ویژگیهای علم غیب خدا چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۳، بخش دوم
جز (جایگزینی متن - '↵::::::' به ' ') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات پرسش | {{جعبه اطلاعات پرسش | ||
| موضوع اصلی = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]] | | موضوع اصلی = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]] | ||
| تصویر = 7626626262.jpg | | تصویر = 7626626262.jpg | ||
| نمایه وابسته = [[علم غیب خدا (نمایه)|علم غیب خدا]] | | نمایه وابسته = [[علم غیب خدا (نمایه)|علم غیب خدا]] | ||
| مدخل اصلی = [[علم غیب]] | | مدخل اصلی = [[علم غیب]] | ||
| موضوعات وابسته = | | موضوعات وابسته = | ||
| پاسخدهندگان = [[عبدالحسین امینی|علامه امینی]]؛ [[علامه طباطبایی]]؛ [[محمد جواد مغنیه|مغنیه]]؛ [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]؛ [[رضا برنجکار|برنجکار]] و [[محمد تقی شاکر|شاکر]] ؛ پژوهشگران [[پرسمان (نشریه)|ماهنامه پرسمان]] | | پاسخدهندگان = [[عبدالحسین امینی|علامه امینی]]؛ [[علامه طباطبایی]]؛ [[محمد جواد مغنیه|مغنیه]]؛ [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]؛ [[رضا برنجکار|برنجکار]] و [[محمد تقی شاکر|شاکر]] ؛ پژوهشگران [[پرسمان (نشریه)|ماهنامه پرسمان]] | ||
}} | }} | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۶: | ||
*«غیب خدا بی نهایت است و اندازه معینی ندارد و این غیب بر چند نوع است: | *«غیب خدا بی نهایت است و اندازه معینی ندارد و این غیب بر چند نوع است: | ||
#غیبی که خدا آن را از بندگانش پنهان میدارد و هیچ کس را (هر که باشد) از آن آگاه نمیکند؛ نظیر زمان برپا شدن روز قیامت. | # غیبی که خدا آن را از بندگانش پنهان میدارد و هیچ کس را (هر که باشد) از آن آگاه نمیکند؛ نظیر زمان برپا شدن روز قیامت. | ||
#نوعی که هر کس را از میان بندگانش که بخواهد از آن آگاه میکند و در آیه {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا]]}}<ref>سوره جن آیه۲۶.</ref>. به این نوع اشاره کرده است: او دانای غیب است و غیب خود را بر هیچ کس آشکار نمیسازد، مگر بر آن پیامبری که از او خشنود باشد و نیز در آیه {{متن قرآن|[[آیا آیه ۱۷۹ سوره آل عمران علم غیب پیامبر خاتم را اثبات میکند؟ (پرسش)|مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء]]}}<ref>«و خدا بر آن نیست که شما را از غیب بیاگاهاند؛ ولی برخی از پیامبرانش را که خود بخواهد بر میگزیند».سوره آل عمران آیه۱۷۹.</ref>. | # نوعی که هر کس را از میان بندگانش که بخواهد از آن آگاه میکند و در آیه {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا]]}}<ref>سوره جن آیه۲۶.</ref>. به این نوع اشاره کرده است: او دانای غیب است و غیب خود را بر هیچ کس آشکار نمیسازد، مگر بر آن پیامبری که از او خشنود باشد و نیز در آیه {{متن قرآن|[[آیا آیه ۱۷۹ سوره آل عمران علم غیب پیامبر خاتم را اثبات میکند؟ (پرسش)|مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء]]}}<ref>«و خدا بر آن نیست که شما را از غیب بیاگاهاند؛ ولی برخی از پیامبرانش را که خود بخواهد بر میگزیند».سوره آل عمران آیه۱۷۹.</ref>. | ||
#نوعی که تمام مردم را از آن باخبر میکند؛ نظیر برانگیخته شدن و جمع شدن مردم در روز قیامت و بهشت و دوزخ. بر این اساس، مراد از این که غیب تنها در نزد خدا و از آن خداست، آن است که نه از طریق تجربه میتوان از غیب آگاهی پیدا کرد، نه از طریق عقل و نه از هیچ راه دیگر، بلکه تنها از طریق وحی الهی میتوان غیب را دانست؛ و او بر حسب آنچه حکمت و نیاز مردم اقتضا کند، هر یک از پیامبرانش را که بخواهد از غیب خود آگاه میکند و پیامبر او هم به نوبه خود مردم را از این غیب، همان طور که از خدا دریافت کرده، باخبر میسازد. بنابراین، خبر دادن پیامبر از غیب، دانستن غیب نیست، بلکه نقل غیب است از کسی که غیب میداند و تفاوت میان منبع علم و نقل از این منبع زیاد است؛ زیرا اولی اصل و دومی فرع است. و نیز فرق است میان کسی که به طور مستقیم از منبع علم نقل میکند و کسی که از این ناقل نقل میکند: {{متن قرآن|قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref>«گفتند: منزهی تو. ما را جز آنچه خود به ما آموختهای دانشی نیست. تویی دانای حکیم».سوره بقره آیه۳۲.</ref>»<ref>[http://www.ghadeer.org/Book/230/31378 تفسیر کاشف ج۳].</ref>. | # نوعی که تمام مردم را از آن باخبر میکند؛ نظیر برانگیخته شدن و جمع شدن مردم در روز قیامت و بهشت و دوزخ. بر این اساس، مراد از این که غیب تنها در نزد خدا و از آن خداست، آن است که نه از طریق تجربه میتوان از غیب آگاهی پیدا کرد، نه از طریق عقل و نه از هیچ راه دیگر، بلکه تنها از طریق وحی الهی میتوان غیب را دانست؛ و او بر حسب آنچه حکمت و نیاز مردم اقتضا کند، هر یک از پیامبرانش را که بخواهد از غیب خود آگاه میکند و پیامبر او هم به نوبه خود مردم را از این غیب، همان طور که از خدا دریافت کرده، باخبر میسازد. بنابراین، خبر دادن پیامبر از غیب، دانستن غیب نیست، بلکه نقل غیب است از کسی که غیب میداند و تفاوت میان منبع علم و نقل از این منبع زیاد است؛ زیرا اولی اصل و دومی فرع است. و نیز فرق است میان کسی که به طور مستقیم از منبع علم نقل میکند و کسی که از این ناقل نقل میکند: {{متن قرآن|قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref>«گفتند: منزهی تو. ما را جز آنچه خود به ما آموختهای دانشی نیست. تویی دانای حکیم».سوره بقره آیه۳۲.</ref>»<ref>[http://www.ghadeer.org/Book/230/31378 تفسیر کاشف ج۳].</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۶: | ||
| پاسخ = آیتالله '''[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]''' در ''«[http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=42&catid=45929&pageindex=27&mid=322578 وبگاه رسمی خود]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = آیتالله '''[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]''' در ''«[http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=42&catid=45929&pageindex=27&mid=322578 وبگاه رسمی خود]»'' در اینباره گفته است: | ||
«منظور از اختصاص [[علم غیب]] به خدا [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم ذاتی و استقلالی]] است، بنابراین دیگران مستقلًا هیچگونه آگاهی از غیب ندارند، و هرچه دارند از ناحیه خدا است، با الطاف و عنایت او است، و جنبه تبعی دارد. شاهد این جمع آیه ۲۶ سوره جن است، که میگوید: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند. جز فرستادهای را که بپسندد».</ref> در [[نهج البلاغه]] نیز به همین معنی اشاره شده است که وقتی [[علی]]{{ع}} از حوادث آینده خبر میداد (و حمله مغول را به کشورهای اسلامی پیشبینی میفرمود) یکی از یارانش عرض کرد: ای امیر مؤمنان آیا دارای علم غیب هستی؟ حضرت خندید و فرمود: {{عربی|«لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَیْب وَ اِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْم!…»}}<ref>«این علم غیب نیست، این علمی است که از صاحب علمی (پیامبر) آموختهام»!</ref> این جمع را بسیاری از دانشمندان و محققان پذیرفتهاند. اسرار غیب دو گونه است قسمتی مخصوص به خدا است و هیچکس جز او نمیداند مانند قیام قیامت، و اموری از قبیل آن، و قسمتی از آن را به انبیاء و اولیاء میآموزد، چنانکه در نهج البلاغه در ذیل همان خطبهای که در بالا اشاره کردیم میفرماید: "علم غیب تنها علم قیامت است و آنچه خداوند سبحان در این آیه برشمرده است که {{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمیکند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ]]}}<ref>«بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بیگمان خداوند دانایی آگاه است»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref> سپس فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است، پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا، سخاوتمند است یا بخیل، سعادتمند (نیک بخت) است یا شقی (بدبخت) و چه کسی آتشگیره جهنم است و چه کسی در بهشت همراه پیامبران؟. این است علم غیبی که جز خدا کسی ذاتا آن را نمیداند و غیر از آن علمی است که خداوند به پیامبرش تعلیم کرده و او به من آموخته است". ممکن است بعضی از انسانها علم اجمالی به وضع جنین یا نزول باران و مانند آن پیدا کنند، اما علم تفصیلی و آگاهی بر جزئیات این امور مخصوص ذات پاک خدا است، همانگونه که در مورد قیامت ما نیز علم اجمالی داریم، اما از جزئیات و خصوصیات بیخبریم، و اگر در روایاتی آمده است که پیامبر یا امامان از بعضی از نوزادان، یا از پایان عمر بعضی از افراد خبر دادند، مربوط به همان علم اجمالی است. (...) [[علم غیب فعلی یا دائمی به چه معناست؟ (پرسش)|خداوند بالفعل از همه اسرار غیب آگاه است]]، ولی انبیاء و اولیاء ممکن است بالفعل بسیاری از اسرار غیب را ندانند، اما [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|هنگامی که اراده کنند خداوند به آنها تعلیم میدهد]]، و البته این اراده نیز با اذن و رضای خدا انجام میگیرد»<ref>[http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=42&catid=45929&pageindex=27&mid=322578 پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی]</ref>. | «منظور از اختصاص [[علم غیب]] به خدا [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم ذاتی و استقلالی]] است، بنابراین دیگران مستقلًا هیچگونه آگاهی از غیب ندارند، و هرچه دارند از ناحیه خدا است، با الطاف و عنایت او است، و جنبه تبعی دارد. شاهد این جمع آیه ۲۶ سوره جن است، که میگوید: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند. جز فرستادهای را که بپسندد».</ref> در [[نهج البلاغه]] نیز به همین معنی اشاره شده است که وقتی [[علی]] {{ع}} از حوادث آینده خبر میداد (و حمله مغول را به کشورهای اسلامی پیشبینی میفرمود) یکی از یارانش عرض کرد: ای امیر مؤمنان آیا دارای علم غیب هستی؟ حضرت خندید و فرمود: {{عربی|«لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَیْب وَ اِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْم!…»}}<ref>«این علم غیب نیست، این علمی است که از صاحب علمی (پیامبر) آموختهام»!