←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = آزادی سیاسی| عنوان مدخل = [[آزادی سیاسی]]| مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط =}} | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = آزادی سیاسی| عنوان مدخل = [[آزادی سیاسی]]| مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط =}} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
در «مبنا» بحث از {{عربی|ما | در «مبنا» بحث از {{عربی|ما يُبنیٰ عليه}} است، پایهای که بر اساس آن اصول، [[قواعد]] و مسائل [[استوار]] میشود، آن گونه که بر پایه مبانی، [[نظامهای سیاسی]]، [[حقوقی]] یا [[اقتصادی]] شکل میگیرند و مقررات وضع میگردد. مبانی، گزارههای اخباری هستند که نظریهها بر آنها مبتنی میشوند. به بیان دیگر، منظور از مبانی، آن بنیادهای [[فکری]] است که حضور و تفطن به آنها در نوع برداشت از مفاهیم و [[ارزشها]]، تأثیری [[قطعی]] و انکارناپذیر خواهد داشت، ویژگی مبانی آن است که غالباً از فراگیری و کلیتی وسیع برخوردارند، از حیث کمّی محدودند؛ کشفیاند، به این معنا که وضع شدنی نیستند، پیشینیاند و از [[نصوص]] قابل دستیابیاند؛ پس برای [[درک]] آنها، باید به منابع [[فهم]] و برداشت مفاهیم مراجعه کرد و آنها را [[اصطیاد]] کرد. ویژگی دیگر مبانی، بروندانشیبودن آنهاست، مبانی به طور خاص درگیر یک [[دانش]] خاص نمیشوند، با توجه به خصیصه «فراگیری» که ذکر شد، مبانی ناظر به مفاهیم، مسائل و دانشهای مختلف میباشند که البته نسبت به هر کدام، ویژگی خاصی خواهند داشت. | ||
همین جا یادآوری این نکته لازم است که کارکرد مبانی آن است که در موارد ابهام یا [[سکوت]]، با توجه به آنها، مقررات و قواعد لازم، وضع میگردد<ref>ر.ک: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، درآمدی بر حقوق اسلامی، ص۱۷۴.</ref> و به لحاظ نظری و فکری ما را به مسائل میرسانند؛ لذا مبانی غالباً جزء مقوم نظریهها به شمار نمیآیند، هرچند که تأثیری مستقیم در آنها دارند. به بیان دیگر، مبانی، [[خادم]] [[تولید]] نظریه هستند و بر اساس آنها نظریه شکل میگیرد<ref>ر.ک: سیدکاظم سیدباقری، مبانی عدالت اجتماعی با تأکید بر الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، ص۹.</ref>. | همین جا یادآوری این نکته لازم است که کارکرد مبانی آن است که در موارد ابهام یا [[سکوت]]، با توجه به آنها، مقررات و قواعد لازم، وضع میگردد<ref>ر.ک: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، درآمدی بر حقوق اسلامی، ص۱۷۴.</ref> و به لحاظ نظری و فکری ما را به مسائل میرسانند؛ لذا مبانی غالباً جزء مقوم نظریهها به شمار نمیآیند، هرچند که تأثیری مستقیم در آنها دارند. به بیان دیگر، مبانی، [[خادم]] [[تولید]] نظریه هستند و بر اساس آنها نظریه شکل میگیرد<ref>ر.ک: سیدکاظم سیدباقری، مبانی عدالت اجتماعی با تأکید بر الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، ص۹.</ref>. | ||
همچنین باید توجه داشت مبانی، اموری [[فلسفی]] و بروندانشی هستند؛ با آنها میتوان به پرسشهای فلسفی پاسخ گوییم و بتوانیم بر اساس آن پاسخها، مسائل و دیگر گزارهها را تولید یا توجیه کنیم. این پاسخها، به طور مستقیم بر فهم دیگر مسائل اثر دارند. مبانی در بحث [[آزادی]]، پاسخ به چرایی آزادی است، حال این پاسخ گاه ریشه در مبانی [[هستیشناختی]] دارد، و گاه در دیگر مبانی اعم از [[انسانشناختی]]، [[جامعهشناختی]] و... | همچنین باید توجه داشت مبانی، اموری [[فلسفی]] و بروندانشی هستند؛ با آنها میتوان به پرسشهای فلسفی پاسخ گوییم و بتوانیم بر اساس آن پاسخها، مسائل و دیگر گزارهها را تولید یا توجیه کنیم. این پاسخها، به طور مستقیم بر فهم دیگر مسائل اثر دارند. مبانی در بحث [[آزادی]]، پاسخ به چرایی آزادی است، حال این پاسخ گاه ریشه در مبانی [[هستیشناختی]] دارد، و گاه در دیگر مبانی اعم از [[انسانشناختی]]، [[جامعهشناختی]] و... | ||