و از شاگردان و [[یاران]] [[پولس]] حواری به شمار می‌آمد<ref>القرآن و التوراة و الإنجیل و العلم، ص۹۰-۹۲؛ مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۲۸۷.</ref>. [[یوحنا]] که متفاوت‌ترین انجیل را نوشته و صاحب انجیلی است که از سه انجیل دیگر از حیث زمانی فاصله بیشتری تا عصر عیسی {{ع}} دارد نیز از حیث حواری بودن محل تردید جدی است و قرائن حکایت از آن دارند که او نیز چنان که ادعا می‌شود از حواریان نبوده است و یا انجیلی که به یوحنا نسبت داده می‌شود، متعلق به یوحنای حواری نیست؛ زیرا یوحنا زَبَدی مردی بی‌سواد بوده، در حالی که نویسنده انجیل مذکور فردی [[آگاه]] به [[فلسفه]] و [[عرفان]] است و از تحلیل‌های [[فیلسوفان]] یونانی مطلع بوده است<ref>القرآن و التوراة و الإنجیل و العلم، ص۹۳-۹۷؛ عهد جدید در بوته نقد عقلی، ص۱۰۴-۱۰۷، ۱۰۹.</ref>. حتی برخی از [[اهل]] تحقیق از این فراتر رفته و مدعی شده‌اند که انجیل‌های چهارگانه تنها منتسب به چهار فرد مذکور است و تا سال‌ها پس از [[مرگ]] آنان چنین انجیل‌هایی در دسترس نبوده و برخی آن اناجیل را بدیشان منسوب داشته‌اند. [[تاریخ]] این انتساب‌ها را [[قرن دوم]] میلادی دانسته‌اند<ref>مفهوم انجیل‌ها، ص۱۰۵-۱۰۷.</ref>. برخی گفته‌اند تمام روایت‌های مربوط به [[هویت]] مؤلفان [[اناجیل]] بدون استثنا متأخر بوده و از شصت تا صد سال پس از [[نگارش]] و انتشار انجیل‌ها مطرح شده‌اند و اینکه آنان [[حواری]] [[عیسی]] {{ع}} بوده‌اند امری جعلی است که در سده‌های بعدی مطرح شده. دلایلی نیز برای اینکه [[اناجیل اربعه]] توسط حواریان وی نوشته نشده، ارائه گردیده است. نا آشنایی نویسندگان اناجیل نسبت به جغرافیای [[فلسطین]] و [[آداب و رسوم]] ایشان و ورود مفاهیمی که در عصر عیسی {{ع}} مطرح نبوده و نیز تناقضات متعدد، از جمله ادله‌ای است که در [[نقد]] اناجیل اربعه مطرح شده است<ref>عهد جدید در بوته نقد عقلی، ص۱۰۷-۱۰۹.</ref>. این مطالب اخیراً در مطالعات [[انجیل]] پژوهی مشخص شده است؛ اما [[امام رضا]] {{ع}} بیش از ۱۲۰۰ سال پیش به این نکات تصریح کرده است. نکته مهم این است که شخص [[جاثلیق]] پس از شنیدن [[سخنان امام]] درباره نویسندگان اناجیل، اظهار بی‌اطلاعی می‌کند<ref>التوحید، ص۴۲۶؛ عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۱۶۳.</ref>.
[[مسیحیت]] پس از عیسی {{ع}} برای توجیه اختلاف اناجیل، دست به دامن تلقی تازه‌ای از [[وحی]] و [[کتابت]] آن شد و برای پر کردن رخنه‌های آن، به جای پرداختن به اختلاف اناجیل، انجیل‌های مذکور را به گونه‌ای بدون دلیل از یک سو به [[خدا]] و از سوی دیگر به [[روح القدس]] نسبت داد و نویسندگان آنها را ملهَم از این دو منبع دانست. برای بررسی [[سخن امام]] درباره انجیل اولیه و [[اناجیل چهارگانه]] باید به سراغ [[تاریخ]] انجیل رفت. در هیچ یک از منابع معتبر [[مسیحی]] از متن مکتوب انجیل که در [[زمان]] عیسی {{ع}} فراهم شده باشد، نشانی نمی‌بینیم. بیشتر منابع مسیحی بر این باورند که تا حدود سی سال پس از به [[صلیب]] کشیده شدن عیسی {{ع}} تعالیم و آموزه‌های او و نیز سوانح [[حیات]] وی به صورت شفاهی در میان پیروانش مطرح می‌شده و از حدود [[سال ۶۰ق]] نویسندگان مذکور به [[نگارش]] آنها پرداخته‌اند<ref>دایرة المعارف کتاب مقدس، ص۲۵۹-۲۷۰.</ref>. آنچه از [[سخنان امام رضا]] {{ع}} استفاده می‌شود و مورد نظر [[جاثلیق]] نیز بوده این است که انجیل مکتوبی باقیمانده از عصر عیسی {{ع}} در دسترس بوده که پس از عیسی {{ع}} گم شده است. این نظر دقیقاً در راستای معرفی [[قرآن کریم]] از انجیل است. از مجموع دوازده مرتبه‌ای که نام انجیل در [[قرآن]] ذکر شده در موارد متعددی، آن کتاب در زمره کتب مقدسی چون قرآن و [[تورات]] مورد اشاره قرار گرفته است. این مطلب گویای آن است که [[انجیل]] در عصر [[عیسی]] {{ع}} صورتی مکتوب داشته و تنها میراثی شفاهی در اذهان [[پیروان]] نبوده است. نکته مهمی که [[امام رضا]] {{ع}} درباره نویسندگان [[اناجیل]] بیان فرموده این است که آنان مستقیماً به [[درک]] عیسی {{ع}} نائل نشده‌اند و با واسطه، سخنان وی را شنیده‌اند. کسانی که درباره نویسندگان این اناجیل تحقیق کرده‌اند، صراحتاً یا تلویحاً این [[سخن امام]] را [[تأیید]] نموده‌اند. درباره [[مرقس]] که قدیمی‌ترین انجیل متعلق به اوست، گفته شده که وی نه از حواریان و [[شاگردان]] عیسی {{ع}} که از [[دوستان]] و شاگردان [[پطرس]] [[حواری]] بوده است<ref>المدخل إلی الکتاب المقدس، ص۴۰۷؛ معرفی عهد جدید، ص۱۷۱-۱۷۳.</ref>. درباره انجیل متا و کیستی نویسنده آن نیز مباحث فراوانی مطرح شده و بسیاری او را غیر از متّای حواری دانسته‌اند<ref>المدخل إلی العهد الجدید، ص۲۴۲-۲۴۷.</ref>. [[لوقا]] نیز حواری نبود و از شاگردان و [[یاران]] [[پولس]] حواری به شمار می‌آمد<ref>القرآن و التوراة و الإنجیل و العلم، ص۹۰-۹۲؛ مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۲۸۷.</ref>. [[یوحنا]] که متفاوت‌ترین انجیل را نوشته و صاحب انجیلی است که از سه انجیل دیگر از حیث زمانی فاصله بیشتری تا عصر عیسی {{ع}} دارد نیز از حیث حواری بودن محل تردید جدی است و قرائن حکایت از آن دارند که او نیز چنان که ادعا می‌شود از حواریان نبوده است و یا انجیلی که به یوحنا نسبت داده می‌شود، متعلق به یوحنای حواری نیست؛ زیرا یوحنا زَبَدی مردی بی‌سواد بوده، در حالی که نویسنده انجیل مذکور فردی [[آگاه]] به [[فلسفه]] و [[عرفان]] است و از تحلیل‌های [[فیلسوفان]] یونانی مطلع بوده است<ref>القرآن و التوراة و الإنجیل و العلم، ص۹۳-۹۷؛ عهد جدید در بوته نقد عقلی، ص۱۰۴-۱۰۷، ۱۰۹.</ref>. حتی برخی از [[اهل]] تحقیق از این فراتر رفته و مدعی شده‌اند که انجیل‌های چهارگانه تنها منتسب به چهار فرد مذکور است و تا سال‌ها پس از [[مرگ]] آنان چنین انجیل‌هایی در دسترس نبوده و برخی آن اناجیل را بدیشان منسوب داشته‌اند. [[تاریخ]] این انتساب‌ها را [[قرن دوم]] میلادی دانسته‌اند<ref>مفهوم انجیل‌ها، ص۱۰۵-۱۰۷.</ref>. برخی گفته‌اند تمام روایت‌های مربوط به [[هویت]] مؤلفان [[اناجیل]] بدون استثنا متأخر بوده و از شصت تا صد سال پس از [[نگارش]] و انتشار انجیل‌ها مطرح شده‌اند و اینکه آنان [[حواری]] [[عیسی]] {{ع}} بوده‌اند امری جعلی است که در سده‌های بعدی مطرح شده. دلایلی نیز برای اینکه [[اناجیل اربعه]] توسط حواریان وی نوشته نشده، ارائه گردیده است. نا آشنایی نویسندگان اناجیل نسبت به جغرافیای [[فلسطین]] و [[آداب و رسوم]] ایشان و ورود مفاهیمی که در عصر عیسی {{ع}} مطرح نبوده و نیز تناقضات متعدد، از جمله ادله‌ای است که در [[نقد]] اناجیل اربعه مطرح شده است<ref>عهد جدید در بوته نقد عقلی، ص۱۰۷-۱۰۹.</ref>. این مطالب اخیراً در مطالعات [[انجیل]] پژوهی مشخص شده است؛ اما [[امام رضا]] {{ع}} بیش از ۱۲۰۰ سال پیش به این نکات تصریح کرده است. نکته مهم این است که شخص [[جاثلیق]] پس از شنیدن [[سخنان امام]] درباره نویسندگان اناجیل، اظهار بی‌اطلاعی می‌کند<ref>التوحید، ص۴۲۶؛ عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۱۶۳.</ref>.


