جز
جایگزینی متن - 'تاویل' به 'تأویل'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
جز (جایگزینی متن - 'تاویل' به 'تأویل') |
||
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
== مقاصد شریعت == | == مقاصد شریعت == | ||
گروهی از [[اهل سنت]] عمدتاً از [[قرن پنجم هجری]] به بعد هر مسئلهای را مستقیم به حکمی [[شرعی]] باز نمیگردانند، بلکه بر این باورند که احکام شریعت اهدافی را دنبال میکنند و در ارائه [[حکم شرعی]] باید در پی آن اهداف بود. آنان قرآن را دربردارنده اصول و کلیات احکام و گویای مقاصد شریعت دانسته و معتقدند میتوان [[فروع]] احکام را در همه [[شئون]] مورد نیاز از آن [[استنباط]] کرد. <ref>مقاصد الشریعة الاسلامیه، ص۷۷ - ۷۸. </ref> [[پیروان]] مقاصد شریعت، [[احکام]] را دارای حکمتها و علتهایی میدانند که به [[صلاح]] عمومی [[جامعه]] و افراد منتهی میگردد و در عین حال، [[مصلحت]] حال و نیز پیامدهای آنها را مورد توجه قرار میدهد. <ref>مقاصد الشریعة الاسلامیه، ص۱۸۰. </ref> دیدگاه مشهور در این باره از آنِ غزالی و [[شاطبی]] است که مقاصد [[شریعت]] را در [[حفظ دین]]، [[جان]]، [[نسل]]، [[مال]] و [[عقل]] خلاصه میکنند. <ref>الموافقات، ج۲، ص۱۷۶ - ۱۷۷؛ المستصفی، ص۱۷۴. </ref> در حوزه [[امور اجتماعی]] و [[معاملات]] نیز با استفاده از برخی [[آیات]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز میدارم نمیخواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که میتوانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«بیگمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دستهدسته کرد. دستهای از آنان را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را زنده وا مینهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴.</ref> [[هدف]] عمومی [[شریعت]] را [[حفظ نظام]] [[امت]] و دوام [[صلاح]] نوع [[بشر]] و شامل صلاح [[عقل]] و عمل او و نیز همه [[جهان]] دانسته <ref>مقاصد الشریعة الاسلامیه، ص۲۷۳. </ref> و بر همین اساس، با استناد به آیاتی، پارهای مقاصد شریعت را [[استنتاج]] کردهاند؛ مانند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ}}<ref>«خداوند تباهی را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۲۰۵.</ref>، {{متن قرآن|لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ}}<ref>«و داراییهای همدیگر را میان خود به نادرستی مخورید» سوره بقره، آیه ۱۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى}}<ref> سوره انعام، آیه ۱۶۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ}}<ref>«شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست میکشید؟» سوره مائده، آیه ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ}}<ref>«خداوند برای شما آسانی میخواهد و برایتان دشواری نمیخواهد» سوره بقره، آیه ۱۸۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ}}<ref>«دین- که همان آیین پدرتان ابراهیم است- هیچ تنگنایی برای شما ننهاد» سوره حج، آیه ۷۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دستهایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دستهای خود را مسح نمایید، خداوند نمیخواهد شما را در تنگنا افکند ولی میخواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۶.</ref>.<ref>مقاصد الشریعة الاسلامیه، ص۱۸۰، ۱۹۳، ۲۳۵ - ۲۳۶، ۲۶۹ - ۲۷۰؛ نک: الموسوعة الذهبیه، ج ۴۰، ص۶۱۲. </ref> [[شیعیان]] که افزون بر [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}}، خود را بهرهمند از [[سنت]] [[امامان معصوم]] {{عم}} میدانند، مقاصد و [[مصالح]] [[شریعت]] به معنای [[مصالح مرسله]] را که [[اهل سنت]] پذیرفتهاند، معتبر نمیشمرند. <ref>الاصول العامه، ص۹ - ۱۰، «مقدمه»؛ ص۳۶۵ - ۳۹۰؛ نک: فقه اهل بیت، شماره ۴۱، «فقه و مقاصد شریعت»، ص۱۱۸ - ۱۵۵، ابوالقاسم علیدوست. </ref>.<ref>[[مهدی ملکمحمدی|ملکمحمدی، مهدی]]، [[شریعت (مقاله)|مقاله «شریعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | گروهی از [[اهل سنت]] عمدتاً از [[قرن پنجم هجری]] به بعد هر مسئلهای را مستقیم به حکمی [[شرعی]] باز نمیگردانند، بلکه بر این باورند که احکام شریعت اهدافی را دنبال میکنند و در ارائه [[حکم شرعی]] باید در پی آن اهداف بود. آنان قرآن را دربردارنده اصول و کلیات احکام و گویای مقاصد شریعت دانسته و معتقدند میتوان [[فروع]] احکام را در همه [[شئون]] مورد نیاز از آن [[استنباط]] کرد. <ref>مقاصد الشریعة الاسلامیه، ص۷۷ - ۷۸. </ref> [[پیروان]] مقاصد شریعت، [[احکام]] را دارای حکمتها و علتهایی میدانند که به [[صلاح]] عمومی [[جامعه]] و افراد منتهی میگردد و در عین حال، [[مصلحت]] حال و نیز پیامدهای آنها را مورد توجه قرار میدهد. <ref>مقاصد الشریعة الاسلامیه، ص۱۸۰. </ref> دیدگاه مشهور در این باره از آنِ غزالی و [[شاطبی]] است که مقاصد [[شریعت]] را در [[حفظ دین]]، [[جان]]، [[نسل]]، [[مال]] و [[عقل]] خلاصه میکنند. <ref>الموافقات، ج۲، ص۱۷۶ - ۱۷۷؛ المستصفی، ص۱۷۴. </ref> در حوزه [[امور اجتماعی]] و [[معاملات]] نیز با استفاده از برخی [[آیات]] {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز میدارم نمیخواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که میتوانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«بیگمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دستهدسته کرد. دستهای از آنان را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را زنده وا مینهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴.</ref> [[هدف]] عمومی [[شریعت]] را [[حفظ نظام]] [[امت]] و دوام [[صلاح]] نوع [[بشر]] و شامل صلاح [[عقل]] و عمل او و نیز همه [[جهان]] دانسته <ref>مقاصد الشریعة الاسلامیه، ص۲۷۳. </ref> و بر همین اساس، با استناد به آیاتی، پارهای مقاصد شریعت را [[استنتاج]] کردهاند؛ مانند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ}}<ref>«خداوند تباهی را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۲۰۵.</ref>، {{متن قرآن|لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ}}<ref>«و داراییهای همدیگر را میان خود به نادرستی مخورید» سوره بقره، آیه ۱۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى}}<ref> سوره انعام، آیه ۱۶۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ}}<ref>«شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست میکشید؟» سوره مائده، آیه ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ}}<ref>«خداوند برای شما آسانی میخواهد و برایتان دشواری نمیخواهد» سوره بقره، آیه ۱۸۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ}}<ref>«دین- که همان آیین پدرتان ابراهیم است- هیچ تنگنایی برای شما ننهاد» سوره حج، آیه ۷۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دستهایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دستهای خود را مسح نمایید، خداوند نمیخواهد شما را در تنگنا افکند ولی میخواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۶.</ref>.<ref>مقاصد الشریعة الاسلامیه، ص۱۸۰، ۱۹۳، ۲۳۵ - ۲۳۶، ۲۶۹ - ۲۷۰؛ نک: الموسوعة الذهبیه، ج ۴۰، ص۶۱۲. </ref> [[شیعیان]] که افزون بر [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}}، خود را بهرهمند از [[سنت]] [[امامان معصوم]] {{عم}} میدانند، مقاصد و [[مصالح]] [[شریعت]] به معنای [[مصالح مرسله]] را که [[اهل سنت]] پذیرفتهاند، معتبر نمیشمرند. <ref>الاصول العامه، ص۹ - ۱۰، «مقدمه»؛ ص۳۶۵ - ۳۹۰؛ نک: فقه اهل بیت، شماره ۴۱، «فقه و مقاصد شریعت»، ص۱۱۸ - ۱۵۵، ابوالقاسم علیدوست. </ref>.<ref>[[مهدی ملکمحمدی|ملکمحمدی، مهدی]]، [[شریعت (مقاله)|مقاله «شریعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||
== | == تأویلگرایی در شریعت == | ||
