جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
جز (جایگزینی متن - 'امکان پذیر' به 'امکانپذیر') |
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-') |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
=== تأکید بر زنده نگه داشتن [[یاد امام حسین]] {{ع}} === | === تأکید بر زنده نگه داشتن [[یاد امام حسین]] {{ع}} === | ||
[[روایات]] فصل دوم از این بخش، بر تداوم یاد [[سید الشهدا]] {{ع}} تأکید دارند. در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}}، آمده است: «هنگام یاد کردن از [[امام حسین]] {{ع}}، سه بار بگو: {{متن حدیث|صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ}} -[[درود]] خدا بر تو، ای ابا عبداللّه!- | [[روایات]] فصل دوم از این بخش، بر تداوم یاد [[سید الشهدا]] {{ع}} تأکید دارند. در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}}، آمده است: «هنگام یاد کردن از [[امام حسین]] {{ع}}، سه بار بگو: {{متن حدیث|صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ}} -[[درود]] خدا بر تو، ای ابا عبداللّه!- که این [[سلام]]، از نزدیک و دور، به او خواهد رسید»<ref>{{متن حدیث|قُلْ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ تُعِيدُ ذَلِكَ ثَلَاثاً فَإِنَّ السَّلَامَ يَصِلُ إِلَيْهِ مِنْ قَرِيبٍ وَ مِنْ بَعِيدٍ}} (الکافی، ج۴، ص۵۷۵، ح۲).</ref>. همچنین، یاد کردن از آن بزرگوار در هنگام [[نوشیدن آب]]، توصیه شده است. با [[عنایت]] به نیاز مکرّر [[انسان]] در شبانهروز به نوشیدن آب، توصیه به فرستادنِ [[سلام بر امام]] حسین {{ع}} و [[لعن]] بر قاتلانش هنگام [[نوشیدن]]، بدین معناست که پیروان اهل بیت {{عم}}، هیچ گاه نباید [[ماجرای کربلا]] را فراموش کنند، و خاطره [[مبارزه با ظلم]] و [[ظالم]] و [[شهادت]] جانگداز سلاله [[پاک]] [[پیامبر خدا]] {{صل}} در این راه، برای همیشه، باید در تاریخ، زنده بماند.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۷۷۲.</ref> | ||
=== تأکید بر تداوم عزاداری === | === تأکید بر تداوم عزاداری === | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
=== غُلُوْ === | === غُلُوْ === | ||
گزارشهای ذلّت بار، پایین آوردن اهل بیت {{عم}} از جایگاه [[واقعی]] آنها، و [[غلو]]، بالاتر بُردن آنان از جایگاه واقعی آنهاست که متأسّفانه، هر دو آفت، در برخی مجالس [[مرثیهسرایی]] [[مشاهده]] میشود. باید دانست، کسانی که در مجالس عزاداری، اهل بیت {{عم}} را جایگزین خدا میکنند و به جای خدامحور کردنِ مجالس [[امام حسین]] {{ع}} و پیوند دادن [[دلها]] به خدا از طریق اهل بیت {{عم}} - که ابواب [[الهی]] هستند - | گزارشهای ذلّت بار، پایین آوردن اهل بیت {{عم}} از جایگاه [[واقعی]] آنها، و [[غلو]]، بالاتر بُردن آنان از جایگاه واقعی آنهاست که متأسّفانه، هر دو آفت، در برخی مجالس [[مرثیهسرایی]] [[مشاهده]] میشود. باید دانست، کسانی که در مجالس عزاداری، اهل بیت {{عم}} را جایگزین خدا میکنند و به جای خدامحور کردنِ مجالس [[امام حسین]] {{ع}} و پیوند دادن [[دلها]] به خدا از طریق اهل بیت {{عم}} - که ابواب [[الهی]] هستند - [[مردم]] را به «حسینُ اللّهی» و «زینبُ اللّهی» شدن، [[دعوت]] مینمایند و یا برای [[بزرگداشت]] اهل بیت {{عم}}، [[انبیای بزرگ]] الهی را کوچک جلوه میدهند، آگاهانه یا ناخودآگاه، در [[خدمت]] [[اهداف]] [[دشمنان اهل بیت]] {{عم}} قرار گرفتهاند و سید الشهدا {{ع}} هم از آنان، بیزار است<ref>برای آگاهی بیشتر درباره خطر غلو درباره اهل بیت {{عم}} (ر. ک: اهل بیت {{عم}} در قرآن و حدیث: بخش سیزدهم: غلو کردن درباره اهل بیت {{عم}} و جامعهشناسی تحریفات عاشورا).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۷۸۰.</ref> | ||
=== [[دروغ]] === | === [[دروغ]] === | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
با [[عنایت]] به [[اهداف]] [[عزاداری امام حسین]] {{ع}} و آسیبهایی که ممکن است به آن وارد شود و باید از آنها [[پرهیز]] داشت، مجالس عزاداری [[امام]] {{ع}}، در صورتی میتوانند [[عزاداران]] را در جهت آن اهداف، [[هدایت]] کنند که دارای سه ویژگی باشند: | با [[عنایت]] به [[اهداف]] [[عزاداری امام حسین]] {{ع}} و آسیبهایی که ممکن است به آن وارد شود و باید از آنها [[پرهیز]] داشت، مجالس عزاداری [[امام]] {{ع}}، در صورتی میتوانند [[عزاداران]] را در جهت آن اهداف، [[هدایت]] کنند که دارای سه ویژگی باشند: | ||
# '''[[خدامحوری]]''': مجاهدتهای [[سید الشهدا]] {{ع}} و همه شهدای راه [[حق]] و [[فضیلت]] در طول [[تاریخ]]، برای آشنا کردن با [[خداوند متعال]] و استقرار [[یگانه پرستی]] در سایه [[حکومت دینی]] در جهان بود. بنا بر این، بدون [[معرفت]] صحیح [[دینی]] نمیتوان تحلیل [[درستی]] از [[نهضت عاشورا]] ارائه کرد و از اینرو، خدامحوری و پیوند زدن [[دلها]] با [[خدا]] و ارزشهای [[معنوی]]، باید اساس برنامههای مجالس عزاداری و سخنرانیها و مرثیهسراییها باشد. | # '''[[خدامحوری]]''': مجاهدتهای [[سید الشهدا]] {{ع}} و همه شهدای راه [[حق]] و [[فضیلت]] در طول [[تاریخ]]، برای آشنا کردن با [[خداوند متعال]] و استقرار [[یگانه پرستی]] در سایه [[حکومت دینی]] در جهان بود. بنا بر این، بدون [[معرفت]] صحیح [[دینی]] نمیتوان تحلیل [[درستی]] از [[نهضت عاشورا]] ارائه کرد و از اینرو، خدامحوری و پیوند زدن [[دلها]] با [[خدا]] و ارزشهای [[معنوی]]، باید اساس برنامههای مجالس عزاداری و سخنرانیها و مرثیهسراییها باشد. | ||
# '''ارائه تاریخ و تحلیل صحیح از [[حادثه عاشورا]]''': بدون تحلیلی واقعبینانه از [[نهضت عاشورا]]، امکان ندارد که [[عزاداران]] با اهداف والای [[عزاداری]] آشنا شوند و در مسیر آن، گام برداند. از اینرو، گویندگان و [[مرثیهسرایان]]، در مجالس عزاداری [[سید الشهدا]] {{ع}} باید بر پایه تحلیل درست [[واقعه عاشورا]]، [[سخنرانی]] و [[مرثیهسرایی]] نمایند و بدین منظور، استفاده از منابع معتبر در تبیین این حادثه، و اجتناب از