جنگ بدر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'صحابه نگاران' به 'صحابه‌نگاران'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
جز (جایگزینی متن - 'صحابه نگاران' به 'صحابه‌نگاران')
خط ۱۶۷: خط ۱۶۷:
اشکال‌هایی بر این [[روایت]] وارد و آن را از [[ارزش]] انداخته است. [[علامه طباطبایی]] در ذیل [[آیات]] [[افک]] آنها را بیان کرده است؛ از جمله [[مخالفت]] با [[نص]] [[قرآن]]؛ مانند [[حکم]] [[قصاص]] [[قتل]] نفس محترمه، [[مخالفت]] با [[سنت]] و [[عمل]] [[رسول خدا]] {{صل}} در موارد مشابه؛ مانند [[اجرای حد]] [[افک]] بر [[مسطح بن اثاثه بدری]]، [[عمل صحابه]] به ویژه پس از [[رسول خدا]] {{صل}} و در جریان [[منازعات]] و [[فتنه‌ها]]<ref>ر. ک: المیزان، ج ۱۹، ص ۲۳۶ ـ ۲۳۸.</ref>؛ همچنین [[اجرای حد]] بر [[قدامة بن مظعون]] [[ابو عمر جمحی]] که از بدریان بود؛ ولی [[عمر]] به سبب شرابخواری بر او حد جاری کرد<ref>الاصابه، ج ۵، ص ۳۲۴.</ref>. چنان که [[گذشت]] [[رسول خدا]] {{صل}} حتی حاضر نشد برای کسی که جامه‌ای از [[غنایم]] را برده و در زیر [[خاک]] پنها کرده بود [[آمرزش]] بخواهد و در برابر [[اصرار]] [[صحابه]] به آنان فرمود که درباره [[مجرمان]] چنین چیزی را نخواهید<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref>، از همین رو [[ابن‌ ابی‌الحدید]] چنین برائتی را برای اهل [[بدر]] به نقد کشیده است<ref>شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۱۸ ـ ۱۹.</ref>. به نظر می‌رسد برخی خواسته‌اند با بهره‌گیری از مسئله [[مقام]] بدریان، [[مقاومت]] و [[مخالفت]] برخی [[صحابه پیامبر]] را در برابر سیاست‌های [[امیرمؤمنان]]، [[امام علی]] {{ع}} در دوران خلافتش تحلیل و عملکرد آنها را توجیه کنند. این عده با [[نقل]] روایاتی می‌کوشند تا [[آیات]] را چنان [[تفسیر]] کنند که اشکالی متوجه هیچ‌یک از دو گروه نشود، چنان که گویند: از [[علی]] {{ع}} [[روایت]] شده که [[آیه]] {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه۴۳.</ref> درباره بدریان نازل شده است <ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص ۲۲۹؛ جامع‌البیان، مج ۵، ج ۸، ص ۲۴۰.</ref> و [[علی بن ابی‌طالب]] خود این [[آیه]] را درباره [[عثمان]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] پس از [[جنگ جمل]] می‌دانسته است<ref>المصنف، ابن‌ابی شیبه، ج ۸، ص ۷۱۸؛ المستدرک، ج ۳، ص ۱۰۵، ۳۷۶ ـ ۳۷۷.</ref>، بر این اساس همه ظلم‌ها و همچنین کدورت‌هایی که میان [[امیرمؤمنان]] {{ع}} با [[خلیفه اول]] و دوم و نیز [[زبیر]] و [[سعد بن ابی وقاص]] بوده به [[فراموشی]] سپرده شود و دیگر آن فتنه‌ای که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و از فتنه‌ای پروا کنید که (چون درگیرد) تنها به کسانی از شما که ستم کردند نمی‌رسد (بلکه دامنگیر همه می‌شود) و بدانید که به راستی خداوند سخت کیفر است» سوره انفال، آیه ۲۵.</ref> آمده و خواسته شده تا از آن [[پرهیز]] شود جایگاهی نداشته باشد! در حالی که می‌گویند: منظور از [[فتنه]]، [[جنگ جمل]] و در باره بدریان است <ref>جوامع الجامع، ج ۲، ص ۱۸.</ref>.