</ref> این جمع را بسیاری از دانشمندان و محققان پذیرفتهاند. اسرار غیب دو گونه است قسمتی مخصوص به خدا است و هیچکس جز او نمیداند مانند قیام قیامت، و اموری از قبیل آن، و قسمتی از آن را به انبیاء و اولیاء میآموزد، چنانکه در نهج البلاغه در ذیل همان خطبهای که در بالا اشاره کردیم میفرماید: "علم غیب تنها علم قیامت است و آنچه خداوند سبحان در این آیه برشمرده است که {{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمیکند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ]]}}<ref>«بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بیگمان خداوند دانایی آگاه است»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref> سپس فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است، پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا، سخاوتمند است یا بخیل، سعادتمند (نیک بخت) است یا شقی (بدبخت) و چه کسی آتشگیره جهنم است و چه کسی در بهشت همراه پیامبران؟. این است علم غیبی که جز خدا کسی ذاتا آن را نمیداند و غیر از آن علمی است که خداوند به پیامبرش تعلیم کرده و او به من آموخته است". ممکن است بعضی از انسانها علم اجمالی به وضع جنین یا نزول باران و مانند آن پیدا کنند، اما علم تفصیلی و آگاهی بر جزئیات این امور مخصوص ذات پاک خدا است، همانگونه که در مورد قیامت ما نیز علم اجمالی داریم، اما از جزئیات و خصوصیات بیخبریم، و اگر در روایاتی آمده است که پیامبر یا امامان از بعضی از نوزادان، یا از پایان عمر بعضی از افراد خبر دادند، مربوط به همان علم اجمالی است. (...) [[علم غیب فعلی یا دائمی به چه معناست؟ (پرسش)|خداوند بالفعل از همه اسرار غیب آگاه است]]، ولی انبیاء و اولیاء ممکن است بالفعل بسیاری از اسرار غیب را ندانند، اما [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|هنگامی که اراده کنند خداوند به آنها تعلیم میدهد]]، و البته این اراده نیز با اذن و رضای خدا انجام میگیرد»<ref>[http://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=42&catid=45929&pageindex=27&mid=322578 پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی]</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۶۰: | خط ۵۷: | ||
{{متن قرآن|[[آیا آیات ۸ و ۹ سوره رعد علم غیب غیر خدا را نفی نمیکند؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ]] * سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ}}<ref>«(او) دانای نهان و آشکار، بزرگ [و] بسیار بلند مرتبه است. * (برای او) یکسان است کسی از شما که سخن را پنهان کند، و کسی که آن را آشکار سازد؛ و کسی که او در شب مخفی شود و در روز آشکارا حرکت کند».</ref> | {{متن قرآن|[[آیا آیات ۸ و ۹ سوره رعد علم غیب غیر خدا را نفی نمیکند؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ]] * سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ}}<ref>«(او) دانای نهان و آشکار، بزرگ [و] بسیار بلند مرتبه است. * (برای او) یکسان است کسی از شما که سخن را پنهان کند، و کسی که آن را آشکار سازد؛ و کسی که او در شب مخفی شود و در روز آشکارا حرکت کند».</ref> | ||
*این آیات قلمرو علم الهی را بیان میکنند و روشن میسازد که در حقیقت علم او حد و مرزی ندارد و تمام چیزهای پنهان و آشکار را در برمیگیرد. | * این آیات قلمرو علم الهی را بیان میکنند و روشن میسازد که در حقیقت علم او حد و مرزی ندارد و تمام چیزهای پنهان و آشکار را در برمیگیرد. | ||
*بیان قلمرو بیکران علم الهی دلیلی برای آیه قبل است که به آگاهی خدا از درون رحمها اشاره کرده است و بزرگی و تسلّط خدا دلیلی بر قلمرو بیکران علم اوست؛ چراکه در همه جا حضور دارد پس پنهان و آشکار را میداند. | * بیان قلمرو بیکران علم الهی دلیلی برای آیه قبل است که به آگاهی خدا از درون رحمها اشاره کرده است و بزرگی و تسلّط خدا دلیلی بر قلمرو بیکران علم اوست؛ چراکه در همه جا حضور دارد پس پنهان و آشکار را میداند. | ||
* انسانها به خاطر محدودیت و جسمانیّت در همه جا حضور ندارند و از این رو برخی چیزها از آنها پوشیده میماند و علم آنان نیز محدود میشود، اما خدا مجرد است و در همه جا حضور دارد و شب و روز و پنهان و آشکار برای او تفاوتی ندارد و همه چیز را به طور یکسان میداند»<ref>[http://ghbook.ir/index.php?name=%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%85%D9%87%D8%B1&option=com_mtree&task=readonline&link_id=5433&page=1&chkhashk=18A0AD00E3&Itemid=281&lang=fa تفسیر قرآن مهر، جلد دهم، ص۲۱۴ و ۲۱۵.]</ref>. | * انسانها به خاطر محدودیت و جسمانیّت در همه جا حضور ندارند و از این رو برخی چیزها از آنها پوشیده میماند و علم آنان نیز محدود میشود، اما خدا مجرد است و در همه جا حضور دارد و شب و روز و پنهان و آشکار برای او تفاوتی ندارد و همه چیز را به طور یکسان میداند»<ref>[http://ghbook.ir/index.php?name=%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%85%D9%87%D8%B1&option=com_mtree&task=readonline&link_id=5433&page=1&chkhashk=18A0AD00E3&Itemid=281&lang=fa تفسیر قرآن مهر، جلد دهم، ص۲۱۴ و ۲۱۵.]</ref>. | ||
}} | }} | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۳: | ||
| پاسخ = حجج الاسلام و المسلمین '''دکتر [[رضا برنجکار|برنجکار]]''' و '''[[محمد تقی شاکر|شاکر]] ''' در مقاله ''«[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]»'' در اینباره گفتهاند: | | پاسخ = حجج الاسلام و المسلمین '''دکتر [[رضا برنجکار|برنجکار]]''' و '''[[محمد تقی شاکر|شاکر]] ''' در مقاله ''«[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]»'' در اینباره گفتهاند: | ||
«بیشک میان بنده ـ در هر جایگاهی که باشد ـ و خداوند فرق بسیار زیادی است؛ زیرا قیود امکانی بشر در علم او همواره ملحوظ است؛ اما علم الهی به غیب با یکتایی مخصوص به ذات او همراه است. مقایسه میان علم ذاتی مطلق و علم عرضی محدود، و علمی که چگونگی نمیپذیرد و زمان و مکان ندارد، با علمی که محدود و مقید است، و نیز علم ازلی و ابدی با علم حادث و موقت و علم اصیل با علمی که از دیگری کسب شده، غلط است؛ چراکه [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب ذاتی و مطلق]]، مخصوص خداوند علیم است و از صفات ذاتی اوست. :پس میتوان گفت علم خداوند متعال: (۱): ذاتی است؛ (۲): مطلق است؛ (۳): زمان ندارد؛ (۴): مکان ندارد؛ (۵): ازلی است؛ (۶): ابدی است؛ (۷): اصیل است؛ (۸): چگونگی نمیپذیرد؛ (۹): پیش از معلومات است. بدینسان، سزاوار نیست گمان شود که انبیا در صفت علم، شریک خداوند هستند؛ نیز صحیح نیست گفته شود علم به غیب و یا علم حضوری داشتن انبیا نوعی شرک و غلو بهحساب میآید؛ زیرا اوصاف این دو علم مختلف است. حضور معلوم نزد انبیا و آگاهان از غیب همانند [[ائمه اطهار]]{{عم}} تنها به معنای وضوح و انکشاف بالفعل معلوم برای اوست. به عبارت دیگر علم خدا ذاتی است، اما علم ایشان دانشی عرضی است که خدا به آنها عطا کرده است؛ محدود میباشد و امکان بداء در آن وجود دارد. پس هیچ مجالی برای ادعای اتحاد این دو علم باقی نمیماند<ref>[[محمد حسین مظفر]]، [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الامام]]، ص۲۸.</ref>»<ref>[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]، شماره ۱۰، تابستان ۱۳۹۱، ص ۶۸.</ref>. | «بیشک میان بنده ـ در هر جایگاهی که باشد ـ و خداوند فرق بسیار زیادی است؛ زیرا قیود امکانی بشر در علم او همواره ملحوظ است؛ اما علم الهی به غیب با یکتایی مخصوص به ذات او همراه است. مقایسه میان علم ذاتی مطلق و علم عرضی محدود، و علمی که چگونگی نمیپذیرد و زمان و مکان ندارد، با علمی که محدود و مقید است، و نیز علم ازلی و ابدی با علم حادث و موقت و علم اصیل با علمی که از دیگری کسب شده، غلط است؛ چراکه [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب ذاتی و مطلق]]، مخصوص خداوند علیم است و از صفات ذاتی اوست. :پس میتوان گفت علم خداوند متعال: (۱): ذاتی است؛ (۲): مطلق است؛ (۳): زمان ندارد؛ (۴): مکان ندارد؛ (۵): ازلی است؛ (۶): ابدی است؛ (۷): اصیل است؛ (۸): چگونگی نمیپذیرد؛ (۹): پیش از معلومات است. بدینسان، سزاوار نیست گمان شود که انبیا در صفت علم، شریک خداوند هستند؛ نیز صحیح نیست گفته شود علم به غیب و یا علم حضوری داشتن انبیا نوعی شرک و غلو بهحساب میآید؛ زیرا اوصاف این دو علم مختلف است. حضور معلوم نزد انبیا و آگاهان از غیب همانند [[ائمه اطهار]] {{عم}} تنها به معنای وضوح و انکشاف بالفعل معلوم برای اوست. به عبارت دیگر علم خدا ذاتی است، اما علم ایشان دانشی عرضی است که خدا به آنها عطا کرده است؛ محدود میباشد و امکان بداء در آن وجود دارد. پس هیچ مجالی برای ادعای اتحاد این دو علم باقی نمیماند<ref>[[محمد حسین مظفر]]، [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الامام]]، ص۲۸.</ref>»<ref>[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]، [[مطالعات تفسیری (نشریه)|فصلنامه مطالعات تفسیری]]، شماره ۱۰، تابستان ۱۳۹۱، ص ۶۸.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۹۵: | خط ۹۲: | ||
«[[علم غیب]] خداوند متعال با چند مقدمه میتوان تمام علوم از جمله [[علم غیب]] را برای خداوند متعال ثابت کرد: | «[[علم غیب]] خداوند متعال با چند مقدمه میتوان تمام علوم از جمله [[علم غیب]] را برای خداوند متعال ثابت کرد: | ||
#واجب الوجود علت تامه اشیاء است و به ذات خود نیز علم دارد. | # واجب الوجود علت تامه اشیاء است و به ذات خود نیز علم دارد. | ||
#علم به علت، علم به معلول است، پس واجب الوجود به تمام اشیاء علم دارد. | # علم به علت، علم به معلول است، پس واجب الوجود به تمام اشیاء علم دارد. | ||
#علم واجب به اشیاء علم انفعالی نیست که از معلوم گرفته شده باشد بلکه علم واجب به اشیاء علم فعلی و از خود ذات ناشی میشود. | # علم واجب به اشیاء علم انفعالی نیست که از معلوم گرفته شده باشد بلکه علم واجب به اشیاء علم فعلی و از خود ذات ناشی میشود. | ||
#واجب هم به کلیات علم دارد و هم به جزئیات به نحو کلی. | # واجب هم به کلیات علم دارد و هم به جزئیات به نحو کلی. | ||
#اشیاء خارجی لوازم ذات حقاند و این اشیاء را میتوان از حیثی لازم با واسطه دانست و از حیثی لازم بیواسطه و اشیاء خارجی تابع علم حق به آنهاست»<ref>[[علم غیب از دیدگاه فریقین (پایاننامه)|علم غیب از دیدگاه فریقین]]؛ ص۴۸.</ref>. | # اشیاء خارجی لوازم ذات حقاند و این اشیاء را میتوان از حیثی لازم با واسطه دانست و از حیثی لازم بیواسطه و اشیاء خارجی تابع علم حق به آنهاست»<ref>[[علم غیب از دیدگاه فریقین (پایاننامه)|علم غیب از دیدگاه فریقین]]؛ ص۴۸.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||