|
|
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{مدخل مرتبط | | {{مدخل مرتبط |
| | موضوع مرتبط = قرآن | | | موضوع مرتبط = قرآن |
| | عنوان مدخل = [[ویژگیهای قرآن]] | | | عنوان مدخل = |
| | مداخل مرتبط = [[ویژگیهای قرآن در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| | | مداخل مرتبط = [[ویژگیهای قرآن در قرآن]] - [[ویژگیهای قرآن در معارف و سیره علوی]] - [[ویژگیهای قرآن در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] |
| | پرسش مرتبط = | | | پرسش مرتبط = |
| }} | | }} |
|
| |
|
| '''[[قرآن کریم]] دارای ویژگیهایی''' است که برخی از آنها عبارتاند از: جاذبه و حلاوت ویژه قرآن؛ [[حیات]] و تمدنسازی قرآن؛ جاودانگی و جهانشمولی. | | '''[[قرآن کریم]] دارای ویژگیهایی''' است که برخی از آنها عبارتاند از: جاذبه و حلاوت ویژه قرآن؛ [[حیات]] و تمدنسازی قرآن؛ جاودانگی و جهانشمولی؛ تحریفناپذیری و [[اعجاز قرآن]] و ... . |
|
| |
|
| == مقدمه == | | == مقدمه == |
| [[ویژگیهای قرآن]] یکی از مباحث مهم در عرصه [[قرآنشناسی]] بررسی ویژگیهای و امتیازات [[قرآن]] است. از نگریستن درآیات قرآن میتوان درمجموع برای قرآن سه ویژگی مهم برشمرد: [[جاذبه]] و حلاوت ویژه قرآن؛ [[حیات]] و [[تمدنسازی]] قرآن؛ [[جاودانگی و جهانشمولی]]<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]]، [[چلچراغ حکمت ج۲۲ (کتاب)|قرآنشناسی، چلچراغ حکمت ج۲۲]]، ص۴۱ تا ۴۶.</ref>.
| | یکی از مباحث مهم در عرصه [[قرآنشناسی]]، بررسی ویژگیها و امتیازات [[قرآن]] است. [[اندیشمندان اسلامی]]<ref>ملاصدرا، اسرارالآیات، ص۲۰۸؛ مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیرالمراغی، ج۹، ص۱۵۳ - ۱۵۴؛ مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، ج۴، ص۱۷۱؛ ج۵، ص۲۷۴.</ref> برای قرآن ویژگیهای فراوانی برشمردهاند که برخی از آنها عبارتاند از: |
| | | # '''قرآن، کتابی جهانی و [[جاودانه]]:''' [[قرآن کریم]] به استناد دو [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}<ref>سوره نحل، آیه ۸۹.</ref> و {{متن قرآن|مَّا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍ}}<ref>سوره انعام، آیه ۳۸.</ref> برجامعیت خود پا فشرده است. اندیشوران [[مسلمان]] نیز از آغاز به استناد [[ادله]] مختلف ازجمله همین [[آیات]] به [[جامعیت قرآن]] [[اذعان]] کردهاند، آنچه محل بحث و [[اختلاف]] است، دامنه این [[جامعیت]] است. آیا معنای اینکه قرآن بیان هر چیزی است و چیزی در قرآن فروگذار نشده تمام دانشهای [[الهی]] و غیر الهی است یا آنکه ناظر به دانشهای الهی است که در حوزه هدفهای [[تربیتی]] و [[انسانسازی]] قرآن قرار دارد؟ دیدگاه نخست را دیدگاه حداکثری درباره جامعیت قرآن میدانند و از دیدگاه دوم بهعنوان دیدگاه [[اعتدالی]] یاد میشود. از سویی دیگر قرآن کریم از اینجهت که در میان قومی خاص و در یک منطقه محدود جغرافیایی پدیدار شده با سایر [[کتب آسمانی]] همسان است، اما ازاینجهت که [[پیام]] خود را به خاستگاه خود، منحصر نکرده و جهانیان را مخاطب ساخته به آنها متفاوت است. قرآن با [[صراحت]] تمام اعلام داشته که روی سخنش با جهانیان است. کاربرد عبارتهایی نظیر {{متن قرآن|يا أَيُّهَا النَّاسُ}}، {{متن قرآن|يا بَني آدَمَ}} و {{متن قرآن|يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ}} در قرآن خود دلیلی بر این مدعاست. چنانکه آیاتی همچون: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>سوره انعام، آیه ۹۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}<ref>سوره انبیاء، آیه ۱۰۷.</ref> و [[آیه]]: {{متن قرآن|وَمَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ}}<ref>سوره قلم، آیه ۵۲.</ref>، بر [[جهانشمولی]] و فراگیر بودن گسترده [[پیام]] [[قرآن]] تأکید کرده است. در آیاتی که خطاب قرآن به همه [[مردم]] عالم است، درواقع میخواهد بگوید قرآن اختصاص به [[قوم]] و دسته خاصی ندارد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص۴۴.</ref>. [[جاودانگی قرآن]] نیز اقتضای [[دین خاتم]] است؛ زیرا [[دینی]] که خود را خاتم ادیان و پیامآور خود را [[خاتم پیامبران]] دانسته است، باید [[جاودانه]] باشد، وگرنه لازم میآید که پس از پایان یافتن عصر [[نزول قرآن]]، مردم بدون [[آیین]] مانده و [[تکلیف]] از ایشان برداشته شده باشد. سرّ اینکه [[معجزه]] اصلی [[خاتم انبیا]] از نوع سخن انتخاب شده است این است که این [[دین]]، دین خاتم است و دینی است که باید برای همیشه باقی بماند و باید جاودان بماند و یگانه اثری که میتواند بهطور جاویدان و دست نخورده باقی بماند سخن است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۲۹.</ref>. از سوی دیگر [[جاودانگی]] و فرا زمانی بودن قرآن با انتساب آن به [[خداوند]] که محیط به تمام عصرها و زمانهاست، سازگار است. [[امام صادق]] {{ع}} با اشاره به جاودانه بودن قرآن چنین فرموده است: "قرآن زنده است، [[مرگ]] بدان راه ندارد و بسان گردش شب و [[روز]] و [[آفتاب]] و ماه در جریان است"<ref>محمدباقر مجلس، بحارالانوار، ج ۳۵، ص۴۰۴؛ محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی، تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۲۰۴.</ref>.<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]]، [[چلچراغ حکمت ج۲۲ (کتاب)|قرآنشناسی، چلچراغ حکمت ج۲۲]]، ص۱۷ تا ۲۴.</ref> |
| از نگریستن درآیات قرآن در این زمینه میتوان به نتایج ذیل رهنمون شد: | | # '''[[تحریفناپذیری قرآن]]:''' [[اندیشمندان اسلامی]]<ref>سید مرتضی، علم الهدی، علی بن حسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۳۶۱ - ۳۶۳؛ فخررازی، محمدبن عمر، مفاتیحالغیب (التفسیر الکبیر)، ج۲۰، ص۳۰۵؛ ج۲۱، ص۴۱۶؛ طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۰۷ ـ ۱۰۸؛ خویی، سیدابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص۲۰۰ ـ ۲۰۱.</ref> بر [[عدم تحریف قرآن]] تأکید کرده و بر این [[باور]] هستند که [[قرآن کریم]] از [[صدر اسلام]] تا به حال یک کلمه یا یک حرف از آن کم یا زیاد نشده است<ref>امام خمینی، کشفاسرار، ص۱۱۴؛ تنقیحالاصول، ج۳، ص۱۳۰ ـ ۱۳۲؛ انوارالهدایه، ج۱، ص۲۴۳.</ref> و اگر تحریفی در قرآن صورت گرفته باشد، باید [[ائمه]]{{عم}} و [[اصحاب]] به آن [[استدلال]] میکردند<ref>تنقیحالاصول، ج۳، ص۱۳۱؛ انوارالهدایه، ج۱، ص۲۴۵ ـ ۲۴۶.</ref>. |
| | | # '''[[اعجاز قرآن]]:''' قرآن جامع لطایف و [[حقایق]] و دقایق [[توحید]] است که [[عقول]] [[اهل معرفت]] در آن حیران میماند و این [[اعجاز]] بزرگِ این [[صحیفه]] [[نورانی]] است. از دیگر موارد اعجاز قرآن حسن ترکیب، [[لطف]] بیان، [[غایت]] [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و چگونگی [[دعوت]] آن است<ref>امامخمینی، آدابالصلاة، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴.</ref>. |
| | # '''[[میزان]] و مرجع بودن قرآن:''' [[قرآن کریم]] میزان و [[مرجع]] منابع دیگری چون [[سنت]] به شمار میرود؛ از اینرو یک میزان در [[صحت]] و [[اعتبار حدیث]]، عرضه آن به قرآن است و [[حدیثی]] که مخالف قرآن باشد مردود است<ref>حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، ص۹۲.</ref>. |
| | # '''هدایت بودن قرآن:''' قرآن مجموعهای است که به صورتهای مختلف راههای [[سعادت بشری]] را بیان کرده است؛ گاهی صریح و گاهی با کنایه، گاهی به صورت [[احکام]] و گاه به صورت [[قصص]] و حکایت<ref>امامخمینی، آدابالصلاة، ص۱۸۷؛ همو، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۳۶۱ ـ ۳۶۲ و ۴۵۸.</ref>؛ بر همین اساس [[قرآن کریم]] نشاندهنده راه وصول به [[مقامات اخروی]] و [[درجات عالی]]<ref>چهلحدیث، ص۵۰۴.</ref> و حبل ممدود میان [[آسمان]] و [[زمین]] است<ref>امامخمینی، حدیثجنود، ص۴ ـ ۵.</ref>. |
| | # '''حجیت ظواهر قرآن:''' ظواهر قرآن کریم [[حجت]] است و فرقی میان ظواهر قرآن و غیر قرآن نیست<ref>امامخمینی، انوارالهدایه، ج۱، ص۲۴۱.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[قرآن (مقاله)| مقاله «قرآن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص ۱۶۰.</ref> |
| | # '''حیاتبخشی و تمدنسازی قرآن:''' برای هر آشنای با قرآن آشکار است که در تمام آموزههای قرآن نوعی حیاتبخشی نهفته است و چنان نیست که در قرآن تنها یک دسته از مطالب خشک و بیروح آمده باشد. ازاینجهت آموزههای قرآن را نمیتوان با سایر آموزهها مقایسه کرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص۶۰۴.</ref> و این کتاب در [[تکوین]] [[سرنوشت]] [[جوامع اسلامی]] تأثیر گذاشته است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص۹.</ref>. |
| # قرآن دارای مرتبهای بس بالاتر در مقایسه با همه کتابها و [[گفتارها]] حتی در مقایسه با [[گفتار نبوی]] و گفتار [[علوی]] [[نهجالبلاغه]] است و باید تأکید کرد که جذبه، جاذبه و بلندای ساختاری و متنی قرآن با هیچچیز دیگری قابلمقایسه نیست. | | # قرآن دارای مرتبهای بس بالاتر در مقایسه با همه کتابها و [[گفتارها]] حتی در مقایسه با [[گفتار نبوی]] و گفتار [[علوی]] [[نهجالبلاغه]] است و باید تأکید کرد که جذبه، جاذبه و بلندای ساختاری و متنی قرآن با هیچچیز دیگری قابلمقایسه نیست. |
| # قرآن به خاطر برخورداری از [[روح]] حیاتبخش و [[پویایی]]، همصدایی با [[فطرت]]، ایجاد [[شور]] و انگیزش غیرقابلمقایسه با هر کتاب [[فلسفی]]، [[کلامی]] و یا [[عرفانی]] دیگر است. به این معنا که این دست از کتابها را باید صرفاً حاوی مجموعهای از آموزهها دانست، بیآنکه [[قادر]] باشند شور، [[امید]]، پویایی و در یک کلمه [[حیات]] را در مخاطبان خود پدیدآورند. ازاینجهت میتوان برای قرآن تمدنسازی قائل شد. | | # قرآن به خاطر برخورداری از [[روح]] حیاتبخش و [[پویایی]]، همصدایی با [[فطرت]]، ایجاد [[شور]] و انگیزش غیرقابلمقایسه با هر کتاب [[فلسفی]]، [[کلامی]] و یا [[عرفانی]] دیگر است. به این معنا که این دست از کتابها را باید صرفاً حاوی مجموعهای از آموزهها دانست، بیآنکه [[قادر]] باشند شور، [[امید]]، پویایی و در یک کلمه [[حیات]] را در مخاطبان خود پدیدآورند. ازاینجهت میتوان برای قرآن تمدنسازی قائل شد. |
| # [[خداوند]] در قرآن جذبه و جذبهای قرار داده که قابلمقایسه با هیچ پدیدهای دیگر نیست. از اینرو قرآن را نباید با هیچیک از دستاوردهای [[هنری]] زیبای [[بشر]] مقایسه کرد. سیریناپذیری [[انسان]] از [[تلاوت قرآن]] و تأثیر شگفت [[تلاوت]] و یا شنیدن آوای تلاوت بر روح و [[روان آدمی]] را میتوان بهعنوان شاهدی بر مدعای خود برشمرد. | | # [[خداوند]] در قرآن جذبه و جذبهای قرار داده که قابلمقایسه با هیچ پدیدهای دیگر نیست. از اینرو قرآن را نباید با هیچیک از دستاوردهای [[هنری]] زیبای [[بشر]] مقایسه کرد. سیریناپذیری [[انسان]] از [[تلاوت قرآن]] و تأثیر شگفت [[تلاوت]] و یا شنیدن آوای تلاوت بر روح و [[روان آدمی]] را میتوان بهعنوان شاهدی بر مدعای خود برشمرد<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]]، [[چلچراغ حکمت ج۲۲ (کتاب)|قرآنشناسی، چلچراغ حکمت ج۲۲]]، ص۱۷ تا ۲۴.</ref>. |
| | |
| === نخست: جاذبه و حلاوت ویژه قرآن ===
| |
| باید [[اذعان]] کنم که خود بهشدت تحت تأثیر این جاذبه [[قرآنی]] قرار دارم بهگونهای که [[لذت]] و سیریناپذیری از تلاوت قرآن را با هیچ کتاب دیگری قابلمقایسه نمیدانم. حدود هشت سال است که واقعاً معنایی در قرآن [[احساس]] میکنم که در غیر قرآن احساس نمیکنم.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۶۰.</ref>. این مدعا را طه حسین نیز مورد [[تأیید]] قرار داده است او دراینباره میگوید: "پس از اختراع رادیو، پخش قرآن بهوسیله خوانندگان خوشآواز در [[کشورهای اسلامی]] و کشورهای بیگانهای که به منظورهای [[سیاسی]] و غیرسیاسی برای [[مسلمانان]] برنامهای دارند فراوان گردید. اکنون [[قرآن]] در رادیوهای اروپا و [[آمریکا]] بیشتر برای شنوندگان، آن را در درجه اول برای خودش و ثانیاً به خاطر آوازهایی که در [[تلاوت]] آن است و طربی که در شنوندگان پدید میآورد میشنوند. گاه بعضی قسمتهای ادبی از زبانهای زنده در رادیوپخش میشود لکن هرگز پخش آنها مانند قرآن پیوسته و [[منظم]] نیست"<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۵۸.</ref>. از سوی دیگر، باید [[راز]] این جذبه و [[جاذبه]] قرآن را ازآنجهت دانست که قرآن کتاب [[دل]] است و [[دلها]] و [[فطرتهای پاک]] [[مردم]] را مورد خطاب قرار داده است. این مطلب مورد پذیرش همگان است. قرآن زبان دیگری نیز دارد که مخاطب آن [[عقل]] نیست بلکه دل است و این زبان دوم [[احساس]] نام دارد. کسی که زبان دل را بداند و با آن [[انسان]] از مخاطب قرار دهد، او را از اعماق هستی و کنه وجودش به حرکت درمیآورد. آنوقت دیگر تنها [[فکر]] و مغز انسان تحت تأثیر نیست بلکه سراسر وجودش تحت تأثیر قرار میگیرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص۳۵.</ref>.
| |
| | |
| === دوم: حیاتبخشی و تمدنسازی قرآن ===
| |
| برای هر آشنای با قرآن آشکار است که در تمام آموزههای قرآن نوعی حیاتبخشی نهفته است و چنان نیست که در قرآن تنها یک دسته از مطالب خشک و بیروح آمده باشد. ازاینجهت آموزههای قرآن را نمیتوان با سایر آموزهها مقایسه کرد بهعنوانمثال وقتی درباره [[آموزههای دینی]] [[فلاسفه]] با [[داوری]] مینشینیم درمییابیم که: خدایی که آنها به ما نشان میدهند حداکثر آنچه بتوانند نشان بدهند بک موجود خشک بیروح است. چنین چیزی برای [[روح]] [[بشر]] جاذبه ندارد، یعنی روح خودش را بهسوی خودش نمیکشد، در روح بشر [[عشق]] و [[طلب]] بهسوی خودش ایجاد نمیکند، پرواز ایجاد نمیکند<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص۶۰۴.</ref>. ولی آن خدایی که [[قرآن]] به [[بشر]] معرفی میکند [[جاذبه]] دارد، [[جمیل]] است، [[شایسته]] است که [[محبوب]] و مطلوب بشر قرار بگیرد. بلکه تنها چیزی که شایسته است بهتماممعنا مطلوب بشر قرار بگیرد او است. بهگونهای [[خدا]] را به [[انسان]] میشناساند که در انسان نوعی اشتعال ایجاد میشود یعنی انسان برافروخته میشود، در او [[عشق]] و حرکت بهسوی آن خدا به وجود میآید، شبزندهداریها به وجود میآورد، [[تشنگی]] در روزها به وجود میآورد که برای این خدا تشنگیها میکشد، گرسنگیها میکشد، شبزندهداریها پیدا میکند.<ref>همان،.</ref>. ازاینجهت است که این کتاب در [[تکوین]] [[سرنوشت]] [[جوامع اسلامی]] تأثیر گذاشته است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص۹.</ref>.
| |
| | |
| === سوم: قرآن، کتابی جهانی و [[جاودانه]] ===
| |
| [[قرآن کریم]] به استناد دو [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}<ref>نحل، آیه ۸۹.</ref>. و {{متن قرآن|مَّا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍ}}<ref>انعام، آیه ۳۸.</ref>. برجامعیت خود پا فشرده است، اندیشهوران [[مسلمان]] نیز از آغاز به استناد [[ادله]] مختلف ازجمله همین [[آیات]] به [[جامعیت قرآن]] [[اذعان]] کردهاند، آنچه محل بحث و [[اختلاف]] است، دامنه این [[جامعیت]] است. آیا معنای اینکه قرآن بیان هر چیزی است و چیزی در قرآن فروگذار نشده تمام دانشهای [[الهی]] و غیر الهی است یا آنکه ناظر به دانشهای الهی است که در حوزه هدفهای [[تربیتی]] و [[انسانسازی]] قرآن قرار دارد؟ دیدگاه نخست را دیدگاه حداکثری درباره جامعیت قرآن میدانند و از دیدگاه دوم بهعنوان دیدگاه [[اعتدالی]] یاد میشود.
| |
| | |
| از سویی دیگر قرآن کریم از اینجهت که در میان قومی خاص و در یک منطقه محدود جغرافیایی پدیدار شده با سایر [[کتب آسمانی]] همسان است، اما ازاینجهت که [[پیام]] خود را به خاستگاه خود، منحصر نکرده و جهانیان را مخاطب ساخته به آنها متفاوت است. قرآن با [[صراحت]] تمام اعلام داشته که روی سخنش با جهانیان است. کاربرد عباراتهایی نظیر {{متن قرآن|يا أَيُّهَا النَّاسُ}}، {{متن قرآن|يا بَني آدَمَ}} و {{متن قرآن|يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ}} در قرآن خود دلیلی بر این مدعا است. چنانکه آیاتی همچون: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>انعام، آیه ۹۰.</ref>.؛ {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}<ref>انبیاء، آیه ۱۰۷.</ref>. و [[آیه]]: {{متن قرآن|وَمَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ}}<ref>قلم، آیه ۵۲.</ref>. بر [[جهانشمولی]] و فراگیر بودن گسترده [[پیام]] [[قرآن]] تأکید کرده است. در آیاتی که خطاب قرآن به همه [[مردم]] عالم است، درواقع میخواهد بگوید قرآن اختصاص به [[قوم]] و دسته خاصی ندارد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص۴۴.</ref>. [[جاودانگی قرآن]] نیز اقتضای [[دین خاتم]] است؛ زیرا [[دینی]] که خود را [[خاتم ادیان]] و پیامآور خود را [[خاتم پیامبران]] دانسته است، باید [[جاودانه]] باشد، وگرنه لازم میآید که پس از پایان یافتن عصر [[نزول قرآن]]، مردم بدون [[آیین]] مانده و [[تکلیف]] از ایشان برداشتهشده باشد. سرّ اینکه [[معجزه]] اصلی [[خاتم انبیا]] از نوع سخن انتخابشده است این است که این [[دین]]، دین خاتم است و دینی است که باید برای همیشه باقی بماند و باید جاودان بماند و یگانه اثری که میتواند بهطور جاویدان و دستنخورده باقی بماند سخن است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۲۹.</ref>. از سوی دیگر [[جاودانگی]] و فرازمانی بودن قرآن با انتساب آن به [[خداوند]] که محیط به تمام عصرها و زمانها است، سازگار است. [[امام صادق]] {{ع}} با اشاره به جاودانه بودن قرآن چنین فرموده است: قرآن زنده است، [[مرگ]] بدان راه ندار، و بسان گردش شب و [[روز]] و [[آفتاب]] و ماه در جریان است<ref>محمدباقر مجلس، بحارالانوار، ج ۳۵، ص۴۰۴؛ محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی، تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۲۰۴.</ref>.<ref>[[علی نصیری|نصیری، علی]]، [[چلچراغ حکمت ج۲۲ (کتاب)|قرآنشناسی، چلچراغ حکمت ج۲۲]]، ص۱۷ تا ۲۴.</ref>
| |
| | |
| === ویژگیهای دیگر قرآن ===
| |
| برخی از [[اندیشمندان اسلامی]]<ref>ملاصدرا، اسرارالآیات، ص۲۰۸؛ مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیرالمراغی، ج۹، ص۱۵۳ - ۱۵۴؛ مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، ج۴، ص۱۷۱؛ ج۵، ص۲۷۴.</ref> برای قرآن ویژگیهای فراوانی برشمردهاند مانند:
| |
| # '''[[جامعیت]] و جاودانگی قرآن:''' کاملبودن مجموعه رهنمودها و دستورهای این کتاب [[شریف]] در همه زمینههایی است که به [[سعادت انسان]] [[ارتباط]] دارد<ref>ایازی، سیدمحمدعلی، قرآن اثری جاویدان، ص۱۵.</ref>. قرآن دربردارنده همه [[دستورها]] و احکامی است که [[بشر]] برای [[سعادت]] و کمال نیازمند آن است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ص۲۹؛ تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۴۵۸.</ref> و هیچیک از [[کتابهای آسمانی]] همچون [[تورات]] و [[انجیل]]، مانند [[قرآن]] نیستند که [[حقایق]] را به صورت صریح یا ضمنی بیان کنند<ref>امام خمینی، صحیفه، ج۲۰، ص۲۹۸.</ref> و [[جامعیت]] آن را ندارند.
| |
| # '''[[تحریفناپذیری قرآن]]:''' [[اندیشمندان اسلامی]]<ref>سید مرتضی، علم الهدی، علی بن حسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۳۶۱ - ۳۶۳؛ فخررازی، محمدبن عمر، مفاتیحالغیب (التفسیر الکبیر)، ج۲۰، ص۳۰۵؛ ج۲۱، ص۴۱۶؛ طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۰۷ - ۱۰۸؛ خویی، سیدابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص۲۰۰ - ۲۰۱.</ref> بر [[عدم تحریف قرآن]] تأکید کرده و بر این [[باور]] هستند که [[قرآن کریم]] از [[صدر اسلام]] تا به حال یک کلمه با یک حرف از آن کم یا زیاد نشده است<ref>امام خمینی، کشفاسرار، ص۱۱۴؛ تنقیحالاصول، ج۳، ص۱۳۰ - ۱۳۲؛ انوارالهدایه، ج۱، ص۲۴۳.</ref> و اگر تحریفی در قرآن صورت گرفته باشد، باید [[ائمه]]{{عم}} و [[اصحاب]] به آن [[استدلال]] میکردند<ref>تنقیحالاصول، ج۳، ص۱۳۱؛ انوارالهدایه، ج۱، ص۲۴۵ ـ ۲۴۶.</ref>.
| |
| # '''[[اعجاز قرآن]]:''' قرآن جامع لطایف و [[حقایق]] و دقایق [[توحید]] است که [[عقول]] [[اهل معرفت]] در آن حیران میماند و این [[اعجاز]] بزرگِ این [[صحیفه]] [[نورانی]] است. از دیگر موارد اعجاز قرآن حسن ترکیب، [[لطف]] بیان، [[غایت]] [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و چگونگی [[دعوت]] آن است<ref>امامخمینی، آدابالصلاة، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴.</ref>.
| |
| # '''[[میزان]] و مرجع بودن قرآن:''' [[قرآن کریم]] میزان و [[مرجع]] منابع دیگری چون [[سنت]] به شمار میرود؛ از اینرو یک میزان در [[صحت]] و [[اعتبار حدیث]]، عرضه آن به قرآن است و [[حدیثی]] که مخالف قرآن باشد مردود است<ref>حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، ص۹۲.</ref>.
| |
| # '''هدایت بودن قرآن:''' قرآن مجموعهای است که به صورتهای مختلف راههای [[سعادت بشری]] را بیان کرده است؛ گاهی صریح و گاهی با کنایه، گاهی به صورت [[احکام]] و گاه به صورت [[قصص]] و حکایت<ref>امامخمینی، آدابالصلاة، ص۱۸۷؛ همو، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۳۶۱ – ۳۶۲ و ۴۵۸.</ref>؛ بر همین اساس [[قرآن کریم]] نشاندهنده راه وصول به [[مقامات اخروی]] و [[درجات عالی]]<ref>چهلحدیث، ص۵۰۴.</ref> و حبل ممدود میان [[آسمان]] و [[زمین]] است<ref>امامخمینی، حدیثجنود، ص۴ - ۵.</ref>.
| |
| # '''حجیت ظواهر قرآن:''' ظواهر قرآن کریم [[حجت]] است و فرقی میان ظواهر قرآن و غیر قرآن نیست<ref>امامخمینی، انوارالهدایه، ج۱، ص۲۴۱.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[قرآن (مقاله)| مقاله «قرآن»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]] ص ۱۶۰.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |