فطرت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۴ ژانویهٔ ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'گرایشات' به 'گرایش‌های')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = فطرت
| موضوع مرتبط = فطرت
| عنوان مدخل  = [[فطرت]]
| عنوان مدخل  = فطرت
| مداخل مرتبط = [[فطرت در لغت]] - [[فطرت در قرآن]] - [[فطرت در حدیث]] - [[فطرت در نهج البلاغه]] - [[فطرت در معارف دعا و زیارات]] - [[فطرت در کلام اسلامی]] - [[فطرت در اخلاق اسلامی]] - [[فطرت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[فطرت در لغت]] - [[فطرت در قرآن]] - [[فطرت در حدیث]] - [[فطرت در نهج البلاغه]] - [[فطرت در کلام اسلامی]] - [[فطرت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  = فطرت (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== [[فطرت انسانی]] و [[توحید]] ==
== [[فطرت انسانی]] و [[توحید]] ==
[[خداوند]] در [[قرآن]] از فطرت انسانی با تعابیر گوناگون یاد می‌کند، وجه مشترک همه این تعابیر، [[ارتباط]] تنگاتنگ فطرت انسانی با کلمه توحید است. تعابیری از قبیل روح خداوند، فطرت الهی، خلیفه پروردگار و امانت خدا در قرآن، بیانگر [[مقام]] والای فطرت انسانی است. این مقام ارجمند، استعداداً در همه [[انسان‌ها]] به [[ودیعه]] نهاده شده است. هر مقدار که سالک، در مدارج [[توحیدی]] و [[عوالم ملکوت]]، سیرکامل‌تر و [[عروج]] والاتری داشته باشد، [[فطریات]] او ظاهرتر می‌گردد و در نتیجه، [[قرابت]] بیشتری به خداوند پیدا می‌کند. چنین نزدیک‌شدنی، از طریق [[تولّی]] به [[مقام ولایت]] است: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} يَقُولُ‏:... إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ الشَّمْسِ بِهَا}}<ref>الکافی، ج۲، ص۱۶۶: باب أخوة المؤمنین بعضهم لبعض....</ref>.
[[خداوند]] در [[قرآن]] از فطرت انسانی با تعابیر گوناگون یاد می‌کند، وجه مشترک همه این تعابیر، [[ارتباط]] تنگاتنگ فطرت انسانی با کلمه توحید است. تعابیری از قبیل روح خداوند، فطرت الهی، خلیفه پروردگار و امانت خدا در قرآن، بیانگر [[مقام]] والای فطرت انسانی است. این مقام ارجمند، استعداداً در همه [[انسان‌ها]] به [[ودیعه]] نهاده شده است. هر مقدار که سالک، در مدارج [[توحیدی]] و [[عوالم ملکوت]]، سیرکامل‌تر و [[عروج]] والاتری داشته باشد، [[فطریات]] او ظاهرتر می‌گردد و در نتیجه، [[قرابت]] بیشتری به خداوند پیدا می‌کند. چنین نزدیک‌شدنی، از طریق [[تولّی]] به [[مقام ولایت]] است: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} يَقُولُ‏:... إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ الشَّمْسِ بِهَا}}، <ref>الکافی، ج۲، ص۱۶۶: باب أخوة المؤمنین بعضهم لبعض....</ref>.


بنابراین، [[سرشت انسانی]] بر اساس [[گرایش]] به توحید و لوازم آن [[خلق]] شده است. در [[روایات]] مختلف، گرایش‌های توحیدی [[فطرت]] ذکر شده است: {{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> مَا تِلْكَ الْفِطْرَةُ قَالَ هِيَ الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِينَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ عَلَى التَّوْحِيدِ قَالَ‏ {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ}}<ref>«آیا من پروردگارتان نیستم؟» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> وَ فِيهِ الْمُؤْمِنُ وَ الْكَافِرُ. عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>قَالَ فَطَرَهُمْ جَمِيعاً عَلَى التَّوْحِيدِ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۱۲.</ref>.
بنابراین، [[سرشت انسانی]] بر اساس [[گرایش]] به توحید و لوازم آن [[خلق]] شده است. در [[روایات]] مختلف، گرایش‌های توحیدی [[فطرت]] ذکر شده است: {{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> مَا تِلْكَ الْفِطْرَةُ قَالَ هِيَ الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِينَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ عَلَى التَّوْحِيدِ قَالَ‏ {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ}}<ref>«آیا من پروردگارتان نیستم؟» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> وَ فِيهِ الْمُؤْمِنُ وَ الْكَافِرُ. عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>قَالَ فَطَرَهُمْ جَمِيعاً عَلَى التَّوْحِيدِ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۱۲.</ref>.
خط ۱۸: خط ۱۷:
'''ثانیاً'''، [[معرفت]]، گاه از طریق [[استدلال]] و [[براهین عقلی]] برای [[انسان]] حاصل می‌شود و محصول آن مقام [[علم‌الیقین]] به عالم [[ملک]] و [[ملکوت]] است و گاه از طریق [[تدبّر]] در [[آیات آفاقی]] برای نفس به دست می‌آید. بی‌تردید، چنین [[معرفتی]]، هرچند اطمینان‌آور است، اما محصول آن [[علمی]] و حصولی است و از این‌رو، مقرون به [[شک و تردید]] و لذا نقدپذیر است و در [[نظام اعتقادی]] نیز، جایگاه خاص خود را بر اساس [[نظام ارزشی]] [[قرآن]] دارد: {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ}}<ref>«تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref>.
'''ثانیاً'''، [[معرفت]]، گاه از طریق [[استدلال]] و [[براهین عقلی]] برای [[انسان]] حاصل می‌شود و محصول آن مقام [[علم‌الیقین]] به عالم [[ملک]] و [[ملکوت]] است و گاه از طریق [[تدبّر]] در [[آیات آفاقی]] برای نفس به دست می‌آید. بی‌تردید، چنین [[معرفتی]]، هرچند اطمینان‌آور است، اما محصول آن [[علمی]] و حصولی است و از این‌رو، مقرون به [[شک و تردید]] و لذا نقدپذیر است و در [[نظام اعتقادی]] نیز، جایگاه خاص خود را بر اساس [[نظام ارزشی]] [[قرآن]] دارد: {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ}}<ref>«تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref>.


'''ثالثاً'''، [[معرفت]] بالاتر، از طریق معرفت‌النفس و [[سیر]] در [[آیات انفسی]] برای [[انسان]] حاصل می‌شود. چنین معرفتی حضوری است و لذا [[شهودی]] و [[قطعی]] و غیرقابل [[نقد]] و تشکیک است و محصول آن، استقرار در [[مقام]] [[عین‌الیقین]] و یا بالاتر است. [[خداوند]] صاحبان چنین [[معرفت دینی]] را نه تنها صاحبان [[درجات عالی]]، بلکه عین [[درجه]] و [[میزان]] ارزش‌یابی می‌داند: {{متن قرآن|أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ * هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آیا آن کس که در پی خشنودی خداوند است با آن کس که دچار خشم خداوند است و جایگاهش دوزخ، برابر است؟ و (این) پایانه بد است * آنان نزد خداوند (در) پایه‌هایی (گوناگون)‌اند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند بیناست»؛ سوره آل عمران، آیه ۱۶۲.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۳۰۱.</ref>
'''ثالثاً'''، [[معرفت]] بالاتر، از طریق معرفت‌النفس و [[سیر]] در [[آیات انفسی]] برای [[انسان]] حاصل می‌شود. چنین معرفتی حضوری است و لذا [[شهودی]] و [[قطعی]] و غیرقابل [[نقد]] و تشکیک است و محصول آن، استقرار در [[مقام]] [[عین‌الیقین]] و یا بالاتر است. [[خداوند]] صاحبان چنین [[معرفت دینی]] را نه تنها صاحبان [[درجات عالی]]، بلکه عین [[درجه]] و [[میزان]] ارزش‌یابی می‌داند: {{متن قرآن|أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ * هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آیا آن کس که در پی خشنودی خداوند است با آن کس که دچار خشم خداوند است و جایگاهش دوزخ، برابر است؟ و (این) پایانه بد است * آنان نزد خداوند (در) پایه‌هایی (گوناگون)‌اند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند بیناست»؛ سوره آل عمران، آیه ۱۶۲.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲، ص۳۰۱.</ref>


== [[فطرت]] و [[گرایش]] به [[ولایت]] ==
== [[فطرت]] و [[گرایش]] به [[ولایت]] ==
خط ۲۹: خط ۲۸:
امیرالمؤمنین علی {{ع}} در بخشی از [[خطبه]] دیباج فرمودند: {{متن حدیث|عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ جَلَّ ذِكْرُهُ الْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ بِرُسُلِهِ وَ مَا جَاءَتْ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلَامِ وَ كَلِمَةُ الْإِخْلَاصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ...}}<ref>تحف العقول، ص۱۴۹.</ref>.
امیرالمؤمنین علی {{ع}} در بخشی از [[خطبه]] دیباج فرمودند: {{متن حدیث|عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ جَلَّ ذِكْرُهُ الْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ بِرُسُلِهِ وَ مَا جَاءَتْ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلَامِ وَ كَلِمَةُ الْإِخْلَاصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ...}}<ref>تحف العقول، ص۱۴۹.</ref>.