اشکال‌هایی بر این [[روایت]] وارد و آن را از [[ارزش]] انداخته است. [[علامه طباطبایی]] در ذیل [[آیات]] [[افک]] آنها را بیان کرده است؛ از جمله [[مخالفت]] با [[نص]] [[قرآن]]؛ مانند [[حکم]] [[قصاص]] [[قتل]] نفس محترمه، [[مخالفت]] با [[سنت]] و [[عمل]] [[رسول خدا]] {{صل}} در موارد مشابه؛ مانند [[اجرای حد]] [[افک]] بر [[مسطح بن اثاثه بدری]]، [[عمل صحابه]] به ویژه پس از [[رسول خدا]] {{صل}} و در جریان [[منازعات]] و [[فتنه‌ها]]<ref>ر. ک: المیزان، ج ۱۹، ص ۲۳۶ ـ ۲۳۸.</ref>؛ همچنین [[اجرای حد]] بر [[قدامة بن مظعون]] [[ابو عمر جمحی]] که از بدریان بود؛ ولی [[عمر]] به سبب شرابخواری بر او حد جاری کرد<ref>الاصابه، ج ۵، ص ۳۲۴.</ref>. چنان که [[گذشت]] [[رسول خدا]] {{صل}} حتی حاضر نشد برای کسی که جامه‌ای از [[غنایم]] را برده و در زیر [[خاک]] پنها کرده بود [[آمرزش]] بخواهد و در برابر [[اصرار]] [[صحابه]] به آنان فرمود که درباره [[مجرمان]] چنین چیزی را نخواهید<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref>، از همین رو [[ابن‌ ابی‌الحدید]] چنین برائتی را برای اهل [[بدر]] به نقد کشیده است<ref>شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۱۸ ـ ۱۹.</ref>. به نظر می‌رسد برخی خواسته‌اند با بهره‌گیری از مسئله [[مقام]] بدریان، [[مقاومت]] و [[مخالفت]] برخی [[صحابه پیامبر]] را در برابر سیاست‌های [[امیرمؤمنان]]، [[امام علی]] {{ع}} در دوران خلافتش تحلیل و عملکرد آنها را توجیه کنند. این عده با [[نقل]] روایاتی می‌کوشند تا [[آیات]] را چنان [[تفسیر]] کنند که اشکالی متوجه هیچ‌یک از دو گروه نشود، چنان که گویند: از [[علی]] {{ع}} [[روایت]] شده که [[آیه]] {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه۴۳.</ref> درباره بدریان نازل شده است <ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص ۲۲۹؛ جامع‌البیان، مج ۵، ج ۸، ص ۲۴۰.</ref> و [[علی بن ابی‌طالب]] خود این [[آیه]] را درباره [[عثمان]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] پس از [[جنگ جمل]] می‌دانسته است<ref>المصنف، ابن‌ابی شیبه، ج ۸، ص ۷۱۸؛ المستدرک، ج ۳، ص ۱۰۵، ۳۷۶ ـ ۳۷۷.</ref>، بر این اساس همه ظلم‌ها و همچنین کدورت‌هایی که میان [[امیرمؤمنان]] {{ع}} با [[خلیفه اول]] و دوم و نیز [[زبیر]] و [[سعد بن ابی وقاص]] بوده به [[فراموشی]] سپرده شود و دیگر آن فتنه‌ای که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و از فتنه‌ای پروا کنید که (چون درگیرد) تنها به کسانی از شما که ستم کردند نمی‌رسد (بلکه دامنگیر همه می‌شود) و بدانید که به راستی خداوند سخت کیفر است» سوره انفال، آیه ۲۵.</ref> آمده و خواسته شده تا از آن [[پرهیز]] شود جایگاهی نداشته باشد! در حالی که می‌گویند: منظور از [[فتنه]]، [[جنگ جمل]] و در باره بدریان است <ref>جوامع الجامع، ج ۲، ص ۱۸.</ref>.


[[اصحاب بدر]] از نظر [[اقتصادی]] و [[اجتماعی]] نیز جایگاهی ممتاز داشتند؛ [[خلیفه دوم]] در [[دیوان]] [[مالی]] برای آنان امتیاز خاصی قائل شد و سهم هر یک از آنان را ۵۰۰۰ درهم در سال قرار داد<ref>تاریخ المدینه، ج ۳، ص ۱۰۵۱؛ الطبقات، ج ۱، ص ۱۲؛ ج ۳، ص ۲۹۶.</ref>. شاید بر همین اساس است که برخی [[صحابه]] نگاران چون ابن‌سعد و ابونعیم در ترتیب، [[اسامی]] [[صحابه]] بدری را بر دیگران مقدم می‌دارند و در این باره روایاتی مبنی بر [[فضایل]] ویژه آنان [[نقل]] می‌کنند<ref>ر. ک: الطبقات، ج ۳؛ معرفة الصحابه، ج ۱، ص ۳۵ ـ ۳۶.</ref>.
[[اصحاب بدر]] از نظر [[اقتصادی]] و [[اجتماعی]] نیز جایگاهی ممتاز داشتند؛ [[خلیفه دوم]] در [[دیوان]] [[مالی]] برای آنان امتیاز خاصی قائل شد و سهم هر یک از آنان را ۵۰۰۰ درهم در سال قرار داد<ref>تاریخ المدینه، ج ۳، ص ۱۰۵۱؛ الطبقات، ج ۱، ص ۱۲؛ ج ۳، ص ۲۹۶.</ref>. شاید بر همین اساس است که برخی صحابه‌نگاران چون ابن‌سعد و ابونعیم در ترتیب، [[اسامی]] [[صحابه]] بدری را بر دیگران مقدم می‌دارند و در این باره روایاتی مبنی بر [[فضایل]] ویژه آنان [[نقل]] می‌کنند<ref>ر. ک: الطبقات، ج ۳؛ معرفة الصحابه، ج ۱، ص ۳۵ ـ ۳۶.</ref>.


[[اصحاب بدر]] از نظر موقعیت [[اجتماعی]] در جایگاهی ممتاز قرار داشتند، به گونه‌ای که پس از [[کشته شدن عثمان]] و [[هجوم]] [[مردم]] به سوی [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و تقاضای [[بیعت]] با او، ایشان ـ در [[مقام]] [[لزوم]] [[مقبولیت]] [[خلافت]] از سوی [[اهل حل و عقد]] ـ فرمود: [[خلافت]] با اهل [[شورا]] و بدریان است و آنان [[حق]] [[انتخاب خلیفه]] را دارند<ref>الامامة و السیاسه، ج ۱، ص ۶۵.</ref>؛ [[مقداد]] نیز خطاب به اعضای [[شورای خلافت]] گفت: کسی را که در [[بدر]] حاضر نبوده [[خلیفه]] نکنید<ref>الجمل، ص ۱۲۲.</ref>. حضور نیروهای بدری در هر [[سپاه]] و گروه و حزبی امتیاز ویژه برای [[تأیید]] آن گروه و حزب به شمار می‌رفت و این از باورهای [[اجتماعی]] در [[قرن اول]] بود. [[سعید بن قیس]] ارحبی برای [[تشویق]] نیروهای خود برای [[جنگ]] با [[معاویه]] و [[اثبات]] درست بودن راهی که برگزیده‌اند، در سخنان خود به حضور ۷۰ بدری در [[سپاه]] و در رأس آنان [[امیرمؤمنان]] {{ع}} اشاره کرد و متذکر شد که با این تعداد دیگر هیچ‌گونه شبهه‌ای در [[حقانیت]] خود نداشته باشند<ref>وقعة صفین، ص ۲۳۶، ۲۳۸؛ شرح نهج البلاغه، ج ۵ ص ۱۸۸، ۱۹۱.</ref>. همین دیدگاه را می‌توان از این‌ روایت به دست آورد که از [[ابان بن تغلب]] پرسیده شد: آیا [[صحابه]] در جنگ‌های [[علی]] {{ع}} حضور داشته‌اند؟ ابان گفت: گویا شما می‌خواهید با حضور آنان [[حقانیت]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} را به دست آورید، در حالی که آن [[حضرت]] [[میزان]] [[حقانیت]] دیگران است.
[[اصحاب بدر]] از نظر موقعیت [[اجتماعی]] در جایگاهی ممتاز قرار داشتند، به گونه‌ای که پس از [[کشته شدن عثمان]] و [[هجوم]] [[مردم]] به سوی [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و تقاضای [[بیعت]] با او، ایشان ـ در [[مقام]] [[لزوم]] [[مقبولیت]] [[خلافت]] از سوی [[اهل حل و عقد]] ـ فرمود: [[خلافت]] با اهل [[شورا]] و بدریان است و آنان [[حق]] [[انتخاب خلیفه]] را دارند<ref>الامامة و السیاسه، ج ۱، ص ۶۵.</ref>؛ [[مقداد]] نیز خطاب به اعضای [[شورای خلافت]] گفت: کسی را که در [[بدر]] حاضر نبوده [[خلیفه]] نکنید<ref>الجمل، ص ۱۲۲.</ref>. حضور نیروهای بدری در هر [[سپاه]] و گروه و حزبی امتیاز ویژه برای [[تأیید]] آن گروه و حزب به شمار می‌رفت و این از باورهای [[اجتماعی]] در [[قرن اول]] بود. [[سعید بن قیس]] ارحبی برای [[تشویق]] نیروهای خود برای [[جنگ]] با [[معاویه]] و [[اثبات]] درست بودن راهی که برگزیده‌اند، در سخنان خود به حضور ۷۰ بدری در [[سپاه]] و در رأس آنان [[امیرمؤمنان]] {{ع}} اشاره کرد و متذکر شد که با این تعداد دیگر هیچ‌گونه شبهه‌ای در [[حقانیت]] خود نداشته باشند<ref>وقعة صفین، ص ۲۳۶، ۲۳۸؛ شرح نهج البلاغه، ج ۵ ص ۱۸۸، ۱۹۱.</ref>. همین دیدگاه را می‌توان از این‌ روایت به دست آورد که از [[ابان بن تغلب]] پرسیده شد: آیا [[صحابه]] در جنگ‌های [[علی]] {{ع}} حضور داشته‌اند؟ ابان گفت: گویا شما می‌خواهید با حضور آنان [[حقانیت]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} را به دست آورید، در حالی که آن [[حضرت]] [[میزان]] [[حقانیت]] دیگران است.
۲۲۴٬۸۴۳

ویرایش