ویژگی‌های قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۰: خط ۲۰:
باید [[اذعان]] کنم که خود به‌شدت تحت تأثیر این جاذبه [[قرآنی]] قرار دارم به‌گونه‌ای که [[لذت]] و سیری‌ناپذیری از تلاوت قرآن را با هیچ کتاب دیگری قابل‌مقایسه نمی‌دانم. حدود هشت سال است که واقعاً معنایی در قرآن [[احساس]] می‌کنم که در غیر قرآن احساس نمی‌کنم.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۶۰.</ref> این مدعا را طه حسین نیز مورد [[تأیید]] قرار داده است او دراین‌باره می‌گوید: "پس از اختراع رادیو، پخش قرآن به‌وسیله خوانندگان خوش‌آواز در [[کشورهای اسلامی]] و کشورهای بیگانه‌ای که به منظورهای [[سیاسی]] و غیر‌سیاسی برای [[مسلمانان]] برنامه‌ای دارند فراوان گردید. اکنون [[قرآن]] در رادیوهای اروپا و [[آمریکا]] بیشتر برای شنوندگان، آن را در درجه اول برای خودش و ثانیاً به خاطر آوازهایی که در [[تلاوت]] آن است و طربی که در شنوندگان پدید می‌آورد می‌شنوند. گاه بعضی قسمت‌های ادبی از زبان‌های زنده در رادیوپخش می‌شود لکن هرگز پخش آنها مانند قرآن پیوسته و [[منظم]] نیست"<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۵۸.</ref> از سوی دیگر، باید [[راز]] این جذبه و [[جاذبه]] قرآن را ازآن‌جهت دانست که قرآن کتاب [[دل]] است و [[دل‌ها]] و [[فطرت‌های پاک]] [[مردم]] را مورد خطاب قرار داده است. این مطلب مورد پذیرش همگان است. قرآن زبان دیگری نیز دارد که مخاطب آن [[عقل]] نیست بلکه دل است و این زبان دوم (([[احساس]])) نام دارد. کسی که زبان دل را بداند و با آن [[انسان]] از مخاطب قرار دهد، او را از اعماق هستی و کنه وجودش به حرکت درمی‌آورد. آن‌وقت دیگر تنها [[فکر]] و مغز انسان تحت تأثیر نیست بلکه سراسر وجودش تحت تأثیر قرار می‌گیرد<ref>مرتضی مطهری|مطهری مرتضی، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص۳۵</ref>.
باید [[اذعان]] کنم که خود به‌شدت تحت تأثیر این جاذبه [[قرآنی]] قرار دارم به‌گونه‌ای که [[لذت]] و سیری‌ناپذیری از تلاوت قرآن را با هیچ کتاب دیگری قابل‌مقایسه نمی‌دانم. حدود هشت سال است که واقعاً معنایی در قرآن [[احساس]] می‌کنم که در غیر قرآن احساس نمی‌کنم.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۶۰.</ref> این مدعا را طه حسین نیز مورد [[تأیید]] قرار داده است او دراین‌باره می‌گوید: "پس از اختراع رادیو، پخش قرآن به‌وسیله خوانندگان خوش‌آواز در [[کشورهای اسلامی]] و کشورهای بیگانه‌ای که به منظورهای [[سیاسی]] و غیر‌سیاسی برای [[مسلمانان]] برنامه‌ای دارند فراوان گردید. اکنون [[قرآن]] در رادیوهای اروپا و [[آمریکا]] بیشتر برای شنوندگان، آن را در درجه اول برای خودش و ثانیاً به خاطر آوازهایی که در [[تلاوت]] آن است و طربی که در شنوندگان پدید می‌آورد می‌شنوند. گاه بعضی قسمت‌های ادبی از زبان‌های زنده در رادیوپخش می‌شود لکن هرگز پخش آنها مانند قرآن پیوسته و [[منظم]] نیست"<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۵۸.</ref> از سوی دیگر، باید [[راز]] این جذبه و [[جاذبه]] قرآن را ازآن‌جهت دانست که قرآن کتاب [[دل]] است و [[دل‌ها]] و [[فطرت‌های پاک]] [[مردم]] را مورد خطاب قرار داده است. این مطلب مورد پذیرش همگان است. قرآن زبان دیگری نیز دارد که مخاطب آن [[عقل]] نیست بلکه دل است و این زبان دوم (([[احساس]])) نام دارد. کسی که زبان دل را بداند و با آن [[انسان]] از مخاطب قرار دهد، او را از اعماق هستی و کنه وجودش به حرکت درمی‌آورد. آن‌وقت دیگر تنها [[فکر]] و مغز انسان تحت تأثیر نیست بلکه سراسر وجودش تحت تأثیر قرار می‌گیرد<ref>مرتضی مطهری|مطهری مرتضی، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص۳۵</ref>.


== دوم: حیات‌بخشی و [[تمدن‌سازی]] قرآن ==
== دوم: حیات‌بخشی و تمدن‌سازی قرآن ==
برای هر آشنای با قرآن آشکار است که در تمام آموزه‌های قرآن نوعی حیات‌بخشی نهفته است و چنان نیست که در قرآن تنها یک دسته از مطالب خشک و بی‌روح آمده باشد. ازاین‌جهت آموزه‌های قرآن را نمی‌توان با سایر آموزه‌ها مقایسه کرد به‌عنوان‌مثال وقتی درباره [[آموزه‌های دینی]] [[فلاسفه]] با [[داوری]] می‌نشینیم درمی‌یابیم که: خدایی که آنها به ما نشان می‌دهند حداکثر آنچه بتوانند نشان بدهند بک موجود خشک بی‌روح است. چنین چیزی برای [[روح]] [[بشر]] جاذبه ندارد، یعنی روح خودش را به‌سوی خودش نمی‌کشد، در روح بشر [[عشق]] و [[طلب]] به‌سوی خودش ایجاد نمی‌کند، پرواز ایجاد نمی‌کند<ref>مرتضی مطهری|مطهری مرتضی، نبوت ۱(کتاب)|نبوت، مجموعه آثار، ج ۴، ص۶۰۴.</ref> ولی آن خدایی که [[قرآن]] به [[بشر]] معرفی می‌کند [[جاذبه]] دارد، [[جمیل]] است، [[شایسته]] است که [[محبوب]] و مطلوب بشر قرار بگیرد. بلکه تنها چیزی که شایسته است به‌تمام‌معنا مطلوب بشر قرار بگیرد او است. به‌گونه‌ای [[خدا]] را به [[انسان]] می‌شناساند که در انسان نوعی اشتعال ایجاد می‌شود یعنی انسان برافروخته می‌شود، در او [[عشق]] و حرکت به‌سوی آن خدا به وجود می‌آید، شب‌زنده‌داری‌ها به وجود می‌آورد، [[تشنگی]] در روزها به وجود می‌آورد که برای این خدا تشنگی‌ها می‌کشد، گرسنگی‌ها می‌کشد، شب‌زنده‌داری‌ها پیدا می‌کند.<ref>همان،</ref> ازاین‌جهت است که این کتاب در [[تکوین]] [[سرنوشت]] [[جوامع اسلامی]] تأثیر گذاشته است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص۹</ref>.
برای هر آشنای با قرآن آشکار است که در تمام آموزه‌های قرآن نوعی حیات‌بخشی نهفته است و چنان نیست که در قرآن تنها یک دسته از مطالب خشک و بی‌روح آمده باشد. ازاین‌جهت آموزه‌های قرآن را نمی‌توان با سایر آموزه‌ها مقایسه کرد به‌عنوان‌مثال وقتی درباره [[آموزه‌های دینی]] [[فلاسفه]] با [[داوری]] می‌نشینیم درمی‌یابیم که: خدایی که آنها به ما نشان می‌دهند حداکثر آنچه بتوانند نشان بدهند بک موجود خشک بی‌روح است. چنین چیزی برای [[روح]] [[بشر]] جاذبه ندارد، یعنی روح خودش را به‌سوی خودش نمی‌کشد، در روح بشر [[عشق]] و [[طلب]] به‌سوی خودش ایجاد نمی‌کند، پرواز ایجاد نمی‌کند<ref>مرتضی مطهری|مطهری مرتضی، نبوت ۱(کتاب)|نبوت، مجموعه آثار، ج ۴، ص۶۰۴.</ref> ولی آن خدایی که [[قرآن]] به [[بشر]] معرفی می‌کند [[جاذبه]] دارد، [[جمیل]] است، [[شایسته]] است که [[محبوب]] و مطلوب بشر قرار بگیرد. بلکه تنها چیزی که شایسته است به‌تمام‌معنا مطلوب بشر قرار بگیرد او است. به‌گونه‌ای [[خدا]] را به [[انسان]] می‌شناساند که در انسان نوعی اشتعال ایجاد می‌شود یعنی انسان برافروخته می‌شود، در او [[عشق]] و حرکت به‌سوی آن خدا به وجود می‌آید، شب‌زنده‌داری‌ها به وجود می‌آورد، [[تشنگی]] در روزها به وجود می‌آورد که برای این خدا تشنگی‌ها می‌کشد، گرسنگی‌ها می‌کشد، شب‌زنده‌داری‌ها پیدا می‌کند.<ref>همان،</ref> ازاین‌جهت است که این کتاب در [[تکوین]] [[سرنوشت]] [[جوامع اسلامی]] تأثیر گذاشته است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص۹</ref>.


۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش