تاریخ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'بنده خدا' به 'بنده خدا'
جز (جایگزینی متن - 'داود' به 'داوود')
جز (جایگزینی متن - 'بنده خدا' به 'بنده خدا')
خط ۴۳: خط ۴۳:
به اقوامی که [[خداوند]] در این بخش از آنها نام برده، یکسان توجه نشده است؛ به اقوامی چون [[قوم ثمود]]، [[عاد]] و [[فرعون]] تأکید بیشتری صورت گرفته است. بنابر ترتیب فراوانی، فرعون با ۸ بار تکرار (حدود ۳۳ %) در اولین رتبه قرار می‌گیرد. در پی آن [[ثمود]] با ۵ بار (حدود ۲۰ %)، [[قوم عاد]] با سه بار (حدود ۱۲ %) و [[قوم نوح]] و [[لوط]] با دوبار (هر یک حدود ۸ %) در مرحله‌های بعدی هستند. اقوام دیگری که تنها یک بار (هریک حدود ۴ %) به نام آنها اشاره شده است عبارت‌اند از: {{متن قرآن|أَصْحَابَ الرَّسِّ}}، {{متن قرآن| الْأَيْكَةِ لَظَالِمِينَ}}، {{متن قرآن|قَوْمُ تُبَّعٍ}} و {{متن قرآن|أَصْحَابِ الْفِيلِ}}.
به اقوامی که [[خداوند]] در این بخش از آنها نام برده، یکسان توجه نشده است؛ به اقوامی چون [[قوم ثمود]]، [[عاد]] و [[فرعون]] تأکید بیشتری صورت گرفته است. بنابر ترتیب فراوانی، فرعون با ۸ بار تکرار (حدود ۳۳ %) در اولین رتبه قرار می‌گیرد. در پی آن [[ثمود]] با ۵ بار (حدود ۲۰ %)، [[قوم عاد]] با سه بار (حدود ۱۲ %) و [[قوم نوح]] و [[لوط]] با دوبار (هر یک حدود ۸ %) در مرحله‌های بعدی هستند. اقوام دیگری که تنها یک بار (هریک حدود ۴ %) به نام آنها اشاره شده است عبارت‌اند از: {{متن قرآن|أَصْحَابَ الرَّسِّ}}، {{متن قرآن| الْأَيْكَةِ لَظَالِمِينَ}}، {{متن قرآن|قَوْمُ تُبَّعٍ}} و {{متن قرآن|أَصْحَابِ الْفِيلِ}}.


آنچه از فهرست اقوام شناخته شده این مرحله به نظر می‌رسد، نزدیکی جغرافیایی سکونت‌گاه‌های این اقوام به [[حجاز]] است، زیرا می‌دانیم ثمودیان در منطقه حِجر در شمال حجاز<ref>انساب الاشراف، ج‌۱، ص‌۷؛ مروج الذهب، ج‌۱، ص‌۵۲؛ تاریخ یعقوبی، ج‌۱، ص‌۲۲.</ref> و {{متن قرآن|قَوْمُ تُبَّعٍ}}<ref> اخبار الطوال، ص‌۴۶؛ البدء و التاریخ، ج‌۳، ص‌۲۹؛ تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۵۶۶.</ref> در [[یمن]] می‌زیستند. درباره [[قوم عاد]] نیز دیدگاه‌ها متفاوت است؛ برخی به سکونت آنان در جنوب شبه جزیره و برخی در شمال [[حجاز]] [[باور]] دارند.<ref> اخبار الطوال، ص‌۷؛ مروج الذهب، ج‌۲، ص‌۱۳؛ تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۲۰۴.</ref> ویژگی دیگر داده‌های [[تاریخی]] این مرحله آن است که بر اساس آنچه امروز از این [[اقوام]] دانسته شده، عمدتاً بنی‌اسرائیلی نیستند و بسیاری از آنها را به [[عرب]] نسبت می‌دهند.<ref> النسب، ص‌۳۴۴؛ جمهرة انساب العرب، ص‌۴۶۲.</ref> در پایان این مرحله، آنچه مخاطبان [[وحی]] از گذشته درمی‌یابند این است که قوم عاد در شهری [[عظیم]] و بی‌نظیر به نام اِرَم ساکن بودند. آنها [[پیامبر]] خود را [[دروغگو]] خواندند. در نتیجه همچون درختان خرمایی که با تندباد ریشه‌کن شده بودند از بین رفتند. {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلادِ وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ}}<ref>«آیا درنیافته‌ای که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟ با (مردم شهر) «ارم» که دارای ستون‌های بزرگ بود، که مانند آن در میان شهرها نیافریده‌اند؛ و با قوم ثمود که در آن دره، خرسنگ (ها) را می‌شکافتند» سوره فجر، آیه ۶-۹.</ref>؛ {{متن قرآن| كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ }}<ref>«قوم) عاد دروغ‌انگاری کردند پس (بنگر) عذاب و بیم دادن من چگونه بود؟ ما بر آنها بادی بسیار سرد در روز شومی دیرپا فرستادیم. که مردم را از جای برمی‌کند، گویی آنان تنه‌های خرمابن‌هایی از ریشه برکنده‌اند. پس (بنگر) عذاب و بیم دادن من چگونه بود؟» سوره قمر، آیه ۱۸-۲۱.</ref> [[قوم ثمود]] قومی بودند که در دره‌ها از سنگ برای خود [[خانه]] می‌ساختند. آنها با [[طغیان]] خود [[رسالت]] پیامبرشان را [[دروغ]] دانستند. پیامبرشان از آنها خواسته بود بهره آب شتر [[خداوند]] را رعایت کنند؛ اما آنها شتر را پی کرده و کشتند و به [[عذاب الهی]] نابود شدند. {{متن قرآن|وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ}}<ref>«و با قوم ثمود که در آن دره، خرسنگ (ها) را می‌شکافتند،» سوره فجر، آیه ۹.</ref>؛ {{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا وَلا يَخَافُ عُقْبَاهَا}}<ref>«قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند، آنگاه که سنگدل‌ترین آنان برانگیخته شد. پیامبر خداوند به آنان گفت: شتر خداوند را با آبشخور آن وانهید. اما آنان او را دروغزن شمردند و آن (شتر) را پی کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهشان یکسره نابود ساخت و (با خاک) یکسان کرد. و از سرانجام آن باکی ندارد» سوره شمس، آیه ۱۱-۱۵.</ref> و [[فرعون]] همان کسی که [[اوتاد]] (بناهای بلند) از آن بود، سر به طغیان برداشته و [[فساد]] را زیاد کرده بود. خداوند رسولی نزدش فرستاد؛ اما او سرپیچید و به عذاب الهی گرفتار آمد. {{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولًا}}<ref>«ما به سویتان پیامبری که گواه بر شماست فرستاده‌ایم چنان که به سوی فرعون پیامبری فرستادیم» سوره مزمل، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا}}<ref>«آنگاه فرعون با آن پیامبر، نافرمانی کرد و او را با گرفتنی سخت، فرو گرفتیم» سوره مزمل، آیه ۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَفِرْعَوْنَ ذِي الأَوْتَادِ الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ}}<ref>«و با فرعون، دارنده آن میخ‌ها، آنان که در شهرها سر به سرکشی برداشتند، و در آنها بسیار به تباهی پرداختند، سرانجام پروردگارت بر (سر) آنان تازیانه عذاب فرو کشید» سوره فجر، آیه ۱۰-۱۳.</ref> [[قوم نوح]] هم [[بنده]] [[خدا]] را دروغگو و دیوانه خوانده، او را راندند. او هم از خدا یاری ‌طلبید و آنگاه از [[آسمان]] و [[زمین]] آب جاری شد و خداوند [[نوح]] را بر کشتی سوار کرد و کشتی را حرکت داد تا جزایی برای بی‌ایمانان و مایه [[پند]] دیگران باشد. {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ وَفَجَّرْنَا الأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ }}<ref>«پیش از ایشان، قوم نوح (پیامبران را) دروغگو شمردند و بنده ما نوح را دروغزن دانستند و گفتند: دیوانه است و (نوح از تبلیغ آن قوم) بازداشته شد. آنگاه پروردگارش را بخواند که: من مغلوب شده‌ام پس داد (مرا) بستان! آنگاه درهای آسمان را با آبی ریزان گشودیم. و از زمین چشمه‌هایی فرا جوشاندیم و آب برای کاری که پیش‌بینی شده بود فراهم آمد. و او را بر (کشتی) پر تخته و میخ، سوار کردیم. که زیر نظر ما روان بود، به پاداش کسی که بدو ناسپاسی شده بود. و آن را چون نشانه‌ای وانهادیم و آیا پندپذیری هست؟ و (بنگر) عذاب و بیم دادن من چگونه بود؟ و ما به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کرده‌ایم، آیا پندپذیری هست؟» سوره قمر، آیه ۹-۱۷.</ref> [[قوم لوط]] نیز پیامبر خود را دروغگو دانستند. پیامبرشان درباره [[عذاب الهی]] به آنان هشدار داده بود؛ اما آنها از [[مهمانان]] [[لوط]] کام [[دل]] خواستند. [[خداوند]] هم [[خانواده]] لوط را در [[سحرگاه]] [[نجات]] داد و آنان را [[نابینا]] ساخت. سپس گرفتار [[عذاب]] شدند {{متن قرآن| كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلاَّ آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ}}<ref>«قوم لوط بیم‌دادن را دروغ شمردند. ما بر (سر) آنان شنبادی (مرگبار) فرستادیم جز بر خاندان لوط که سحرگاهی رهایی‌شان بخشیدیم ... به نعمتی از سوی خود، این‌چنین سپاسگزار را پاداش می‌دهیم. و به راستی (لوط) آنان را به (خشم و) سختگیری ما هشدار داده بود اما آنان به بیم دادن با تردید نگریستند (و آنها را سبک شمردند). و مهمانانش را از او خواستند پس آنان را نابینا کردیم، اینک عذاب من و (نتیجه نشنیدن) بیم دادن مرا بچشید! و بامدادان عذابی پایدار آنان را فرو گرفت. پس عذاب من و (نتیجه نشنیدن) بیم دادن مرا بچشید. و به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کرده‌ایم، آیا پندپذیری هست؟» سوره قمر، آیه ۳۳-۴۰.</ref><ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[تاریخ (مقاله)|مقاله «تاریخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref>.
آنچه از فهرست اقوام شناخته شده این مرحله به نظر می‌رسد، نزدیکی جغرافیایی سکونت‌گاه‌های این اقوام به [[حجاز]] است، زیرا می‌دانیم ثمودیان در منطقه حِجر در شمال حجاز<ref>انساب الاشراف، ج‌۱، ص‌۷؛ مروج الذهب، ج‌۱، ص‌۵۲؛ تاریخ یعقوبی، ج‌۱، ص‌۲۲.</ref> و {{متن قرآن|قَوْمُ تُبَّعٍ}}<ref> اخبار الطوال، ص‌۴۶؛ البدء و التاریخ، ج‌۳، ص‌۲۹؛ تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۵۶۶.</ref> در [[یمن]] می‌زیستند. درباره [[قوم عاد]] نیز دیدگاه‌ها متفاوت است؛ برخی به سکونت آنان در جنوب شبه جزیره و برخی در شمال [[حجاز]] [[باور]] دارند.<ref> اخبار الطوال، ص‌۷؛ مروج الذهب، ج‌۲، ص‌۱۳؛ تاریخ طبری، ج‌۱، ص‌۲۰۴.</ref> ویژگی دیگر داده‌های [[تاریخی]] این مرحله آن است که بر اساس آنچه امروز از این [[اقوام]] دانسته شده، عمدتاً بنی‌اسرائیلی نیستند و بسیاری از آنها را به [[عرب]] نسبت می‌دهند.<ref> النسب، ص‌۳۴۴؛ جمهرة انساب العرب، ص‌۴۶۲.</ref> در پایان این مرحله، آنچه مخاطبان [[وحی]] از گذشته درمی‌یابند این است که قوم عاد در شهری [[عظیم]] و بی‌نظیر به نام اِرَم ساکن بودند. آنها [[پیامبر]] خود را [[دروغگو]] خواندند. در نتیجه همچون درختان خرمایی که با تندباد ریشه‌کن شده بودند از بین رفتند. {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلادِ وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ}}<ref>«آیا درنیافته‌ای که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟ با (مردم شهر) «ارم» که دارای ستون‌های بزرگ بود، که مانند آن در میان شهرها نیافریده‌اند؛ و با قوم ثمود که در آن دره، خرسنگ (ها) را می‌شکافتند» سوره فجر، آیه ۶-۹.</ref>؛ {{متن قرآن| كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ }}<ref>«قوم) عاد دروغ‌انگاری کردند پس (بنگر) عذاب و بیم دادن من چگونه بود؟ ما بر آنها بادی بسیار سرد در روز شومی دیرپا فرستادیم. که مردم را از جای برمی‌کند، گویی آنان تنه‌های خرمابن‌هایی از ریشه برکنده‌اند. پس (بنگر) عذاب و بیم دادن من چگونه بود؟» سوره قمر، آیه ۱۸-۲۱.</ref> [[قوم ثمود]] قومی بودند که در دره‌ها از سنگ برای خود [[خانه]] می‌ساختند. آنها با [[طغیان]] خود [[رسالت]] پیامبرشان را [[دروغ]] دانستند. پیامبرشان از آنها خواسته بود بهره آب شتر [[خداوند]] را رعایت کنند؛ اما آنها شتر را پی کرده و کشتند و به [[عذاب الهی]] نابود شدند. {{متن قرآن|وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ}}<ref>«و با قوم ثمود که در آن دره، خرسنگ (ها) را می‌شکافتند،» سوره فجر، آیه ۹.</ref>؛ {{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا وَلا يَخَافُ عُقْبَاهَا}}<ref>«قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند، آنگاه که سنگدل‌ترین آنان برانگیخته شد. پیامبر خداوند به آنان گفت: شتر خداوند را با آبشخور آن وانهید. اما آنان او را دروغزن شمردند و آن (شتر) را پی کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهشان یکسره نابود ساخت و (با خاک) یکسان کرد. و از سرانجام آن باکی ندارد» سوره شمس، آیه ۱۱-۱۵.</ref> و [[فرعون]] همان کسی که [[اوتاد]] (بناهای بلند) از آن بود، سر به طغیان برداشته و [[فساد]] را زیاد کرده بود. خداوند رسولی نزدش فرستاد؛ اما او سرپیچید و به عذاب الهی گرفتار آمد. {{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولًا}}<ref>«ما به سویتان پیامبری که گواه بر شماست فرستاده‌ایم چنان که به سوی فرعون پیامبری فرستادیم» سوره مزمل، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا}}<ref>«آنگاه فرعون با آن پیامبر، نافرمانی کرد و او را با گرفتنی سخت، فرو گرفتیم» سوره مزمل، آیه ۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَفِرْعَوْنَ ذِي الأَوْتَادِ الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ}}<ref>«و با فرعون، دارنده آن میخ‌ها، آنان که در شهرها سر به سرکشی برداشتند، و در آنها بسیار به تباهی پرداختند، سرانجام پروردگارت بر (سر) آنان تازیانه عذاب فرو کشید» سوره فجر، آیه ۱۰-۱۳.</ref> [[قوم نوح]] هم [[بنده خدا]] را دروغگو و دیوانه خوانده، او را راندند. او هم از خدا یاری ‌طلبید و آنگاه از [[آسمان]] و [[زمین]] آب جاری شد و خداوند [[نوح]] را بر کشتی سوار کرد و کشتی را حرکت داد تا جزایی برای بی‌ایمانان و مایه [[پند]] دیگران باشد. {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ وَفَجَّرْنَا الأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ }}<ref>«پیش از ایشان، قوم نوح (پیامبران را) دروغگو شمردند و بنده ما نوح را دروغزن دانستند و گفتند: دیوانه است و (نوح از تبلیغ آن قوم) بازداشته شد. آنگاه پروردگارش را بخواند که: من مغلوب شده‌ام پس داد (مرا) بستان! آنگاه درهای آسمان را با آبی ریزان گشودیم. و از زمین چشمه‌هایی فرا جوشاندیم و آب برای کاری که پیش‌بینی شده بود فراهم آمد. و او را بر (کشتی) پر تخته و میخ، سوار کردیم. که زیر نظر ما روان بود، به پاداش کسی که بدو ناسپاسی شده بود. و آن را چون نشانه‌ای وانهادیم و آیا پندپذیری هست؟ و (بنگر) عذاب و بیم دادن من چگونه بود؟ و ما به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کرده‌ایم، آیا پندپذیری هست؟» سوره قمر، آیه ۹-۱۷.</ref> [[قوم لوط]] نیز پیامبر خود را دروغگو دانستند. پیامبرشان درباره [[عذاب الهی]] به آنان هشدار داده بود؛ اما آنها از [[مهمانان]] [[لوط]] کام [[دل]] خواستند. [[خداوند]] هم [[خانواده]] لوط را در [[سحرگاه]] [[نجات]] داد و آنان را [[نابینا]] ساخت. سپس گرفتار [[عذاب]] شدند {{متن قرآن| كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلاَّ آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ}}<ref>«قوم لوط بیم‌دادن را دروغ شمردند. ما بر (سر) آنان شنبادی (مرگبار) فرستادیم جز بر خاندان لوط که سحرگاهی رهایی‌شان بخشیدیم ... به نعمتی از سوی خود، این‌چنین سپاسگزار را پاداش می‌دهیم. و به راستی (لوط) آنان را به (خشم و) سختگیری ما هشدار داده بود اما آنان به بیم دادن با تردید نگریستند (و آنها را سبک شمردند). و مهمانانش را از او خواستند پس آنان را نابینا کردیم، اینک عذاب من و (نتیجه نشنیدن) بیم دادن مرا بچشید! و بامدادان عذابی پایدار آنان را فرو گرفت. پس عذاب من و (نتیجه نشنیدن) بیم دادن مرا بچشید. و به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کرده‌ایم، آیا پندپذیری هست؟» سوره قمر، آیه ۳۳-۴۰.</ref><ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[تاریخ (مقاله)|مقاله «تاریخ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref>.


=== [[آگاهی]] [[تاریخی]] در مرحله دوم مکی ===
=== [[آگاهی]] [[تاریخی]] در مرحله دوم مکی ===
۲۲۴٬۸۸۷

ویرایش