جامعه اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جامعه اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۴ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۰۵
، ۴ ژانویهٔ ۲۰۲۳بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = جامعه اسلامی | | موضوع مرتبط = جامعه اسلامی | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = جامعه اسلامی | ||
| مداخل مرتبط = [[جامعه اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[جامعه اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
| خط ۱۰: | خط ۹: | ||
محوریترین عنصر مطلوبیت جامعه در منظومه [[فکری]] حضرت امام، [[سعادت انسان]] است. به [[اعتقاد]] ایشان، [[خداوند]] [[انسان]] را فطرتاً [[عاشق]] کمال و سعادت مطلقه [[آفریده]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۸۰؛ الطلب و الاراده، ص۸۶؛ آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref>، و در نتیجه، رسیدن به «سعادت» آرزوی همه انسانهاست<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۵.</ref>. اتکاء و ابتنای تعریف سعادت بر مبانی معرفتی [[هستیشناختی]] و [[انسانشناختی]]، منشأ [[اختلاف]] آراء [[اندیشمندان]] و [[عالمان]] در [[تفسیر]] سعادت گشته، که نهایتاً ترسیم و تبیین انواع متفاوت جامعه مطلوب و [[فاضله]]، ارائه شاخصهای متنوع و راهکارهای مختلف برای تحقق آن را در پی داشته است. | محوریترین عنصر مطلوبیت جامعه در منظومه [[فکری]] حضرت امام، [[سعادت انسان]] است. به [[اعتقاد]] ایشان، [[خداوند]] [[انسان]] را فطرتاً [[عاشق]] کمال و سعادت مطلقه [[آفریده]]<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۸۰؛ الطلب و الاراده، ص۸۶؛ آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref>، و در نتیجه، رسیدن به «سعادت» آرزوی همه انسانهاست<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۵.</ref>. اتکاء و ابتنای تعریف سعادت بر مبانی معرفتی [[هستیشناختی]] و [[انسانشناختی]]، منشأ [[اختلاف]] آراء [[اندیشمندان]] و [[عالمان]] در [[تفسیر]] سعادت گشته، که نهایتاً ترسیم و تبیین انواع متفاوت جامعه مطلوب و [[فاضله]]، ارائه شاخصهای متنوع و راهکارهای مختلف برای تحقق آن را در پی داشته است. | ||
تأثیرگذاری این مبانی به این صورت است که، [[هستیشناسی]] و [[جهانبینی]] هر شخص، [[انسانشناسی]] او را تحت تأثیر قرار میدهد و هر انسانشناسی خاص، مفهوم ویژهای از [[سعادت]] به ما عرضه میکند. از این رو، سعادت از نظر [[اسلام]] با سعادت مورد نظر مکاتب غربی، غیر [[دینی]]، و غیر [[اسلامی]] تفاوت بسیار دارد؛ زیرا پایههای [[شناختی]] اسلام و مکاتب دیگر درباره [[جهان]] و [[انسان]] و سعادت او متفاوت میباشند<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، | تأثیرگذاری این مبانی به این صورت است که، [[هستیشناسی]] و [[جهانبینی]] هر شخص، [[انسانشناسی]] او را تحت تأثیر قرار میدهد و هر انسانشناسی خاص، مفهوم ویژهای از [[سعادت]] به ما عرضه میکند. از این رو، سعادت از نظر [[اسلام]] با سعادت مورد نظر مکاتب غربی، غیر [[دینی]]، و غیر [[اسلامی]] تفاوت بسیار دارد؛ زیرا پایههای [[شناختی]] اسلام و مکاتب دیگر درباره [[جهان]] و [[انسان]] و سعادت او متفاوت میباشند<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۲.</ref> | ||
=== هستیشناسی === | === هستیشناسی === | ||
سعادت در [[اندیشه]] [[امام خمینی]]، بر هستیشناسی [[الهی]] و [[توحیدی]] و انسانشناسی متناسب با آن [[استوار]] است<ref>ر. ک: امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، فصول ۱ و ۲.</ref>. بر اساس هستیشناسی الهی، جهان دارای [[مبدأ و معاد]]، و برای انسان، [[وحی]] و رسالتی آمده است و انسان در عین طبیعی بودن، دارای حیثیتِ وجودی فراطبیعی میباشد و مسافری است که عوالمی را پشت سر گذاشته و عوالمی را پیش رو دارد و با [[مرگ]]، نابود نمیشود؛ بلکه روحش، از عالَمی به عالم دیگر منتقل میگردد<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۹.</ref>؛ و این [[دنیا]] محل کشت و زرع به منزله مزرعهای<ref>{{عربی|الدنیا مزرعة الآخرة}}.</ref> است که محصول آن در [[جهان آخرت]] برداشت میگردد | سعادت در [[اندیشه]] [[امام خمینی]]، بر هستیشناسی [[الهی]] و [[توحیدی]] و انسانشناسی متناسب با آن [[استوار]] است<ref>ر. ک: امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، فصول ۱ و ۲.</ref>. بر اساس هستیشناسی الهی، جهان دارای [[مبدأ و معاد]]، و برای انسان، [[وحی]] و رسالتی آمده است و انسان در عین طبیعی بودن، دارای حیثیتِ وجودی فراطبیعی میباشد و مسافری است که عوالمی را پشت سر گذاشته و عوالمی را پیش رو دارد و با [[مرگ]]، نابود نمیشود؛ بلکه روحش، از عالَمی به عالم دیگر منتقل میگردد<ref>جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۲۹.</ref>؛ و این [[دنیا]] محل کشت و زرع به منزله مزرعهای<ref>{{عربی|الدنیا مزرعة الآخرة}}.</ref> است که محصول آن در [[جهان آخرت]] برداشت میگردد<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۳.</ref>. | ||
=== انسانشناسی === | === انسانشناسی === | ||
| خط ۲۰: | خط ۱۹: | ||
از نگاه انسانشناسی الهی و توحیدی، خدا اصل و انسان، خلیفه، [[آیت]] و [[مظهر]] [[صفات خداوند]] و مرآت [[افعال]] اوست؛ هر خیر وحسنهای که تحقق مییابد از جانب خداست: {{متن قرآن|ما أصابک من حسنة فمن الله}} و [[انسان کامل]] و [[خلیفه خدا]]، تنها آستینی است که دست [[قدرت خدا]] از آن بیرون میآید و در او [[ظهور]] میکند<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۳، ص۱۰۸.</ref>: {{متن قرآن|و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی}}. | از نگاه انسانشناسی الهی و توحیدی، خدا اصل و انسان، خلیفه، [[آیت]] و [[مظهر]] [[صفات خداوند]] و مرآت [[افعال]] اوست؛ هر خیر وحسنهای که تحقق مییابد از جانب خداست: {{متن قرآن|ما أصابک من حسنة فمن الله}} و [[انسان کامل]] و [[خلیفه خدا]]، تنها آستینی است که دست [[قدرت خدا]] از آن بیرون میآید و در او [[ظهور]] میکند<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۳، ص۱۰۸.</ref>: {{متن قرآن|و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی}}. | ||
در این نگاه، با توجه به دو بعدی بودن [[انسان]] که دارای [[روحی]] است و جسمی؛ [[انسانیت]] انسان، به [[روح]] بوده، نه به [[جسم]] او<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۴۶.</ref>، و روح و جسم با هم [[وحدت]] دارند. جسم ظاهر، ظلّ و سایه روح؛ و روح باطنِ جسم است، اینها با هم یکی هستند و جدایی ندارند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، | در این نگاه، با توجه به دو بعدی بودن [[انسان]] که دارای [[روحی]] است و جسمی؛ [[انسانیت]] انسان، به [[روح]] بوده، نه به [[جسم]] او<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۴۶.</ref>، و روح و جسم با هم [[وحدت]] دارند. جسم ظاهر، ظلّ و سایه روح؛ و روح باطنِ جسم است، اینها با هم یکی هستند و جدایی ندارند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۳.</ref> | ||
=== تربیتپذیری انسان === | === تربیتپذیری انسان === | ||
چون [[خداوند متعال]] انسان را [[جانشین]] خود قرار داده و از او خواسته که هم خود [[هدایت]] شود و هم زمینه هدایت دیگران را فراهم سازد؛ میبایست مقدمات این کار نیز فراهم گردد. [[پیشبینی]] [[فطرت]] در وجود انسان، اولین زمینه برای پذیرش [[تربیت الهی]] و [[آمادگی]] لازم جهت نیل به [[سعادت ابدی]] و [[قرب]] [[حق]] است<ref>ر. ک امام خمینی، تقریرات فلسفی، ج۲، ص۳۳۰.</ref>. همین [[خصلت]] و ویژگی انسان است که او را از موجودات، متمایز و حتی [[برتر]] نموده است. این [[برتری]] تا آنجاست که [[رسالت]] و [[مأموریت]] [[پیامبران الهی]] نیز برای هدایت [[انسانها]] صورت گرفته است. اگر انسان موجودی [[اجتماعی]] و تربیتپذیر نبود، [[ارسال پیامبران]] [[الهی]] و راهنماییهای آنها [[لغو]] و بیمورد بود<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۴۵ و ۲۳۸.