از نظر امام رضا {{ع}} یکی از مهمترین [[تحریف‌ها]] و انتساب‌های [[دروغین]] نویسندگان اناجیل، سخنانی است که آنان درباره [[نسب]] عیسی {{ع}} گفته‌اند. به بیان [[حضرت]]، صاحبان اناجیل از سویی عیسی {{ع}} را از [[نسل]] [[داوود]] می‌دانند که با توجه به نسب [[مریم]] و [[تولد]] خاص عیسی {{ع}} سخنی نادرست است و از سوی دیگر از تجسد [[خدا]] و [[حلول]] [[روح القدس]] در مریم سخن گفته‌اند که مطالبی سخیف و [[ضد]] [[عقل]] و نقل است<ref>التوحید، ص۴۲۶.</ref>. کسانی که به بررسی نسبت‌های مذکور پرداخته‌اند ایرادات متعددی به این بیانات اناجیل گرفته‌اند و نشان داده‌اند که گفته صاحبان اناجیل نه با تاریخ و نه با اصول پذیرفته شده [[مسیحیان]] یعنی باکرگی مریم و [[پدر]] [[جسمانی]] نداشتن عیسی {{ع}} همخوانی ندارد و سخنی نادرست است<ref>مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۳۰۰-۳۰۷؛ عیسی اسطوره یا تاریخ، ص۲۵.</ref>. یکی از مهم‌ترین تحریف‌های انجیل از منظر امام رضا {{ع}}، دادن نسبت [[الوهیت]] و خدایی به اوست. این تحریفی است که [[قرآن کریم]] نیز بدان اشاره می‌کند و آن را محکوم می‌نماید. در [[قرآن]] آمده که [[خداوند]] از [[عیسی]] {{ع}} پرسید آیا تو به [[مردم]] گفتی که من و مادرم را همچون دو [[خدا]] به جای خداوند بپرستید و عیسی {{ع}} اعلام کرد که چنین چیزی را به پیروانش نیاموخته است<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}} «و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی» سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>. [[مفسران]] گفته‌اند که در این [[آیه]] خداوند در [[مقام]] [[پرسش]] از عیسی {{ع}} نیست؛ بلکه می‌خواهد نادرستی سخنان [[مسیحیان]] را در این باب متذکر شود و آنان را برای چنین [[رأی]] نادرستی [[سرزنش]] نماید<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۶۶، ۶۷؛ التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۴۶۵، ۴۶۶.</ref>. قرآن کریم صراحتاً [[الوهیت عیسی]] {{ع}} را مردود می‌شمارد و او را [[پیامبری]] مانند دیگر [[پیامبران]] می‌داند و به اوصاف بشری وی و مادرش از جمله [[غذا خوردن]] اشاره می‌کند<ref>{{متن قرآن|مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآيَاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}} «مسیح پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او (نیز) پیامبران (بسیار) گذشتند و مادر او زنی بسیار راستکردار بود؛ هر دو غذا می‌خوردند؛ بنگر چگونه آیات (خویش) را برای آنان روشن می‌داریم سپس بنگر به کجا باز گردانده می‌شوند!» سوره مائده، آیه ۷۵.</ref>. قول به [[تثلیث]]، تجسد و [[پسر خدا]] و حتی [[خدا]] خواندن [[عیسی]] {{ع}} که در سرتاسر [[عهد جدید]] و [[اناجیل اربعه]] دیده می‌شود<ref>مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۳۲۲-۳۴۰، ۳۵۲-۳۶۹.</ref>. از جمله آرایی است که با [[توحید]] [[ادیان ابراهیمی]] در تناقض جدی است؛ از این رو چه در [[قرآن]] و چه در روایت‌های [[اسلامی]] شدیداً مورد [[انتقاد]] قرار گرفته است. حتی در [[انجیل]] الوقا در [[مقام]] بیان [[نسب]] عیسی {{ع}}، [[آدم]] نیز پسر خدا دانسته می‌شود<ref>انجیل لوقا، ۳: ۳۸.</ref>. محققان ریشه این [[اندیشه‌ها]] را در میان [[یونانیان]] و گنوسی مشربان نشان داده‌اند و گفته‌اند که [[تصور]] آنان از [[مسیح]] و [[منجی]]، تحت تأثیر این اندیشه‌ها به هیچ روی بشری نبوده و خداگونگی وسیعی داشته است<ref>مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۳۵۲-۳۶۹؛ انجیل‌های گنوسی، ص۸۳-۱۰۸.</ref>. در مناظره‌ای که [[امام رضا]] {{ع}} با [[جاثلیق]] دارد، [[حضرت]] به او متذکر می‌شود که هر چه درباره [[معجزات]] و عجائب [[اعمال]] عیسی {{ع}} ذکر شده همه به [[اذن الهی]] بوده و او فقط [[پیامبری]] بوده که [[خداوند متعال]] به دست او اموری شگفت را به انجام رسانیده است و برای انجام اموری چون [[زنده کردن]] [[مردگان]] و [[شفا دادن]] [[کور]] نمی‌توان وی را خدا دانست. حضرت وقتی می‌بیند جاثلیق بر [[الوهیت عیسی]] {{ع}} تأکید می‌ورزد به او می‌گوید که اگر دلیل خدا خواندن عیسی {{ع}} چنین کارهایی بوده، کم نبوده‌اند کسانی که به اذن الهی چنین کارهایی را انجام داده‌اند. امام رضا {{ع}} برای این منظور [[یسع]] و [[حزقیل]] را نام می‌برد و می‌گوید که یسع نیز مرده زنده می‌کرد و [[کوری]] و پیسی را [[شفا]] می‌داد، اما [[قوم]] او برای وی [[شأن]] الوهی قائل نشدند. حزقیل [[نبی]] نیز کارهایی مانند عیسی {{ع}} می‌کرد. او ۳۵ هزار نفر را شصت سال پس از مرگشان زنده کرد. حضرت به مواردی دیگر از معجزات [[پیامبران بزرگ الهی]]، [[ابراهیم]] {{ع}} و [[موسی]] {{ع}} اشاره کرد و فرمود با اینکه آنان نیز کارهایی چون [[عیسی]] {{ع}} می‌کردند و همه پیش از عیسی {{ع}} می‌زیستند؛ نه پیروانشان و نه شما [[مسیحیان]] آنان را [[خدا]] نخواندید و این نشان می‌دهد که شما برای مدعای خود هیچ دلیل قانع کننده‌ای ندارید. [[علی بن موسی]] {{ع}} حتی به مواردی از این دست در [[حیات پیامبر]] {{صل}} اشاره فرمود و اظهار داشت با اینکه [[امت]] [[محمد]] {{صل}} [[معجزات]] این چنین از وی دیدند، هیچ گاه او را خدا ندانستند. [[حضرت]] به او متذکر شد که آنچه درباره معجزات [[پیامبران]] پیش از عیسی {{ع}} گفتم، قابل [[انکار]] نیست، چون در [[تورات]] و [[انجیل]] ذکر شده است<ref>التوحید، ص۴۲۲-۴۲۴؛ عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۱۵۹-۱۶۱.</ref>. [[امام]] پیش از اینکه با این [[استدلال]] بی‌وجه بودن [[ادعای الوهیت]] عیسی {{ع}} را در [[اناجیل]] نشان دهد، از استدلالی اقناعی استفاده کرد. حضرت ابتدا به [[جاثلیق]] فرمود: ما به عیسی {{ع}} [[ایمان]] داریم؛ اما تنها ایرادی که به او داریم این است که [[نماز]] و روزه‌اش بسیار اندک بود. جاثلیق از این سخن آشفته شد و امام را کم [[دانش]] خواند و اعلام کرد که عیسی {{ع}} هماره [[روزه]] بود و شب‌ها پیوسته در [[عبادت]] و [[شب زنده‌داری]]. [[امام رضا]] {{ع}} به او فرمود که عیسی {{ع}} برای چه کسی روزه می‌گرفت و نماز می‌گزارد؟ در این موضع بود که جاثلیق ساکت شد و متوجه منظور امام از این سخن گردید<ref>التوحید، ص۴۲۲-۴۲۴.</ref>. امام رضا {{ع}} در موضعی دیگر تمام شقوق [[ارتباط]] عیسی {{ع}} با خدا را که از اناجیل قابل استفاده است، جز مخلوق خدا بودن نادرست می‌داند. نقل شده که حضرت از ابن [[قره]] [[نصرانی]] از عیسی {{ع}} پرسید و او گفت عیسی {{ع}} از خداست. امام به او فرمود: این سخن تو چهار وجه دارد و برای آن وجه پنجمی نیست. وجه نخست این است که مانند بخشی از کل است که در این صورت خدا را دارای بخش و بعض دانسته‌ای. وجه دوم این است نسبت آن دو مانند نسبت سرکه و شراب است که این استحاله است. وجه سوم این است که نسبت آن دو مانند فرزند و [[پدر]] است که این گونه‌ای از [[همسر]] گزیدن را نیاز دارد. وجه چهارم آن است که نسبتشان نسبت صانع و مصنوع است که در این صورت رابطه‌شان چیزی جز رابطه [[خالق]] و مخلوق نیست<ref>المناقب، ابن شهر آشوب، ج۴، ص۳۵۱، ۳۵۲؛ بحار الأنوار، ج۱۰، ص۳۴۹.</ref>. [[امام]] با این سخن در [[مقام]] بیان این است که [[عیسی]] {{ع}} نه جزئی از وجود خداست و نه محل [[حلول]] وی و نه پدر او به شمار می‌آید و آموزه‌های [[اناجیل]] در این باب همه منافی مقام [[حق]] [[متعال]] و [[توحید]] و [[تنزیه]] ذات اوست. یکی از تحریف‌های واقع شده در [[انجیل]] که [[امام رضا]] {{ع}} آن را صراحتاً متذکر شده است، مطالبی است که درباره [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در آن بوده است.
از نظر امام رضا {{ع}} یکی از مهمترین [[تحریف‌ها]] و انتساب‌های [[دروغین]] نویسندگان اناجیل، سخنانی است که آنان درباره [[نسب]] عیسی {{ع}} گفته‌اند. به بیان [[حضرت]]، صاحبان اناجیل از سویی عیسی {{ع}} را از [[نسل]] [[داوود]] می‌دانند که با توجه به نسب [[مریم]] و [[تولد]] خاص عیسی {{ع}} سخنی نادرست است و از سوی دیگر از تجسد [[خدا]] و [[حلول]] [[روح القدس]] در مریم سخن گفته‌اند که مطالبی سخیف و [[ضد]] [[عقل]] و نقل است<ref>التوحید، ص۴۲۶.</ref>. کسانی که به بررسی نسبت‌های مذکور پرداخته‌اند ایرادات متعددی به این بیانات اناجیل گرفته‌اند و نشان داده‌اند که گفته صاحبان اناجیل نه با تاریخ و نه با اصول پذیرفته شده [[مسیحیان]] یعنی باکرگی مریم و [[پدر]] [[جسمانی]] نداشتن عیسی {{ع}} همخوانی ندارد و سخنی نادرست است<ref>مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۳۰۰-۳۰۷؛ عیسی اسطوره یا تاریخ، ص۲۵.</ref>. یکی از مهم‌ترین تحریف‌های انجیل از منظر امام رضا {{ع}}، دادن نسبت [[الوهیت]] و خدایی به اوست. این تحریفی است که [[قرآن کریم]] نیز بدان اشاره می‌کند و آن را محکوم می‌نماید. در [[قرآن]] آمده که [[خداوند]] از [[عیسی]] {{ع}} پرسید آیا تو به [[مردم]] گفتی که من و مادرم را همچون دو [[خدا]] به جای خداوند بپرستید و عیسی {{ع}} اعلام کرد که چنین چیزی را به پیروانش نیاموخته است<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}} «و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی» سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>. [[مفسران]] گفته‌اند که در این [[آیه]] خداوند در [[مقام]] [[پرسش]] از عیسی {{ع}} نیست؛ بلکه می‌خواهد نادرستی سخنان [[مسیحیان]] را در این باب متذکر شود و آنان را برای چنین [[رأی]] نادرستی [[سرزنش]] نماید<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۶۶، ۶۷؛ التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۴۶۵، ۴۶۶.</ref>. قرآن کریم صراحتاً [[الوهیت عیسی]] {{ع}} را مردود می‌شمارد و او را [[پیامبری]] مانند دیگر [[پیامبران]] می‌داند و به اوصاف بشری وی و مادرش از جمله [[غذا خوردن]] اشاره می‌کند<ref>{{متن قرآن|مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآيَاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}} «مسیح پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او (نیز) پیامبران (بسیار) گذشتند و مادر او زنی بسیار راستکردار بود؛ هر دو غذا می‌خوردند؛ بنگر چگونه آیات (خویش) را برای آنان روشن می‌داریم سپس بنگر به کجا باز گردانده می‌شوند!» سوره مائده، آیه ۷۵.</ref>. قول به [[تثلیث]]، تجسد و [[پسر خدا]] و حتی [[خدا]] خواندن [[عیسی]] {{ع}} که در سرتاسر [[عهد جدید]] و [[اناجیل اربعه]] دیده می‌شود<ref>مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۳۲۲-۳۴۰، ۳۵۲-۳۶۹.</ref>. از جمله آرایی است که با [[توحید]] [[ادیان ابراهیمی]] در تناقض جدی است؛ از این رو چه در [[قرآن]] و چه در روایت‌های [[اسلامی]] شدیداً مورد [[انتقاد]] قرار گرفته است. حتی در [[انجیل]] الوقا در [[مقام]] بیان [[نسب]] عیسی {{ع}}، [[آدم]] نیز پسر خدا دانسته می‌شود<ref>انجیل لوقا، ۳: ۳۸.</ref>. محققان ریشه این [[اندیشه‌ها]] را در میان [[یونانیان]] و گنوسی مشربان نشان داده‌اند و گفته‌اند که [[تصور]] آنان از [[مسیح]] و [[منجی]]، تحت تأثیر این اندیشه‌ها به هیچ روی بشری نبوده و خداگونگی وسیعی داشته است<ref>مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۳۵۲-۳۶۹؛ انجیل‌های گنوسی، ص۸۳-۱۰۸.</ref>. در مناظره‌ای که [[امام رضا]] {{ع}} با [[جاثلیق]] دارد، [[حضرت]] به او متذکر می‌شود که هر چه درباره [[معجزات]] و عجائب [[اعمال]] عیسی {{ع}} ذکر شده همه به [[اذن الهی]] بوده و او فقط [[پیامبری]] بوده که [[خداوند متعال]] به دست او اموری شگفت را به انجام رسانیده است و برای انجام اموری چون [[زنده کردن]] [[مردگان]] و [[شفا دادن]] [[کور]] نمی‌توان وی را خدا دانست. حضرت وقتی می‌بیند جاثلیق بر [[الوهیت عیسی]] {{ع}} تأکید می‌ورزد به او می‌گوید که اگر دلیل خدا خواندن عیسی {{ع}} چنین کارهایی بوده، کم نبوده‌اند کسانی که به اذن الهی چنین کارهایی را انجام داده‌اند. امام رضا {{ع}} برای این منظور [[یسع]] و [[حزقیل]] را نام می‌برد و می‌گوید که یسع نیز مرده زنده می‌کرد و [[کوری]] و پیسی را [[شفا]] می‌داد، اما [[قوم]] او برای وی [[شأن]] الوهی قائل نشدند. حزقیل [[نبی]] نیز کارهایی مانند عیسی {{ع}} می‌کرد. او ۳۵ هزار نفر را شصت سال پس از مرگشان زنده کرد. حضرت به مواردی دیگر از معجزات [[پیامبران بزرگ الهی]]، [[ابراهیم]] {{ع}} و [[موسی]] {{ع}} اشاره کرد و فرمود با اینکه آنان نیز کارهایی چون [[عیسی]] {{ع}} می‌کردند و همه پیش از عیسی {{ع}} می‌زیستند؛ نه پیروانشان و نه شما [[مسیحیان]] آنان را [[خدا]] نخواندید و این نشان می‌دهد که شما برای مدعای خود هیچ دلیل قانع کننده‌ای ندارید. [[علی بن موسی]] {{ع}} حتی به مواردی از این دست در [[حیات پیامبر]] {{صل}} اشاره فرمود و اظهار داشت با اینکه [[امت]] [[محمد]] {{صل}} [[معجزات]] این چنین از وی دیدند، هیچ گاه او را خدا ندانستند. [[حضرت]] به او متذکر شد که آنچه درباره معجزات [[پیامبران]] پیش از عیسی {{ع}} گفتم، قابل [[انکار]] نیست، چون در [[تورات]] و [[انجیل]] ذکر شده است<ref>التوحید، ص۴۲۲-۴۲۴؛ عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۱۵۹-۱۶۱.</ref>. [[امام]] پیش از اینکه با این [[استدلال]] بی‌وجه بودن [[ادعای الوهیت]] عیسی {{ع}} را در [[اناجیل]] نشان دهد، از استدلالی اقناعی استفاده کرد. حضرت ابتدا به [[جاثلیق]] فرمود: ما به عیسی {{ع}} [[ایمان]] داریم؛ اما تنها ایرادی که به او داریم این است که [[نماز]] و روزه‌اش بسیار اندک بود. جاثلیق از این سخن آشفته شد و امام را کم [[دانش]] خواند و اعلام کرد که عیسی {{ع}} هماره [[روزه]] بود و شب‌ها پیوسته در [[عبادت]] و [[شب زنده‌داری]]. [[امام رضا]] {{ع}} به او فرمود که عیسی {{ع}} برای چه کسی روزه می‌گرفت و نماز می‌گزارد؟ در این موضع بود که جاثلیق ساکت شد و متوجه منظور امام از این سخن گردید<ref>التوحید، ص۴۲۲-۴۲۴.</ref>. امام رضا {{ع}} در موضعی دیگر تمام شقوق [[ارتباط]] عیسی {{ع}} با خدا را که از اناجیل قابل استفاده است، جز مخلوق خدا بودن نادرست می‌داند. نقل شده که حضرت از ابن [[قره]] [[نصرانی]] از عیسی {{ع}} پرسید و او گفت عیسی {{ع}} از خداست. امام به او فرمود: این سخن تو چهار وجه دارد و برای آن وجه پنجمی نیست. وجه نخست این است که مانند بخشی از کل است که در این صورت خدا را دارای بخش و بعض دانسته‌ای. وجه دوم این است نسبت آن دو مانند نسبت سرکه و شراب است که این استحاله است. وجه سوم این است که نسبت آن دو مانند فرزند و [[پدر]] است که این گونه‌ای از [[همسر]] گزیدن را نیاز دارد. وجه چهارم آن است که نسبتشان نسبت صانع و مصنوع است که در این صورت رابطه‌شان چیزی جز رابطه [[خالق]] و مخلوق نیست<ref>المناقب، ابن‌شهرآشوب، ج۴، ص۳۵۱، ۳۵۲؛ بحار الأنوار، ج۱۰، ص۳۴۹.</ref>. [[امام]] با این سخن در [[مقام]] بیان این است که [[عیسی]] {{ع}} نه جزئی از وجود خداست و نه محل [[حلول]] وی و نه پدر او به شمار می‌آید و آموزه‌های [[اناجیل]] در این باب همه منافی مقام [[حق]] [[متعال]] و [[توحید]] و [[تنزیه]] ذات اوست. یکی از تحریف‌های واقع شده در [[انجیل]] که [[امام رضا]] {{ع}} آن را صراحتاً متذکر شده است، مطالبی است که درباره [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در آن بوده است.


تحریف‌هایی که در این باب صورت گرفته صراحتاً مورد توجه [[قرآن کریم]] نیز هست. [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: نام و ویژگی‌های پیامبر اسلام {{صل}} و اوصاف وی در انجیل مذکور بوده است<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ...}} «همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند.».. سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>. [[مفسران]] ذیل این [[آیه]] در باب اوصاف پیامبر اسلام {{صل}} به ویژه امّی‌بودن او سخن گفته و اظهار کرده‌اند که در [[تورات]] و انجیل آنچه درباره [[پیامبر امی]] بوده تنها بر [[محمد]] {{صل}} قابل [[تطبیق]] است و نمی‌توان شخص دیگری را معرفی کرد<ref>جامع البیان، ج۹، ص۵۶؛ مجمع البیان، ج۴، ص۷۴۹؛ المیزان، ج۸، ص۲۷۸، ۲۷۹.</ref>. قرآن کریم همچنین می‌فرماید که عیسی {{ع}} پس از [[تصدیق]] تورات، [[بشارت]] [[پیامبری]] پس از خود به نام [[احمد]] را به پیروانش داد<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}} «و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است» سوره صف، آیه ۶.</ref>. از [[پیامبر]] {{صل}} نیز نقل شده که نام من در [[انجیل]] «[[احمد]]» است<ref>الخصال، ج۲، ص۴۲۵؛ معانی الأخبار، ص۵۱.