←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
گزارش تورات از وجود رودی در حویله و کانیها و سنگهای قیمتی بسیار و عطرهای گیاهی در آن منطقه، با گزارش قرآن از باغها و آبها و [[نعمت]] فراوان در محلّ سکونت عادیان مطابقت میکند {{متن قرآن|وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ }}<ref>«و از کسی که شما را با آنچه میدانید یاوری کرد پروا کنید، شما را با چارپایان و فرزندان یاوری کرد، و با بوستانها و چشمهساران» سوره شعراء، آیه ۱۳۲-۱۳۴.</ref><ref>کتاب مقدس، تکوین، ۲: ۱۱ـ۱۲.</ref> تشابه عادیان در [[ویژگیهای جسمانی]] با عمالقه که در تورات از حویله بهصورت یکی از مناطق حضور آنها یاد شده، تأییدی دیگر بر این فرضیّهاست {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>، {{متن قرآن|كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«(حال و روز شما منافقان) همانند پیشینیانتان (است) که نیرومندتر و داراتر و پرفرزندتر از شما بودند؛ آنان بهره خویش بردند شما نیز بهره خویش گرفتید همچون کسانی که پیش از شما به بهره خویش رسیدند و (در یاوه گویی) فرو رفتید چنانکه آنان فرو رفتند؛ آنانند که کردارهاشان در این جهان و در جهان واپسین تباه است و آنانند که زیانکارند» سوره توبه، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وَأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«آیا خبر پیشینیان آنان: قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و سرزمینهای زیرورو شده (ی قوم لوط) به آنها نرسیده است که پیامبرانشان برای آنها برهانها آوردند؛ خداوند بر آن نبود که به آنان ستم کند ولی آنان خود به خویش ستم میورزیدند» سوره توبه، آیه ۷۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و به راستی ما به آنان در چیزهایی توانمندی دادیم که به شما در آنها توانمندی ندادهایم و برای آنان گوش و دیدگان و دلهایی نهادیم، اما گوش و دیدگان و دلهای آنان هیچ به کارشان نیامد زیرا آیات خداوند را انکار میکردند و (کیفر) آنچه به ریشخند میگرفتند آنها» سوره احقاف، آیه ۲۶.</ref><ref>کتاب مقدس، اعداد، ۱۳: ۲۸ـ۳۳.</ref> افزون بر این، این دو گروه، از یک نژاد و [[خانواده]] شمرده شدهاند.<ref>شرح نهجالبلاغه، ج۱۰، ص۲۸۰ـ۲۸۱؛ مؤلفات جرجی زیدان، ج۱۰، ص۸۶ـ۸۷؛ حجةالتفاسیر، ج۶، ص۱۴۵.</ref> کاوشهای باستانشناسی در مناطق گوناگون جزیرةالعرب نیز اطّلاعات بسیاری از [[اقوام]] گذشته این [[سرزمین]] در [[اختیار]] گذاشته که البتّه همه آنها بیشباهت با وضعیّت [[قوم عاد]] نیستند؛ امّا تاکنون آثار مشخّصی از عادیان ساکن احقاف بهگونهای که از تطابق گزارش [[قرآن]] بر آن [[اطمینان]] حاصل شود، بهدست نیامده است.<ref>مؤلفات جرجی زیدان، ج۱۰، ص۹۰؛ الجواهر، ج۱۱، ص۲۰۰؛ تفسیر عاملی، ج۷. ص۵۳۱.</ref> شاید از همین روی برخی معاصران، عادیان را ازاقوام ما قبل [[تاریخ]] شمردهاند.<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۰۷؛ میزانالحکمه، ج۴، ص۳۰۴۸.</ref> | گزارش تورات از وجود رودی در حویله و کانیها و سنگهای قیمتی بسیار و عطرهای گیاهی در آن منطقه، با گزارش قرآن از باغها و آبها و [[نعمت]] فراوان در محلّ سکونت عادیان مطابقت میکند {{متن قرآن|وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ }}<ref>«و از کسی که شما را با آنچه میدانید یاوری کرد پروا کنید، شما را با چارپایان و فرزندان یاوری کرد، و با بوستانها و چشمهساران» سوره شعراء، آیه ۱۳۲-۱۳۴.</ref><ref>کتاب مقدس، تکوین، ۲: ۱۱ـ۱۲.</ref> تشابه عادیان در [[ویژگیهای جسمانی]] با عمالقه که در تورات از حویله بهصورت یکی از مناطق حضور آنها یاد شده، تأییدی دیگر بر این فرضیّهاست {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه میکردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>، {{متن قرآن|كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«(حال و روز شما منافقان) همانند پیشینیانتان (است) که نیرومندتر و داراتر و پرفرزندتر از شما بودند؛ آنان بهره خویش بردند شما نیز بهره خویش گرفتید همچون کسانی که پیش از شما به بهره خویش رسیدند و (در یاوه گویی) فرو رفتید چنانکه آنان فرو رفتند؛ آنانند که کردارهاشان در این جهان و در جهان واپسین تباه است و آنانند که زیانکارند» سوره توبه، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وَأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«آیا خبر پیشینیان آنان: قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و سرزمینهای زیرورو شده (ی قوم لوط) به آنها نرسیده است که پیامبرانشان برای آنها برهانها آوردند؛ خداوند بر آن نبود که به آنان ستم کند ولی آنان خود به خویش ستم میورزیدند» سوره توبه، آیه ۷۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَا أَبْصَارُهُمْ وَلَا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و به راستی ما به آنان در چیزهایی توانمندی دادیم که به شما در آنها توانمندی ندادهایم و برای آنان گوش و دیدگان و دلهایی نهادیم، اما گوش و دیدگان و دلهای آنان هیچ به کارشان نیامد زیرا آیات خداوند را انکار میکردند و (کیفر) آنچه به ریشخند میگرفتند آنها» سوره احقاف، آیه ۲۶.</ref><ref>کتاب مقدس، اعداد، ۱۳: ۲۸ـ۳۳.</ref> افزون بر این، این دو گروه، از یک نژاد و [[خانواده]] شمرده شدهاند.<ref>شرح نهجالبلاغه، ج۱۰، ص۲۸۰ـ۲۸۱؛ مؤلفات جرجی زیدان، ج۱۰، ص۸۶ـ۸۷؛ حجةالتفاسیر، ج۶، ص۱۴۵.</ref> کاوشهای باستانشناسی در مناطق گوناگون جزیرةالعرب نیز اطّلاعات بسیاری از [[اقوام]] گذشته این [[سرزمین]] در [[اختیار]] گذاشته که البتّه همه آنها بیشباهت با وضعیّت [[قوم عاد]] نیستند؛ امّا تاکنون آثار مشخّصی از عادیان ساکن احقاف بهگونهای که از تطابق گزارش [[قرآن]] بر آن [[اطمینان]] حاصل شود، بهدست نیامده است.<ref>مؤلفات جرجی زیدان، ج۱۰، ص۹۰؛ الجواهر، ج۱۱، ص۲۰۰؛ تفسیر عاملی، ج۷. ص۵۳۱.</ref> شاید از همین روی برخی معاصران، عادیان را ازاقوام ما قبل [[تاریخ]] شمردهاند.<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۰۷؛ میزانالحکمه، ج۴، ص۳۰۴۸.</ref> | ||
