پرش به محتوا

تعلیم و تربیت در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


== مقدمه ==
== حق شهروندی ==
{{همچنین|حقوق شهروندی}}
[[آموزش و پرورش]] یکی از [[حقوق شهروندی]] است؛ [[آموزش]] نیازهای اولیه، [[تربیت]] و پرورش [[اخلاقی]]. [[حکومت]] با ابزارهایی که در [[اختیار]] دارد می‌تواند در جهت [[رشد]] [[علمی]] و [[تربیتی]] مردم نقش مهمی ایفا کند. [[پیامبر]] به هنگام اعزام [[معاذ بن جبل]] به [[امارت]] [[یمن]]، در دستورالعملی خطاب به وی نوشت: {{متن حدیث|يَا مُعَاذُ عَلِّمْهُمْ كِتَابَ‏ اللَّهِ‏ وَ أَحْسِنْ‏ أَدَبَهُمْ‏ عَلَى الْأَخْلَاقِ الصَّالِحَةِ... وَ أَنْفِذْ فِيهِمْ أَمْرَ اللَّهِ وَ لَا تُحَاشِ فِي أَمْرِهِ وَ لَا مَالِهِ أَحَداً فَإِنَّهَا لَيْسَتْ بِوَلَايَتِكَ وَ لَا مَالِكَ... وَ ذَكِّرِ النَّاسَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ اتَّبِعِ الْمَوْعِظَةَ فَإِنَّهُ أَقْوَى لَهُمْ عَلَى الْعَمَلِ بِمَا يُحِبُّ اللَّهُ‏ ثُمَّ بُثَّ فِيهِمُ الْمُعَلِّمِينَ وَ اعْبُدِ اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تَرْجِعُ وَ لَا تَخَفْ فِي اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ}}<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۵.</ref>؛ ای [[معاذ]]! [[کتاب خدا]] را به ایشان بیاموز، و آنان را با [[اخلاق نیکو]] [[تربیت]] کن و [[فرمان خدا]] را در میانشان روان ساز، و در کار [[خدا]] و [[مال]] خدا از هیچ کس [[بیم]] مدار، که [[ولایت]] تو و مال تو نیست و خدا و [[روز]] دیگر را به یاد [[مردم]] آر، آنان را [[موعظه]] کن که آن نیرومندترین عامل برای واداشتن ایشان به عمل کردن به چیزی است که خدا [[دوست]] دارد، سپس آموزگاران را در میان ایشان بفرست؛ و خدایی را بپرست که به او بازمی‌گردی، و در امر خدا از [[سرزنش]] سرزنش‌کنندگان مهراس.
 
چنان‌که [[امام علی]] {{ع}} یکی از [[وظایف امام]] [[جامعه]] را [[تعلیم]] مردمی می‌دانست که تحت ولایت و [[سرپرستی]] او [[زندگی]] می‌کنند<ref>{{متن حدیث|عَلَى الْإِمَامِ‏ أَنْ‏ يُعَلِّمَ‏ أَهْلَ‏ وَلَايَتِهِ‏ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِيمَانِ}}؛ «بر امام است که به پیروان خود حدود اسلام و ایمان را بیاموزد» (غرر الحکم، ص۲۱۵).</ref>. همچنین در یک [[سخنرانی]]، تعلیم و [[تأدیب]] [[شهروندان]] را [[حق]] آنان بر عهده خویش به‌عنوان [[زمامدار]] جامعه شمرد<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۳۴.</ref>. به کارگزارانش هم همین توصیه را می‌نمود<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۶۷؛ در نامه به قثم بن عباس، کارگزار امام در مکه: {{متن حدیث|وَ اجْلِسْ‏ لَهُمُ‏ الْعَصْرَيْنِ‏ فَأَفْتِ الْمُسْتَفْتِيَ وَ عَلِّمِ الْجَاهِلَ وَ ذَاكِرِ الْعَالِمَ}}؛ «صبح و شام برای گوش دادن به سخنان مردم بنشین، و هر که مسئله‌ای دارد پاسخش را بگو، و نادانان را تعلیم کن، و با عالمان به بحث بپرداز».</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۲۹.</ref>
 
== وظیفه حاکم ==
{{همچنین|وظایف حکومت}}
[[آموزش]] [[مردم]] و ایجاد زمینه‌های پرورش [[کرامت]] [[انسان‌ها]] و [[اصلاح]] مردم، از مهم‌ترین [[وظایف دولت اسلامی]] است. [[امام]] تلاش برای اصلاح مردم را از [[وظایف]] [[واجب]] [[پیشوایان]] شمرده، می‌فرماید<ref>غررالحکم و دررالکلم، ج۶، ص۳۰.</ref>:
[[آموزش]] [[مردم]] و ایجاد زمینه‌های پرورش [[کرامت]] [[انسان‌ها]] و [[اصلاح]] مردم، از مهم‌ترین [[وظایف دولت اسلامی]] است. [[امام]] تلاش برای اصلاح مردم را از [[وظایف]] [[واجب]] [[پیشوایان]] شمرده، می‌فرماید<ref>غررالحکم و دررالکلم، ج۶، ص۳۰.</ref>:
بر امام واجب است که حدود [[اسلام]] و [[ایمان]] را به افراد جامعه‌اش بیاموزد<ref>غررالحکم و دررالکلم، ج۴، ص۳۱۸.</ref>.
بر امام واجب است که حدود [[اسلام]] و [[ایمان]] را به افراد جامعه‌اش بیاموزد<ref>غررالحکم و دررالکلم، ج۴، ص۳۱۸.</ref>.
۲۲۷٬۵۰۵

ویرایش