بحث:ابوطالب: تفاوت میان نسخهها
←منابع
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-') |
(←منابع) |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*الکافی- به [[نقل]] از [[اسحاق بن جعفر]]-: به ایشان ([[امام صادق]] {{ع}}) گفته شد: آنان ادعا میکنند که ابوطالب، [[کافر]] بود. فرمود: "[[دروغ]] میگویند. چگونه [[کافر]] باشد و حال آن که میگوید: آیا نمیدانید که ما [[محمد]] را [[پیامبری]] یافتیم همچون [[موسی]] که [نامش] در اولین کتاب، نگاشته شده است"؟! | *الکافی- به [[نقل]] از [[اسحاق بن جعفر]]-: به ایشان ([[امام صادق]] {{ع}}) گفته شد: آنان ادعا میکنند که ابوطالب، [[کافر]] بود. فرمود: "[[دروغ]] میگویند. چگونه [[کافر]] باشد و حال آن که میگوید: آیا نمیدانید که ما [[محمد]] را [[پیامبری]] یافتیم همچون [[موسی]] که [نامش] در اولین کتاب، نگاشته شده است"؟! | ||
*و در [[حدیثی]] دیگر آمده که فرمود: "چگونه ابوطالب [[کافر]] باشد و حال آن که میگوید: بیگمان دانستند که [[فرزند]] ما [[دروغگو]] نیست. نزد ما و توجهی به گفتههای یاوه نمیشود. روسپیدی که با روی او از ابر سپید، [[باران]] میطلبند، [[فریادرس]] [[یتیمان]]، نگاهدار بیوگان"؟!<ref>الکافی عن إسحاق بن جعفر عن الإمام الصادق {{ع}}: {{متن حدیث|قیلَ لَهُ: إِنهُم یزعُمونَ أن أبا طالِبٍ کانَ کافِراً؟ فَقالَ: کذَبوا، کیفَ یکونُ کافِراً وهُوَ یقولُ: أ لَم تَعلَموا أنا وَجَدنا مُحَمداً *** نَبِیاً کموسی خُط فی أولِ الکتبِ}}؛ وفی حَدیثٍ آخَرَ:{{متن حدیث| کیفَ یکونُ أبو طالِبٍ کافِراً وهُوَ یقولُ: لَقَد عَلِموا أن ابنَنا لا مُکذبٌ *** لَدَینا ولا یعبَأُ بِقِیلِ الأَباطِلِ / وأبیضُ یستَسقَی الغَمامُ بِوَجهِهِ *** ثِمالُ الیتامی عِصمَةٌ لِلأَرامِل}} (الکافی، ج ۱، ص ۴۴۸، ح ۲۹).</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. | *و در [[حدیثی]] دیگر آمده که فرمود: "چگونه ابوطالب [[کافر]] باشد و حال آن که میگوید: بیگمان دانستند که [[فرزند]] ما [[دروغگو]] نیست. نزد ما و توجهی به گفتههای یاوه نمیشود. روسپیدی که با روی او از ابر سپید، [[باران]] میطلبند، [[فریادرس]] [[یتیمان]]، نگاهدار بیوگان"؟!<ref>الکافی عن إسحاق بن جعفر عن الإمام الصادق {{ع}}: {{متن حدیث|قیلَ لَهُ: إِنهُم یزعُمونَ أن أبا طالِبٍ کانَ کافِراً؟ فَقالَ: کذَبوا، کیفَ یکونُ کافِراً وهُوَ یقولُ: أ لَم تَعلَموا أنا وَجَدنا مُحَمداً *** نَبِیاً کموسی خُط فی أولِ الکتبِ}}؛ وفی حَدیثٍ آخَرَ:{{متن حدیث| کیفَ یکونُ أبو طالِبٍ کافِراً وهُوَ یقولُ: لَقَد عَلِموا أن ابنَنا لا مُکذبٌ *** لَدَینا ولا یعبَأُ بِقِیلِ الأَباطِلِ / وأبیضُ یستَسقَی الغَمامُ بِوَجهِهِ *** ثِمالُ الیتامی عِصمَةٌ لِلأَرامِل}} (الکافی، ج ۱، ص ۴۴۸، ح ۲۹).</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. | ||
== | ==ابوطالب== | ||
{{ | ابوطالب فرزند «[[عبدالمطلب بن هاشم]] بن عبد مناف» و پدر گرامی [[امام علی]]{{ع}}، طالب، [[عقیل]]، جعفر، [[ام هانی]] و [[جُمانه]] است. ابوطالب در آغاز [[ظهور اسلام]] چتر [[حمایت]] خود را بر سر برادرزادهاش محمد{{صل}} گسترانیده و به [[طور]] بسیار جدی از آن حضرت [[دفاع]] میکرد. داستان [[تبعید]] [[بنیهاشم]] و [[خاندان]] ابوطالب در «[[شعب ابیطالب]]» در [[منابع تاریخی]] مضبوط است. او تمامی سختیهای وارده را متحمل شد و به [[تسلیم]] [[رسول خدا]]{{صل}} به [[دشمن]] و یا دست برداشتن از حمایت او حاضر نگردید. [[ایمان ابوطالب]] به [[اسلام]] [[یقینی]] است و رسالهها و کتب متعددی تا کنون از سوی [[محدثان]] و [[محققان]] [[شیعه]] در این باره به رشته [[نگارش]] درآمده است. | ||
{{ | در [[سال دهم بعثت]] با [[وفات]] او رسول خدا{{صل}} بزرگترین حامی خود را از دست داد؛ لذا [[ایذاء]] و [[آزار]] دشمن و [[مشرکان]] بر او فزونی گشت. [[عموی رسول خدا]]{{صل}} را در قبرستانی که به نام وی معروف شد، کنار [[قبر]] پدر گرامی او [[عبدالمطلب]] به خاک سپردند. بر [[مقبره]] آن دو، گنبد و بارگاهی ساخته شد که در سال ۱۳۲۵ ق همراه گنبد قبر عبدالمطلب تعمیر و تجدید بنا گردید. متأسفانه گنبد ساخته شده همراه سایر آثار این [[قبرستان]] در اوایل دوران [[تسلط]] [[وهابیت]] و [[حکومت]] سعودی تخریب شد. قبر «[[محمد بن عون]]» (احتمالاً فرزند عون [[برادر]] [[عباس بن علی]]{{ع}}) نیز در کنار وی قرار دارد<ref>تاریخ آثار اسلامی مکه و مدینه، اصغر قائدان، ص۱۳۳.</ref>. | ||
داستان «[[عفیف کندی]]» مشهور است که گفت: در [[آغاز بعثت]] روزی به [[اتفاق]] «[[عباس بن عبدالمطلب]]» به [[مسجدالحرام]] رفتیم. پیغمبر{{صل}} را دیدم به [[نماز]] ایستاده و [[نوجوانی]]، و زنی نیز با او نماز میخواندند، به عباس گفتم: این دگر چیست؟ وی گفت: این محمد برادرزاده من است، که میگوید من از جانب خدایم و بر این [[مردم]] [[پیام]] [[رسالت]] دارم و تاکنون جز این [[نوجوان]]، که او نیز برادرزاده من است و این [[زن]] که [[همسر]] اوست، کسی به [[دین]] او در نیامده. گفتم: [[مردم قریش]] در این باره چه میگویند؟ عباس گفت: ما منتظریم تا [[ابوطالب]] چه نظر دهد. | |||
«[[اکثم صیفی]]» دانشمند معروف [[عرب]] دربارهاش میگوید: من [[دانش]]، [[ادب]] و [[سیاست]] و [[فراست]] را از ابوطالب آموختم. | |||
چون [[عبدالمطلب]] [[چشم]] از [[جهان]] فرو بست، ابوطالب، محمد{{صل}} هشت ساله [[یتیم]] را تکفل نمود و در [[کودکی]] او را [[سرپرستی]] و در [[جوانی]] از او [[حمایت]] کرد. در سفرهای [[تجارت]] با خود میبرد و چون به [[رسالت]] [[مبعوث]] گشت، او را به بهترین وجه و سختترین شرایط و در برابر [[مشرکان قریش]] [[پشتیبانی]] نمود؛ آن چنان که در [[تاریخ]] بیسابقه است. | |||
۲۶ [[رجب]]، سه سال پیش از [[هجرت]] که ابوطالب چشم از این جهان فرو بست، [[جبرئیل]] نازل شد و به [[پیغمبر]]{{صل}} عرض کرد: تو دیگر در این [[سرزمین]] [[یار]] و مددکاری نداری، از [[شهر مکه]] بیرون شو و آن حضرت به [[کوه]] [[حجون]] [[پناه]] برد. | |||
[[حضرت ابوطالب]] شخصیتی بود که با تمام وجود در [[سرزمین مکه]] به عنوان بزرگ [[مکه]] و [[قریش]]، به [[دفاع از پیامبر]]{{صل}} برخاست. نقش ابوطالب در [[حمایت از پیامبر]]{{صل}} در سه سال [[محاصره اقتصادی]] فراموش نشدنی است، تا جایی که فرزندش علی{{ع}} را در رختخواب [[پیامبر]]{{صل}} میخواباند، تا [[سوء]] قصدی متوجه پیامبر{{صل}} نشود<ref>ابن هشام مینویسد: «چندی صباحی از مرگ ابوطالب نگذشته بود که مردی از قریش، مقداری خاک بر سر حضرت رسول ریخت. پیامبر{{صل}} با همین وضع، وارد خانه شد و سپس فرمود: {{متن حدیث|ما نالت مني قريش شيئا اكرهه حتى مات أبو طالب}} «تا ابوطالب زنده بود، قریش موفق نشدند درباره من کار ناگواری انجام دهند». (سیره ابن هشام، ج۲۱، ص۴۱۶).</ref>. | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} به حضرت ابوطالب فرمود: {{متن حدیث|يَا عَمِّ رَبَّيْتَ صَغِيراً وَ نَصَرْتَ كَبِيراً وَ كَفَّلْتَ يَتِيماً فَجَزَاكَ اللَّهُ عَنِّي خَيْرَ الْجَزَاءِ}}<ref>اعلام الوری، ص۵۳.</ref>. | |||
«ای عمو [[جان]] در کودکی تربیتم کردی و در بزرگی یاریم کردی و در [[یتیمی]] کفالتم نمودی، [[خداوند]] [[پاداش]] خیر این همه [[زحمت]] که برایم کشیدی را به تو [[مرحمت]] نماید». | |||
از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده است: «اگر [[ایمان ابوطالب]] را در یک کفه ترازو و [[ایمان]] دیگر [[مردم]] را در کفه دیگر قرار دهند، ایمان ابوطالب فزونی خواهد داشت»<ref>مستدرک الوسایل، ج۸، ص۷۰.</ref>. | |||
سرانجام [[حضرت ابوطالب]] در [[سال دهم بعثت]] [[رحلت]] کرد و فقدان او برای [[پیامبر]]{{صل}} تبعات و مصائبی را به همراه داشت<ref>سیره ابن هشام، ج۱، ص۴۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۷.</ref> | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||