پرش به محتوا

پیامدهای استرحام چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'بنده خدا' به 'بنده خدا'
جز (جایگزینی متن - 'بنده خدا' به 'بنده خدا')
 
خط ۲۰: خط ۲۰:
پایبندان به [[سیره نبوی]] این حرمت را پاس می‌دارند، نه [[مردمان]] را به [[خواری]] سوق می‌دهند و نه اجازه می‌دهند که آنان خود را [[خوار]] سازند. [[حضرت حسین]] {{ع}} به مردی از [[انصار]] که ملاحظه عزت و آبروی خود را نمی‌کرد و زبان به خواهش می‌گشود و اظهار نیاز می‌کرد و خواستار چیزی می‌شد فرمود: {{متن حدیث|يَا أَخَا الْأَنْصَارِ صُنْ وَجْهَكَ عَنْ بِذْلَةِ الْمَسْأَلَةِ وَ ارْفَعْ‏ حَاجَتَكَ‏ فِي‏ رُقْعَةٍ فَإِنِّي‏ آتٍ فِيهَا مَا سَارَّكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ}}<ref>«این برادر انصاری آبرؤیت را از مطرح کردن خواهش مالی نگه دار و نیاز خود را در نامه‌ای [به من] بنویس؛ و من بی‌گمان آن چه تو را خرسند سازد خواهمت داد»..</ref>.
پایبندان به [[سیره نبوی]] این حرمت را پاس می‌دارند، نه [[مردمان]] را به [[خواری]] سوق می‌دهند و نه اجازه می‌دهند که آنان خود را [[خوار]] سازند. [[حضرت حسین]] {{ع}} به مردی از [[انصار]] که ملاحظه عزت و آبروی خود را نمی‌کرد و زبان به خواهش می‌گشود و اظهار نیاز می‌کرد و خواستار چیزی می‌شد فرمود: {{متن حدیث|يَا أَخَا الْأَنْصَارِ صُنْ وَجْهَكَ عَنْ بِذْلَةِ الْمَسْأَلَةِ وَ ارْفَعْ‏ حَاجَتَكَ‏ فِي‏ رُقْعَةٍ فَإِنِّي‏ آتٍ فِيهَا مَا سَارَّكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ}}<ref>«این برادر انصاری آبرؤیت را از مطرح کردن خواهش مالی نگه دار و نیاز خود را در نامه‌ای [به من] بنویس؛ و من بی‌گمان آن چه تو را خرسند سازد خواهمت داد»..</ref>.