آسیبهای مجالس عزاداری - که شرح آنها گذشت - | # '''ارائه تاریخ و تحلیل صحیح از [[حادثه عاشورا]]''': بدون تحلیلی واقعبینانه از [[نهضت عاشورا]]، امکان ندارد که [[عزاداران]] با اهداف والای [[عزاداری]] آشنا شوند و در مسیر آن، گام برداند. از اینرو، گویندگان و [[مرثیهسرایان]]، در مجالس عزاداری [[سید الشهدا]] {{ع}} باید بر پایه تحلیل درست [[واقعه عاشورا]]، [[سخنرانی]] و [[مرثیهسرایی]] نمایند و بدین منظور، استفاده از منابع معتبر در تبیین این حادثه، و اجتناب از آسیبهای مجالس عزاداری - که شرح آنها گذشت - ضروری است و [[بهترین]] راه برای رسیدن به این [[هدف]]، خواندن متن [[مقتل]] از منابع معتبر است. | ||
# '''تبلور [[عاطفه]] و ارادت به [[اهل بیت]] {{عم}}''': تحلیل صحیح [[نهضت حسینی]] توسط سخنوران و ذاکران، نمیتواند جایگزین تلاشهای هنرمندانه و به کارگیری اَشکال مختلف [[هنر]] در جهت جوشش [[عواطف]] و [[احساسات مردم]] نسبت به حادثه خونین [[کربلا]] گردد. در [[سازندگی]] [[معنوی]]، عواطف و [[احساسات]]، نقش ویژهای دارند که هیچ چیز دیگر نمیتواند جای آنها را پُر کند؛ لذا اهل بیت {{عم}}، تأکید ویژهای بر [[گریستن]] و گریاندن بر [[مصائب]] سید الشهدا {{ع}} داشتهاند و خود نیز با [[تشویق]] مرثیه سرایان و استماع مرثیه آنان، زمینه گسترش این [[فرهنگ]] را در میان [[پیروان]] خود، فراهم میکردند.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۷۸۳.</ref> | # '''تبلور [[عاطفه]] و ارادت به [[اهل بیت]] {{عم}}''': تحلیل صحیح [[نهضت حسینی]] توسط سخنوران و ذاکران، نمیتواند جایگزین تلاشهای هنرمندانه و به کارگیری اَشکال مختلف [[هنر]] در جهت جوشش [[عواطف]] و [[احساسات مردم]] نسبت به حادثه خونین [[کربلا]] گردد. در [[سازندگی]] [[معنوی]]، عواطف و [[احساسات]]، نقش ویژهای دارند که هیچ چیز دیگر نمیتواند جای آنها را پُر کند؛ لذا اهل بیت {{عم}}، تأکید ویژهای بر [[گریستن]] و گریاندن بر [[مصائب]] سید الشهدا {{ع}} داشتهاند و خود نیز با [[تشویق]] مرثیه سرایان و استماع مرثیه آنان، زمینه گسترش این [[فرهنگ]] را در میان [[پیروان]] خود، فراهم میکردند.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۷۸۳.</ref> | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
=== مرحله نخست: از [[شهادت امام]] {{ع}} تا هنگام [[مرگ]] [[قاتلان]] ایشان === | === مرحله نخست: از [[شهادت امام]] {{ع}} تا هنگام [[مرگ]] [[قاتلان]] ایشان === | ||
در این مرحله، هدفگیری [[اهل بیت]] {{عم}} در حرکتها، به گونهای است که میکوشند وجدانهای خفته را بیدار کنند و ذهنهای بسته را بگُشایند و اندیشههای گرفتار در [[تبلیغات]] گسترده [[بنی امیّه]] را رها سازند. برای نمونه، [[مردم کوفه]] به هنگام دیدن [[خاندان پیامبر]] {{صل}} در [[هیئت]] [[اسیر]] و به هنگام شنیدن خطابههای شورانگیز [[خاندان رسالت]] - که از یک سو، حضور چندین ساله آنان در [[کوفه]] را در ذهنها تداعی میکرد و از سوی دیگر، سخنانی بس بیدارگر و تکان دهنده بود - | در این مرحله، هدفگیری [[اهل بیت]] {{عم}} در حرکتها، به گونهای است که میکوشند وجدانهای خفته را بیدار کنند و ذهنهای بسته را بگُشایند و اندیشههای گرفتار در [[تبلیغات]] گسترده [[بنی امیّه]] را رها سازند. برای نمونه، [[مردم کوفه]] به هنگام دیدن [[خاندان پیامبر]] {{صل}} در [[هیئت]] [[اسیر]] و به هنگام شنیدن خطابههای شورانگیز [[خاندان رسالت]] - که از یک سو، حضور چندین ساله آنان در [[کوفه]] را در ذهنها تداعی میکرد و از سوی دیگر، سخنانی بس بیدارگر و تکان دهنده بود - چندان گریستند که به واقع، [[شهر]] به یکباره تکان خورد. در [[شام]] نیز پس از حضور بیدار کننده و افشاگرانه [[اسیران]] - که حتّی [[کاخ]] نشینان از آثار آن، برکنار نماندند - [[حکومت]] به خاطر ملاحظات [[سیاسی]]، [[رخصت]] [[سوگواری]] داد. دیگر، این که کاروان اسیران، به هنگام بازگشت از شام به [[مدینه]]، بر سرِ [[مزار]] [[امام]] {{ع}} و یارانش، مجلس سوگواری برپا کردند. [[شهر مدینه]] نیز با شنیدن صدای [[گریه]] و [[شیون]] اُمّ سَلَمه، [[همسر پیامبر]] {{صل}} - که در [[رؤیا]]، خبر [[شهادت امام حسین]] {{ع}} را شنیده بود (و به روایتی دیگر، تربتی به [[امانت]] نهاده شده از سوی [[پیامبر]] {{صل}} در نزد وی، خونین شده بود) - [[غرق]] در ماتم و [[زاری]] شد و چون خبر [[شهادت امام]] {{ع}} رسما توسّط [[بنی امیّه]] در [[مدینه]] منتشر شد، امّ [[سلمه]] و [[مردم مدینه]]، [[شهر]] را یکسره ماتمکده کردند و مجالس [[سوگواری]] برپا نمودند. پس از آن، [[خاندان]] [[بنی هاشم]] [[عزاداری]] کردند و [[ابن عبّاس]] و [[محمّد بن حنفیّه]] به سوگ نشستند و [[دختران]] [[عقیل]] و [[زنان]] بنی هاشم، ماتم سرا به پا کردند. همچنین باید از عزاداری مردم مدینه به هنگام بازگشت [[خاندان پیامبر]] {{صل}}، سوگواری [[همسران]] [[امام]] {{ع}} و نیز سوگواری نمادین [[امّ البنین]] برای فرزندانش در [[بقیع]]، یاد کرد. بر همه اینها باید [[مرثیهسرایی]] و سوگواری خاندان [[عبد]] المطّلب - که همه [[روزه]] در سال [[شهادت]] و تا سه سال بعد در سال [[روز]] [[شهادت امام حسین]] {{ع}} در مدینه انجام میشد و در آن، برخی از [[صحابیان]] و تابعیان نیز شرکت میکردند - نیز [[پوشیدن لباس]] سوگواری به وسیله [[اهل بیت]] امام {{ع}} و ادامه دادن [[حزن]] و ماتم تا [[مرگ]] [[ابن زیاد]] و [[همراهی]] کردن برخی از [[اصحاب]] و تابعیان، اضافه نمود. این همه، چنان فضایی را ایجاد نمود که «[[توّابین]]» به وجود آمدند. آنان به هنگام حرکت به سوی [[شام]] و شرکت در [[نبرد]] با [[قاتلان امام حسین]] {{ع}}، ابتدا بر [[مزار]] امام {{ع}} و یارانش گِرد آمدند و سوگواری کردند و سپس به حرکت خود، ادامه دادند<ref>ر. ک: تاریخ الطبری، ج۵، ص۵۸۹. گفتنی است که حادثه کربلا، برای جهان اسلام، بسیار تکان دهنده و اندوه آفرین بود؛ اما برای خاندان بنی هاشم، چنان اثری بر جای گذارد که تا مرگ ابن زیاد، یکسر در سوگ و ماتم بودند. این که این واقعیت، اثر گرفته از فرهنگ و ادب عرب بود که تا مرگ قاتل، سوگواری را بر مقتول، ادامه میدادند، بعید نمینماید. به هر حال، اهل بیت پیامبر {{صل}} در این پنج شش سال، عزاداری را امری عادی و متعارف ساختند. این همه، بستر حرکتی فکری، فرهنگی و جهادی را رقم زد، به گونهای که پس از آن و با هدایتها و رهگشایی امامان {{عم}}، به صورت آیینی مذهبی در آمد، با درونمایهای بس الهام بخش و تأثیرگذار.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۱۷.</ref> | ||
=== مرحله دوم: برپایی [[سوگواری]] به گونه آیینی مذهبی از سوی [[ائمه]] {{عم}} === | === مرحله دوم: برپایی [[سوگواری]] به گونه آیینی مذهبی از سوی [[ائمه]] {{عم}} === | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
=== مرحله سوم: عزاداری تا قبل از رسمی شدن آن در اواسط [[قرن چهارم هجری]] === | === مرحله سوم: عزاداری تا قبل از رسمی شدن آن در اواسط [[قرن چهارم هجری]] === | ||
[[امام جواد]] {{ع}} در [[کودکی]] ([[سال ۲۰۳ق]]) به [[امامت]] رسید. دستگاه [[ستمپیشه]] عبّاسی، از گذشته و چگونگی مواضع [[امامان]] {{عم}}، به تجربه آموخته بود که باید [[نظارت]] را بر [[امام]] {{ع}}، مستمر کند و پیشتر، این نظارت را با [[دعوت امام]] [[رضا]] {{ع}} به [[مرو]]، شدّت بخشیده بود و اکنون، تمام تلاش خود را بر این معطوف داشته بود که پیوند [[فکری]] و [[هدایتی]] [[شیعیان]] را با مرکز تلاش و [[نشاط]] و حرکت، یعنی امام جواد {{ع}} بگسلد. در مقابل، امامان {{عم}} نیز به «[[سازمان وکالت]]» توجّه نمودند. [[امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}}، این شبکه را بنیاد نهادند و به تدریج، آن را گستراندند و به وسیله آن، آنچه را که در [[هدایت]]، لازم و اساسی میدانستند، به شیعیان انتقال میدادند. شیعیان نیز بر پایه این آموزهها، به [[سازماندهی]] پرداختند و پیوند خود را با [[عالمان]] و متفکّرانی که از سوی امامان {{عم}} [[تربیت]] شده بودند، [[استوار]] میداشتند و به [[حیات]] مذهبی خود، ادامه میدادند. بدینسان، رابطه شیعیان، با توجّه به وضعیت [[جامعه]]، بیشتر با عالمان بوده است و با توجّه به نظارت شدید [[حکومت]] بر رابطه امامان {{عم}} با شیعیان، و [[حبس]] و [[حصر]] آن بزرگواران، رابطه با ایشان، بسیار اندک و ناچیز بوده است. بنا بر این، روشن است که درباره موضوعِ «عزاداری [[عاشورا]]» نباید انعکاسی آن چنانی از [[کلام]] و [[سیره]] آنان در تاریخْ باقی باشد، بهویژه در [[روزگار]] [[متوکّل]] که [[خفقان]] عمومی و خصوصا [[سختگیری]] درباره رفتن به [[کربلا]] و [[زیارت]] [[قبر مطهّر]] [[سید الشهدا]] {{ع}} به اوج میرسد. با این همه، به نظر میرسد که شیعیان، با توجّه به [[تربیتی]] که در این زمینه در محضر امامان {{عم}} یافته بودند، [[سوگواری]] بر ابا عبداللّه الحسین {{ع}} را جدّی گرفته و در منازل و محافل خود - همانگونه که در [[زمان امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} انجام میگرفت - | [[امام جواد]] {{ع}} در [[کودکی]] ([[سال ۲۰۳ق]]) به [[امامت]] رسید. دستگاه [[ستمپیشه]] عبّاسی، از گذشته و چگونگی مواضع [[امامان]] {{عم}}، به تجربه آموخته بود که باید [[نظارت]] را بر [[امام]] {{ع}}، مستمر کند و پیشتر، این نظارت را با [[دعوت امام]] [[رضا]] {{ع}} به [[مرو]]، شدّت بخشیده بود و اکنون، تمام تلاش خود را بر این معطوف داشته بود که پیوند [[فکری]] و [[هدایتی]] [[شیعیان]] را با مرکز تلاش و [[نشاط]] و حرکت، یعنی امام جواد {{ع}} بگسلد. در مقابل، امامان {{عم}} نیز به «[[سازمان وکالت]]» توجّه نمودند. [[امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}}، این شبکه را بنیاد نهادند و به تدریج، آن را گستراندند و به وسیله آن، آنچه را که در [[هدایت]]، لازم و اساسی میدانستند، به شیعیان انتقال میدادند. شیعیان نیز بر پایه این آموزهها، به [[سازماندهی]] پرداختند و پیوند خود را با [[عالمان]] و متفکّرانی که از سوی امامان {{عم}} [[تربیت]] شده بودند، [[استوار]] میداشتند و به [[حیات]] مذهبی خود، ادامه میدادند. بدینسان، رابطه شیعیان، با توجّه به وضعیت [[جامعه]]، بیشتر با عالمان بوده است و با توجّه به نظارت شدید [[حکومت]] بر رابطه امامان {{عم}} با شیعیان، و [[حبس]] و [[حصر]] آن بزرگواران، رابطه با ایشان، بسیار اندک و ناچیز بوده است. بنا بر این، روشن است که درباره موضوعِ «عزاداری [[عاشورا]]» نباید انعکاسی آن چنانی از [[کلام]] و [[سیره]] آنان در تاریخْ باقی باشد، بهویژه در [[روزگار]] [[متوکّل]] که [[خفقان]] عمومی و خصوصا [[سختگیری]] درباره رفتن به [[کربلا]] و [[زیارت]] [[قبر مطهّر]] [[سید الشهدا]] {{ع}} به اوج میرسد. با این همه، به نظر میرسد که شیعیان، با توجّه به [[تربیتی]] که در این زمینه در محضر امامان {{عم}} یافته بودند، [[سوگواری]] بر ابا عبداللّه الحسین {{ع}} را جدّی گرفته و در منازل و محافل خود - همانگونه که در [[زمان امام باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} انجام میگرفت - به آن پرداختهاند؛ اما مخفیکاری آنان از یک سو، و سانسور خبریِ [[حکومت]] از سوی دیگر، مانع از انعکاس این محافل در [[منابع تاریخی]] شده است.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۲.</ref> | ||
=== مرحله چهارم: رسمی شدن [[عزاداری]] [[محرّم]] در سدههای چهارم و پنجم [[هجری]] === | === مرحله چهارم: رسمی شدن [[عزاداری]] [[محرّم]] در سدههای چهارم و پنجم [[هجری]] === | ||
در آغاز سده چهارم هجری، حکومت [[آل]] بویِه<ref>زادگاه دولتمردانِ آل بویه، منطقه دیلم ایران (در گیلان امروز) بود. این منطقه و مناطق پیرامونی آن، چون طبرستان، از گذشته جزو مناطق شیعه نشین به شمار میآمدند، بهویژه که مدّتی نیز حکومت علویان را تجربه کرده بودند. از این روست که آنان به «دیلمی» نیز مشهورند، همان گونه که به داشتن مذهب تشیّع، شهرهاند.</ref>در [[ایران]] و حکومت [[فاطمیان]]<ref>تلاشهای داعیان اسماعیلی، در سال ۲۹۶ ق، به ثمر رسید و عبیداللّه مهدی، توانست دولت معروف به «فاطمیان» را با گرایش شیعه اسماعیلی، در مغرب، پایه ریزی و تأسیس کند. خلأ دولتی مقتدر در مصر، زمینه استیلای فاطمیان را بر این دیار، در سال ۳۶۲ ق، فراهم کرد و آنان مرکز خلافت خود را به فُسطاط مصر منتقل کردند. این دولت به مرور، بر قلمرو خود افزود و شام و حجاز را نیز تصرّف کرد. دوران حکومت فاطمیان، بیش از دو قرن طول کشید و با مرگ العاضد، آخرین خلیفه فاطمی، در سال ۵۶۸ ق، به پایان رسید.</ref>در شمال افریقا شکل گرفتند و اندک اندک، بر قلمرو خود افزودند. در نیمه دوم سده چهارم، ایران (بجز مناطق شرقی آن) و مرکز [[عراق]]، در [[اختیار]] [[دولت]] [[آل بویه]] بود و شمالِ [[شرق]] افریقا، [[مصر]]، [[شام]] و [[فلسطین]] نیز در اختیار فاطمیان قرار داشت. در سال ۳۵۲ ق، [[معزّ]] الدوله دیلمی، [[حاکم]] بویهای [[بغداد]]، با فرمانی، [[مردم]] را به اقامه عزاداری در [[روز عاشورا]] و در معابر، فرا خواند<ref>مورّخان در رخدادهای سال ۳۵۲ ق، آوردهاند که در دهم محرّم این سال، معزّ الدوله دستور داد که مردم مغازههایشان را ببندند و بازارها و داد و ستد را تعطیل کنند، نوحه سر دهند و لباسهای پشمین بپوشند و زنان، با موی پریشان و صورت سیاه و گریبان چاک زده، نوحه کنان در شهر بچرخند و برای مصیبت امام حسین {{ع}}، بر صورتشان بزنند. مردم نیز چنین کردند و از آنجا که حاکم با آنان بود و جمعیت شیعه بسیار بود، اهل سنّت نتوانستند از آن جلوگیری کنند (الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۳۳۱).</ref>و بدینسان، [[عزاداری]] رسمیت یافت. یک دهه بعد، [[فاطمیان]] نیز در [[مصر]] چنین کردند. پس از [[فرمان]] [[معزّ]] الدوله، عزاداری در [[بغداد]]، به صورت آیینی رسمی در آمد که همه ساله، در هر کوی و برزن، با حضور [[شیعیان]]، انجام میگرفت<ref>در المنتظم (ج ۱۴، ص۲۱۰) در یادکرد رویداد سال ۳۶۱ ق، آمده است: مراسمی که در هر عاشورا برپا میشد از قبیل: بستن بازارها و تعطیلی داد و ستد و آویختن پارچه سیاه، در بغداد اجرا میشد. در البدایة و النهایة (ج ۸، ص۲۰۲) نیز آمده است: رافضیها در دولت آل بویه، زیاده روی کردند و در حدود سال چهارصد در روز عاشورا در شهرهایی مانند بغداد، طبلها به صدا در میآمد و در کوچه و بازار، خاکستر و کاه میپاشیدند و بر درِ مغازهها پارچه سیاه میآویختند و مردم، اندوهناک و گریان، ظاهر میشدند و بسیاری از مردم برای همراهی و همدلی با حسین - که تشنه کشته شد - | در آغاز سده چهارم هجری، حکومت [[آل]] بویِه<ref>زادگاه دولتمردانِ آل بویه، منطقه دیلم ایران (در گیلان امروز) بود. این منطقه و مناطق پیرامونی آن، چون طبرستان، از گذشته جزو مناطق شیعه نشین به شمار میآمدند، بهویژه که مدّتی نیز حکومت علویان را تجربه کرده بودند. از این روست که آنان به «دیلمی» نیز مشهورند، همان گونه که به داشتن مذهب تشیّع، شهرهاند.</ref>در [[ایران]] و حکومت [[فاطمیان]]<ref>تلاشهای داعیان اسماعیلی، در سال ۲۹۶ ق، به ثمر رسید و عبیداللّه مهدی، توانست دولت معروف به «فاطمیان» را با گرایش شیعه اسماعیلی، در مغرب، پایه ریزی و تأسیس کند. خلأ دولتی مقتدر در مصر، زمینه استیلای فاطمیان را بر این دیار، در سال ۳۶۲ ق، فراهم کرد و آنان مرکز خلافت خود را به فُسطاط مصر منتقل کردند. این دولت به مرور، بر قلمرو خود افزود و شام و حجاز را نیز تصرّف کرد. دوران حکومت فاطمیان، بیش از دو قرن طول کشید و با مرگ العاضد، آخرین خلیفه فاطمی، در سال ۵۶۸ ق، به پایان رسید.</ref>در شمال افریقا شکل گرفتند و اندک اندک، بر قلمرو خود افزودند. در نیمه دوم سده چهارم، ایران (بجز مناطق شرقی آن) و مرکز [[عراق]]، در [[اختیار]] [[دولت]] [[آل بویه]] بود و شمالِ [[شرق]] افریقا، [[مصر]]، [[شام]] و [[فلسطین]] نیز در اختیار فاطمیان قرار داشت. در سال ۳۵۲ ق، [[معزّ]] الدوله دیلمی، [[حاکم]] بویهای [[بغداد]]، با فرمانی، [[مردم]] را به اقامه عزاداری در [[روز عاشورا]] و در معابر، فرا خواند<ref>مورّخان در رخدادهای سال ۳۵۲ ق، آوردهاند که در دهم محرّم این سال، معزّ الدوله دستور داد که مردم مغازههایشان را ببندند و بازارها و داد و ستد را تعطیل کنند، نوحه سر دهند و لباسهای پشمین بپوشند و زنان، با موی پریشان و صورت سیاه و گریبان چاک زده، نوحه کنان در شهر بچرخند و برای مصیبت امام حسین {{ع}}، بر صورتشان بزنند. مردم نیز چنین کردند و از آنجا که حاکم با آنان بود و جمعیت شیعه بسیار بود، اهل سنّت نتوانستند از آن جلوگیری کنند (الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۳۳۱).</ref>و بدینسان، [[عزاداری]] رسمیت یافت. یک دهه بعد، [[فاطمیان]] نیز در [[مصر]] چنین کردند. پس از [[فرمان]] [[معزّ]] الدوله، عزاداری در [[بغداد]]، به صورت آیینی رسمی در آمد که همه ساله، در هر کوی و برزن، با حضور [[شیعیان]]، انجام میگرفت<ref>در المنتظم (ج ۱۴، ص۲۱۰) در یادکرد رویداد سال ۳۶۱ ق، آمده است: مراسمی که در هر عاشورا برپا میشد از قبیل: بستن بازارها و تعطیلی داد و ستد و آویختن پارچه سیاه، در بغداد اجرا میشد. در البدایة و النهایة (ج ۸، ص۲۰۲) نیز آمده است: رافضیها در دولت آل بویه، زیاده روی کردند و در حدود سال چهارصد در روز عاشورا در شهرهایی مانند بغداد، طبلها به صدا در میآمد و در کوچه و بازار، خاکستر و کاه میپاشیدند و بر درِ مغازهها پارچه سیاه میآویختند و مردم، اندوهناک و گریان، ظاهر میشدند و بسیاری از مردم برای همراهی و همدلی با حسین - که تشنه کشته شد - آب نمینوشیدند و زنها صورتهایشان را باز میکردند و نوحه سرایی مینمودند و به سینه و صورت میکوبیدند و پابرهنه در کوچه و بازار راه میافتادند.</ref>. [[جامعه]] [[اهل سنت]] ساکن در مرکز [[خلافت]]، این جریان را خوش نمیداشتند. از اینرو، گاه درگیریهایی به وجود میآمد.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۳.</ref> | ||
=== مرحله پنجم: عزاداری در سدههای ششم تا نهم [[هجری]] === | === مرحله پنجم: عزاداری در سدههای ششم تا نهم [[هجری]] === | ||