برخی ضربالمثلهای رایج میان [[عرب جاهلی]] نیز از [[قدمت]] عاد و فاصله بسیار آن [[مردم]] از عصر [[نزول قرآن]] حکایت دارد.<ref>المفصل، ج۱، ص۲۹۹ـ۳۰۸؛ حجةالتفاسیر، ج۶، ص۱۴۵.</ref> قرآن در غالب یادکردهای خویش از عادیان، آنان را پس از [[قوم نوح]] میشمرد و همچنین گرچه تعبیر "{{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}<ref>«و اوست که قوم نخستین عاد را نابود کرد» سوره نجم، آیه ۵۰.</ref>: [[عاد]] نخستین" از نظر برخی [[مفسّران]] نشاندهنده وجود عاد دیگری است، میتواند بر قدمت بسیار این [[قوم]] کهن دلالت کند. بااین همه، [[دست]] نخورده ماندن مناطق بسیاری از جزیرةالعرب در اثر وضعیّت سخت آب و هوایی، [[امید]] به یافتن آثاری از سرزمین عاد را از میان نبرده است. به هر روی، سرزمین این قوم، بنا به گزارش قرآن در جزیرةالعرب یا منطقهای نزدیک به آن قرار داشته است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref>«و آنچه شهر پیرامونتان بود نابود کردهایم و آیات را گوناگون آوردهایم باشد که آنان بازگردند» سوره احقاف، آیه ۲۷.</ref> از برخی [[آیات قرآن]] نیز آشنایی [[عرب]] با ماجرای قوم عاد برمیآید: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ}}<ref>«آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود نمیشناسد» سوره ابراهیم، آیه ۹.</ref> که در کنار سفارش [[خداوند]] به [[کافران]] عرب جهت [[مسافرت]] برای [[عبرتگیری]] ازعاقبت شوم برخی اقوام گذشته: {{متن قرآن| وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لا تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ }}<ref>«و اگر (مشرکان) تو را دروغگو میشمارند، پیش از ایشان، قوم نوح و عاد و ثمود هم (پیامبرانشان را) دروغگو شمردند. و (نیز) قوم ابراهیم و قوم لوط. و «اصحاب مدین» و (نیز) موسی دروغگو شمرده شد و به کافران مهلت دادم سپس آنان را فرو گرفتم پس (بنگر) کیفر من چگونه بود. و چه بسا شهرهایی را نابود کردیم که (مردم آنها) ستمگر بودند و (اینک خانههایی) فرو ریختهاند و (بسا) چاههایی فرو نهاده و کاخهایی بلند (که به جا ماندهاند!) آیا در زمین نگشتهاند تا آنان را دلهایی باشد که بدان دریابند یا گوشهایی که بدان بشنوند؟ زیرا (تنها) چشمها نابینا نمیشوند بلکه آن دلها که درون سینهها جا دارند (نیز) نابینا میگردند» سوره حج، آیه ۴۲-۴۶.</ref> احتمالاً نشان دهنده نزدیکی این منطقه به جزیرةالعرب است پارهای از گزارشهای برخی مورّخان [[اسلامی]] نیز از آن حکایت میکند که محلّ سکونت [[قوم عاد]]، بهطور کامل نزد [[عرب]] شناخته شده بود و در مسیر گذرگاههای آنان قرار داشت.<ref>تفسیر ابنکثیر، ج۳، ص۴۲۳؛ المفصل، ج۱، ص۳۰۷ـ۳۰۸؛ EQ,Vol.۱,P.۲۱-۲۲.</ref> | برخی ضربالمثلهای رایج میان [[عرب جاهلی]] نیز از [[قدمت]] عاد و فاصله بسیار آن [[مردم]] از عصر [[نزول قرآن]] حکایت دارد.<ref>المفصل، ج۱، ص۲۹۹ـ۳۰۸؛ حجةالتفاسیر، ج۶، ص۱۴۵.</ref> قرآن در غالب یادکردهای خویش از عادیان، آنان را پس از [[قوم نوح]] میشمرد و همچنین گرچه تعبیر "{{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}<ref>«و اوست که قوم نخستین عاد را نابود کرد» سوره نجم، آیه ۵۰.