بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = غلو | | موضوع مرتبط = غلو | ||
| عنوان مدخل = غلو | | عنوان مدخل = غلو | ||
| مداخل مرتبط = [[غلو در لغت]] - [[غلو در قرآن]] - [[غلو در فقه اسلامی]] - [[غلو در کلام اسلامی]] - [[غلو در تاریخ اسلامی]] - [[غلو در معارف و سیره امام | | مداخل مرتبط = [[غلو در لغت]] - [[غلو در قرآن]] - [[غلو در حدیث]] - [[غلو در فقه اسلامی]] - [[غلو در کلام اسلامی]] - [[غلو در تاریخ اسلامی]] - [[غلو در معارف و سیره امام باقر]] - [[غلو در معارف و سیره رضوی]] - [[غلو در معارف و سیره امام جواد]] - [[غلو در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
غلو عبارت است از [[زیادهروی]] و گزافهگویی در توصیف [[پیشوایان]] و آنان را در جایگاه [[خدا]] قرار دادن. [[غلو]] از {{عربی|"غَلا، يَغْلُوا"}} به معنی از حد و اندازه گذشتن و زیادهروی کردن است. گاهی غلو، خارج نمودن [[انسانها]] از حدود [[انسانیت]] و وصف نمودن آنان به اوصافی خدایی است. بنابراین هنگامی که در مورد [[منزلت]] و | غلو عبارت است از [[زیادهروی]] و گزافهگویی در توصیف [[پیشوایان]] و آنان را در جایگاه [[خدا]] قرار دادن. [[غلو]] از {{عربی|"غَلا، يَغْلُوا"}} به معنی از حد و اندازه گذشتن و زیادهروی کردن است. گاهی غلو، خارج نمودن [[انسانها]] از حدود [[انسانیت]] و وصف نمودن آنان به اوصافی خدایی است. بنابراین هنگامی که در مورد [[منزلت]] و مقام کسی زیادهروی صورت میگیرد، غلو مصداق پیدا میکند. | ||
"غالی" به کسی میگویند که زیادهروی کرده و دچار [[افراط]] شده است. در مقابل آن "قالی" به کسی میگویند که دچار | "غالی" به کسی میگویند که زیادهروی کرده و دچار [[افراط]] شده است. در مقابل آن "قالی" به کسی میگویند که دچار تفریط شده است. [[کلام]] [[امیر مؤمنان]] {{ع}} [[شاهد]] خوبی بر این معناست: "دو گروه درباره من هلاک شدند، [[دوستی]] که افراط ورزید و [[دشمنی]] که تفریط نمود"<ref>{{متن حدیث|يَهْلِكُ فِيَّ رَجُلاَنِ مُحِبٌّ مُفْرِطٌ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ}}، نهج البلاغه، حکمت ۴۶۹.</ref>؛ همچنین فرموده است: "دو گروه درباره من هلاک میشوند، دوستی که [[دوستی]] را از حد بگذراند و بهتانزنی که به من [[دروغ]] بندد"<ref>{{متن حدیث|يَهْلِكُ فِيَّ رَجُلاَنِ مُحِبٌّ مُفْرِطٌ وَ بَاهِتٌ مُفْتَرٍ}}، نهج البلاغه، حکمت ۴۶۹.</ref>؛ | ||
[[راغب اصفهانی]] گوید: غلو به معنای [[تجاوز از حد]] است و چون در مورد افزونی در قیمت باشد، "غَلاء" یعنی ارتفاع در قیمت (گرانی) و چون زیادهروی در [[جاه و مقام]] باشد، "غلو" یعنی ارتفاع از حد و اگر زیادهروی در پرتاب تیر باشد واژه "غَلْو" را درباره آن به کار میبرند و همه آن تعبیرات مشتق از {{عربی|غلا، یَغْلُوا}} است. [[آیه]] {{متن قرآن|لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ}}<ref>"در دینتان غلوّ نورزید" سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> گویای همین معنا است. | [[راغب اصفهانی]] گوید: غلو به معنای [[تجاوز از حد]] است و چون در مورد افزونی در قیمت باشد، "غَلاء" یعنی ارتفاع در قیمت (گرانی) و چون زیادهروی در [[جاه و مقام]] باشد، "غلو" یعنی ارتفاع از حد و اگر زیادهروی در پرتاب تیر باشد واژه "غَلْو" را درباره آن به کار میبرند و همه آن تعبیرات مشتق از {{عربی|غلا، یَغْلُوا}} است. [[آیه]] {{متن قرآن|لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ}}<ref>"در دینتان غلوّ نورزید" سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> گویای همین معنا است. | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