[[رسول اکرم]] {{صل}} تصریح می‌فرمایند که [[آفرینش]] همه انسان‌ها بر [[فطرت توحیدی]] است: {{متن حدیث|كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى‏ الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ أَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ وَ يُمَجِّسَانِهِ‏}}<ref>عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج۱، ص۳۵.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۳۰۳.</ref>
[[رسول اکرم]] {{صل}} تصریح می‌فرمایند که [[آفرینش]] همه انسان‌ها بر [[فطرت توحیدی]] است: {{متن حدیث|كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى‏ الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ أَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ وَ يُمَجِّسَانِهِ‏}}<ref>عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج۱، ص۳۵.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲، ص۳۰۳.</ref>


== [[هدایت]] فطرت، به مثابه [[فلسفه بعثت]] ==
== [[هدایت]] فطرت، به مثابه [[فلسفه بعثت]] ==
خط ۵۴: خط ۵۳:
با دقت در [[کلام]] [[مولی]] [[علی]] {{ع}} روشن می‌شود که [[هدف]] از [[بعثت]] [[انبیاء]] {{عم}} با هدف و [[رسالت]] [[خلقت انسان]] در آمیخته است؛ یعنی اگر انبیاء {{عم}} برای متحول ساختن دفائن قلوب انسانی فرستاده شدند تا گوهر فطرت آنها را آشکار نمایند، [[فلسفه]] خلقت انسان نیز [[آشکار کردن]] دفائن [[فطرت توحیدی]] و [[سیر]] از مراتب نازله فطرت به [[ملکوت انفسی]] است.
با دقت در [[کلام]] [[مولی]] [[علی]] {{ع}} روشن می‌شود که [[هدف]] از [[بعثت]] [[انبیاء]] {{عم}} با هدف و [[رسالت]] [[خلقت انسان]] در آمیخته است؛ یعنی اگر انبیاء {{عم}} برای متحول ساختن دفائن قلوب انسانی فرستاده شدند تا گوهر فطرت آنها را آشکار نمایند، [[فلسفه]] خلقت انسان نیز [[آشکار کردن]] دفائن [[فطرت توحیدی]] و [[سیر]] از مراتب نازله فطرت به [[ملکوت انفسی]] است.


با توجه به آنچه تشریح و تبیین شد، می‌توان گفت که اولاً، [[فلسفه بعثت]] انبیاء {{عم}}، [[هدایت]] قلوب انسان‌های غیرمعصوم در مراتب [[ملکوت آفاقی]] و انفسی آنها است؛ ثانیاً، لازمه این [[اثاره]]، اشراف و حضور دائمی مثیر بر قلوب [[بندگان]] است؛ ثالثاً، چون در طول [[تاریخ]]، همه انسان‌ها فطرت‌هایی دارند که بنا بر [[برهان لطف]]، [[نیازمند]] اثاره قلوب و اظهار دفائن [[عقول]] خود هستند، همیشه [[بشریت]] محتاج مثیرهایی است که با اشراف بر قلوب انسان‌ها، اثاره قلوب آنان را [[تصدی]] نماید. به این ترتیب، [[ضرورت]] حضور دائمی اوصیای [[معصوم]] [[الهی]] {{عم}} بعد از انبیاء {{عم}} [[ثابت]] می‌گردد<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۳۰۴-۳۰۹.</ref>.
با توجه به آنچه تشریح و تبیین شد، می‌توان گفت که اولاً، [[فلسفه بعثت]] انبیاء {{عم}}، [[هدایت]] قلوب انسان‌های غیرمعصوم در مراتب [[ملکوت آفاقی]] و انفسی آنها است؛ ثانیاً، لازمه این [[اثاره]]، اشراف و حضور دائمی مثیر بر قلوب [[بندگان]] است؛ ثالثاً، چون در طول [[تاریخ]]، همه انسان‌ها فطرت‌هایی دارند که بنا بر [[برهان لطف]]، [[نیازمند]] اثاره قلوب و اظهار دفائن [[عقول]] خود هستند، همیشه [[بشریت]] محتاج مثیرهایی است که با اشراف بر قلوب انسان‌ها، اثاره قلوب آنان را [[تصدی]] نماید. به این ترتیب، [[ضرورت]] حضور دائمی اوصیای [[معصوم]] [[الهی]] {{عم}} بعد از انبیاء {{عم}} [[ثابت]] می‌گردد<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲، ص۳۰۴-۳۰۹.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش