افناء: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'جمع' به 'جمع'
جز (جایگزینی متن - 'جمع' به 'جمع') |
|||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
# [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.</ref>، او آغاز و انجام است که بیان میکند: [[پروردگار]]، همان گونه که در وجوداول بوده است بدون این که موجودی دیگر با او باشد، به [[تنهایی]] آخر نیز خواهد بود، البته چون این امر بیگمان پس از [[قیامت]] پدید نمیآید به خاطر [[ادله]] [[جاودانگی]] [[بهشت و جهنم]] پس همه موجودات، پیش از [[حشر]] معدوم خواهند شد. '''پاسخ:''' مقصود [[آیه]] این است که او مبدأ و علت موجودات و [[غایت]] و [[هدف]] آنهاست و منظور این نیست که او آخرین موجود است. معانی دیگری نیز برای آیه ذکر شده است. | # [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.</ref>، او آغاز و انجام است که بیان میکند: [[پروردگار]]، همان گونه که در وجوداول بوده است بدون این که موجودی دیگر با او باشد، به [[تنهایی]] آخر نیز خواهد بود، البته چون این امر بیگمان پس از [[قیامت]] پدید نمیآید به خاطر [[ادله]] [[جاودانگی]] [[بهشت و جهنم]] پس همه موجودات، پیش از [[حشر]] معدوم خواهند شد. '''پاسخ:''' مقصود [[آیه]] این است که او مبدأ و علت موجودات و [[غایت]] و [[هدف]] آنهاست و منظور این نیست که او آخرین موجود است. معانی دیگری نیز برای آیه ذکر شده است. | ||
#آیه شریفه: {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}}<ref>«هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref>، هر چه جز او نابود شدنی است که مقصود از هلاک، نیستی است نه [[بیهودگی]] و از هم پاشیدگی، چون اشیا حتی پس از متلاشی شدن هم هالک (بی فایده) نیستند و دست کم دلیلی بر وجود [[خالق]] به شمار میروند که خود منفعتی است بزرگ، پس [[هلاکت]]، تنها با نابودی کامل پدیدار میشود. '''پاسخ:''' معنای [[آیه]] این است که همه ماسوی [[اللّه]] چون ممکنند، از نظر ذاتی هالکند؛ زیرا بیتحقق علت، [[استحقاق]] وجودندارند. همچنین ممکن است مراد از هلاک، [[مرگ]] یا نداشتن فایده مورد نظر باشد هر چند [[منفعت]] دیگری داشته باشد و روشن است که [[هدف]] [[خداوند متعال]] از ایجاد بسیاری از اشیا، [[راهنمایی]] به وجود [[صانع]] نبوده است، پس با پراکندگی اجزا هلاک محقق میشود. | #آیه شریفه: {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}}<ref>«هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref>، هر چه جز او نابود شدنی است که مقصود از هلاک، نیستی است نه [[بیهودگی]] و از هم پاشیدگی، چون اشیا حتی پس از متلاشی شدن هم هالک (بی فایده) نیستند و دست کم دلیلی بر وجود [[خالق]] به شمار میروند که خود منفعتی است بزرگ، پس [[هلاکت]]، تنها با نابودی کامل پدیدار میشود. '''پاسخ:''' معنای [[آیه]] این است که همه ماسوی [[اللّه]] چون ممکنند، از نظر ذاتی هالکند؛ زیرا بیتحقق علت، [[استحقاق]] وجودندارند. همچنین ممکن است مراد از هلاک، [[مرگ]] یا نداشتن فایده مورد نظر باشد هر چند [[منفعت]] دیگری داشته باشد و روشن است که [[هدف]] [[خداوند متعال]] از ایجاد بسیاری از اشیا، [[راهنمایی]] به وجود [[صانع]] نبوده است، پس با پراکندگی اجزا هلاک محقق میشود. | ||
# [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ}}<ref>«و اوست که آفریدن (آفریدگان) را میآغازد سپس آن را باز میآورد» سوره روم، آیه ۲۷.</ref>، اوست که [[آفرینش]] را آغاز میکند و سپس آن را باز میآورد و {{متن قرآن|كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ}}<ref>«همانگونه که آفرینش نخستین را آغاز کردیم آن را باز میگردانیم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۴.</ref>، همان گونه که آفرینش نخستین را آغاز کردیم آن را باز خواهیم آورد که بر همانندی [[آغاز آفرینش]] (بدأ [[خلق]]) با بازگرداندن [[آفریدگان]] پس از مرگ (اعاده) دلالت دارد، در نتیجه، همان طور که [[مخلوقات]]، در ابتدا از عدم [[آفریده]] شدهاند در [[آینده]] نیز ازعدم باز خواهند گشت <ref>کشاف، ج۳، ص۱۳۷</ref>. '''پاسخ:''' مقصود از آغاز خلق ([[ابداء]]) ایجاد از عدم نیست، بلکه | # [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ}}<ref>«و اوست که آفریدن (آفریدگان) را میآغازد سپس آن را باز میآورد» سوره روم، آیه ۲۷.</ref>، اوست که [[آفرینش]] را آغاز میکند و سپس آن را باز میآورد و {{متن قرآن|كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ}}<ref>«همانگونه که آفرینش نخستین را آغاز کردیم آن را باز میگردانیم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۴.</ref>، همان گونه که آفرینش نخستین را آغاز کردیم آن را باز خواهیم آورد که بر همانندی [[آغاز آفرینش]] (بدأ [[خلق]]) با بازگرداندن [[آفریدگان]] پس از مرگ (اعاده) دلالت دارد، در نتیجه، همان طور که [[مخلوقات]]، در ابتدا از عدم [[آفریده]] شدهاند در [[آینده]] نیز ازعدم باز خواهند گشت <ref>کشاف، ج۳، ص۱۳۷</ref>. '''پاسخ:''' مقصود از آغاز خلق ([[ابداء]]) ایجاد از عدم نیست، بلکه جمع و ترکیب اجزاست، همان گونه که آیه شریفه {{متن قرآن|وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِينٍ}}<ref>«اوست که هر چه آفرید نیکو آفرید و آفرینش آدمی را از گلی آغازید» سوره سجده، آیه ۷.</ref>، [[آفرینش انسان]] را از گل آغاز کرد بر آن دلالت میکند، پس دلیلی بر مسبوقیت ابداء به عدم نیست تا اعاده هم مسبوق به عدم باشد. | ||
#آیه شریفه: {{متن قرآن|كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ}}<ref>«هر که روی آن (زمین) است از میان رفتنی است» سوره الرحمن، آیه ۲۶.</ref>، هر که بر آن است نابود میگردد که فنا به معنای عدم و نیستی است. '''پاسخ:''' فنا به معنای بیرون شدن از حالتی است که بتوان از آن استفاده کرد (مانند فنی الطعام که به معنای [[فاسد]] شدن غذاست) پس ضرورتی ندارد که به معنای نابودی باشد <ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۱۰۲ـ ۱۰۷</ref>. | #آیه شریفه: {{متن قرآن|كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ}}<ref>«هر که روی آن (زمین) است از میان رفتنی است» سوره الرحمن، آیه ۲۶.</ref>، هر که بر آن است نابود میگردد که فنا به معنای عدم و نیستی است. '''پاسخ:''' فنا به معنای بیرون شدن از حالتی است که بتوان از آن استفاده کرد (مانند فنی الطعام که به معنای [[فاسد]] شدن غذاست) پس ضرورتی ندارد که به معنای نابودی باشد <ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۱۰۲ـ ۱۰۷</ref>. | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
# اگر اشیا به طور کلی نابود شوند در [[قیامت]] [[جزا]] به مستحق نمیرسد ـ در حالی که عقلاً ونقلاً [[پاداش]] باید به مستحق برسدـ؛ چراکه باز [[آفریده]] (مُعاد) همان موجود آغازین (مبتدأ) نخواهد بود، چون [[اعاده معدوم]] بعینه محال است (بازگرداندن چیزی که نابود شده، همان گونه که بوده است. '''پاسخ:''' این اشکال بر کسانی که [[معتقد]] به بقا [[روح]] و اجزای اصلی و نابودی دیگر اجزای [[بدن]] هستند و همچنین بر کسانی که اعاده معدوم را محال نمیدانند وارد نیست. البته اشکال بر غیر این دو گروه وارد است. | # اگر اشیا به طور کلی نابود شوند در [[قیامت]] [[جزا]] به مستحق نمیرسد ـ در حالی که عقلاً ونقلاً [[پاداش]] باید به مستحق برسدـ؛ چراکه باز [[آفریده]] (مُعاد) همان موجود آغازین (مبتدأ) نخواهد بود، چون [[اعاده معدوم]] بعینه محال است (بازگرداندن چیزی که نابود شده، همان گونه که بوده است. '''پاسخ:''' این اشکال بر کسانی که [[معتقد]] به بقا [[روح]] و اجزای اصلی و نابودی دیگر اجزای [[بدن]] هستند و همچنین بر کسانی که اعاده معدوم را محال نمیدانند وارد نیست. البته اشکال بر غیر این دو گروه وارد است. | ||
# کار موجود [[حکیم]] همیشه باید از روی [[انگیزه]] ای درست باشد و در نابودی کامل غرض عقلایی وجود ندارد، چون عدم چیزی نیست که غرضی در او باشد. '''پاسخ:''' اولاً، ما همه [[حکمتها]] و [[مصلحتها]] را نمیدانیم تا بگوییم در نابودی اشیا مصلحتی هست یا نه؟ ثانیاً، در خودِ خبر دادن به نابودی در [[آینده]] برای [[مکلفان]] فوایدی هست، از جمله اظهار نهایت بزرگی و [[بینیازی]] و انحصار دوام و بقاء در ذات [[پروردگار]]، به علاوه، این اشکال بر نظریه پراکندگی اجزاء نیز وارد است و [[هدف]] عقلایی آن هم نامشخص است. | # کار موجود [[حکیم]] همیشه باید از روی [[انگیزه]] ای درست باشد و در نابودی کامل غرض عقلایی وجود ندارد، چون عدم چیزی نیست که غرضی در او باشد. '''پاسخ:''' اولاً، ما همه [[حکمتها]] و [[مصلحتها]] را نمیدانیم تا بگوییم در نابودی اشیا مصلحتی هست یا نه؟ ثانیاً، در خودِ خبر دادن به نابودی در [[آینده]] برای [[مکلفان]] فوایدی هست، از جمله اظهار نهایت بزرگی و [[بینیازی]] و انحصار دوام و بقاء در ذات [[پروردگار]]، به علاوه، این اشکال بر نظریه پراکندگی اجزاء نیز وارد است و [[هدف]] عقلایی آن هم نامشخص است. | ||
# آیاتی که [[حشر]] را | # آیاتی که [[حشر]] را جمع پس از پراکندگی میدانند مانند ماجرای پرندگان [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref> یا داستان عُزیر [[پیامبر]] و مرکبش {{متن قرآن|أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابههای) شهری (با خانههایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده میگرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ فرمود: چندگاه درنگ داشتی؟ گفت: یک روز یا پارهای از یک روز درنگ داشتم؛ فرمود: (نه) بلکه صد سال است که درنگ کردهای، به آب و غذایت بنگر که دگرگونی نپذیرفته است و (نیز) به درازگوش خود بنگر (که مرده و پوسیده است)- و (این) برای آن (است) که تو را نشانهای برای مردم کنیم- و به استخوانها بنگر که چگونه آنها را جنبانده، کنار هم فرا میچینیم آنگاه گوشت (و پوست) بر آن میپوشانیم، و چون بر وی آشکار شد گفت: میدانم که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۲۵۹.</ref> که در پایان هر یک، تعابیری چون {{عربی|"كذلك النشور"}}،ـ [[مبعوث]] شدن نیز این چنین است ـ و مانند آن آمده است که بر همانندی میان [[مرگ]] و [[حشر]] پس از آن با این ماجراها، دلالت میکند. '''پاسخ:''' درست است که این [[آیات]] بر نابودی کامل دلالت ندارد، ولی آن را [[نفی]] هم نمیکند و بیشتر در صدد بیان چگونگی [[زنده کردن]] پس از مرگ است <ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۱۰۲ تا ۱۰۷، قواعد المرام، ص۱۴۹، کشاف، ج۳، ص۳۲</ref>. | ||
بسیاری از [[متکلمان شیعه]] همین نظریه را برگزیدهاند <ref>المنقذ من التقلید، ص۱۹۰، اللوامع الإلهیه، ص۴۴۴</ref>. | بسیاری از [[متکلمان شیعه]] همین نظریه را برگزیدهاند <ref>المنقذ من التقلید، ص۱۹۰، اللوامع الإلهیه، ص۴۴۴</ref>. | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
برخی از [[متکلمان]] با توجه به [[ادله]] دو گروه و ناممکن بودن [[شناخت]] نظر درست در این باره به [[زعم]] خودشان توقف در مسئله را برگزیدهاند، از جمله: [[سعدالدین تفتازانی]] (شرح المقاصد)، [[ایجی]] و [[جرجانی]] <ref>شرح المواقف، ج۸، ص۲۹۷</ref>، [[علامه مجلسی]] <ref>بحارالأنوار، ج۳</ref>، [[علامه]] شبّر <ref>حقّ الیقین، ج۲</ref> و [[قرطبی]]. | برخی از [[متکلمان]] با توجه به [[ادله]] دو گروه و ناممکن بودن [[شناخت]] نظر درست در این باره به [[زعم]] خودشان توقف در مسئله را برگزیدهاند، از جمله: [[سعدالدین تفتازانی]] (شرح المقاصد)، [[ایجی]] و [[جرجانی]] <ref>شرح المواقف، ج۸، ص۲۹۷</ref>، [[علامه مجلسی]] <ref>بحارالأنوار، ج۳</ref>، [[علامه]] شبّر <ref>حقّ الیقین، ج۲</ref> و [[قرطبی]]. | ||
سخن [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در این زمینه بر [[درستی]] دیدگاه دوم دلالت میکند، چنان که فرموده است: {{متن حدیث| فَجَدَّدَهُمْ بَعْدَ إِخْلاَقِهِمْ وَ جَمَعَهُمْ بَعْدَ تَفَرُّقِهِمْ}}، ایشان را پس از پوسیدگی از نو] خواهد [ساخت و پس از پراکندگی | سخن [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در این زمینه بر [[درستی]] دیدگاه دوم دلالت میکند، چنان که فرموده است: {{متن حدیث| فَجَدَّدَهُمْ بَعْدَ إِخْلاَقِهِمْ وَ جَمَعَهُمْ بَعْدَ تَفَرُّقِهِمْ}}، ایشان را پس از پوسیدگی از نو] خواهد [ساخت و پس از پراکندگی جمع خواهد، کرد <ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۹</ref>. | ||
== امکان افنا== | == امکان افنا== | ||
امکان نابودی عالم دومین موضوع مورد بحث در این جایگاه است، که در مورد آن، نظرات گوناگونی ابراز شده است: | امکان نابودی عالم دومین موضوع مورد بحث در این جایگاه است، که در مورد آن، نظرات گوناگونی ابراز شده است: | ||