از نکات قابل توجه این است که [[قرآن]] گاه به صراحت تعبیر به [[غلو]] میکند و گاه نمونههایی از [[غلو]] و [[زیادهروی]] از [[عقیده]] [[حق]] را بیان میدارد و یا معیاری برای [[غلو]] به دست میدهد، مثل این که میگوید: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹.</ref>. یا نگران [[انحراف]] از [[توحید]] است که کسانی [[ملائکه]] و [[پیامبران]] یا عباد [[صالح]] و اولیای الاهی را بالاتر از حد خود قرار دهند: {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا}}<ref>«و او را نسزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را پروردگاران (خود) گیرید» سوره آل عمران، آیه ۸۰.</ref> کسانی میخواهند این قید: {{متن قرآن|كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«به جای خداوند، بندگان من باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹.</ref> وسیلهای قرار دهند تا بگویند اگر کسی افرادی را در طول [[خداوند]] به [[پرستش]] قرار دادند اشکالی ندارد، اما [[غافل]] از این معنا هستند که معیار اولیه برای [[عقاید]] دو اصل: ۱. {{متن قرآن|لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ}}<ref>«در دینتان غلوّ نورزید» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>. ۲. {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ}}<ref>«و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> است. لذا بالا بردن [[انسانها]] از حد [[انسانی]] به مرتبه خدایی [[شرک]] است، از هرکسی و هر مقداری که میخواهد باشد. | از نکات قابل توجه این است که [[قرآن]] گاه به صراحت تعبیر به [[غلو]] میکند و گاه نمونههایی از [[غلو]] و [[زیادهروی]] از [[عقیده]] [[حق]] را بیان میدارد و یا معیاری برای [[غلو]] به دست میدهد، مثل این که میگوید: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹.</ref>. یا نگران [[انحراف]] از [[توحید]] است که کسانی [[ملائکه]] و [[پیامبران]] یا عباد [[صالح]] و اولیای الاهی را بالاتر از حد خود قرار دهند: {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا}}<ref>«و او را نسزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را پروردگاران (خود) گیرید» سوره آل عمران، آیه ۸۰.</ref> کسانی میخواهند این قید: {{متن قرآن|كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«به جای خداوند، بندگان من باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹.</ref> وسیلهای قرار دهند تا بگویند اگر کسی افرادی را در طول [[خداوند]] به [[پرستش]] قرار دادند اشکالی ندارد، اما [[غافل]] از این معنا هستند که معیار اولیه برای [[عقاید]] دو اصل: ۱. {{متن قرآن|لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ}}<ref>«در دینتان غلوّ نورزید» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>. ۲. {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ}}<ref>«و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> است. لذا بالا بردن [[انسانها]] از حد [[انسانی]] به مرتبه خدایی [[شرک]] است، از هرکسی و هر مقداری که میخواهد باشد. | ||
#{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا خَيْرًا لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سهگانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بیگمان خداوند خدایی یگانه است، | #{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا خَيْرًا لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سهگانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بیگمان خداوند خدایی یگانه است، پاکا که اوست از اینکه او را فرزندی باشد، آنچه در آسمانها و زمین است او راست و خداوند (شما را) کارساز، بس» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ}}<ref>«بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید» سوره مائده، آیه ۷۷.</ref>. | #{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ}}<ref>«بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید» سوره مائده، آیه ۷۷.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمهای که میان ما و شما برابر است همداستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>. نکته: در این [[آیه]] مصداق [[غلو]] را که [[اطاعت]] و [[گوش به فرمان]] بودن [[کورکورانه]] از [[احبار]] و [[رهبان]] باشد معین میکند. | #{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمهای که میان ما و شما برابر است همداستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>. نکته: در این [[آیه]] مصداق [[غلو]] را که [[اطاعت]] و [[گوش به فرمان]] بودن [[کورکورانه]] از [[احبار]] و [[رهبان]] باشد معین میکند. | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
