←اجتناب از تقلید کورکورانه (سنتپرستی نیاکانی)
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | == مقدمه == | ||
تقلید کورکورانه، سنتپرستی نیاکانی، [[خودمحوری]] [[فرهنگی]]، و تعصبورزیهای غیرمنطقی و بیمبنا نسبت به سرمایهها و دستاوردهای فرهنگی پیشینیان از آثار و [[مواریث]] گذشتگان، از جمله آفات و آسیبهای محدود کنندهای است که دامنگیر اخلاف یک [[جامعه]] و تعامل آنها با اسلافشان میگردد. نسلهای متأخر گاه به دلیل [[احساس]] کمتری نسبت به پیشینیان، [[اعتماد]] بیش از حد به صحت طریق و [[منش]] آنان، تعلق [[فکری]] و [[وابستگی]] [[روحی]]، [[خوی]] گذشتهگرایی، [[تنبلی]] فکری، عدم دستیابی به عناصر و منظومه فرهنگی [[برتر]]، میل به خاصگرایی تحت تأثیر شرایط محیط و... ؛ [[میراث]] نیاکانی خود را بدون [[اعمال]] مداقههای خردورزانه و سنجش قابلیتهای کاربری متناسب با نیازها و ضرورتهای [[اجتماعی]] خود بر سایر نظامهای فرهنگی رقیب و قابل اقتباس ترجیح میدهند و معمولاً به دلیل [[عادت]] وارگی و [[نفوذ]] عمیق و تدریجی این آثار تا مادامی که پای مقایسه با داشتههای دیگران به میان نیاید و ضرورتهای عصری آنها را به چالش نکشاند، متوجه محدودیتها و تبعات ناشی از [[التزام]] به آنها نمیشوند. سنتپرستی نیاکانی، هرچند در گذشته، [[شیوه]] معمول [[جوامع انسانی]] و یک [[ارزش]] بلامنازع اجتماعی تلقی میشد، اما در قرون اخیر و تحت تأثیر توسعه سریع و [[رشد]] شتابان تغییرات اجتماعی، این [[پیوستگی]] به بخش محدودی از اصول و زیرساختهای محوری نسبتاً [[ثابت]] تقلیل و تنزل یافته است. تردیدی نیست که [[تقلید]]، اقتباس، ارجاع و بهرهگیری از دستاوردهای فرهنگی و [[تمدنی]] پیشینیان تا آنجا که با مبانی [[عقلی]] و عقلایی، دستاوردهای [[علمی]]، تجربیات زیستی، ضرورتهای کارکردی، نیازهای عصری و مقایسات فرهنگی قابل توجیه باشد، بسیار مستحسن و [[نیکو]] خواهد بود و [[قرآن]] نیز ضمن تقبیح سنتگرایی متعصبانه، بر این [[سیره]] عقلایی مهر [[تأیید]] نهاده است. نقد صریح قرآن متوجه کفاری است که با استناد به [[سنتها]] و رویههای فرهنگی پیشینیان خود از قبول [[دعوت انبیا]] و پذیرش [[تعالیم]] آسمانی آنها سرباز زده و به بهانه نوظهور بودن و بیسابقه بودن به طرد و [[انکار]] آنها بهرغم دلیلهای آشکار روی میآوردند. تردیدی نیست که این سنخ [[تقلیدها]] همواره [[مذموم]] و محکوم است. [[علامه طباطبایی]] در توضیح [[تقلید]] و انواع آن مینویسد: در بعضی مواقع تقلید [[باطل]] است و آن تقلید [[جاهل]] است از جاهل دیگر مثل خود. [[خدای تعالی]] در رد تقلید جاهل میفرماید: {{متن قرآن|أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ}}<ref>«آیا حتی اگر نیاکانشان چیزی نمیدانستند و رهنمودی نیافته بودند؟» سوره مائده، آیه ۱۰۴.</ref>. مفاد [[آیه]] این است که [[عقل]] - اگر [[عقلی]] باشد - تجویز نمیکند که [[انسان]] به کسی که از [[علم]] بهرهای ندارد، مراجعه نموده و [[هدایت]] و [[راهنمایی]] او را که [[گمراهی]] است مثل خود، بپذیرد و این در [[حقیقت]] پیمودن [[راه]] خطردار است و [[سنت]] [[حیات]] اجازه نمیدهد انسان طریقهای را [[سلوک]] کند که در آن [[ایمنی]] از خطر نیست و وضع آن نه برای خودش و نه برای راهنمایش روشن نیست<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۲۳۳.</ref>. در هر حال، [[هدف]] [[قرآن]] از طرح این آموزه توجه دادن به [[استقلال فکری]] است<ref>ر. ک: [[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، مقدمهای بر جهانبینی توحیدی، ج۱، ص۷۰-۷۱.</ref>. [[شهید مطهری]]، در توضیح اشکال غیرمجاز تقلید مینویسد: یک نوع تقلید است که به معنای [[پیروی]] [[کورکورانه]] از محیط و [[عادت]] است که البته [[ممنوع]] است و آن همان است که در [[آیه قرآن]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ}} «و چون به آنان گویند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است و به پیامبر روی آورید میگویند: آنچه نیاکان خود را بر آن یافتهایم ما را بسنده است؛ آیا حتی اگر نیاکانشان چیزی نمیدانستند و رهنمودی نیافته بودند؟» سوره مائده، آیه ۱۰۴.</ref> [[مذمت]] شده است. مقصود از تقلید ممنوع تنها این تقلید که تقلید کورکورانه از محیط و عادت آبا و اجداد است، نیست، بلکه همان [[تقلید]] [[جاهل]] از عالم و [[رجوع]] عامی به [[فقیه]] نیز بر دو قسم است: [[ممنوع]] و [[مشروع]]. [[تقلیدی]] که در [[اسلام]] [[دستور]] رسیده "سرسپردن" نیست، [[چشم]] باز کردن و چشم بازداشتن است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، ده گفتار، ص۱۱۰-۱۱۱.</ref>. | تقلید کورکورانه، سنتپرستی نیاکانی، [[خودمحوری]] [[فرهنگی]]، و تعصبورزیهای غیرمنطقی و بیمبنا نسبت به سرمایهها و دستاوردهای فرهنگی پیشینیان از آثار و [[مواریث]] گذشتگان، از جمله آفات و آسیبهای محدود کنندهای است که دامنگیر اخلاف یک [[جامعه]] و تعامل آنها با اسلافشان میگردد. نسلهای متأخر گاه به دلیل [[احساس]] کمتری نسبت به پیشینیان، [[اعتماد]] بیش از حد به صحت طریق و [[منش]] آنان، تعلق [[فکری]] و [[وابستگی]] [[روحی]]، [[خوی]] گذشتهگرایی، [[تنبلی]] فکری، عدم دستیابی به عناصر و منظومه فرهنگی [[برتر]]، میل به خاصگرایی تحت تأثیر شرایط محیط و... ؛ [[میراث]] نیاکانی خود را بدون [[اعمال]] مداقههای خردورزانه و سنجش قابلیتهای کاربری متناسب با نیازها و ضرورتهای [[اجتماعی]] خود بر سایر نظامهای فرهنگی رقیب و قابل اقتباس ترجیح میدهند و معمولاً به دلیل [[عادت]] وارگی و [[نفوذ]] عمیق و تدریجی این آثار تا مادامی که پای مقایسه با داشتههای دیگران به میان نیاید و ضرورتهای عصری آنها را به چالش نکشاند، متوجه محدودیتها و تبعات ناشی از [[التزام]] به آنها نمیشوند. سنتپرستی نیاکانی، هرچند در گذشته، [[شیوه]] معمول [[جوامع انسانی]] و یک [[ارزش]] بلامنازع اجتماعی تلقی میشد، اما در قرون اخیر و تحت تأثیر توسعه سریع و [[رشد]] شتابان تغییرات اجتماعی، این [[پیوستگی]] به بخش محدودی از اصول و زیرساختهای محوری نسبتاً [[ثابت]] تقلیل و تنزل یافته است. تردیدی نیست که [[تقلید]]، اقتباس، ارجاع و بهرهگیری از دستاوردهای فرهنگی و [[تمدنی]] پیشینیان تا آنجا که با مبانی [[عقلی]] و عقلایی، دستاوردهای [[علمی]]، تجربیات زیستی، ضرورتهای کارکردی، نیازهای عصری و مقایسات فرهنگی قابل توجیه باشد، بسیار مستحسن و [[نیکو]] خواهد بود و [[قرآن]] نیز ضمن تقبیح سنتگرایی متعصبانه، بر این [[سیره]] عقلایی مهر [[تأیید]] نهاده است. نقد صریح قرآن متوجه کفاری است که با استناد به [[سنتها]] و رویههای فرهنگی پیشینیان خود از قبول [[دعوت انبیا]] و پذیرش [[تعالیم]] آسمانی آنها سرباز زده و به بهانه نوظهور بودن و بیسابقه بودن به طرد و [[انکار]] آنها بهرغم دلیلهای آشکار روی میآوردند. تردیدی نیست که این سنخ [[تقلیدها]] همواره [[مذموم]] و محکوم است. [[علامه طباطبایی]] در توضیح [[تقلید]] و انواع آن مینویسد: در بعضی مواقع تقلید [[باطل]] است و آن تقلید [[جاهل]] است از جاهل دیگر مثل خود. [[خدای تعالی]] در رد تقلید جاهل میفرماید: {{متن قرآن|أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ}}<ref>«آیا حتی اگر نیاکانشان چیزی نمیدانستند و رهنمودی نیافته بودند؟» سوره مائده، آیه ۱۰۴.</ref>. مفاد [[آیه]] این است که [[عقل]] - اگر [[عقلی]] باشد - تجویز نمیکند که [[انسان]] به کسی که از [[علم]] بهرهای ندارد، مراجعه نموده و [[هدایت]] و [[راهنمایی]] او را که [[گمراهی]] است مثل خود، بپذیرد و این در [[حقیقت]] پیمودن [[راه]] خطردار است و [[سنت]] [[حیات]] اجازه نمیدهد انسان طریقهای را [[سلوک]] کند که در آن [[ایمنی]] از خطر نیست و وضع آن نه برای خودش و نه برای راهنمایش روشن نیست<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۲۳۳.</ref>. در هر حال، [[هدف]] [[قرآن]] از طرح این آموزه توجه دادن به [[استقلال فکری]] است<ref>ر. ک: [[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، مقدمهای بر جهانبینی توحیدی، ج۱، ص۷۰-۷۱.</ref>. [[شهید مطهری]]، در توضیح اشکال غیرمجاز تقلید مینویسد: یک نوع تقلید است که به معنای [[پیروی]] [[کورکورانه]] از محیط و [[عادت]] است که البته [[ممنوع]] است و آن همان است که در [[آیه قرآن]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ}} «و چون به آنان گویند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است و به پیامبر روی آورید میگویند: آنچه نیاکان خود را بر آن یافتهایم ما را بسنده است؛ آیا حتی اگر نیاکانشان چیزی نمیدانستند و رهنمودی نیافته بودند؟» سوره مائده، آیه ۱۰۴.</ref> [[مذمت]] شده است. مقصود از تقلید ممنوع تنها این تقلید که تقلید کورکورانه از محیط و عادت آبا و اجداد است، نیست، بلکه همان [[تقلید]] [[جاهل]] از عالم و [[رجوع]] عامی به [[فقیه]] نیز بر دو قسم است: [[ممنوع]] و [[مشروع]]. [[تقلیدی]] که در [[اسلام]] [[دستور]] رسیده "سرسپردن" نیست، [[چشم]] باز کردن و چشم بازداشتن است<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، ده گفتار، ص۱۱۰-۱۱۱.</ref>. | ||