</ref>: [[عاد]] نخستین" از نظر برخی [[مفسّران]] نشاندهنده وجود عاد دیگری است، میتواند بر قدمت بسیار این [[قوم]] کهن دلالت کند. بااین همه، [[دست]] نخورده ماندن مناطق بسیاری از جزیرةالعرب در اثر وضعیّت سخت آب و هوایی، [[امید]] به یافتن آثاری از سرزمین عاد را از میان نبرده است. به هر روی، سرزمین این قوم، بنا به گزارش قرآن در جزیرةالعرب یا منطقهای نزدیک به آن قرار داشته است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref>«و آنچه شهر پیرامونتان بود نابود کردهایم و آیات را گوناگون آوردهایم باشد که آنان بازگردند» سوره احقاف، آیه ۲۷.</ref> از برخی [[آیات قرآن]] نیز آشنایی [[عرب]] با ماجرای قوم عاد برمیآید: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ}}<ref>«آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود نمیشناسد» سوره ابراهیم، آیه ۹.</ref> که در کنار سفارش [[خداوند]] به [[کافران]] عرب جهت [[مسافرت]] برای [[عبرتگیری]] ازعاقبت شوم برخی اقوام گذشته: {{متن قرآن|وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لا تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ}}<ref>«و اگر (مشرکان) تو را دروغگو میشمارند، پیش از ایشان، قوم نوح و عاد و ثمود هم (پیامبرانشان را) دروغگو شمردند. و (نیز) قوم ابراهیم و قوم لوط. و «اصحاب مدین» و (نیز) موسی دروغگو شمرده شد و به کافران مهلت دادم سپس آنان را فرو گرفتم پس (بنگر) کیفر من چگونه بود. و چه بسا شهرهایی را نابود کردیم که (مردم آنها) ستمگر بودند و (اینک خانههایی) فرو ریختهاند و (بسا) چاههایی فرو نهاده و کاخهایی بلند (که به جا ماندهاند!) آیا در زمین نگشتهاند تا آنان را دلهایی باشد که بدان دریابند یا گوشهایی که بدان بشنوند؟ زیرا (تنها) چشمها نابینا نمیشوند بلکه آن دلها که درون سینهها جا دارند (نیز) نابینا میگردند» سوره حج، آیه ۴۲-۴۶.</ref> احتمالاً نشان دهنده نزدیکی این منطقه به جزیرةالعرب است پارهای از گزارشهای برخی مورّخان [[اسلامی]] نیز از آن حکایت میکند که محلّ سکونت [[قوم عاد]]، بهطور کامل نزد [[عرب]] شناخته شده بود و در مسیر گذرگاههای آنان قرار داشت.<ref>تفسیر ابنکثیر، ج۳، ص۴۲۳؛ المفصل، ج۱، ص۳۰۷ـ۳۰۸؛ EQ,Vol.۱,P.۲۱-۲۲.</ref> | ||
در برخی [[روایات]] و [[اخبار]] [[تفسیری]] نیز از وجود آثاری از این [[قوم]] در محلّ سکونتشان خبر داده شده است.<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۳۳ـ۳۳۴؛ کنزالعمال، ج۱۲، ص۴۷۹ـ۴۸۰؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۵۳، ۳۵۶ و ۳۶۰.</ref> ورای این گزارشها و روایات چه بسا غیر مطمئن، [[قرآن]] در دو [[آیه]] دیگر به [[صراحت]] از ماندن آثار محلّ سکونت عاد تا برههای از [[زمان]] {{متن قرآن|تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«که به فرمان پروردگارش همه چیز را از میان برمیدارد، آنگاه چنان شدند که جز خانههاشان چیزی دیده نمیشد، بدینگونه بزهکاران را کیفر میدهیم» سوره احقاف، آیه ۲۵.</ref> و شناخته شدن آن مکان نزد عرب{{متن قرآن|وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَسَاكِنِهِمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَكَانُوا مُسْتَبْصِرِينَ}}<ref>«و عاد و ثمود را (نیز عذاب کردیم) و بیگمان این از (آثار) زیستگاههایشان برای شما پدیدار است. و شیطان کردارهایشان را در چشم آنان آراست بنابراین آنها را از راه (حقّ) باز داشت با آنکه بینادل بودند» سوره عنکبوت، آیه ۳۸.</ref> یادکرده است. از سوی دیگر، اشاره به ماجرای قوم عاد در سخنان [[مؤمن آل فرعون]] آشنایی [[مصریان]] با آنان و احتمالا نزدیکی منطقهشان به [[مصر]] را نشانمیدهد: {{متن قرآن|مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعِبَادِ}}<ref>«مانند شیوه (ای که با) قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند (به کار رفت) و خداوند با بندگان سر ستم ندارد» سوره غافر، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ}}<ref>«و ای قوم من! من بر شما از روز فراخوانی یکدیگر بیم دارم» سوره غافر، آیه ۳۲.</ref> گرچه از نام احقاف برمیآید که [[سرزمین]] عادیان، منطقهای بیابانی و خشک بوده است، در آیاتی دیگر از باغها و چشمهسارهای محلّ سکونتشان یادشده است {{متن قرآن|وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}}<ref>«و با بوستانها و چشمهساران» سوره شعراء، آیه ۱۳۴.</ref>؛ همچنین [[وعده]] [[هود]] به [[نزول]] [[باران]] درصورت [[توبه]] و [[استغفار]] ایشان {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ}}<ref>«و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید» سوره هود، آیه ۵۲.</ref> و [[انتظار]] آنان برای نزول باران {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«آنگاه، چون آن (عذاب) را مانند ابری سایهگستر دیدند که رو به درّههای آنان دارد گفتند: این ابری است که برای ما بارانزاست؛ (نه)، بلکه همان است که آن را به شتاب میخواستید، (تند) بادی است که در آن عذابی دردناک است» سوره احقاف، آیه ۲۴.</ref> نشان میدهد که آنان در سرزمین خشک یا در حال گذراندن دورهای از خشکسالی بودهاند.<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۰؛ EQ,Vol.۱,P ۲۱-۲۲</ref> | در برخی [[روایات]] و [[اخبار]] [[تفسیری]] نیز از وجود آثاری از این [[قوم]] در محلّ سکونتشان خبر داده شده است.<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۳۳۳ـ۳۳۴؛ کنزالعمال، ج۱۲، ص۴۷۹ـ۴۸۰؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۵۳، ۳۵۶ و ۳۶۰.</ref> ورای این گزارشها و روایات چه بسا غیر مطمئن، [[قرآن]] در دو [[آیه]] دیگر به [[صراحت]] از ماندن آثار محلّ سکونت عاد تا برههای از [[زمان]] {{متن قرآن|تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لَا يُرَى إِلَّا مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«که به فرمان پروردگارش همه چیز را از میان برمیدارد، آنگاه چنان شدند که جز خانههاشان چیزی دیده نمیشد، بدینگونه بزهکاران را کیفر میدهیم» سوره احقاف، آیه ۲۵.</ref> و شناخته شدن آن مکان نزد عرب {{متن قرآن|وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَسَاكِنِهِمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَكَانُوا مُسْتَبْصِرِينَ}}<ref>«و عاد و ثمود را (نیز عذاب کردیم) و بیگمان این از (آثار) زیستگاههایشان برای شما پدیدار است. و شیطان کردارهایشان را در چشم آنان آراست بنابراین آنها را از راه (حقّ) باز داشت با آنکه بینادل بودند» سوره عنکبوت، آیه ۳۸.</ref> یادکرده است. از سوی دیگر، اشاره به ماجرای قوم عاد در سخنان [[مؤمن آل فرعون]] آشنایی [[مصریان]] با آنان و احتمالا نزدیکی منطقهشان به [[مصر]] را نشانمیدهد: {{متن قرآن|مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعِبَادِ}}<ref>«مانند شیوه (ای که با) قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند (به کار رفت) و خداوند با بندگان سر ستم ندارد» سوره غافر، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ}}<ref>«و ای قوم من! من بر شما از روز فراخوانی یکدیگر بیم دارم» سوره غافر، آیه ۳۲.</ref> گرچه از نام احقاف برمیآید که [[سرزمین]] عادیان، منطقهای بیابانی و خشک بوده است، در آیاتی دیگر از باغها و چشمهسارهای محلّ سکونتشان یادشده است {{متن قرآن|وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}}<ref>«و با بوستانها و چشمهساران» سوره شعراء، آیه ۱۳۴.</ref>؛ همچنین [[وعده]] [[هود]] به [[نزول]] [[باران]] درصورت [[توبه]] و [[استغفار]] ایشان {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ}}<ref>«و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید» سوره هود، آیه ۵۲.</ref> و [[انتظار]] آنان برای نزول باران {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«آنگاه، چون آن (عذاب) را مانند ابری سایهگستر دیدند که رو به درّههای آنان دارد گفتند: این ابری است که برای ما بارانزاست؛ (نه)، بلکه همان است که آن را به شتاب میخواستید، (تند) بادی است که در آن عذابی دردناک است» سوره احقاف، آیه ۲۴.</ref> نشان میدهد که آنان در سرزمین خشک یا در حال گذراندن دورهای از خشکسالی بودهاند.<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۰؛ EQ,Vol.۱,P ۲۱-۲۲</ref> | ||
برخی [[روایات تفسیری]] و اخبار [[جاهلی]] نیز از این حادثه خبر دادهاند.<ref>جامعالبیان، مج۵، ج۸، ص۲۸۰ـ۲۸۴؛ البدایة والنهایه، ج۱، ص۱۴۵؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۵۳.</ref> این دو گزارشِ در ظاهر متناقض،<ref>نمونه، ج۲۱، ص۳۵۱.</ref> به دو گونه قابل جمعاست: این دو سری [[آیات]] به دو مرحله گوناگون از [[تاریخ]] قوم عاد و احتمالا دو منطقه مختلف اشاره دارند؛ همانگونه که برخی [[مفسّران]] از تعبیر {{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}<ref>«و اوست که قوم نخستین عاد را نابود کرد» سوره نجم، آیه ۵۰.</ref> این را استفاده کردهاند <ref>قصص الانبیاء، ابنکثیر، ص۱۱۳.</ref> و در برخی [[روایات]] نیز تأییدی بر آن ذکر شده است.<ref>البدایة والنهایه، ج۱، ص۱۲۶؛ فتح الباری، ج۸، ص۴۴۴.</ref> از سوی دیگر، مطالعات زمینشناسی و باستانشناسی نشان میدهد که بیابانهای جزیرةالعرب در دورههای پیشین، از سرسبزی و [[اعتدال]] آب و هوایی برخوردار بوده و در دورهای خاص در اثر [[تغییر]] وضعیّت جوّی، این منطقه به شکل بیابان درآمده که در اثر آن، مهاجرتهای متعدّدی از این [[سرزمین]] رخ داده است.<ref>المفصل، ج۱، ص۲۴۰ـ۲۴۶.</ref> در برخی [[روایات تفسیری]] نیز به تغییر و تحوّل زیست محیطی محلّ سکونت عادیان در اثر [[خشم خداوند]] اشاره شده است؛<ref>فتح الباری، ج۶، ص۲۶۷.</ref> بنابراین، شاید آن دو گزارش، به دو دوره از [[پیامبری]] [[هود]] مربوط بوده یا آنکه نام احقاف، نه از آغاز، بلکه در دورههای متأخّر پس از وقوع [[عذاب]] بر ساکنانش بر آن نهاده شده باشد. از توضیحات برخی [[مفسّران]] <ref>التبیان، ج۹، ص۲۸۰؛ مجمع البیان، ج۹، ص۱۳۵ـ۱۳۶.</ref> و کاربردهای گوناگون این کلمه <ref>مستدرک، ج۲، ص۴۸۸؛ الاحتجاج، ج۲، ص۳۳۴؛ بحارالانوار، ج۶، ص۲۹۲.</ref> نیز برمی آید که احقاف بیش از آنکه نامی برای سرزمین خاصّی باشد، بر عموم بیابانهای دارای تپّههای شنی اطلاق میشود. تقسیم عاد به دو گروه بادیهنشین و [[شهرنشین]] در برخی روایات،<ref>فتح الباری، ج۶، ص۲۶۸.</ref> راه حلّ سومی را پیش روی ما مینهد. بر این اساس، گزارشهای متفاوت از محلّ سکونت عاد، در واقع هر یک خطاب به گروه خاصّی از آنان بوده است. | برخی [[روایات تفسیری]] و اخبار [[جاهلی]] نیز از این حادثه خبر دادهاند.<ref>جامعالبیان، مج۵، ج۸، ص۲۸۰ـ۲۸۴؛ البدایة والنهایه، ج۱، ص۱۴۵؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص۳۵۳.</ref> این دو گزارشِ در ظاهر متناقض،<ref>نمونه، ج۲۱، ص۳۵۱.</ref> به دو گونه قابل جمعاست: این دو سری [[آیات]] به دو مرحله گوناگون از [[تاریخ]] قوم عاد و احتمالا دو منطقه مختلف اشاره دارند؛ همانگونه که برخی [[مفسّران]] از تعبیر {{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}<ref>«و اوست که قوم نخستین عاد را نابود کرد» سوره نجم، آیه ۵۰.</ref> این را استفاده کردهاند <ref>قصص الانبیاء، ابنکثیر، ص۱۱۳.</ref> و در برخی [[روایات]] نیز تأییدی بر آن ذکر شده است.<ref>البدایة والنهایه، ج۱، ص۱۲۶؛ فتح الباری، ج۸، ص۴۴۴.</ref> از سوی دیگر، مطالعات زمینشناسی و باستانشناسی نشان میدهد که بیابانهای جزیرةالعرب در دورههای پیشین، از سرسبزی و [[اعتدال]] آب و هوایی برخوردار بوده و در دورهای خاص در اثر [[تغییر]] وضعیّت جوّی، این منطقه به شکل بیابان درآمده که در اثر آن، مهاجرتهای متعدّدی از این [[سرزمین]] رخ داده است.<ref>المفصل، ج۱، ص۲۴۰ـ۲۴۶.</ref> در برخی [[روایات تفسیری]] نیز به تغییر و تحوّل زیست محیطی محلّ سکونت عادیان در اثر [[خشم خداوند]] اشاره شده است؛<ref>فتح الباری، ج۶، ص۲۶۷.</ref> بنابراین، شاید آن دو گزارش، به دو دوره از [[پیامبری]] [[هود]] مربوط بوده یا آنکه نام احقاف، نه از آغاز، بلکه در دورههای متأخّر پس از وقوع [[عذاب]] بر ساکنانش بر آن نهاده شده باشد. از توضیحات برخی [[مفسّران]] <ref>التبیان، ج۹، ص۲۸۰؛ مجمع البیان، ج۹، ص۱۳۵ـ۱۳۶.</ref> و کاربردهای گوناگون این کلمه <ref>مستدرک، ج۲، ص۴۸۸؛ الاحتجاج، ج۲، ص۳۳۴؛ بحارالانوار، ج۶، ص۲۹۲.</ref> نیز برمی آید که احقاف بیش از آنکه نامی برای سرزمین خاصّی باشد، بر عموم بیابانهای دارای تپّههای شنی اطلاق میشود. تقسیم عاد به دو گروه بادیهنشین و [[شهرنشین]] در برخی روایات،<ref>فتح الباری، ج۶، ص۲۶۸.</ref> راه حلّ سومی را پیش روی ما مینهد. بر این اساس، گزارشهای متفاوت از محلّ سکونت عاد، در واقع هر یک خطاب به گروه خاصّی از آنان بوده است. | ||