# [[خداوند]] این مسئله را مورد تأکید قرار میدهد که برای [[پیامبر]] سزاوار نیست که به شما [[دستور]] دهد که [[فرشتگان]] و [[پیامبران]] را، پروردگارِ خود [[انتخاب]] کنید {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا}} آیا پس از آنکه شما [[مسلمان]] شدید، به شما [[دستور]] [[کفر]] ورزیدن میدهد {{متن قرآن|أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} غیرخدا را [[پروردگار]] خویش قرار ندهید که [[کفر]] است. و از این [[آیه]] میآموزیم که [[رهبران]] [[دینی]]، [[مسلمانان]] را با [[غلو]] به غیرخدا و [[کفر]] نباید [[دعوت]] کنند بلکه به [[توحید]] فراخوانند فرشتهپرستی و پیامبرپرستی [[ممنوع]] است {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا}} این جمله از یکسو پاسخی است به [[مشرکان]] [[عرب]] که [[فرشتگان]] را [[دختران]] [[خدا]] میپنداشتند و نوعی [[ربوبیت]] برای آنها قائل بودند و با این حال خود را پیرو [[آیین]] [[ابراهیم]] معرفی میکردند و از سوی دیگر پاسخی است به صابئان که خود را پیرو [[یحیی]] {{ع}} میدانستند ولی [[مقام فرشتگان]] را تا سر حد [[پرستش]] بالا میبردند. و نیز پاسخی است به [[یهود]] و [[نصارا]] که [[عزیز]] یا [[مسیح]] {{ع}} را [[فرزند خدا]] معرفی میکردند. و در پایان [[آیه]] برای تأکید بیشتر میافزاید: “آیا شما را به [[کفر]] [[دعوت]] میکند پس از آنکه ([[تسلیم]] [[فرمان]] [[حق]] گشته و) [[مسلمان]] شدید” {{متن قرآن|أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}. یعنی، چگونه ممکن است [[پیامبری]] پیدا شود و نخست [[مردم]] را به [[ایمان]] و [[توحید]] [[دعوت]] کند سپس راه [[شرک]] را به آنها نشان دهد! [[آیه]] ضمناً اشاره سر بستهای به [[معصوم]] بودن [[پیامبران]] و عدم [[انحراف]] آنها از مسیر [[فرمان خدا]] میکند<ref>برگزیده تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۰۱.</ref>. | # [[خداوند]] این مسئله را مورد تأکید قرار میدهد که برای [[پیامبر]] سزاوار نیست که به شما [[دستور]] دهد که [[فرشتگان]] و [[پیامبران]] را، پروردگارِ خود [[انتخاب]] کنید {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا}} آیا پس از آنکه شما [[مسلمان]] شدید، به شما [[دستور]] [[کفر]] ورزیدن میدهد {{متن قرآن|أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} غیرخدا را [[پروردگار]] خویش قرار ندهید که [[کفر]] است. و از این [[آیه]] میآموزیم که [[رهبران]] [[دینی]]، [[مسلمانان]] را با [[غلو]] به غیرخدا و [[کفر]] نباید [[دعوت]] کنند بلکه به [[توحید]] فراخوانند فرشتهپرستی و پیامبرپرستی [[ممنوع]] است {{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا}} این جمله از یکسو پاسخی است به [[مشرکان]] [[عرب]] که [[فرشتگان]] را [[دختران]] [[خدا]] میپنداشتند و نوعی [[ربوبیت]] برای آنها قائل بودند و با این حال خود را پیرو [[آیین]] [[ابراهیم]] معرفی میکردند و از سوی دیگر پاسخی است به صابئان که خود را پیرو [[یحیی]] {{ع}} میدانستند ولی [[مقام فرشتگان]] را تا سر حد [[پرستش]] بالا میبردند. و نیز پاسخی است به [[یهود]] و [[نصارا]] که [[عزیز]] یا [[مسیح]] {{ع}} را [[فرزند خدا]] معرفی میکردند. و در پایان [[آیه]] برای تأکید بیشتر میافزاید: “آیا شما را به [[کفر]] [[دعوت]] میکند پس از آنکه ([[تسلیم]] [[فرمان]] [[حق]] گشته و) [[مسلمان]] شدید” {{متن قرآن|أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}. یعنی، چگونه ممکن است [[پیامبری]] پیدا شود و نخست [[مردم]] را به [[ایمان]] و [[توحید]] [[دعوت]] کند سپس راه [[شرک]] را به آنها نشان دهد! [[آیه]] ضمناً اشاره سر بستهای به [[معصوم]] بودن [[پیامبران]] و عدم [[انحراف]] آنها از مسیر [[فرمان خدا]] میکند<ref>برگزیده تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۰۱.</ref>. | ||
# [[خداوند]] در برابر [[غالیان]] مطرح میکند که شما چگونه [[معتقد]] به [[الوهیت]] [[عیسی]] از طریق [[فرزند خدا]] بودن [[معتقد]] هستید در حالی که “نه [[مسیح]] استنکاف از [[عبودیت]] و [[بندگی]] [[پروردگار]] داشت {{متن قرآن|لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ}} و نه [[فرشتگان مقرب]] [[پروردگار]] استنکاف دارند {{متن قرآن|وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ}} [[علامه طباطبایی]] مینویسد: این جمله احتجاجی دیگر بر [[فرزند]] نداشتن [[خدای تعالی]] و در نتیجه بر [[معبود]] نبودن [[مسیح]] {{ع}} به قول مطلق است، چه اینکه آن جناب برای [[خدا]] [[فرزندی]] فرض بشود و چه اینکه سومی از سه [[خدا]] دانسته شود، زیرا [[مسیح]] [[بنده خدا]] بود و ابداً از [[بندگی خدا]] عار و استنکاف نداشت و این مطلبی است که [[مسیحیان]] نیز آن را منکر نیستند، انجیلهایی هم که به عنوان [[کتاب مقدس]] در دست ایشان است آن را [[انکار]] ندارد، بلکه صریح است در اینکه [[عیسی]] [[خدا]] را [[بندگی]] میکرد و برای [[خدا]] [[نماز]] میخواند و اگر خود او [[خدا]] بود دیگر معنا نداشت که خدای کوچک یا به عبارت دیگر خدای پسر برای کسی [[عبادت]] کند، چون در این صورت او نیز از سنخ [[خدا]] و [[معبود]] [[خلق]] بود و معنا ندارد کسی خودش را بپرستد و [[عبادت]] کند و یا یکی از دو خدای دیگر را بپرستد، چون بنا بر اقنومهای سهگانه وجود [[عیسی]] منطبق بر آن [[خدایان]] دیگر هست {{متن قرآن|وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ}} این جمله گفتار را تعمیم داده، شامل [[ملائکه]] نیز میکند، چون [[حجت]] مذکور عیناً در [[ملائکه]] نیز جریان دارد، در نتیجه برهانی میشود علیه کسانی چون [[مشرکین]] [[عرب]] که میگفتند: [[ملائکه]] [[دختران]] خدایند {{متن قرآن|وَمَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا...}} این جمله حال است از [[مسیح]] و [[ملائکه]] و در عین حال کار تعلیل را هم میکند و چنین معنایی به [[کلام]] میدهد که: چگونه ممکن است [[مسیح]] و [[ملائکه]] [[مقرب]] [[خدا]] از [[عبادت خدا]] استنکاف کنند در حالی که کسانی که از [[عبادت]] او استنکاف و [[استکبار]] میکنند، همه به زودی در پیشگاه او [[محشور]] میشوند و او طبق اعمالی که کردهاند جزایشان میدهد و [[مسیح]] و [[ملائکه]] این معنا را میدانند و به آن [[ایمان]] دارند و از [[خدای تعالی]] و از چنان روزی پروا میکنند<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۴۷.</ref>. | # [[خداوند]] در برابر [[غالیان]] مطرح میکند که شما چگونه [[معتقد]] به [[الوهیت]] [[عیسی]] از طریق [[فرزند خدا]] بودن [[معتقد]] هستید در حالی که “نه [[مسیح]] استنکاف از [[عبودیت]] و [[بندگی]] [[پروردگار]] داشت {{متن قرآن|لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْدًا لِلَّهِ}} و نه [[فرشتگان مقرب]] [[پروردگار]] استنکاف دارند {{متن قرآن|وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ}} [[علامه طباطبایی]] مینویسد: این جمله احتجاجی دیگر بر [[فرزند]] نداشتن [[خدای تعالی]] و در نتیجه بر [[معبود]] نبودن [[مسیح]] {{ع}} به قول مطلق است، چه اینکه آن جناب برای [[خدا]] [[فرزندی]] فرض بشود و چه اینکه سومی از سه [[خدا]] دانسته شود، زیرا [[مسیح]] [[بنده خدا]] بود و ابداً از [[بندگی خدا]] عار و استنکاف نداشت و این مطلبی است که [[مسیحیان]] نیز آن را منکر نیستند، انجیلهایی هم که به عنوان [[کتاب مقدس]] در دست ایشان است آن را [[انکار]] ندارد، بلکه صریح است در اینکه [[عیسی]] [[خدا]] را [[بندگی]] میکرد و برای [[خدا]] [[نماز]] میخواند و اگر خود او [[خدا]] بود دیگر معنا نداشت که خدای کوچک یا به عبارت دیگر خدای پسر برای کسی [[عبادت]] کند، چون در این صورت او نیز از سنخ [[خدا]] و [[معبود]] [[خلق]] بود و معنا ندارد کسی خودش را بپرستد و [[عبادت]] کند و یا یکی از دو خدای دیگر را بپرستد، چون بنا بر اقنومهای سهگانه وجود [[عیسی]] منطبق بر آن [[خدایان]] دیگر هست {{متن قرآن|وَلَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ}} این جمله گفتار را تعمیم داده، شامل [[ملائکه]] نیز میکند، چون [[حجت]] مذکور عیناً در [[ملائکه]] نیز جریان دارد، در نتیجه برهانی میشود علیه کسانی چون [[مشرکین]] [[عرب]] که میگفتند: [[ملائکه]] [[دختران]] خدایند {{متن قرآن|وَمَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعًا...}} این جمله حال است از [[مسیح]] و [[ملائکه]] و در عین حال کار تعلیل را هم میکند و چنین معنایی به [[کلام]] میدهد که: چگونه ممکن است [[مسیح]] و [[ملائکه]] [[مقرب]] [[خدا]] از [[عبادت خدا]] استنکاف کنند در حالی که کسانی که از [[عبادت]] او استنکاف و [[استکبار]] میکنند، همه به زودی در پیشگاه او [[محشور]] میشوند و او طبق اعمالی که کردهاند جزایشان میدهد و [[مسیح]] و [[ملائکه]] این معنا را میدانند و به آن [[ایمان]] دارند و از [[خدای تعالی]] و از چنان روزی پروا میکنند<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۵، ص۲۴۷.</ref>. | ||
# [[کفر]] [[غالیان]] که [[الوهیت]] [[عیسی]] را مطرح میکنند {{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ}} و گفتار [[یهودیان]] که اعلام کردند عُزیر پسر خدااست {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ}} و [[مسیحیان]] که گفتند [[مسیح]] پسرخدا است {{متن قرآن|وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ}} شبیه سخن و [[اعتقاد]] [[کافران]] قبل از خودشان است {{متن قرآن|ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم | # [[کفر]] [[غالیان]] که [[الوهیت]] [[عیسی]] را مطرح میکنند {{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ}} و گفتار [[یهودیان]] که اعلام کردند عُزیر پسر خدااست {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ}} و [[مسیحیان]] که گفتند [[مسیح]] پسرخدا است {{متن قرآن|وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ}} شبیه سخن و [[اعتقاد]] [[کافران]] قبل از خودشان است {{متن قرآن|ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۳۹.</ref>. | ||
== [[غلو]] در [[دین]] در [[قرآن]] == | == [[غلو]] در [[دین]] در [[قرآن]] == | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
# '''[[عقیده]] ناروا و غلوّآمیز [[اهل کتاب]] در [[دین]]، برخاسته از [[افکار]] [[باطل]] پیشینیان [[گمراه]]:''' {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ}}<ref> بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید؛ سوره مائده، آیه۷۷.</ref>. | # '''[[عقیده]] ناروا و غلوّآمیز [[اهل کتاب]] در [[دین]]، برخاسته از [[افکار]] [[باطل]] پیشینیان [[گمراه]]:''' {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ}}<ref> بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید؛ سوره مائده، آیه۷۷.</ref>. | ||
# '''[[نهی]] اهل کتاب، از غلّو در دین:''' {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً }}<ref> ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سهگانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بیگمان خداوند خدایی یگانه است، پاکاکه اوست از اینکه او را فرزندی باشد، آنچه در آسمانها و زمین است او راست و خداوند (شما را) کارساز، بس؛ سوره نساء، آیه:۱۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ}}<ref> بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید؛ سوره مائده، آیه۷۷.</ref>. | # '''[[نهی]] اهل کتاب، از غلّو در دین:''' {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً }}<ref> ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سهگانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بیگمان خداوند خدایی یگانه است، پاکاکه اوست از اینکه او را فرزندی باشد، آنچه در آسمانها و زمین است او راست و خداوند (شما را) کارساز، بس؛ سوره نساء، آیه:۱۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ}}<ref> بگو ای اهل کتاب! در دین خود ناحق غلو نورزید و از هوسهای گروهی که از پیش گمراه بودند، و بسیاری را گمراه کردند و از راه میانه به بیراه افتادند پیروی نکنید؛ سوره مائده، آیه۷۷.</ref>. | ||
# ''' | # '''پندار [[مسیحیان]] درباره [[مسیح]] {{ع}}، موجب غلوّ در دین و [[اعتقاد]] به [[تثلیث]]:''' {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً }}<ref> ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سهگانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بیگمان خداوند خدایی یگانه است، پاکاکه اوست از اینکه او را فرزندی باشد، آنچه در آسمانها و زمین است او راست و خداوند (شما را) کارساز، بس؛ سوره نساء، آیه۱۷۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]؛ [[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۱۴، ص۱۹۰- ۲۲۰.</ref> | ||
== اقسام غلو == | == اقسام غلو == | ||
| خط ۹۶: | خط ۹۶: | ||
== نتیجهگیری == | == نتیجهگیری == | ||
از آنجا که مجموعه کتب [[روایی]] در دنیای [[اسلام]] در برگیرنده مطالب صحیح و سقیم و غث و سمین فراوان است و استناد شماری از [[غالیان]] به طوایفی از آن [[روایات]] است که مبنای ارائه [[عقیده]] [[غلو]] آمیز آنان گردیده است؛ این معنا [[مسئولیت]] [[حدیثشناسان]] را در برابر [[سوء]] برداشتهای آنان دو چندان میکند. از این رو، برای [[پاکسازی]] [[عقاید انحرافی]]، نخست باید سراغ منابع [[تغذیه]] [[فکری]] [[منحرفان]] را گرفت. بر حدیثشناسان فرض است که [[احادیث]] درست را از [[نادرست]] باز شناسند و حقایق گفتار، [[رفتار]] و [[کردار]] [[رسول]] بزرگ اسلام و [[ائمه معصومین]] {{عم}} را در قالب نقل | از آنجا که مجموعه کتب [[روایی]] در دنیای [[اسلام]] در برگیرنده مطالب صحیح و سقیم و غث و سمین فراوان است و استناد شماری از [[غالیان]] به طوایفی از آن [[روایات]] است که مبنای ارائه [[عقیده]] [[غلو]] آمیز آنان گردیده است؛ این معنا [[مسئولیت]] [[حدیثشناسان]] را در برابر [[سوء]] برداشتهای آنان دو چندان میکند. از این رو، برای [[پاکسازی]] [[عقاید انحرافی]]، نخست باید سراغ منابع [[تغذیه]] [[فکری]] [[منحرفان]] را گرفت. بر حدیثشناسان فرض است که [[احادیث]] درست را از [[نادرست]] باز شناسند و حقایق گفتار، [[رفتار]] و [[کردار]] [[رسول]] بزرگ اسلام و [[ائمه معصومین]] {{عم}} را در قالب نقل احادیث صحیح و معقول، بر [[مردم]] عرضه بدارند و جرعههای خوشگوار [[فرهنگ قرآن]] و مکتب اهل بیت {{عم}} را، از زلال احادیث صحیح آنان به مردم بنوشانند. چنین امری تحقق نمییابد مگر اینکه: | ||
# روایات را بر [[قرآن]] عرضه کنیم. | # روایات را بر [[قرآن]] عرضه کنیم. | ||
# روایات را بر [[سنت]] [[قطعی]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[تطبیق]] دهیم. | # روایات را بر [[سنت]] [[قطعی]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[تطبیق]] دهیم. | ||
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']] | ||
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]؛ [[غلو (مقاله)|مقاله «غلو»]]؛ [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | # [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]؛ [[غلو (مقاله)|مقاله «غلو»]]؛ [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:1100559.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]؛ [[فرهنگ قرآن (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']] | # [[پرونده:1100559.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]؛ [[فرهنگ قرآن (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']] | ||