پرش به محتوا

نظام خانواده در عالم چه جایگاهی دارد؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - 'رده:(اا): پرسش‌هایی با ۱ پاسخ' به '')
 
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات پرسش
{{جعبه اطلاعات پرسش
| موضوع اصلی = [[سیره خانوادگی معصومان (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ سیره خانوادگی معصومان]]
| موضوع اصلی = [[سیره خانوادگی معصومان (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ سیره خانوادگی معصومان]]
| موضوع فرعی = نظام خانواده در عالم چه جایگاهی دارد؟
| تصویر = 110066.jpg
| تصویر = 110066.jpg
| اندازه تصویر = 200px
| نمایه وابسته = [[کلیاتی از سیره خانوادگی معصومان (نمایه)|کلیاتی از سیره خانوادگی معصومان]]
| نمایه وابسته = [[کلیاتی از سیره خانوادگی معصومان (نمایه)|کلیاتی از سیره خانوادگی معصومان]]
| مدخل اصلی = ؟
| مدخل اصلی = ؟
خط ۱۵: خط ۱۳:
آقای دکتر '''[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌]]''' در کتاب ''«[[سیره نبوی ج۴ (کتاب)|سیره نبوی]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
آقای دکتر '''[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌]]''' در کتاب ''«[[سیره نبوی ج۴ (کتاب)|سیره نبوی]]»'' در این‌باره گفته‌ است:


«[[خانواده]] نهادی [[فطری]]، اساسی و کمالی است. [[آدمی]] به سبب [[فطرت]] کمال‌جوی خود [[تشکیل خانواده]] می‌دهد و هرچه فطرتش بیدارتر و نورانی‌تر باشد، خانواده دوستی‌اش بیش‌تر خواهد بود. از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِيمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ}}<ref>«هرچه ایمان بنده افزوده شود، دوستی‌اش به زن [و خانواده]بیش‌تر می‌شود». دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۹۲؛ الجعفریات، ص۹۰؛ ضیاءالدین أبوالرضا فضل الله بن علی الحسنی الراوندی، النوادر، الطبعة الاولی، دارالحدیث، قم، ۱۴۰۷ ق. ص۱۱۴؛ بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۲۸؛ مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۵۷.</ref>.
«[[خانواده]] نهادی [[فطری]]، اساسی و کمالی است. [[آدمی]] به سبب [[فطرت]] کمال‌جوی خود [[تشکیل خانواده]] می‌دهد و هرچه فطرتش بیدارتر و نورانی‌تر باشد، خانواده دوستی‌اش بیش‌تر خواهد بود. از [[رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِيمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ}}<ref>«هرچه ایمان بنده افزوده شود، دوستی‌اش به زن [و خانواده]بیش‌تر می‌شود». دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۹۲؛ الجعفریات، ص۹۰؛ ضیاءالدین أبوالرضا فضل الله بن علی الحسنی الراوندی، النوادر، الطبعة الاولی، دارالحدیث، قم، ۱۴۰۷ ق. ص۱۱۴؛ بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۲۸؛ مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۱۵۷.</ref>.


[[انسان]] به فطرت خود که [[عشق به کمال]] مطلق است، دارای فطریاتی است که از آن جمله میل و کشش به [[همسرگزینی]] و تشکیل خانواده است. [[تمایل]] دو عنصر مؤنث و [[مذکر]] به یکدیگر جلوه‌ای از نیاز به [[عشق]] و وصال است، و والاترین کشش‌ها در هستی، کشش [[زن]] و مرد به یکدیگر است. همه هستی در حال کشش و [[کوشش]] است، و هیچ کشش و کوششی چون میل و وصل زن و مرد نیست که [[راز]] بقای آدمی و کمال هستی در همین است.
[[انسان]] به فطرت خود که [[عشق به کمال]] مطلق است، دارای فطریاتی است که از آن جمله میل و کشش به [[همسرگزینی]] و تشکیل خانواده است. [[تمایل]] دو عنصر مؤنث و [[مذکر]] به یکدیگر جلوه‌ای از نیاز به [[عشق]] و وصال است، و والاترین کشش‌ها در هستی، کشش [[زن]] و مرد به یکدیگر است. همه هستی در حال کشش و [[کوشش]] است، و هیچ کشش و کوششی چون میل و وصل زن و مرد نیست که [[راز]] بقای آدمی و کمال هستی در همین است.
خط ۳۱: خط ۲۹:
{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ}}<ref>«و فرزندان مؤمنانی را که از آنان با ایمان، پیروی کرده‌اند به آنان می‌پیوندیم و از (پاداش) کردارشان چیزی نمی‌کاهیم، هر کس در گرو کرده خویش است» سوره طور، آیه ۲۱.</ref>.
{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ}}<ref>«و فرزندان مؤمنانی را که از آنان با ایمان، پیروی کرده‌اند به آنان می‌پیوندیم و از (پاداش) کردارشان چیزی نمی‌کاهیم، هر کس در گرو کرده خویش است» سوره طور، آیه ۲۱.</ref>.