</ref>. یکی از مطالبی که [[امام رضا]] {{ع}} در [[مناظره]] با [[مسیحیان]] مطرح می‌کند، وجود نام [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در انجیل است. [[حضرت]] می‌فرماید: نامی که در انجیل با آن به [[رسول خدا]] {{صل}} اشاره شده، نام «فارقلیطا» است. حضرت می‌فرماید: در انجیل نوشته شده که پسر آن [[زن]] پاکدامن می‌رود و پس از وی فارقلیطا می‌آید و او بارهای گران را سبک می‌کند و هر چیزی را روشن می‌نماید و به [[حقانیت]] من [[گواهی]] می‌دهد؛ همچنان که من به آمدن او گواهی دادم<ref>التوحید، ص۴۲۸.</ref>. اشاره‌ای به این فارقلیطا حتی در [[اناجیل]] کنونی دیده می‌شود<ref>انجیل یوحنا ۱۴: ۱۶.</ref>. [[فارقلیط]] معرب «پاراکلتوس» به معنای تسلی‌بخش، حامی و [[شفیع]] است و هر چند برخی در [[مقام]] [[تطبیق]] آن با [[روح]] القدس‌اند<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۲۵۶.</ref> اما [[بشارت]] به [[روح القدس]] در بافت مذکور که بشارت به رسولی بشری است، وجهی ندارد و به [[باور]] برخی می‌توان آن را بر [[محمد]] {{صل}} تطبیق کرد<ref>سعد السعود، ص۶۲؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۲، ص۲۸۰-۲۸۳.</ref>. حتی برخی محققان می‌گویند پیش از محمد {{صل}}، مانی نیز ادعای فارقلیط بودن داشته که نشان از آن دارد که در [[زمان]] وی نیز این نام بر روح القدس اطلاق نمی‌شده است<ref>حجة التفاسیر و بلاغ الإکسیر، ج۲، ص۸۹۵؛ اعلام قرآن، ص۹۶.</ref>. در [[مناظره امام رضا]] {{ع}} با دانشمند [[مسیحی]] که در [[بصره]] صورت گرفته نیز حضرت با بیان [[اوصاف پیامبر]] {{صل}}، بشارت وی را با مواضع دیگری از [[انجیل]] [[تطبیق]] می‌دهد. [[حضرت]] با قرائت بخشی از [[کتاب مقدس مسیحیان]] می‌فرماید که در این کتاب آمده که [[پیامبر]] مورد [[بشارت]] [[عیسی]] {{ع}}، صاحب [[ناقه]] و [[عصا]] و [[کسا]] است و [[امی]]، نام او در [[تورات]] و انجیل نوشته شده و [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌کند و [[حلال و حرام]] [[خدا]] را بیان می‌نماید. طیبات و [[پاکی‌ها]] را [[حلال]] و خبائث و ناپاکی‌ها را [[حرام]] می‌کند. [[تکالیف]] دشوار را کنار می‌نهد و زنجیرهایی که مانع از پیمودن [[راه رستگاری]] و طریق [[عدل]] و [[راه مستقیم]] می‌شوند، از میان بر می‌دارد<ref>الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۴۴؛ إثبات الهداة، ج۱، ص۲۲۵.</ref>. [[امام رضا]] {{ع}} بیان می‌دارد که درباره [[خاندان پیامبر]] {{صل}} نیز مطالبی در انجیل بوده که مورد [[تحریف]] لفظی و [[معنوی]] قرار گرفته است. حضرت می‌فرماید: بخش‌های مربوط به پیامبر {{صل}} و [[اهل بیت]] او و امتش در [[اختیار]] [[یوحنا]] دیلمی بوده و هموست که به [[امت]] عیسی {{ع}} و [[بنی‌اسرائیل]] به [[ظهور]] ایشان بشارت داد<ref>التوحید، ص۴۲۱؛ الاحتجاج، ج۲، ص۴۱۸.</ref>. البته حضرت چه در [[مناظره]] [[خراسان]] و چه در مناظره [[بصره]]، به عباراتی از انجیل در این باب استناد می‌کند که مورد پذیرش علمای [[مسیحی]] قرار می‌گیرد<ref>التوحید، ص۴۲۱؛ الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۴۵.</ref>. یکی از مطالبی که امام رضا {{ع}} در سخنانش بدان اشاره کرده این است که عیسی {{ع}} [[نقش نگین]] انگشتری خود را از دو جمله انجیل بر گرفته بود و آن جملات این بود که خوشا به حال بنده‌ای که [[خداوند]] را همواره به خاطر خود خداوند یاد می‌کند و وای بر کسی که خداوند را به خاطر نفسش فراموش می‌نماید<ref>الأمالی، صدوقی، ص۴۵۸؛ وسائل الشیعة، ج۵، ص۱۰۲.</ref><ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[انجیل - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «انجیل»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص ۵۹۵-۶۰۲.</ref>
تحریف‌هایی که در این باب صورت گرفته صراحتاً مورد توجه [[قرآن کریم]] نیز هست. [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: نام و ویژگی‌های پیامبر اسلام {{صل}} و اوصاف وی در انجیل مذکور بوده است<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ...}} «همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند.».. سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>. [[مفسران]] ذیل این [[آیه]] در باب اوصاف پیامبر اسلام {{صل}} به ویژه امّی‌بودن او سخن گفته و اظهار کرده‌اند که در [[تورات]] و انجیل آنچه درباره [[پیامبر امی]] بوده تنها بر [[محمد]] {{صل}} قابل [[تطبیق]] است و نمی‌توان شخص دیگری را معرفی کرد<ref>جامع البیان، ج۹، ص۵۶؛ مجمع البیان، ج۴، ص۷۴۹؛ المیزان، ج۸، ص۲۷۸، ۲۷۹.</ref>. قرآن کریم همچنین می‌فرماید که عیسی {{ع}} پس از [[تصدیق]] تورات، [[بشارت]] [[پیامبری]] پس از خود به نام [[احمد]] را به پیروانش داد<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}} «و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است» سوره صف، آیه ۶.</ref>. از [[پیامبر]] {{صل}} نیز نقل شده که نام من در [[انجیل]] «[[احمد]]» است<ref>الخصال، ج۲، ص۴۲۵؛ معانی الأخبار، ص۵۱.</ref>. یکی از مطالبی که [[امام رضا]] {{ع}} در [[مناظره]] با [[مسیحیان]] مطرح می‌کند، وجود نام [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در انجیل است. [[حضرت]] می‌فرماید: نامی که در انجیل با آن به [[رسول خدا]] {{صل}} اشاره شده، نام «فارقلیطا» است. حضرت می‌فرماید: در انجیل نوشته شده که پسر آن [[زن]] پاکدامن می‌رود و پس از وی فارقلیطا می‌آید و او بارهای گران را سبک می‌کند و هر چیزی را روشن می‌نماید و به [[حقانیت]] من [[گواهی]] می‌دهد؛ همچنان که من به آمدن او گواهی دادم<ref>التوحید، ص۴۲۸.</ref>. اشاره‌ای به این فارقلیطا حتی در [[اناجیل]] کنونی دیده می‌شود<ref>انجیل یوحنا ۱۴: ۱۶.</ref>. [[فارقلیط]] معرب «پاراکلتوس» به معنای تسلی‌بخش، حامی و [[شفیع]] است و هر چند برخی در [[مقام]] [[تطبیق]] آن با [[روح]] القدس‌اند<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۲۵۶.</ref> اما [[بشارت]] به [[روح القدس]] در بافت مذکور که بشارت به رسولی بشری است، وجهی ندارد و به [[باور]] برخی می‌توان آن را بر [[محمد]] {{صل}} تطبیق کرد<ref>سعد السعود، ص۶۲؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۲، ص۲۸۰-۲۸۳.</ref>. حتی برخی محققان می‌گویند پیش از محمد {{صل}}، مانی نیز ادعای فارقلیط بودن داشته که نشان از آن دارد که در [[زمان]] وی نیز این نام بر روح القدس اطلاق نمی‌شده است<ref>حجة التفاسیر و بلاغ الإکسیر، ج۲، ص۸۹۵؛ اعلام قرآن، ص۹۶.</ref>. در [[مناظره امام رضا]] {{ع}} با دانشمند [[مسیحی]] که در [[بصره]] صورت گرفته نیز حضرت با بیان [[اوصاف پیامبر]] {{صل}}، بشارت وی را با مواضع دیگری از [[انجیل]] [[تطبیق]] می‌دهد. [[حضرت]] با قرائت بخشی از [[کتاب مقدس مسیحیان]] می‌فرماید که در این کتاب آمده که [[پیامبر]] مورد [[بشارت]] [[عیسی]] {{ع}}، صاحب [[ناقه]] و [[عصا]] و [[کسا]] است و [[امی]]، نام او در [[تورات]] و انجیل نوشته شده و [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌کند و [[حلال و حرام]] [[خدا]] را بیان می‌نماید. طیبات و [[پاکی‌ها]] را [[حلال]] و خبائث و ناپاکی‌ها را [[حرام]] می‌کند. [[تکالیف]] دشوار را کنار می‌نهد و زنجیرهایی که مانع از پیمودن [[راه رستگاری]] و طریق [[عدل]] و [[راه مستقیم]] می‌شوند، از میان بر می‌دارد<ref>الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۴۴؛ إثبات الهداة، ج۱، ص۲۲۵.</ref>. [[امام رضا]] {{ع}} بیان می‌دارد که درباره [[خاندان پیامبر]] {{صل}} نیز مطالبی در انجیل بوده که مورد [[تحریف]] لفظی و [[معنوی]] قرار گرفته است. حضرت می‌فرماید: بخش‌های مربوط به پیامبر {{صل}} و [[اهل بیت]] او و امتش در [[اختیار]] [[یوحنا]] دیلمی بوده و هموست که به [[امت]] عیسی {{ع}} و [[بنی‌اسرائیل]] به [[ظهور]] ایشان بشارت داد<ref>التوحید، ص۴۲۱؛ الاحتجاج، ج۲، ص۴۱۸.</ref>. البته حضرت چه در [[مناظره]] [[خراسان]] و چه در مناظره [[بصره]]، به عباراتی از انجیل در این باب استناد می‌کند که مورد پذیرش علمای [[مسیحی]] قرار می‌گیرد<ref>التوحید، ص۴۲۱؛ الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۴۵.</ref>. یکی از مطالبی که امام رضا {{ع}} در سخنانش بدان اشاره کرده این است که عیسی {{ع}} [[نقش نگین]] انگشتری خود را از دو جمله انجیل بر گرفته بود و آن جملات این بود که خوشا به حال بنده‌ای که [[خداوند]] را همواره به خاطر خود خداوند یاد می‌کند و وای بر کسی که خداوند را به خاطر نفسش فراموش می‌نماید<ref>الأمالی، صدوقی، ص۴۵۸؛ وسائل الشیعة، ج۵، ص۱۰۲.</ref><ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[انجیل - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «انجیل»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص ۵۹۵-۶۰۲.</ref>
۲۲۷٬۳۸۹

ویرایش