افراد و گروههای تأویلگرا شریعت را دارای ظاهر و [[باطن]] و شریعت بیتأویل را بیارزش میدانند. <ref>نک: وجه دین، ص۶۶؛ اسماعیلیه، ص۲۵۳. </ref> [[ملاصدرا]] قرار گرفتن دیواری میان [[مؤمنان]] و [[منافقان]] در [[قیامت]] را که یک سوی آن [[رحمت]] و سوی دیگرش [[کیفر]] است {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهرهای) بگیریم، (به آنان) گفته میشود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی میکشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref> تمثیلی از وجود ظاهر و باطن برای شریعت شمرده است. <ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۶، ص۲۰۵. </ref> [[اسماعیلیه]] گزارههای [[تشریعی]] قرآن را دارای معنایی [[باطنی]] و نمادین دانستهاند؛<ref>فرق الشیعه، ص۷۵؛ نک: وجه دین، ص۶۱ - ۶۷ و ۲۸۰ - ۲۸۱. </ref> برای نمونه [[فرمان خداوند]] به انجام [[حجّ]] [[تمتع]] و [[عمره]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع میپردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانوادهاش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref>، {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانههایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بیگمان خداوند از جهانیان بینیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> را در [[باطن]] به معنای [[فرمان]] [[شناخت امام]] و [[حجت]] میدانند و [[حجّ]] و [[عمره]] را به جستوجو برای شناخت امام و حجت [[تأویل]] میکنند. <ref>تأویل الدعائم، ج۳، ص۱۵۰ - ۱۵۱. </ref> آمدن حجگزاران از سرزمینهای گوناگون برای حجّ، در [[باطن]] به معنای آمدن [[مردم]] از هر سو برای [[بیعت با امام]] است. <ref>تأویل الدعائم، ج۳، ص۱۷۲، ۱۸۳ - ۱۸۴. </ref> برخی متصوفه در توجیه شریعتگریزی خود به آیاتی استناد میکنند؛ آنان [[دستور]] به [[عبادت]] [[پروردگار]] تا رسیدن به [[یقین]]: {{متن قرآن|وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ}}<ref>«و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۹.</ref> را گویای عدم نیاز به [[شریعت]] پس از رسیدن به یقین دانستهاند. <ref>بیان السعاده، ج ۲، ص۴۰۶. </ref> افزون بر این، گزارش [[قرآن]] از [[اقدام]] [[خضر]] به انجام دادن پارهای کارهای به ظاهر مخالف شریعت {{متن قرآن|فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا}}<ref>«پس راه افتادند، تا هنگامی که سوار کشتی شدند آن را سوراخ کرد؛ (موسی) گفت: آیا آن را سوراخ کردی که سرنشینان را غرق کنی، بیگمان کاری شگفت کردی!» سوره کهف، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا}}<ref>«گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمیتوانی کرد؟» سوره کهف، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا}}<ref>«(موسی) گفت: مرا برای آنچه از یاد بردم بازخواست مکن و کار مرا بر من سخت مگیر!» سوره کهف، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا}}<ref>«پس راه افتادند تا هنگامی که پسربچهای دیدند و او را کشت؛ (موسی) گفت: آیا انسانی بیگناه را بیآنکه کسی را کشته باشد کشتی؟ به راستی کاری ناپسند کردی!» سوره کهف، آیه ۷۴.</ref> را دلیلی بر جدایی شریعت از [[طریقت]] برشمردهاند. <ref> نک: روح المعانی، ج۱۵، ص۳۳۱. </ref> با این حال، بیشتر [[مفسران]] با استناد به [[سیاق آیه]] ۹۹ [[سوره حجر]] / ۱۵ و پارهای [[روایات]]، «[[یقین]]» را به [[مرگ]] [[تفسیر]] کرده و [[آیه]] را دلیل بر استمرار [[تکلیف]] به [[شریعت]] تا هنگام مرگ برشمردهاند. <ref> مجمع البیان، ج۶، ص۵۳۴؛ روض الجنان، ج۱۱، ص۳۵۳؛ تفسیر قرطبی، ج۱۰، ص۶۴. </ref> افزون بر این، [[مکلف]] بودن [[پیامبر]] در عین برخورداری از یقین و [[بصیرت]] {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.</ref> را دلیل نادرستی دیدگاه متصوفه دانستهاند. <ref>المیزان، ج۱۲، ص۱۹۶. </ref>.<ref>[[مهدی ملکمحمدی|ملکمحمدی، مهدی]]، [[شریعت (مقاله)|مقاله «شریعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | افراد و گروههای تأویلگرا شریعت را دارای ظاهر و [[باطن]] و شریعت بیتأویل را بیارزش میدانند. <ref>نک: وجه دین، ص۶۶؛ اسماعیلیه، ص۲۵۳. </ref> [[ملاصدرا]] قرار گرفتن دیواری میان [[مؤمنان]] و [[منافقان]] در [[قیامت]] را که یک سوی آن [[رحمت]] و سوی دیگرش [[کیفر]] است {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهرهای) بگیریم، (به آنان) گفته میشود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی میکشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref> تمثیلی از وجود ظاهر و باطن برای شریعت شمرده است. <ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۶، ص۲۰۵. </ref> [[اسماعیلیه]] گزارههای [[تشریعی]] قرآن را دارای معنایی [[باطنی]] و نمادین دانستهاند؛<ref>فرق الشیعه، ص۷۵؛ نک: وجه دین، ص۶۱ - ۶۷ و ۲۸۰ - ۲۸۱. </ref> برای نمونه [[فرمان خداوند]] به انجام [[حجّ]] [[تمتع]] و [[عمره]] {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع میپردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانوادهاش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref>، {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانههایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بیگمان خداوند از جهانیان بینیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> را در [[باطن]] به معنای [[فرمان]] [[شناخت امام]] و [[حجت]] میدانند و [[حجّ]] و [[عمره]] را به جستوجو برای شناخت امام و حجت [[تأویل]] میکنند. <ref>تأویل الدعائم، ج۳، ص۱۵۰ - ۱۵۱. </ref> آمدن حجگزاران از سرزمینهای گوناگون برای حجّ، در [[باطن]] به معنای آمدن [[مردم]] از هر سو برای [[بیعت با امام]] است. <ref>تأویل الدعائم، ج۳، ص۱۷۲، ۱۸۳ - ۱۸۴. </ref> برخی متصوفه در توجیه شریعتگریزی خود به آیاتی استناد میکنند؛ آنان [[دستور]] به [[عبادت]] [[پروردگار]] تا رسیدن به [[یقین]]: {{متن قرآن|وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ}}<ref>«و پروردگارت را پرستش کن تا مرگ تو فرا رسد» سوره حجر، آیه ۹۹.</ref> را گویای عدم نیاز به [[شریعت]] پس از رسیدن به یقین دانستهاند. <ref>بیان السعاده، ج ۲، ص۴۰۶. </ref> افزون بر این، گزارش [[قرآن]] از [[اقدام]] [[خضر]] به انجام دادن پارهای کارهای به ظاهر مخالف شریعت {{متن قرآن|فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا}}<ref>«پس راه افتادند، تا هنگامی که سوار کشتی شدند آن را سوراخ کرد؛ (موسی) گفت: آیا آن را سوراخ کردی که سرنشینان را غرق کنی، بیگمان کاری شگفت کردی!» سوره کهف، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا}}<ref>«گفت: آیا نگفتم که تو هرگز با من شکیبایی نمیتوانی کرد؟» سوره کهف، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا}}<ref>«(موسی) گفت: مرا برای آنچه از یاد بردم بازخواست مکن و کار مرا بر من سخت مگیر!» سوره کهف، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا}}<ref>«پس راه افتادند تا هنگامی که پسربچهای دیدند و او را کشت؛ (موسی) گفت: آیا انسانی بیگناه را بیآنکه کسی را کشته باشد کشتی؟ به راستی کاری ناپسند کردی!» سوره کهف، آیه ۷۴.</ref> را دلیلی بر جدایی شریعت از [[طریقت]] برشمردهاند. <ref> نک: روح المعانی، ج۱۵، ص۳۳۱. </ref> با این حال، بیشتر [[مفسران]] با استناد به [[سیاق آیه]] ۹۹ [[سوره حجر]] / ۱۵ و پارهای [[روایات]]، «[[یقین]]» را به [[مرگ]] [[تفسیر]] کرده و [[آیه]] را دلیل بر استمرار [[تکلیف]] به [[شریعت]] تا هنگام مرگ برشمردهاند. <ref> مجمع البیان، ج۶، ص۵۳۴؛ روض الجنان، ج۱۱، ص۳۵۳؛ تفسیر قرطبی، ج۱۰، ص۶۴. </ref> افزون بر این، [[مکلف]] بودن [[پیامبر]] در عین برخورداری از یقین و [[بصیرت]] {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.</ref> را دلیل نادرستی دیدگاه متصوفه دانستهاند. <ref>المیزان، ج۱۲، ص۱۹۶. </ref>.<ref>[[مهدی ملکمحمدی|ملکمحمدی، مهدی]]، [[شریعت (مقاله)|مقاله «شریعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||