اسماء بن خارجه فزاری در تاریخ اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۵ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۳:۰۹
، ۵ ژانویهٔ ۲۰۲۳جایگزینی متن - 'سال' به 'سال'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'سال' به 'سال') |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
[[ابن حبان]]<ref>مشاهیر، ص۱۲۳.</ref> او را از تابعین [[مدینه]] شمرده است و در کتاب [[الثقات (کتاب)|الثقات]]<ref>الثقات، ج۴، ص۹۵.</ref> تنها بیان میکند که وی از [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] کرده است. | [[ابن حبان]]<ref>مشاهیر، ص۱۲۳.</ref> او را از تابعین [[مدینه]] شمرده است و در کتاب [[الثقات (کتاب)|الثقات]]<ref>الثقات، ج۴، ص۹۵.</ref> تنها بیان میکند که وی از [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] کرده است. | ||
[[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref> از این مطلب که [[اسماء]] در هشتاد سالگی در سال شصت (قطعاً [[اشتباه]] است) یا ۶۵ درگذشته است، | [[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref> از این مطلب که [[اسماء]] در هشتاد سالگی در سال شصت (قطعاً [[اشتباه]] است) یا ۶۵ درگذشته است، سال [[تولد]] او را [[پیش از بعثت]] بیان میکند؛ هرچند از برخی [[اخبار]] برمیآید که وی تا سال ۶۵ و ۶۶ زنده بوده است. اما آنچه ابن حجر بیان کرده، دقیق درباره [[اسماء بن حارثه]] [[ابوهند اسلمی]] گفته شده است. و منابع، گاه اخبار این دو را با هم خلط کردهاند و بعید نیست ابن حجر نیز دچار این اشتباه شده باشد؛ چنان که برخی، [[اسماء بن خارجه]] را با [[اسماء بن حکم فزاری]] خلط کرده و [[بخاری]] پس از اشاره به این مطلب، آنان را از یکدیگر تمایز داده است<ref>ابن حجر، تهذیب، ج۱، ص۲۳۵.</ref>. از جمله موارد این توهم این است که مشهور تراجمنگاران، اسماء را از [[اشراف کوفه]] و [[رئیس]] و بزرگ تیره بنوفزاره دانستهاند. اما [[ابن حبان]]<ref>مشاهیر، ص۱۲۳.</ref> او را از اشراف و [[سادات]] مدینه نام برده است. | ||
[[دینوری]]<ref>دینوری، ص۳۰۳-۳۰۴.</ref> از او به {{عربی|"شيخ اهل الكوفة وسيدهم"}} نام برده است. او خود نیز خطاب به [[عبدالله بن مسعود]] میگفت: من فرزند اشیاخ الکرام هستم<ref> بخاری، ج۲، ص۵۵.</ref>. وی به [[بخشش]] شهره بود، به طوری که برای دیه سگی که ضامن شده و یکی از [[غلامان]] او آن را کشته بود، چهل یا چهار هزار [[درهم]] به صاحبش داد<ref>ابن حبیب، ص۱۵۴.</ref>، وی مردی شاربالخمر بود و یک بار در حال مستی، [[مادر]] خود را زد و چون به حالت عادی بازگشت و رفتارش را به وی گفتند، در شعری خود را ملامت کرد<ref>ابن عساکر، ج۹، ص۵۹.</ref>. | [[دینوری]]<ref>دینوری، ص۳۰۳-۳۰۴.</ref> از او به {{عربی|"شيخ اهل الكوفة وسيدهم"}} نام برده است. او خود نیز خطاب به [[عبدالله بن مسعود]] میگفت: من فرزند اشیاخ الکرام هستم<ref> بخاری، ج۲، ص۵۵.</ref>. وی به [[بخشش]] شهره بود، به طوری که برای دیه سگی که ضامن شده و یکی از [[غلامان]] او آن را کشته بود، چهل یا چهار هزار [[درهم]] به صاحبش داد<ref>ابن حبیب، ص۱۵۴.</ref>، وی مردی شاربالخمر بود و یک بار در حال مستی، [[مادر]] خود را زد و چون به حالت عادی بازگشت و رفتارش را به وی گفتند، در شعری خود را ملامت کرد<ref>ابن عساکر، ج۹، ص۵۹.</ref>. | ||