اگر پیوند [[انسان‌ها]] در مجموعه [[خانواده]]، پیوندی [[ایمانی]] باشد، محدود به این [[جهان]] نخواهد بود و در جهان باقی و [[بهشت]] [[سرمدی]] ادامه خواهد یافت. افراد یک خانواده ایمانی در بهشت نیز می‌توانند در کنار هم باشند و از [[انس]] با یکدیگر [[لذت]] ببرند؛ حتی فرزندانی که در مسیر ایمانی [[پدر]] و [[مادر]] خود گام برمی‌دارند و در [[ایمان]] از آنان [[پیروی]] می‌کنند، بدیشان ملحق می‌شوند، و اگر از نظر عمل کوتاهی و تقصیراتی داشته باشند، [[خدای رحمان]] از سر [[احترام]] و [[اکرام]] [[والدین]] [[صالح]]، آنان را مورد [[بخشش]] قرار می‌دهد و مراتبشان را بالا می‌برد تا به [[درجه]] والدین خود برسند و در کنار ایشان خانواده‌ای بهشتی تحقق یابد، و این [[موهبت]] در حالی است که چیزی از [[اعمال]] و مراتب والدین کاسته نمی‌شود<ref>السید محمد حسین الطباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، دارالکتاب الاسلامی، قم، ۱۳۹۲ ق. ج۱۹، ص۱۲-۱۳.</ref>. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ الجنة سأل أَبَوَيْهِ وَزَوْجَتِهِ وَوَلَدِهِ فَيُقَالُ: إِنَّهُمْ لَمْ يَبْلُغُوا دَرَجَتَكَ، فَيَقُولُ: يَا رَبِّ قَدْ عَمِلْتُ لِي وَلَهُمْ، فَيُؤْمَرُ بِإِلْحَاقِهِمْ بِهِ}}<ref>«هنگامی که انسان وارد بهشت می‌شود سراغ پدر و مادر و همسر و فرزندانش را می‌گیرد، به او می‌گویند: آنان به مرتبه و مقام تو نرسیده‌اند، گوید: پروردگارا، من برای خود و آنان عمل کردم، پس فرمان داده می‌شود که آنان را به او ملحق کنند». أبوالقاسم سلیمان بن احمد الطبرانی، المعجم الکبیر، حققه و خرج أحادیثه حمدی عبدالمجید السلفی، الطبعة الثانیة، مکتبة ابن تیمیة، القاهرة، ۱۴۰۴ ق. ج۱۱، ص۳۴۹؛ أبوالفداء اسماعیل بن کثیر الدمشقی، تفسیر القرآن العظیم، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۰ ق. ج۶، ص۴۳۳؛ جلال‌الدین عبدالرحمن بن أبی بکر السیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، افست مکتبة المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۴ ق. ج۶، ص۱۱۹؛ کنز العمال، ج۱۴، ص۴۷۸؛ احمد مصطفی المراغی، تفسیر المراغی، الطبعة الثانیة، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۹۸۵ م. ج۲۷، ص۲۶.</ref>.
اگر پیوند [[انسان‌ها]] در مجموعه [[خانواده]]، پیوندی [[ایمانی]] باشد، محدود به این [[جهان]] نخواهد بود و در جهان باقی و [[بهشت]] [[سرمدی]] ادامه خواهد یافت. افراد یک خانواده ایمانی در بهشت نیز می‌توانند در کنار هم باشند و از [[انس]] با یکدیگر [[لذت]] ببرند؛ حتی فرزندانی که در مسیر ایمانی [[پدر]] و [[مادر]] خود گام برمی‌دارند و در [[ایمان]] از آنان [[پیروی]] می‌کنند، بدیشان ملحق می‌شوند، و اگر از نظر عمل کوتاهی و تقصیراتی داشته باشند، [[خدای رحمان]] از سر [[احترام]] و [[اکرام]] [[والدین]] [[صالح]]، آنان را مورد [[بخشش]] قرار می‌دهد و مراتبشان را بالا می‌برد تا به [[درجه]] والدین خود برسند و در کنار ایشان خانواده‌ای بهشتی تحقق یابد، و این [[موهبت]] در حالی است که چیزی از [[اعمال]] و مراتب والدین کاسته نمی‌شود<ref>السید محمد حسین الطباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، دارالکتاب الاسلامی، قم، ۱۳۹۲ ق. ج۱۹، ص۱۲-۱۳.</ref>. از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ الجنة سأل أَبَوَيْهِ وَزَوْجَتِهِ وَوَلَدِهِ فَيُقَالُ: إِنَّهُمْ لَمْ يَبْلُغُوا دَرَجَتَكَ، فَيَقُولُ: يَا رَبِّ قَدْ عَمِلْتُ لِي وَلَهُمْ، فَيُؤْمَرُ بِإِلْحَاقِهِمْ بِهِ}}<ref>«هنگامی که انسان وارد بهشت می‌شود سراغ پدر و مادر و همسر و فرزندانش را می‌گیرد، به او می‌گویند: آنان به مرتبه و مقام تو نرسیده‌اند، گوید: پروردگارا، من برای خود و آنان عمل کردم، پس فرمان داده می‌شود که آنان را به او ملحق کنند». أبوالقاسم سلیمان بن احمد الطبرانی، المعجم الکبیر، حققه و خرج أحادیثه حمدی عبدالمجید السلفی، الطبعة الثانیة، مکتبة ابن تیمیة، القاهرة، ۱۴۰۴ ق. ج۱۱، ص۳۴۹؛ أبوالفداء اسماعیل بن کثیر الدمشقی، تفسیر القرآن العظیم، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۰ ق. ج۶، ص۴۳۳؛ جلال‌الدین عبدالرحمن بن أبی بکر السیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، افست مکتبة المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۴ ق. ج۶، ص۱۱۹؛ کنز العمال، ج۱۴، ص۴۷۸؛ احمد مصطفی المراغی، تفسیر المراغی، الطبعة الثانیة، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۹۸۵ م. ج۲۷، ص۲۶.</ref>.


[[تمایل]] [[فطری]] [[آدمی]] به [[زندگی]] [[جاودانگی]] بهشتی منحصر به خودش نیست و آدمی تمایل دارد تا در زندگی آن جهانی نیز [[خانوادگی]] زندگی کند و خرمی نماید. [[امام کاظم]]{{ع}} از [[پدران]] بزرگوارش [[روایت]] کرده است: {{متن حدیث|قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} بِأَبِي أَنْتَ‏ وَ أُمِّي‏ الْمَرْأَةُ يَكُونُ‏ لَهَا زَوْجَانِ‏ فَيَمُوتُونَ وَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ لِأَيِّهِمَا تَكُونُ فَقَالَ{{صل}} يَا أُمَّ سَلَمَةَ تَخَيَّرْ أَحْسَنَهُمَا خُلُقاً وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ إِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}<ref>«ام سلمه به پیامبر{{صل}} گفت: پدر و مادرم به فدایت! زنی که دو بار ازدواج کرده است هنگامی که می‌میرد و داخل بهشت می‌شود، برای کدام شوهر خواهد بود؟ پیامبر{{صل}} فرمود: ای ام سلمه، زن، آن شوهری را که اخلاقش بهتر بوده و خیرش به خانواده‌اش رسیده است انتخاب می‌کند. کسی که اخلاق نیکو دارد، خیر دنیا و آخرت را می‌برد». أبوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی (الصدوق)، الامالی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۰ ق. ص۴۹۸؛ رضی الدین أبو الفضل علی بن أبی نصر الطبرسی، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، الطبعة الثالثة، مؤسسة النور للمطبوعات، بیروت، ص۲۲۳؛ بحار الانوار، ج۸، ص۱۱۹، ج۶۸، ص۳۸۴.</ref>.
[[تمایل]] [[فطری]] [[آدمی]] به [[زندگی]] [[جاودانگی]] بهشتی منحصر به خودش نیست و آدمی تمایل دارد تا در زندگی آن جهانی نیز [[خانوادگی]] زندگی کند و خرمی نماید. [[امام کاظم]] {{ع}} از [[پدران]] بزرگوارش [[روایت]] کرده است: {{متن حدیث|قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ لِرَسُولِ اللَّهِ {{صل}} بِأَبِي أَنْتَ‏ وَ أُمِّي‏ الْمَرْأَةُ يَكُونُ‏ لَهَا زَوْجَانِ‏ فَيَمُوتُونَ وَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ لِأَيِّهِمَا تَكُونُ فَقَالَ {{صل}} يَا أُمَّ سَلَمَةَ تَخَيَّرْ أَحْسَنَهُمَا خُلُقاً وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ إِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}<ref>«ام سلمه به پیامبر {{صل}} گفت: پدر و مادرم به فدایت! زنی که دو بار ازدواج کرده است هنگامی که می‌میرد و داخل بهشت می‌شود، برای کدام شوهر خواهد بود؟ پیامبر {{صل}} فرمود: ای ام سلمه، زن، آن شوهری را که اخلاقش بهتر بوده و خیرش به خانواده‌اش رسیده است انتخاب می‌کند. کسی که اخلاق نیکو دارد، خیر دنیا و آخرت را می‌برد». أبوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی (الصدوق)، الامالی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۰ ق. ص۴۹۸؛ رضی الدین أبو الفضل علی بن أبی نصر الطبرسی، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، الطبعة الثالثة، مؤسسة النور للمطبوعات، بیروت، ص۲۲۳؛ بحار الانوار، ج۸، ص۱۱۹، ج۶۸، ص۳۸۴.</ref>.


بنابراین، [[خانواده]] زیباترین جلوه [[الهی]] و پایدارترین مجموعه هستی است و همه [[کمالات]] [[انسان]] از این مجموعه برمی‌خیزد»<ref>[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌|دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[سیره نبوی ج۴ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۴ ص ۲۱-۲۶.</ref>
بنابراین، [[خانواده]] زیباترین جلوه [[الهی]] و پایدارترین مجموعه هستی است و همه [[کمالات]] [[انسان]] از این مجموعه برمی‌خیزد»<ref>[[م‍ص‍طف‍ی‌ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌|دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[سیره نبوی ج۴ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۴ ص ۲۱-۲۶.</ref>
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش