الف باب در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۴۳۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ دسامبر ۲۰۱۸
خط ۲۷: خط ۲۷:
*این بیان با روایاتی که به ازدیاد علم امام و یا تحدیث روزانه و ارتباط همه روزۀ ملائکه‌ با‌ ایشان‌ تصریح دارند، نیز سازگارتر است. از هـمین رو، ابوبصیر وقتی از شیوع‌ عقیده‌ به‌ مجاری علمی به‌ نام‌ الف باب در میان شیعیان با امام صادق(علیه السلام) سخن می‌گوید، ایشان عقیدۀ وی‌ را‌ تأیید می‌کند و آن‌گاه که ابوبصیر‌ از‌ سر تعجب‌ یا‌ کنجکاوی‌ می‌پرسد: «هذا و الله العلم!»، امام در‌ پاسـخ‌ مـی‌فرماید: «انه لعـلم و ما هو بذلک ...» و در پایان این حدیث طولانی «ما‌ یحدث‌ باللیل و النهار، الامر من بعد الامر‌ و الشیء بـعد الشیء الی‌ یوم‌ القیامة»<ref>کـافی، ج 1، ص 238</ref> را ـ که در برگیرندۀ‌ تصحیح‌ عقیده راوی و توجه او به گـستره عـلم امـام است ـ به عنوان علم معرفی‌ می‌نماید. مقایسه این تعبیر با روایاتی‌ که‌ سایر‌ محتوای علم امام‌ را‌ تبیین ‌می‌کنند، تبیین عبارت «انه‌ لعلم و ما هو بذلک» را روشن می‌نماید؛ چرا که علم ائمـه مجموعه‌ای است که‌ مجاری‌ و سرچشمه‌های آن شامل جفر، جامعه، الف‌ باب‌، روح القدس‌، عمود‌ نور‌، الهام و تحدیث و غیره اسـت‌ و در کنار یکدیگر متکامل می‌شوند.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 165</ref>
*این بیان با روایاتی که به ازدیاد علم امام و یا تحدیث روزانه و ارتباط همه روزۀ ملائکه‌ با‌ ایشان‌ تصریح دارند، نیز سازگارتر است. از هـمین رو، ابوبصیر وقتی از شیوع‌ عقیده‌ به‌ مجاری علمی به‌ نام‌ الف باب در میان شیعیان با امام صادق(علیه السلام) سخن می‌گوید، ایشان عقیدۀ وی‌ را‌ تأیید می‌کند و آن‌گاه که ابوبصیر‌ از‌ سر تعجب‌ یا‌ کنجکاوی‌ می‌پرسد: «هذا و الله العلم!»، امام در‌ پاسـخ‌ مـی‌فرماید: «انه لعـلم و ما هو بذلک ...» و در پایان این حدیث طولانی «ما‌ یحدث‌ باللیل و النهار، الامر من بعد الامر‌ و الشیء بـعد الشیء الی‌ یوم‌ القیامة»<ref>کـافی، ج 1، ص 238</ref> را ـ که در برگیرندۀ‌ تصحیح‌ عقیده راوی و توجه او به گـستره عـلم امـام است ـ به عنوان علم معرفی‌ می‌نماید. مقایسه این تعبیر با روایاتی‌ که‌ سایر‌ محتوای علم امام‌ را‌ تبیین ‌می‌کنند، تبیین عبارت «انه‌ لعلم و ما هو بذلک» را روشن می‌نماید؛ چرا که علم ائمـه مجموعه‌ای است که‌ مجاری‌ و سرچشمه‌های آن شامل جفر، جامعه، الف‌ باب‌، روح القدس‌، عمود‌ نور‌، الهام و تحدیث و غیره اسـت‌ و در کنار یکدیگر متکامل می‌شوند.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 165</ref>
*با‌ کمک‌ مجموعه احادیث مطرح در علم امام و سرچشمه آن می‌توان گفت، علم انتقال یافته به امام در‌ قالب‌ الف باب، نمی‌تواند شامل تمام تفصیلات و جزئیات‌ باشد‌.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 166</ref>
*با‌ کمک‌ مجموعه احادیث مطرح در علم امام و سرچشمه آن می‌توان گفت، علم انتقال یافته به امام در‌ قالب‌ الف باب، نمی‌تواند شامل تمام تفصیلات و جزئیات‌ باشد‌.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 166</ref>
==الف باب علم و آگاهی ویژه==
*علم حاصل از روایت "الف باب"‌، علمی‌ ویـژه و بـرای تـنها وصی و خلیل حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) امکان تحقق داشته است؛ لذا در روایات مشاهده می‌شود که پیامبر گـرامی در بـیماری‌ای کـه منجر به رحلتشان شد، وقتی فرمودند: «ادعوا لی خلیلی‌»، و برخی نزدیکان حضرت، افراد مورد نـظر خـود را حاضر نمودند، ایشان از آنها اعراض نموده، روی برگرداندند، اما وقتی حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) حاضر شـدند، جـریان گـفت و گو و تعلیم الف باب صورت پذیرفت‌ و انتقال‌ علوم به جانشین پیامبر تحقق یافت<ref>کافی، ج 1، ص 296 و 297؛ بصائر الدرجات، ص 313، ح 1 و ح 2 و ح 3؛ خصال، ج 2، ص 643، ح 21؛ ج 2، ص 652 و 649 و 647</ref>. <ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 167</ref>
*این امـر نـشان می‌دهد تحمل و محقق شدن این تعلیم و تحدیث برای هر کس مقدور نـبوده اسـت و ایـن گفت و شنود را گفت و گویی عادی‌ و فقط‌ گفتن و شنیدن نباید به شمار آورد، بلکه انتقال علومی لدنـی و الهـی و با خصوصیات معجزگون بوده است. از نشانه های این امر، آنکه در برخی از روایات، ویـژگی هایی بـرای ایـن‌ گفت‌ و گو فراتر از صحبت نقل شده است؛ مانند‌: قـال علی(علیه السلام):<ref>خصال، ج 2، ص 643، ح 21؛ بصائر الدرجات، ص 313، ح 1 و 2</ref> «حـدثنی بـالف حـدیث یفتح کل حدیث الف حـدیث حتی عرقت‌ و عرق‌ رسول‌ الله، فسأل علیّ عرقه و سأل علیه عرقی؛رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به من هـزار حـدیث فرمود که‌ هر‌ یک، هزار سـخن را بـاز و روشـن مـی‌نماید، تـا آن که من و رسـول‌ خـدا‌ عرق‌ کردیم و عرق ایشان بر من و عرق من بر ایشان جاری شد.»<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref>
*دیگر آن که بعد‌ از‌ پایـان‌ پذیـرفتن ایـن انتقال و فراگیری دانش، افرادی از محتوای این گـفت و شـنود سـؤال‌ نـمودند‌، حـضرت امـیر( فرمودند: «حدثنی بالف باب من العلم، یفتح کل باب الی الف باب»<ref>کافی، ج 8، ص 146؛ بصائر الدرجات، ص 313، ح 1، 2 و ح 3؛ بصائر الدرجات، ص 304، ح 8؛ خصال، ج 2، ص 643، ح 21؛ خصال، ج 2، ص 647</ref> این در‌ حالی‌ است که گفت و گوی عادی و خارج از محدوده عصمت در باره چنین‌ امر‌ عظیمی با این ویـژگی‌ها بدون شک به‌ ساعت‌ها‌ بلکه‌ سال‌ها زمان نیاز دارد، و اخذ و دریافت تمام‌ آنها‌ نیز امر ساده و عادی نیست.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref>
*همچنین در روایات بیان گردیده کسی به‌ چنین‌ علم گسترده‌ای آگاه و عالم نـیست<ref>خصال، ج 2، ص 648، ح 37</ref> و حضرت‌ امیر‌ می‌فرماید:‌ اجازه اطلاع دادن و بیان آن را‌ به‌ دیگران ندارد و نام آن علم را، سرّ رسول الله می‌نهند:<ref>بصائر الدرجات، ص 308، ح 6</ref> «فلم اکن‌ لأطلعکما‌ علی سر رسول الله»<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref> بر این‌ ویژگی در دوره‌های بعد‌، ائمه(علیهم السلام) استناد‌ و استدلال کرده‌اند. واقـدی می گوید‌:<ref>دلائل الامامة، ص 105 و 104</ref>‌ هشام بن عبدالملک بن مروان در مراسم حج از امام باقر(علیه السلام) در حالی‌ که‌ درصدد انکار فضائل ائمه بود‌، می‌پرسد‌: آیا‌ ما و شـما هـمگی‌ فرزندان‌ عبد مناف نیستیم و یـک‌ ن‍َسَب‌ واحد نداریم؟ حضرت با تأیید این مطلب می‌فرماید: اما خداوند بزرگ، مکنون سرّش و خالص علمش‌ را‌ تنها به ما اختصاص داده است‌. هشام‌ می‌گوید: چگونه‌ شما‌ وارث‌ آن امـری شدید که‌ دیگران از آن مـحروم شـدند؛ در حالی که پیامبر برای تمامی مردم مبعوث شده بود‌ و چگونه‌ شما از این علم بهره‌مند شدید‌؛ در‌ حالی‌ که‌ محمد‌ خاتم پیامبران بوده‌ و شما‌ که نبی و پیامبر نیستید؟ حضرت در تبیین این موضوع، آیـات قـرآن را شاهد بر وجود این‌گونه علم‌ دانسته‌ و می‌فرماید‌: از آیۀ «لاَ تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ‌ بِهِ»<ref>سورۀ قیامت، آیۀ 16</ref> چنین مطلبی را می‌گویم. آنچه پیامبر آشکار فرموده، بـرای همه مردم است، اما‌ آنچه‌ که زبانش را به آن تحریک ننمود، خـداوند امـر فـرمود که آن را تنها به ما اختصاص دهد. از همین رو بود که در میان تمامی صحابی، علی با‌ او‌ نجوا می نـمود ‌و خـداوند آیه «وَ تَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ»<ref>سورۀ حاقه، آیۀ 12</ref>، را نازل کرد. و پیامبر از میان همه اصحابش‌ بـه‌ عـلی فرمود: یا علی، از‌ خدا‌ خواسته‌ام این گوش را، اذن و گوش تو قرار دهد. سپس امام باقر(علیه السلام) مـنشأ و ریشه‌های آگاهی امام علی(علیه السلام) را مطابق آیات تبیین نموده و می‌فرماید: «از‌ همین‌ رو بود که عـلی(علیه السلام)‌ در‌ کوفه فرمود: «علمنی رسـول الله الف بـاب من العلم ینفتح من کل باب الف باب». این همان مکنون علم الهی بود که پیامبر به آن مختص شده بود و پیامبر آن‌ را‌ مخصوص علی قرار داد و همین علم به ما رسیده است و ما آن را به ارث برده‌ایم نه قوم ما.»<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 168</ref>


==نکاتی از روایات "الف باب"==
==نکاتی از روایات "الف باب"==
۱۳۰٬۵۵۳

ویرایش