[[مرد]] [[انصاری]] در نامه‌ای به آن [[حضرت]] نوشت که فلانی از من پانصد [[دینار]] [[طلب]] دارد و [[اصرار]] بر گرفتن آن دارد، با او [[گفتگو]] فرما که مرا مهلتی دهد. چون [[امام حسین]] {{ع}} این [[نامه]] را خواند درون خانه‌اش رفت و کیسه‌ای که در آن هزار دینار بود آورد و به وی فرمود: با پانصد دینار وام خود را بپرداز و پانصد دینار دیگر را صرف مدد معاش خویش ساز<ref>تحف العقول، ص۱۷۶؛ بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۱۸؛ نهج السعادة، ج۸، ص۲۸۳.</ref>. آبروی [[آدمی]] چیزی نیست که با آن چنین [[رفتار]] شود. حریمی است که چون فرو ریزد، حرمت‌های بسیار شکسته شود، و بالاترین [[ستم‌ها]] به [[حقیقت انسان]] رود. بنابراین نباید [[کرامت انسانی]] و [[عزت]] [[ایمانی]] با [[استرحام]] و [[ذلت]] [[تکدی]] شکسته شود. [[امام صادق]] {{ع}} به یکی از خدمتگزاران خود که به محل کسب و کارش حاضر نشده بود و به سبب [[بیکاری]] [[آبرو]] و عزت او در مخاطره قرار گرفته بود فرمود: {{متن حدیث|يَا عَبْدَ اللَّهِ احْفَظْ عِزَّكَ‏}}. (ای [[بنده]] [[خدا]] عزت خود را نگه دار). آن خدمتگزار گفت: {{متن حدیث|وَ مَا عِزِّي جُعِلْتُ فِدَاكَ}} (فدایت شوم، [[عزّت]] من در چیست؟) فرمود: {{متن حدیث|غُدُوُّكَ إِلَى سُوقِكَ وَ إِكْرَامُكَ نَفْسَكَ}}<ref>تهذیب الاحکام، ج۷، ص۴؛ وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۵.</ref>. (به بازار و محل [[کسب و کار]] خویش رفتن و [[کرامت]] خود را نگه داشتن).
[[مرد]] [[انصاری]] در نامه‌ای به آن [[حضرت]] نوشت که فلانی از من پانصد [[دینار]] [[طلب]] دارد و [[اصرار]] بر گرفتن آن دارد، با او [[گفتگو]] فرما که مرا مهلتی دهد. چون [[امام حسین]] {{ع}} این [[نامه]] را خواند درون خانه‌اش رفت و کیسه‌ای که در آن هزار دینار بود آورد و به وی فرمود: با پانصد دینار وام خود را بپرداز و پانصد دینار دیگر را صرف مدد معاش خویش ساز<ref>تحف العقول، ص۱۷۶؛ بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۱۸؛ نهج السعادة، ج۸، ص۲۸۳.</ref>. آبروی [[آدمی]] چیزی نیست که با آن چنین [[رفتار]] شود. حریمی است که چون فرو ریزد، حرمت‌های بسیار شکسته شود، و بالاترین [[ستم‌ها]] به [[حقیقت انسان]] رود. بنابراین نباید [[کرامت انسانی]] و [[عزت]] [[ایمانی]] با [[استرحام]] و [[ذلت]] [[تکدی]] شکسته شود. [[امام صادق]] {{ع}} به یکی از خدمتگزاران خود که به محل کسب و کارش حاضر نشده بود و به سبب [[بیکاری]] [[آبرو]] و عزت او در مخاطره قرار گرفته بود فرمود: {{متن حدیث|يَا عَبْدَ اللَّهِ احْفَظْ عِزَّكَ‏}}. (ای [[بنده خدا]] عزت خود را نگه دار). آن خدمتگزار گفت: {{متن حدیث|وَ مَا عِزِّي جُعِلْتُ فِدَاكَ}} (فدایت شوم، [[عزّت]] من در چیست؟) فرمود: {{متن حدیث|غُدُوُّكَ إِلَى سُوقِكَ وَ إِكْرَامُكَ نَفْسَكَ}}<ref>تهذیب الاحکام، ج۷، ص۴؛ وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۵.</ref>. (به بازار و محل [[کسب و کار]] خویش رفتن و [[کرامت]] خود را نگه داشتن).
* '''[[رذایل اخلاقی]]''': در پی شکسته شدن کرامت و عزت آدمی، شخص پذیرای همه کجی‌ها و ناراستی‌ها می‌شود. آن‌که تن به خواهش می‌دهد، خود را پذیرای اموری دیگر نیز می‌کند؛ لازم است به [[پست‌ترین]] پستی‌ها یعنی کوچک کردن خود در برابر این و آن تن دهد و در برابر صاحبان [[مال و منال]] [[کرنش]] کند و زبان به [[ستایش]] آنان گشاید. از [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} نقل شده است که در [[تورات]] چنین آمده است: {{متن حدیث|مَنْ‏ تَوَاضَعَ‏ لِغَنِيٍّ‏ طَلَباً لِمَا عِنْدَهُ ذَهَبَ ثُلُثَا دِينِهِ}}<ref>«هر که دولتمندی را به طمع مالی که او راست خضوع کند، دو سوم دینش از دست رفته است». تحف العقول، ص۱۵۲؛ قریب به همین: تنبیه الغافلین، ص۹۷.</ref>.
* '''[[رذایل اخلاقی]]''': در پی شکسته شدن کرامت و عزت آدمی، شخص پذیرای همه کجی‌ها و ناراستی‌ها می‌شود. آن‌که تن به خواهش می‌دهد، خود را پذیرای اموری دیگر نیز می‌کند؛ لازم است به [[پست‌ترین]] پستی‌ها یعنی کوچک کردن خود در برابر این و آن تن دهد و در برابر صاحبان [[مال و منال]] [[کرنش]] کند و زبان به [[ستایش]] آنان گشاید. از [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} نقل شده است که در [[تورات]] چنین آمده است: {{متن حدیث|مَنْ‏ تَوَاضَعَ‏ لِغَنِيٍّ‏ طَلَباً لِمَا عِنْدَهُ ذَهَبَ ثُلُثَا دِينِهِ}}<ref>«هر که دولتمندی را به طمع مالی که او راست خضوع کند، دو سوم دینش از دست رفته است». تحف العقول، ص۱۵۲؛ قریب به همین: تنبیه الغافلین، ص۹۷.</ref>.


۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش