عبدالله بن عباس در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'تاویل' به 'تأویل'
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابنشهرآشوب') |
جز (جایگزینی متن - 'تاویل' به 'تأویل') |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
اما [[عبدالله]] به پرسیدن و [[آموختن]] [[حدیث]] ادامه داد. خود او میگوید: اگر میشنیدم شخصی [[حدیثی]] میداند که من آن را نشنیدهام، به در خانهاش میرفتم و کنار در عبایم را پهن کرده، روی آن مینشستم؛ باد خاکهای کوچه را بر سرم میریخت ولی [[منتظر]] میشدم تا صاحبخانه بیرون بیاید. هنگامی که او از [[خانه]] بیرون میآمد و مرا میدید، عذرخواهی میکرد و میگفت: ای [[پسر عموی پیامبر]]، برای چه اینجا آمدهای؟ چرا کسی را نفرستادی تا من به نزد تو بیایم؟ میگفتم: سزاوارتر است که برای [[کسب علم]] من به حضور تو بیایم. طولی نکشید که آن مرد دید [[مردم]] به دور من جمع شدهاند و از من علم و حدیث میآموزند. در این موقع او گفت: این [[جوان]] از من عاقلتر بود <ref>الاصابه، ابن حجر، ج۴، ص۱۲۵.</ref>. | اما [[عبدالله]] به پرسیدن و [[آموختن]] [[حدیث]] ادامه داد. خود او میگوید: اگر میشنیدم شخصی [[حدیثی]] میداند که من آن را نشنیدهام، به در خانهاش میرفتم و کنار در عبایم را پهن کرده، روی آن مینشستم؛ باد خاکهای کوچه را بر سرم میریخت ولی [[منتظر]] میشدم تا صاحبخانه بیرون بیاید. هنگامی که او از [[خانه]] بیرون میآمد و مرا میدید، عذرخواهی میکرد و میگفت: ای [[پسر عموی پیامبر]]، برای چه اینجا آمدهای؟ چرا کسی را نفرستادی تا من به نزد تو بیایم؟ میگفتم: سزاوارتر است که برای [[کسب علم]] من به حضور تو بیایم. طولی نکشید که آن مرد دید [[مردم]] به دور من جمع شدهاند و از من علم و حدیث میآموزند. در این موقع او گفت: این [[جوان]] از من عاقلتر بود <ref>الاصابه، ابن حجر، ج۴، ص۱۲۵.</ref>. | ||
[[ابن عباس]] نه تنها در [[فقه]] و حدیث عالم بود بلکه در تفسیر و [[ | [[ابن عباس]] نه تنها در [[فقه]] و حدیث عالم بود بلکه در تفسیر و [[تأویل]] قرآن نظیر نداشت در [[شناخت]] اشعار [[عربی]] و علم انساب و حساب و ریاضیات و [[تاریخ]] نیز استاد بود. او جامع [[علوم]] [[حلال و حرام]] بود و به دویست سؤال [[نافع]] بن ازرق خارجی که درباره [[تفسیر قرآن]] پرسیده بود، جواب متقن داد و در هر جوابی به یکی از اشعار [[عرب]] [[استشهاد]] کرد<ref>اسدالغابه، ابن اثیر، ج۳، ص۱۸۷.</ref>. | ||
او در هر دانشی شاگردانی داشت و هر [[روز]] درباره یکی از موضوعات صحبت میکرد؛ یک روز درباره [[فقه]] و روز دیگر درباره [[حدیث]] و سومین روز درباره [[تفسیر]] و [[تأویل]] و روزی هم درباره [[تاریخ]] و اشعار عرب به بحث میپرداخت. [[عبدالله]] بن [[عتبه]] میگوید: دانشمندی را ندیدم که در حضور وی اظهار [[تواضع]] نکند! هر که درباره هر موضوعی از او میپرسید، جواب مسألهاش را را میشنید. | او در هر دانشی شاگردانی داشت و هر [[روز]] درباره یکی از موضوعات صحبت میکرد؛ یک روز درباره [[فقه]] و روز دیگر درباره [[حدیث]] و سومین روز درباره [[تفسیر]] و [[تأویل]] و روزی هم درباره [[تاریخ]] و اشعار عرب به بحث میپرداخت. [[عبدالله]] بن [[عتبه]] میگوید: دانشمندی را ندیدم که در حضور وی اظهار [[تواضع]] نکند! هر که درباره هر موضوعی از او میپرسید، جواب مسألهاش را را میشنید. | ||