</ref>. [[امام خمینی]] نه تنها به خصیصه تربیتپذیری انسان بلکه به [[شوق]] و [[طمع]] انسان به رسیدن به [[فلاح]] و [[رستگاری]] و [[سعادت اخروی]] اشاره میکنند و بر این نکته تأکید دارند که حرکت در مسیر هدایت که همان مسیر [[تربیت]] است میبایست با [[اراده]] و [[انتخاب]] خود انسان صورت پذیرد و جز این ممکن نیست زیرا در غیر این صورت پاداشهای [[اخروی]] سزاوار او نیست<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۳۷.</ref>. | چون [[خداوند متعال]] انسان را [[جانشین]] خود قرار داده و از او خواسته که هم خود [[هدایت]] شود و هم زمینه هدایت دیگران را فراهم سازد؛ میبایست مقدمات این کار نیز فراهم گردد. [[پیشبینی]] [[فطرت]] در وجود انسان، اولین زمینه برای پذیرش [[تربیت الهی]] و [[آمادگی]] لازم جهت نیل به [[سعادت ابدی]] و [[قرب]] [[حق]] است<ref>ر. ک امام خمینی، تقریرات فلسفی، ج۲، ص۳۳۰.</ref>. همین [[خصلت]] و ویژگی انسان است که او را از موجودات، متمایز و حتی [[برتر]] نموده است. این [[برتری]] تا آنجاست که [[رسالت]] و [[مأموریت]] [[پیامبران الهی]] نیز برای هدایت [[انسانها]] صورت گرفته است. اگر انسان موجودی [[اجتماعی]] و تربیتپذیر نبود، [[ارسال پیامبران]] [[الهی]] و راهنماییهای آنها [[لغو]] و بیمورد بود<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۴۵ و ۲۳۸.</ref>. [[امام خمینی]] نه تنها به خصیصه تربیتپذیری انسان بلکه به [[شوق]] و [[طمع]] انسان به رسیدن به [[فلاح]] و [[رستگاری]] و [[سعادت اخروی]] اشاره میکنند و بر این نکته تأکید دارند که حرکت در مسیر هدایت که همان مسیر [[تربیت]] است میبایست با [[اراده]] و [[انتخاب]] خود انسان صورت پذیرد و جز این ممکن نیست زیرا در غیر این صورت پاداشهای [[اخروی]] سزاوار او نیست<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۳۷.</ref>. | ||
نکته مهمی که در این باره وجود دارد، غلطیدن به سوی [[افراط]] و [[تفریطها]] است. حرکت به سوی [[سعادت]] و قرار گرفتن در مسیر [[تربیت]] به معنای ترک نیازهای مادی و طبیعی نیست، بلکه هر [[انسانی]] لازم است به نیازهای مادی و طبیعی خود توجه داشته و از راههای [[مشروع]] به تأمین آن نیازها [[همت]] گمارد<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۵؛ و نیز تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۵۹.</ref>. وقتی در مسیر [[هدایت]] و تربیت قرار گرفت نباید دچار [[غفلت]] شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۵۹.</ref> و یا به خود واگذار شود؛ زیرا همه [[انسانها]] همواره در معرض خطر [[انحراف]] از مسیر اصلی قرار دارند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۹.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، | نکته مهمی که در این باره وجود دارد، غلطیدن به سوی [[افراط]] و [[تفریطها]] است. حرکت به سوی [[سعادت]] و قرار گرفتن در مسیر [[تربیت]] به معنای ترک نیازهای مادی و طبیعی نیست، بلکه هر [[انسانی]] لازم است به نیازهای مادی و طبیعی خود توجه داشته و از راههای [[مشروع]] به تأمین آن نیازها [[همت]] گمارد<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۵؛ و نیز تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۵۹.</ref>. وقتی در مسیر [[هدایت]] و تربیت قرار گرفت نباید دچار [[غفلت]] شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۵۹.</ref> و یا به خود واگذار شود؛ زیرا همه [[انسانها]] همواره در معرض خطر [[انحراف]] از مسیر اصلی قرار دارند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵۹.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۴.</ref> | ||
== [[اهداف]] [[جامعه مطلوب]] == | == [[اهداف]] [[جامعه مطلوب]] == | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۲: | ||
[[امام خمینی]] در سایه مبانی [[معرفتی]]، به تبیین [[سعادت]] فردی و اجتماعی پرداخته، و با ارایه [[شناخت]] صحیحی از [[جهان]]، نقش و [[تکلیف]] انسانها و [[جوامع]] نسبت به یکدیگر، نسبت به هستی و نیز نسبت به [[خالق هستی]] را بیان و راه [[حق]] و مسیر سعادت را ترسیم نموده است<ref>ر. ک: امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، فصول ۱ و ۲.</ref>. | [[امام خمینی]] در سایه مبانی [[معرفتی]]، به تبیین [[سعادت]] فردی و اجتماعی پرداخته، و با ارایه [[شناخت]] صحیحی از [[جهان]]، نقش و [[تکلیف]] انسانها و [[جوامع]] نسبت به یکدیگر، نسبت به هستی و نیز نسبت به [[خالق هستی]] را بیان و راه [[حق]] و مسیر سعادت را ترسیم نموده است<ref>ر. ک: امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، فصول ۱ و ۲.</ref>. | ||
به [[اعتقاد]] ایشان، اگرچه حقیقتِ سعادت [[کمال مطلق]] و راحت مطلق<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref> و [[لذت]] دریافتن<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۴۹.</ref> است؛ ولی بسیاری از [[مردم]] [[انسان]] را در حد حیوانات تنزل داده و سعادت او را در [[راحتی]] [[جسم]] و دنیای مادی او خلاصه میکنند<ref>ر. ک: امام خمینی، الطلب و الاراده، ص۷۳-۷۵.</ref>؛ در حالیکه بر پایه [[هستیشناسی]] و [[انسانشناسی]] الهی، [[سعادت انسان]] اولاً مربوط به [[روح]] اوست نه جسم او<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۳۰۱-۳۰۲.</ref> | به [[اعتقاد]] ایشان، اگرچه حقیقتِ سعادت [[کمال مطلق]] و راحت مطلق<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref> و [[لذت]] دریافتن<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۴۹.</ref> است؛ ولی بسیاری از [[مردم]] [[انسان]] را در حد حیوانات تنزل داده و سعادت او را در [[راحتی]] [[جسم]] و دنیای مادی او خلاصه میکنند<ref>ر. ک: امام خمینی، الطلب و الاراده، ص۷۳-۷۵.</ref>؛ در حالیکه بر پایه [[هستیشناسی]] و [[انسانشناسی]] الهی، [[سعادت انسان]] اولاً مربوط به [[روح]] اوست نه جسم او<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۳۰۱-۳۰۲.</ref> و ثانیاً در این دنیای مادی خلاصه نمیشود<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۵۳-۴۵۷.</ref>. | ||
در این دیدگاه، سعادت حقیقی انسان [[تقرب به خداوند]]<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۲۱، ص۵۹۷.</ref> و رسیدن به مقام خلیفة اللهی و مظهر و مرآت اسمای [[خداوند]] شدن است، که هرکس به [[میزان]] سعه وجودی و [[استعداد]] خویش باید تلاش نماید در آن سمت و جهت حرکت نموده و آینه تجلیگر حق و [[حقیقت]] باشد<ref>جوادی آملی، ادب فنای مهربان، ج۲، ص۱۰۸.</ref>. | در این دیدگاه، سعادت حقیقی انسان [[تقرب به خداوند]]<ref>جوادی آملی، تسنیم، ج۲۱، ص۵۹۷.</ref> و رسیدن به مقام خلیفة اللهی و مظهر و مرآت اسمای [[خداوند]] شدن است، که هرکس به [[میزان]] سعه وجودی و [[استعداد]] خویش باید تلاش نماید در آن سمت و جهت حرکت نموده و آینه تجلیگر حق و [[حقیقت]] باشد<ref>جوادی آملی، ادب فنای مهربان، ج۲، ص۱۰۸.</ref>. | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۸: | ||
در [[اندیشه]] حضرت امام، گرچه [[هدف]] نهایی تأمین [[سعادت]] انسانهاست، اما چون [[زندگی]] [[انسان]] یک [[حیات]] جمعی است، خواه [[جامعه]] وجود جدایی از وجود افراد داشته باشد که عدّهای بر آناند یا آنکه جامعه وجود جدا و مستقلی نداشته، بلکه وجود آن همان حیثیت [[اجتماعی]] هر فردی باشد که همراه با حیثیّت فردی وی [[آفریده]] شده است، چنانکه گروه دیگری بر این نظرند؛ در نتیجه [[صلاح]] و سعادت هر فردی را باید در سعادت و صلاحیت حیات جمعی جامعه جستوجو کرد؛ زیرا اگرچه ممکن است در جامعه [[آلوده]]، فردی به [[صفا]] زندگی کند یا آنکه در جامعه [[پاک]]، فردی به [[آلودگی]] [[مبتلا]] گردد، لکن با موارد نادر نمیتوان [[حکم کلی]] و جامع را به دست آورد<ref>جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۴، ص۵۰۹.</ref>. | در [[اندیشه]] حضرت امام، گرچه [[هدف]] نهایی تأمین [[سعادت]] انسانهاست، اما چون [[زندگی]] [[انسان]] یک [[حیات]] جمعی است، خواه [[جامعه]] وجود جدایی از وجود افراد داشته باشد که عدّهای بر آناند یا آنکه جامعه وجود جدا و مستقلی نداشته، بلکه وجود آن همان حیثیت [[اجتماعی]] هر فردی باشد که همراه با حیثیّت فردی وی [[آفریده]] شده است، چنانکه گروه دیگری بر این نظرند؛ در نتیجه [[صلاح]] و سعادت هر فردی را باید در سعادت و صلاحیت حیات جمعی جامعه جستوجو کرد؛ زیرا اگرچه ممکن است در جامعه [[آلوده]]، فردی به [[صفا]] زندگی کند یا آنکه در جامعه [[پاک]]، فردی به [[آلودگی]] [[مبتلا]] گردد، لکن با موارد نادر نمیتوان [[حکم کلی]] و جامع را به دست آورد<ref>جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۴، ص۵۰۹.</ref>. | ||
در نگاه ایشان، تنها ملاک و معیار مطلوبیت جامعه «[[اسلام]]» است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۳۶۲.</ref>؛ زیرا اسلام برای همه امور [[قانون]] و برنامه دارد. برای [[تربیت]] و [[سعادت انسان]] از آن موقع که نطفه او منعقد میشود تا هنگام [[مرگ]] و حتی پس از مرگ و دنیای دیگر او قانون و [[آداب]] آورده، و هیچ موضوع حیاتی نیست که اسلام تکلیفی برای آن مقرر نداشته و حکمی درباره آن نداده باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۳۱؛ ولایت فقیه، ص۲۸-۲۹.</ref>. بنابراین، جامعهای که تنها [[قوانین الهی]] و [[دینی]] در در آن جریان داشته و مبنای تمام برنامههای [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، اجتماعی، [[فرهنگی]] و... ، در سطح فردی و اجتماعی، آموزهها و [[قوانین اسلام]] باشد، جامعهای کاملاً [[اسلامی]] و مطلوب است. چنین جامعهای با اوصاف و ویژگیهایی همچون [[عقلانیت]]، [[عدالت]]، [[آزادی]]، [[امنیت]]، قانونمندی، و نظایر اینها زمینه مناسب و آرامی را برای [[رشد]] و حرکت [[انسانها]] به سمت [[کمال حقیقی]] فراهم مینماید تا هرکس به اندازه توان و [[استعداد]] خویش به [[سعادت حقیقی]] نایل آمده و به مقصد نهایی که [[لقای الهی]] است برسد، و در پرتو لقای [[خداوند]] از سعادت [[جاودانه]] بهرهمند گردد | در نگاه ایشان، تنها ملاک و معیار مطلوبیت جامعه «[[اسلام]]» است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۳۶۲.</ref>؛ زیرا اسلام برای همه امور [[قانون]] و برنامه دارد. برای [[تربیت]] و [[سعادت انسان]] از آن موقع که نطفه او منعقد میشود تا هنگام [[مرگ]] و حتی پس از مرگ و دنیای دیگر او قانون و [[آداب]] آورده، و هیچ موضوع حیاتی نیست که اسلام تکلیفی برای آن مقرر نداشته و حکمی درباره آن نداده باشد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۳۱؛ ولایت فقیه، ص۲۸-۲۹.</ref>. بنابراین، جامعهای که تنها [[قوانین الهی]] و [[دینی]] در در آن جریان داشته و مبنای تمام برنامههای [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، اجتماعی، [[فرهنگی]] و... ، در سطح فردی و اجتماعی، آموزهها و [[قوانین اسلام]] باشد، جامعهای کاملاً [[اسلامی]] و مطلوب است. چنین جامعهای با اوصاف و ویژگیهایی همچون [[عقلانیت]]، [[عدالت]]، [[آزادی]]، [[امنیت]]، قانونمندی، و نظایر اینها زمینه مناسب و آرامی را برای [[رشد]] و حرکت [[انسانها]] به سمت [[کمال حقیقی]] فراهم مینماید تا هرکس به اندازه توان و [[استعداد]] خویش به [[سعادت حقیقی]] نایل آمده و به مقصد نهایی که [[لقای الهی]] است برسد، و در پرتو لقای [[خداوند]] از سعادت [[جاودانه]] بهرهمند گردد<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۵.</ref>. | ||
== ویژگیهای [[جامعه مطلوب]] == | == ویژگیهای [[جامعه مطلوب]] == | ||
لازمه [[شناخت]] [[جامعه مطلوب]]، در [[اختیار]] داشتن ویژگیها و شاخصههایی است که بیانگر خصوصیت مورد نظر و تمایز آن از سایر انواع [[جوامع]] باشد. از مهمترین ویژگیهای [[جامعه مطلوب]] در نگاه [[امام خمینی]] جهتگیری به سوی [[حاکمیت]] [[احکام]] و [[قوانین اسلام]]، [[عدالت]]، [[آزادی]] و [[استقلال]]، [[قانونمداری]]، [[معنویت]]، و [[پیشرفت]] دائمی و مستمر نهادها و نظامهای [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، [[اجتماعی]]، [[مدیریتی]]، [[تربیتی]]، و [[علمی]] و [[فرهنگی]] بر پایه [[اعتقادات اسلامی]] است | لازمه [[شناخت]] [[جامعه مطلوب]]، در [[اختیار]] داشتن ویژگیها و شاخصههایی است که بیانگر خصوصیت مورد نظر و تمایز آن از سایر انواع [[جوامع]] باشد. از مهمترین ویژگیهای [[جامعه مطلوب]] در نگاه [[امام خمینی]] جهتگیری به سوی [[حاکمیت]] [[احکام]] و [[قوانین اسلام]]، [[عدالت]]، [[آزادی]] و [[استقلال]]، [[قانونمداری]]، [[معنویت]]، و [[پیشرفت]] دائمی و مستمر نهادها و نظامهای [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، [[اجتماعی]]، [[مدیریتی]]، [[تربیتی]]، و [[علمی]] و [[فرهنگی]] بر پایه [[اعتقادات اسلامی]] است<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۸.</ref>. | ||
=== عدالت === | === عدالت === | ||
| خط ۵۰: | خط ۴۹: | ||
تمام تلاش [[دولت اسلامی]] باید صرف تحقق و برقراری عدالت اسلامی گردد نه ساختن کاخهای مجلل برای وزارتخانههای گوناگون<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۲۹.</ref>. دولت اسلامی به جای [[حمایت]] از مرفهین و کاخنشینان و [[سرمایهداران]]، باید با [[الگوگیری]] از [[حکومت پیامبر اسلام]] {{صل}} و [[امیرمؤمنان]] {{ع}} [[حمایت]] خود را معطوف به طبقه [[فقرا]] و کوخنشینان و [[مستضعفان]] نماید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۷.</ref>. | تمام تلاش [[دولت اسلامی]] باید صرف تحقق و برقراری عدالت اسلامی گردد نه ساختن کاخهای مجلل برای وزارتخانههای گوناگون<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۳۲۹.</ref>. دولت اسلامی به جای [[حمایت]] از مرفهین و کاخنشینان و [[سرمایهداران]]، باید با [[الگوگیری]] از [[حکومت پیامبر اسلام]] {{صل}} و [[امیرمؤمنان]] {{ع}} [[حمایت]] خود را معطوف به طبقه [[فقرا]] و کوخنشینان و [[مستضعفان]] نماید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۷.</ref>. | ||
حوزهها و دانشگاهها به عنوان نهادهای [[علمی]] و [[فرهنگساز]]، باید در [[شناخت]] [[اصول اساسی اسلام]] از جمله [[عدالت]] و پایهگذاران آن تلاش نمایند و با [[ترویج]] و [[تبلیغ]]، [[جامعه]] را به سوی [[فرهنگ]] [[عدالتمحور]] سوق دهند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۲۲.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، | حوزهها و دانشگاهها به عنوان نهادهای [[علمی]] و [[فرهنگساز]]، باید در [[شناخت]] [[اصول اساسی اسلام]] از جمله [[عدالت]] و پایهگذاران آن تلاش نمایند و با [[ترویج]] و [[تبلیغ]]، [[جامعه]] را به سوی [[فرهنگ]] [[عدالتمحور]] سوق دهند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۲۲.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۸.</ref> | ||
=== [[امنیت]] === | === [[امنیت]] === | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۸: | ||
در [[برخورد با دشمن]] خارجی نیز [[امام]] بدین نکته تصریح کردهاند که [[اسلام]] اجازه نمیدهد هیچ ظالمی بر [[مسلمانان]] چیره شود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۲۳۵.</ref>. بنابراین مسلمانان میبایست همواره خود را در مقابل انواع تحرکات [[دشمنان خارجی]] آماده کنند تا آنان [[فرصت]] پیدا نکنند [[امنیت جامعه]] را به مخاطره بیاندازند و این امر یکی از جلوههای [[نهی از منکر]] در چارچوب [[معرفتی]] و تحلیلی [[امام خمینی]] شناخته شده است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۱۱۴.</ref>. | در [[برخورد با دشمن]] خارجی نیز [[امام]] بدین نکته تصریح کردهاند که [[اسلام]] اجازه نمیدهد هیچ ظالمی بر [[مسلمانان]] چیره شود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۵، ص۲۳۵.</ref>. بنابراین مسلمانان میبایست همواره خود را در مقابل انواع تحرکات [[دشمنان خارجی]] آماده کنند تا آنان [[فرصت]] پیدا نکنند [[امنیت جامعه]] را به مخاطره بیاندازند و این امر یکی از جلوههای [[نهی از منکر]] در چارچوب [[معرفتی]] و تحلیلی [[امام خمینی]] شناخته شده است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۱۱۴.</ref>. | ||
نیروهای مسلح (نظامی و انتظامی) به عنوان بخشی از [[جامعه]] و جزئی از اقشار اجتماعیاند که ضمن رعایت [[وحدت]] و [[احترام]] در میان خود، با [[دشمنان]] [[جامعه اسلامی]] برخورد مینمایند و امنیت جامعه را تأمین میکنند. نیروهای مسلح در [[جامعه مطلوب]] مورد نظر امام خمینی به [[مردم]] خود احترام گذاشته و خود را ضامن [[امنیت]] آنها میدانند تا از [[نفوذ]] و توطئههای دشمنان آنها جلوگیری نموده و خود در مقابل [[دشمن]] [[صفآرایی]] کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۵.</ref>. رعایت وحدت در میان نیروهای نظامی به معنای نادیده گرفتن سلسله مراتب و [[سرپیچی]] از [[دستورات]] مافوق نیست بلکه همه نیروهای مسلح میبایست ضمن رعایت کلیه [[قوانین]] و مقررات از مافوق خود [[تبعیت]] کرده و همگان میبایست سلسله مراتب نظامی را رعایت کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۵.</ref>. بنابراین نیروهای مسلح و [[نظامیان]] از طبقات و اقشار خاصی از جامعه [[گزینش]] نمیشوند بلکه همگان میتوانند از این فرصت [[اجتماعی]] بهرهمند شوند | نیروهای مسلح (نظامی و انتظامی) به عنوان بخشی از [[جامعه]] و جزئی از اقشار اجتماعیاند که ضمن رعایت [[وحدت]] و [[احترام]] در میان خود، با [[دشمنان]] [[جامعه اسلامی]] برخورد مینمایند و امنیت جامعه را تأمین میکنند. نیروهای مسلح در [[جامعه مطلوب]] مورد نظر امام خمینی به [[مردم]] خود احترام گذاشته و خود را ضامن [[امنیت]] آنها میدانند تا از [[نفوذ]] و توطئههای دشمنان آنها جلوگیری نموده و خود در مقابل [[دشمن]] [[صفآرایی]] کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۵.</ref>. رعایت وحدت در میان نیروهای نظامی به معنای نادیده گرفتن سلسله مراتب و [[سرپیچی]] از [[دستورات]] مافوق نیست بلکه همه نیروهای مسلح میبایست ضمن رعایت کلیه [[قوانین]] و مقررات از مافوق خود [[تبعیت]] کرده و همگان میبایست سلسله مراتب نظامی را رعایت کنند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۴۵.</ref>. بنابراین نیروهای مسلح و [[نظامیان]] از طبقات و اقشار خاصی از جامعه [[گزینش]] نمیشوند بلکه همگان میتوانند از این فرصت [[اجتماعی]] بهرهمند شوند<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۶۹.</ref>. | ||
=== [[قانونمداری]] === | === [[قانونمداری]] === | ||
در جامعه اسلامی همه تابع قانوناند و [[قانون]] هم قانون خداست. قانونی که از روی [[عدالت الهی]] پیدا شده است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۲۵.</ref>؛ لذا فرقی بین اشخاص، گروهها، [[اقوام]] و نژادهای گوناگون نیست و همه آنها ضمن آنکه [[برادر]] یکدیگر میباشند، میبایست به صورت عادلانه و برابر به امکانات و فرصتهای اجتماعی دسترسی داشته باشند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۵۳.</ref>. در این زمینه با استناد به فرموده [[پیامبر اکرم]] {{صل}} تمایز و [[شرافت]] [[اقوام]] و طوائف را بر یکدیگر محکوم نموده است. بنابراین تنها معیار شرافت و [[کرامت]] [[تقوا]] و [[تبعیت]] از [[اسلام]] است. هر کس بیشتر از اسلام تبعیت کرد، بیشتر شرافت دارد و هر کس کمتر، شرافتش کم است. در این ارزشگذاری وابستگان به [[پیامبران]] [[اکرم]] هم استثناء نشدهاند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۲۵؛ ج۶، ص۴۵۳.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، | در جامعه اسلامی همه تابع قانوناند و [[قانون]] هم قانون خداست. قانونی که از روی [[عدالت الهی]] پیدا شده است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۲۵.</ref>؛ لذا فرقی بین اشخاص، گروهها، [[اقوام]] و نژادهای گوناگون نیست و همه آنها ضمن آنکه [[برادر]] یکدیگر میباشند، میبایست به صورت عادلانه و برابر به امکانات و فرصتهای اجتماعی دسترسی داشته باشند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۵۳.</ref>. در این زمینه با استناد به فرموده [[پیامبر اکرم]] {{صل}} تمایز و [[شرافت]] [[اقوام]] و طوائف را بر یکدیگر محکوم نموده است. بنابراین تنها معیار شرافت و [[کرامت]] [[تقوا]] و [[تبعیت]] از [[اسلام]] است. هر کس بیشتر از اسلام تبعیت کرد، بیشتر شرافت دارد و هر کس کمتر، شرافتش کم است. در این ارزشگذاری وابستگان به [[پیامبران]] [[اکرم]] هم استثناء نشدهاند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۴۲۵؛ ج۶، ص۴۵۳.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۷۱.</ref> | ||
=== [[استقلال]] و [[آزادی]] === | === [[استقلال]] و [[آزادی]] === | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۲: | ||
[[بینیازی]] و خودکفایی در محصولات [[کشاورزی]] به دلیل تأثیراتش بر سایر عرصهها از اهمیت ویژهای برخوردار است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۱۵۸.</ref>. به اعتقاد وی [[جامعه اسلامی]] باید در محصولات کشاورزی به حدی تولیدات خود را بالا ببرد که نه تنها واردات نداشته باشد بلکه مازاد بر نیاز خود را به دیگر [[جوامع]] صادر نماید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۳۸.</ref>. در بخش [[صنعت]] نیز جامعه اسلامی باید تلاش نماید با ساخت و [[تولید]] ابزار و آلات صنعتی، به ویژه صنایع [[مادر]]، به استقلال و بینیازی کامل دست یابد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۰؛ ج۴، ص۴۱۴؛ ج۵، ص۶۹، ۲۹۴، ۴۷۲.</ref>. [[رشد]] و [[توسعه اقتصادی]] میتواند بر سایر فرآیندهای [[اجتماعی]] تأثیرات قابل توجهی داشته باشد. کنترل نرخ [[اشتغال]] و [[بیکاری]] و تأثیرات بر سامانیافتگی [[خانواده]] و [[ازدواج]]، حجم خانواده، مهاجرتهای داخلی و فرار مغزها از جمله مواردی است که میتواند در [[جامعه مطلوب]] مورد توجه واقع شود. | [[بینیازی]] و خودکفایی در محصولات [[کشاورزی]] به دلیل تأثیراتش بر سایر عرصهها از اهمیت ویژهای برخوردار است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲، ص۱۵۸.</ref>. به اعتقاد وی [[جامعه اسلامی]] باید در محصولات کشاورزی به حدی تولیدات خود را بالا ببرد که نه تنها واردات نداشته باشد بلکه مازاد بر نیاز خود را به دیگر [[جوامع]] صادر نماید<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۳۸.</ref>. در بخش [[صنعت]] نیز جامعه اسلامی باید تلاش نماید با ساخت و [[تولید]] ابزار و آلات صنعتی، به ویژه صنایع [[مادر]]، به استقلال و بینیازی کامل دست یابد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۰؛ ج۴، ص۴۱۴؛ ج۵، ص۶۹، ۲۹۴، ۴۷۲.</ref>. [[رشد]] و [[توسعه اقتصادی]] میتواند بر سایر فرآیندهای [[اجتماعی]] تأثیرات قابل توجهی داشته باشد. کنترل نرخ [[اشتغال]] و [[بیکاری]] و تأثیرات بر سامانیافتگی [[خانواده]] و [[ازدواج]]، حجم خانواده، مهاجرتهای داخلی و فرار مغزها از جمله مواردی است که میتواند در [[جامعه مطلوب]] مورد توجه واقع شود. | ||
مهمتر از [[استقلال اقتصادی]] در [[نظام فکری]] حضرت امام، [[استقلال فرهنگی]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۳۳، ۴۷۱.</ref>. به اعتقاد ایشان تا [[فکر]] [[آزاد]] و مستقل نباشد در هیچ زمینهای استقلال به وجود نخواهد آمد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۳۹۲.</ref>. جامعه اسلامی باید [[باور]] و [[ایمان]] داشته باشد که [[فرهنگ اسلامی]] از هر جهت [[غنی]] است و برای هر کاری برنامه دارد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۳۹۲.</ref>. این [[خودباوری]] و خوداتکایی موجب میشود تا جامعه اسلامی در تمام جهات دیگر [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، نظامی و... مستقل و خودکفا گردد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۱۸۰.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، | مهمتر از [[استقلال اقتصادی]] در [[نظام فکری]] حضرت امام، [[استقلال فرهنگی]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۳۳، ۴۷۱.</ref>. به اعتقاد ایشان تا [[فکر]] [[آزاد]] و مستقل نباشد در هیچ زمینهای استقلال به وجود نخواهد آمد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۳۹۲.</ref>. جامعه اسلامی باید [[باور]] و [[ایمان]] داشته باشد که [[فرهنگ اسلامی]] از هر جهت [[غنی]] است و برای هر کاری برنامه دارد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۳۹۲.</ref>. این [[خودباوری]] و خوداتکایی موجب میشود تا جامعه اسلامی در تمام جهات دیگر [[اقتصادی]]، [[سیاسی]]، نظامی و... مستقل و خودکفا گردد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۱۸۰.</ref>.<ref>[[فاضل حسامی|حسامی، فاضل]]، [[جامعه اسلامی (مقاله)| مقاله «جامعه اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۲۷۲.</ref> | ||
=== [[حاکمیت]] [[معنویت]] و [[اخلاق]] === | === [[حاکمیت]] [[معنویت]] و [[اخلاق]] === | ||
| خط ۲۶۵: | خط ۲۶۴: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:جامعه]] | ||