پرش به محتوا

ساده‌زیستی در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۳: خط ۳۳:
* [[رسول خدا]] {{صل}} در [[خوراک]] و پوشاک بر غلامان و کنیزانش [[برتری]] نمی‌جست<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶ - ۱۴۷؛ امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۸۸ و جوامع السیره، ص ۳۵</ref>، با [[فقرا]] هم نشین بود<ref>جوامع السیره، ص ۳۴؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۶۳ و المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref>؛ با [[مسکینان]] [[غذا]] می‌خورد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۱۲ و الأمالی طوسی، ص ۳۹۳.</ref> و با دست خود به آنان [[غذا]] می‌داد<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref>؛ [[دعوت]] [[بندگان]] را می‌پذیرفت و هیچ دعوتی را کوچک نمی‌شمرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref>؛ بسا میزبانی که غذای سفره اش، نانی جوین و دنبه‌ای بودار بود<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۱ و الشمائل المحمدیه، ص ۱۹۰.</ref>؛ اما با این حال، [[حضرت]] با آغوشی باز، آن را می‌پذیرفت و می‌فرمود: "اگر پاچه گوسفندی را به من هدیه دهند، می‌پذیرم و اگر مرا به خوردن استخوان شانه و سردست [[دعوت]] کنند، خواهم پذیرفت"<ref>مسند احمد، ج ۲، ص ۵۱۲؛ سنن ترمذی، ج ۲، ص ۳۹۷؛ الکافی، ج ۵، ص ۱۴۲ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹ - ۲۸۰.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۱۳-۴۱۴.</ref>.
* [[رسول خدا]] {{صل}} در [[خوراک]] و پوشاک بر غلامان و کنیزانش [[برتری]] نمی‌جست<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶ - ۱۴۷؛ امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۸۸ و جوامع السیره، ص ۳۵</ref>، با [[فقرا]] هم نشین بود<ref>جوامع السیره، ص ۳۴؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۶۳ و المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref>؛ با [[مسکینان]] [[غذا]] می‌خورد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۱۲ و الأمالی طوسی، ص ۳۹۳.</ref> و با دست خود به آنان [[غذا]] می‌داد<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref>؛ [[دعوت]] [[بندگان]] را می‌پذیرفت و هیچ دعوتی را کوچک نمی‌شمرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref>؛ بسا میزبانی که غذای سفره اش، نانی جوین و دنبه‌ای بودار بود<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۱ و الشمائل المحمدیه، ص ۱۹۰.</ref>؛ اما با این حال، [[حضرت]] با آغوشی باز، آن را می‌پذیرفت و می‌فرمود: "اگر پاچه گوسفندی را به من هدیه دهند، می‌پذیرم و اگر مرا به خوردن استخوان شانه و سردست [[دعوت]] کنند، خواهم پذیرفت"<ref>مسند احمد، ج ۲، ص ۵۱۲؛ سنن ترمذی، ج ۲، ص ۳۹۷؛ الکافی، ج ۵، ص ۱۴۲ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹ - ۲۸۰.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۱۳-۴۱۴.</ref>.
* در [[سلام]] کردن از همه، حتی از [[کودکان]] [[سبقت]] می‌گرفت<ref>صحیح بخاری، ج ۷، ص ۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج ۶، ص ۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ۴ص۲۶۰.</ref>. با ثروتمند و [[فقیر]] [[مصافحه]] می‌کرد و دست خود را نمی‌کشید تا طرف مقابل، دست خود را بکشد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref>؛ از بیماران حتی در دورترین نقاط [[شهر]] [[عبادت]] می‌فرمود<ref>جوامع السیره، ص ۳۴، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> و در تشییع جنازه‌ها حاضر می‌شد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۵ و الطبقات الکبری، ص ۲۷۹.</ref>. بر الاغ سوار می‌شد و دیگری را نیز بر ترک خود سوار می‌کرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۸۰.</ref>، بسیار پیش می‌آمد که بر الاغی بی‌پالان سوار می‌شد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref> و می‌فرمود: "پنج چیز است که تا دم [[مرگ]] از آنها دست بر نمی دارم: روی [[زمین]] با بردگان [[غذا]] خوردن، بر الاغ بی‌پالان سوار شدن، شیر بز را با دست خود دوشیدن، [[لباس]] پشمینه پوشیدن و به [[کودکان]] [[سلام]] کردن، تا آنکه پس از من [[سنت]] شود"<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۲۷۱؛ همو، علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۳۰ و مکارم الاخلاق، ص ۱۱۵.</ref>. ‌ در خانه به اهل خانه [[کمک]] و با دست خود وسیله [[تطهیر]] خود را در شب آماده می‌کرد و گوسفندش را می‌دوشید و [[لباس]] و کفشش را وصله می‌زد؛ خانه را جارو می‌کرد و به شترش عقال می‌بست و به شتر آبکش خود علف می‌داد؛ با خادمش [[غذا]] می‌خورد و با خدمتکار خانه، گندم و جو آرد می‌کرد و آرد آن را خمیر می‌کرد؛ آذوقه منزل را از بازار به خانه می‌آورد و [[حیا]] [[مانع]] آن نبود که خود، نیازمندی‌های خود را از بازار تهیه کند<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۱۴.</ref>.
* در [[سلام]] کردن از همه، حتی از [[کودکان]] [[سبقت]] می‌گرفت<ref>صحیح بخاری، ج ۷، ص ۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج ۶، ص ۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ۴ص۲۶۰.</ref>. با ثروتمند و [[فقیر]] [[مصافحه]] می‌کرد و دست خود را نمی‌کشید تا طرف مقابل، دست خود را بکشد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref>؛ از بیماران حتی در دورترین نقاط [[شهر]] [[عبادت]] می‌فرمود<ref>جوامع السیره، ص ۳۴، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> و در تشییع جنازه‌ها حاضر می‌شد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۵ و الطبقات الکبری، ص ۲۷۹.</ref>. بر الاغ سوار می‌شد و دیگری را نیز بر ترک خود سوار می‌کرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۸۰.</ref>، بسیار پیش می‌آمد که بر الاغی بی‌پالان سوار می‌شد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref> و می‌فرمود: "پنج چیز است که تا دم [[مرگ]] از آنها دست بر نمی دارم: روی [[زمین]] با بردگان [[غذا]] خوردن، بر الاغ بی‌پالان سوار شدن، شیر بز را با دست خود دوشیدن، [[لباس]] پشمینه پوشیدن و به [[کودکان]] [[سلام]] کردن، تا آنکه پس از من [[سنت]] شود"<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۲۷۱؛ همو، علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۳۰ و مکارم الاخلاق، ص ۱۱۵.</ref>. ‌ در خانه به اهل خانه [[کمک]] و با دست خود وسیله [[تطهیر]] خود را در شب آماده می‌کرد و گوسفندش را می‌دوشید و [[لباس]] و کفشش را وصله می‌زد؛ خانه را جارو می‌کرد و به شترش عقال می‌بست و به شتر آبکش خود علف می‌داد؛ با خادمش [[غذا]] می‌خورد و با خدمتکار خانه، گندم و جو آرد می‌کرد و آرد آن را خمیر می‌کرد؛ آذوقه منزل را از بازار به خانه می‌آورد و [[حیا]] [[مانع]] آن نبود که خود، نیازمندی‌های خود را از بازار تهیه کند<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref><ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۴۱۴.</ref>.
== [[قناعت]] و [[ساده‌زیستی]] ==
[[ساده زیستی]] برای [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[خوراک]]، [[پوشاک]]، [[مسکن]] و برخورد با افراد یک اصل بود.
علی {{ع}} در [[نهج البلاغه]] جمله‌ای دارد که [[سیره پیامبران]] {{عم}} را [[تفسیر]] می‌کند. می‌فرماید:
{{متن حدیث|مَعَ قَنَاعَةٍ تَمْلَأُ الْقُلُوبَ وَ الْعُيُونَ غِنًى‌}}<ref>نهج البلاغه شهیدی، قسمتی از خطبه ۱۹۲ قاصعه، ص۲۱۵.</ref>.
[[خدا]] به آنها در درونشان نیروی [[عزم]] و [[تصمیم]] و [[اراده]] داد،] با قناعتی که [[دل‌ها]] و [[چشم‌ها]] را از نظر [[بی‌نیازی]] پر می‌کند<ref>سیری در سیره نبوی، ص۱۰۷ و ۱۰۸.</ref>.
به فرموده [[امام علی]] {{ع}}، [[پیامبران]] در کمال قناعت و [[سادگی]] بودند و این سیاستشان بود. سیاستی که علاوه بر چشم‌ها، دل‌ها را هم پر می‌کرد<ref>سیری در سیره نبوی، ص۱۱۰.</ref>.
ایشان در بیانی دیگر می‌فرماید:
در [[زندگی]] [[رسول خدا]] {{صل}} اموری است که تو را به عیب‌های [[دنیا]] [[آگاه]] می‌سازد، با اینکه [[مقام]] بزرگی در پیشگاه [[خداوند]] داشت، زینت‌های دنیا را از او دریغ داشت. بنابراین، هرکس با [[عقل]] خویش باید بنگرد که آیا خداوند با این کار، پیامبرش را گرامی داشته یا به او [[اهانت]] کرده است؟ اگر کسی بگوید او را [[تحقیر]] کرده است که - به [[خدا]] [[سوگند]] - این [[دروغ]] محض است و اگر گوید او را گرامی داشته است، باید بداند خداوند، دیگران را (که زینت‌های دنیا را به آنها داده) گرامی نداشته است؛ چه اینکه دنیا را برای آنها گسترده و از نزدیک‌ترین افراد به او دریغ داشته است. بنابراین، (کسی که بخواهد [[خوشبختی]] [[واقعی]] پیدا کند) باید به این فرستاده خداوند [[اقتدا]] کند، گام در جای گام‌هایش بگذارد و از هر دری که او داخل شده است، وارد شود و اگر چنین نکند، از [[هلاکت]] ایمن نشود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.</ref>.
امام علی {{ع}} درباره [[پیامبر اسلام]] فرمود: {{متن حدیث|لَمْ يَضَعْ حَجَراً عَلَى حَجَرٍ}}<ref>«رسول خدا {{صل}} از دنیا رفت، بدون اینکه سنگی را بر سنگی نهاده باشد» شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۹، ص۲۳۵.</ref>.
عمر بن خطاب می‌گوید: با اجازه قبلی به حضور رسول خدا {{صل}} رسیدم و آن [[حضرت]] را در حجره‌ام ابراهیم [[ملاقات]] کردم. دیدم بر فرشی بسیار ساده آرمیده که قسمتی از بدنش روی [[خاک]] [[زمین]] و قسمتی دیگر روی فرش است. زیر سرش هم متکایی از لیف خرما قرار دارد. بر او [[سلام]] کردم و در محضرش نشستم. عرض کردم: ای [[پیامبر خدا]]! تو [[برگزیده خداوند]] در میان همه [[مخلوقات]] هستی. در حالی که [[قیصر]] و کسرا (شاهان [[روم]] و [[ایران]]) بر فرش‌های طلابافت و دیبا و [[ابریشم]] می‌آرمند، ولی تو که مقامت از آنها بالاتر است، چنینی؟ [[پیامبر]] در پاسخ فرمود:
آنها در [[عیش و نوش]] و بهره‌مندی از [[لذت‌ها]] و [[شادی‌ها]] در همین [[دنیا]] [[شتاب]] کردند، در حالی که دنیا محل گذر و ناپایدار است و بهره‌های آن نابود می‌شود، ولی [[زندگی]] خوش ما برای [[آخرت]]، تأخیر افتاده است و من سرای جاوید آخرت را برگزیده‌ام<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۸۸.</ref>.
درباره [[پیامبر گرامی اسلام]] آمده است که ایشان روی زمین می‌نشست و زیراندازش، قطعه حصیری بود و بالشی از چرم که درونش را از لیف خرما انباشته بودند، زیر سر می‌نهاد. قوت غالبش، نان [[جوین]] و خرما بود و هرگز سه [[روز]] پیاپی از نان گندم [[سیر]] نخورد. روزه‌اش را با چند دانه خرما و اگر در دسترس نداشت، با [[نوشیدن]] آبی [[افطار]] می‌کرد<ref>بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۴۴.</ref>. [[حضرت علی]] {{ع}} که با پیامبر بیشترین انس و [[هم نشینی]] را داشت، [[سیره]] ایشان را چنین ستوده است:
این سیره مسلّم [[رسول]] خداست - [[درود خدا]] بر او و خاندانش - که نشسته بر خاک [[غذا]] می‌خورد. نشستن آن [[حضرت]] همچون بردگان بود. خود به دست خویش، پینه بر [[کفش]] می‌زد و جامه‌اش را وصله می‌کرد. بر الاغ برهنه می‌نشست و دیگری را نیز بر پشت سر خود می‌نشاند. روزی پرده‌ای رنگین و پرنقش و نگار بر در [[خانه]] آویخته دید. به همسری از همسرانش فرمود: آن را از برابر دیدگانم دور بدار. هر گاه نگاهم بدان می‌افتد، به یاد دنیا و زرق و برقش می‌افتم. بدین‌سان روی [[دل]] از [[دنیا]] برتافت و یاد آن را از صفحه جانش زدود. همواره [[دوست]] می‌داشت که جاذبه‌های دنیا از نگاهش پنهان بماند تا مبادا از آن پیرایه‌ای برگیرد یا جاودانه‌اش انگارد و به جایگاه و [[مقام]] خاصی از آن دل ببندد و بدین‌سان دنیا را از صفحه [[جان]] و از [[خانه]] [[قلب]] بیرون راند و از مقابل دیدگانش پنهان کرد. آری! چنین است که هر کس به [[راستی]] چیزی را منفور شمارد، نگاه و یاد آن را نیز ناخوش دارد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۹؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۵۵.</ref>.
[[حضرت علی]] {{ع}} در [[کلام]] دیگری، [[پیامبر اعظم]] {{صل}} را حتی در میان [[پیامبران]] نیز [[زاهدترین]] دانسته و فرموده است: {{متن حدیث|کَانَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} أَزْهَدَ النَّاسِ أَوْ أَزْهَدَ الْأَنْبِيَاءِ}}<ref>«حضرت رسول، زاهدترین مردم یا بی‌آلایش‌ترین پیامبران الهی بود» اسد الغابه، ج۱، ص۲۸.</ref>. [[برادر]] و آینه تمام‌نمای او علی {{ع}} در جایی دیگر می‌فرماید:
{{متن حدیث|قَضَمَ الدُّنْيَا قَضْماً وَ لَمْ يُعِرْهَا طَرْفاً أَهْضَمُ أَهْلِ الدُّنْيَا كَشْحاً وَ أَخْمَصُهُمْ مِنَ الدُّنْيَا بَطْناً عُرِضَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا فَأَبَى أَنْ يَقْبَلَهَا}}<ref>«از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند و بدان ننگریست چندان که گوشه چشم بدان افکند. تهی‌گاه او از همه مردم دنیا لاغرتر بود و شکم او از همه خالی‌تر. دنیا به او عرضه شد، ولی آن را نپذیرفت». نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[مروارید نبوت (کتاب)|مروارید نبوت]] ص ۳۸.</ref>


== [[ساده‌زیستی]] و [[پرهیز از تکلف]] ==
== [[ساده‌زیستی]] و [[پرهیز از تکلف]] ==
۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش