ولایت تکوینی: تفاوت میان نسخهها
←پانویس
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←پانویس) |
||
| (۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = ولایت | | موضوع مرتبط = ولایت | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = [[ولایت تکوینی در لغت]] - [[ولایت تکوینی در قرآن]] - [[ولایت تکوینی در حدیث]] - [[ولایت تکوینی در کلام اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[ولایت تکوینی در لغت]] - [[ولایت تکوینی در قرآن]] - [[ولایت تکوینی در حدیث]] - [[ولایت تکوینی در کلام اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
یکی از [[شئون]] بسیار مهم، شأنی است که در | یکی از [[شئون]] بسیار مهم، شأنی است که در ادبیات [[کلامی]]، [[فلسفی]] و [[عرفانی]] به [[شأن]] ولایت تکوینی معروف شده است. پذیرش یا عدم پذیرش این [[شأن]] برای [[امامان]] از دیرباز مورد بحث میان دانشمندان [[امامیه]] بوده است. ازاینرو باید این مسئله با دقت بیشتری بررسی شود. | ||
بهنظر میرسد اصل این واژه، در متون [[روایی]] و [[کلامی]] پیشینه چندانی ندارد. ازاینرو، باید مقصود از این اصطلاح بهخوبی روشن شود؛ چراکه ممکن است [[منکران]] این [[شأن]]، معنایی از آن در نظر داشته باشند که این معنا مورد [[پذیرش]] باورمندان نیز نباشد. | بهنظر میرسد اصل این واژه، در متون [[روایی]] و [[کلامی]] پیشینه چندانی ندارد. ازاینرو، باید مقصود از این اصطلاح بهخوبی روشن شود؛ چراکه ممکن است [[منکران]] این [[شأن]]، معنایی از آن در نظر داشته باشند که این معنا مورد [[پذیرش]] باورمندان نیز نباشد. | ||
[[عالمان دینی]] مصادیقی برای [[شأن]] ولایت تکوینی بیان کردهاند.<ref>برای نمونه، ر. ک: ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۹، ص۱۶۱-۱۶۳.</ref> با وجود این، بهنظر میرسد میتوان این [[شأن]] را در دو حوزه جداگانه بررسی کرد: | [[عالمان دینی]] مصادیقی برای [[شأن]] ولایت تکوینی بیان کردهاند.<ref>برای نمونه، ر. ک: ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۹، ص۱۶۱-۱۶۳.</ref> با وجود این، بهنظر میرسد میتوان این [[شأن]] را در دو حوزه جداگانه بررسی کرد: | ||
# [[تفویض محدود]]: بدین معنا که [[امام]] {{ع}} یا هر کسی که چنین [[ولایتی]] دارد، [[توانایی]] [[تصرف]] در عالم [[تکوین]] را داشته باشد. [[معجزات]] [[پیامبران]] و [[کرامات]] [[امامان]] و بزرگان [[دین]] "صرفنظر از گستره آن" در این قسمت قابل بررسی است؛<ref>گفتنی است اصطلاح "تفویض محدود" در آثار دانشمندان شیعی کمتر به چشم میخورد و ایشان هرگاه از واژه "تفويض" استفاده میکنند، مقصودشان همان تفویض مطلق است. نکته دیگر آنکه ممکن است بتوان برای مفهوم تفويض مطلق، از اصطلاح "ولایت بر تكوين"، و برای مفهوم تفويض محدود، از اصطلاح "ولایت در تکوین" استفاده کرد. ولایت بر تکوین، همان سیطره کلی بر نظام تکوین همراه با مسئولیتهایی است که بیان شد؛ اما ولایت در تکوین همان تصرفات جزئی در نظام هستی است.</ref> | |||
# [[ | |||
# [[تفويض مطلق]]: بدین معنا که [[امام]] {{ع}} بر [[نظام هستی]] [[ولایت]] دارد و [[تدبیر]] امر [[بندگان]]، [[مسئولیت]] امر روزی، [[نزول]] [[باران]]، [[حیات]] و ممات موجودات و خلاصه آنچه مربوط به [[مدیریت]] [[نظام هستی]] است، بر عهده اوست. | # [[تفويض مطلق]]: بدین معنا که [[امام]] {{ع}} بر [[نظام هستی]] [[ولایت]] دارد و [[تدبیر]] امر [[بندگان]]، [[مسئولیت]] امر روزی، [[نزول]] [[باران]]، [[حیات]] و ممات موجودات و خلاصه آنچه مربوط به [[مدیریت]] [[نظام هستی]] است، بر عهده اوست. | ||
تفاوت میان این دو روشن است؛ بدین معنا که قابل [[تصور]] است که کسی بر زنده کردن مرده توانا باشد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر [[حیات]] و ممات باشد. یا آنکه کسی بتواند از زیر سنگ برای کسی [[آب]] درآورد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر روزی در [[دنیا]] باشد. | تفاوت میان این دو روشن است؛ بدین معنا که قابل [[تصور]] است که کسی بر زنده کردن مرده توانا باشد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر [[حیات]] و ممات باشد. یا آنکه کسی بتواند از زیر سنگ برای کسی [[آب]] درآورد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر روزی در [[دنیا]] باشد. | ||
پرواضح است که ممکن است کسی [[تفویض مطلق]] را نپذیرد؛ اما [[تفویض محدود]] را [[باور]] داشته باشد<ref>اهمیت تفکیک این دو مسئله از یکدیگر آنجا خود را نشان میدهد که اولاً، در طول تاریخ نسبت به پذیرش یا عدم پر مسئله ولایت تکوینی نزاعهای فراوانی وجود داشته است؛ ثانياً، شاید کمتر فرد صحابی یا عالم شیعی باشد که ولایت تکوینی بهمعنای کرامت امام یا معجزه پیامبر را باور نداشته باشد. ازاینروست که تفکیک یادشده میتواند در تقریب میان دیدگاهها مؤثر بوده، این مسئله را روشن سازد که آنچه میان عالمان شیعی مورد نزاع بوده و هست، ولایت تکوینی به معنای تفویض و واگذاری امور به [[امامان]] {{عم}} است. عدم تفکیک میان این دو نیز موجب شده تا برخی، اعتقاد به قدرت تصرف در کائنات را همردیف با قول به تفويض مطلق بهشمار آورده، هردو را رد کنند؛ سید حسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص۶۲ و ۹۸.</ref> البته هرکس [[تفویض محدود]] را نپذیرد، به طریق اولی [[تفویض مطلق]] را نیز نخواهد پذیرفت. اینک باید دید براساس [[آیات]] [[قرآن کریم]] و نیز [[روایات]] [[پیشوایان دین]]، کدام [[شأن]] برای [[امامان]] {{عم}} [[اثبات]] شدنی است<ref>ر. ک | پرواضح است که ممکن است کسی [[تفویض مطلق]] را نپذیرد؛ اما [[تفویض محدود]] را [[باور]] داشته باشد<ref>اهمیت تفکیک این دو مسئله از یکدیگر آنجا خود را نشان میدهد که اولاً، در طول تاریخ نسبت به پذیرش یا عدم پر مسئله ولایت تکوینی نزاعهای فراوانی وجود داشته است؛ ثانياً، شاید کمتر فرد صحابی یا عالم شیعی باشد که ولایت تکوینی بهمعنای کرامت امام یا معجزه پیامبر را باور نداشته باشد. ازاینروست که تفکیک یادشده میتواند در تقریب میان دیدگاهها مؤثر بوده، این مسئله را روشن سازد که آنچه میان عالمان شیعی مورد نزاع بوده و هست، ولایت تکوینی به معنای تفویض و واگذاری امور به [[امامان]] {{عم}} است. عدم تفکیک میان این دو نیز موجب شده تا برخی، اعتقاد به قدرت تصرف در کائنات را همردیف با قول به تفويض مطلق بهشمار آورده، هردو را رد کنند؛ سید حسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص۶۲ و ۹۸.</ref> البته هرکس [[تفویض محدود]] را نپذیرد، به طریق اولی [[تفویض مطلق]] را نیز نخواهد پذیرفت. اینک باید دید براساس [[آیات]] [[قرآن کریم]] و نیز [[روایات]] [[پیشوایان دین]]، کدام [[شأن]] برای [[امامان]] {{عم}} [[اثبات]] شدنی است<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۱۰۳ ـ ۱۰۴.</ref>. | ||
== [[ولایت]] [[مقام امامت]] و [[ولایت]] در [[نظام تکوین]] == | == [[ولایت]] [[مقام امامت]] و [[ولایت]] در [[نظام تکوین]] == | ||
ساختار [[نظام خلقت]] در عالم [[تکوین]]، بر اساس مراتب اسماء [[استوار]] گردیده است؛ یعنی چینش اسماء نسبت به ذات [[باری تعالی]]، بر اساس تقدّم و تأخّر وجودی و [[شرافت]] رتبی در [[نظام]] طولی عالم است. بنابراین، در سلسله عالم امکان و در [[نظام]] چینشی اسماء [[الهی]]، اقرب اسماء به ذات باری [[متعال]]، آن اسم کلّی است که عالَم به [[یمن]] وجود او موجود شد و [[مشیّت الهی]] در [[تدبیر]] عالم، از [[بیت]] او بر خلایق جاری گردید<ref>{{متن حدیث|إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ وَ الصَّادِرُ عَمَّا فَصَلَ مِنْ أَحْكَامِ الْعِبَادِ}}.(الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ | ساختار [[نظام خلقت]] در عالم [[تکوین]]، بر اساس مراتب اسماء [[استوار]] گردیده است؛ یعنی چینش اسماء نسبت به ذات [[باری تعالی]]، بر اساس تقدّم و تأخّر وجودی و [[شرافت]] رتبی در [[نظام]] طولی عالم است. بنابراین، در سلسله عالم امکان و در [[نظام]] چینشی اسماء [[الهی]]، اقرب اسماء به ذات باری [[متعال]]، آن اسم کلّی است که عالَم به [[یمن]] وجود او موجود شد و [[مشیّت الهی]] در [[تدبیر]] عالم، از [[بیت]] او بر خلایق جاری گردید<ref>{{متن حدیث|إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ وَ الصَّادِرُ عَمَّا فَصَلَ مِنْ أَحْكَامِ الْعِبَادِ}}.(الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ﻫ.ق)، ج۴، ص۵۷۷؛ باب زیاره قبر أبی عبدالله الحسین بن علی {{ع}}.</ref>. چنین اسمی، اعظم اسماء [[الهی]] است و هیچ اسم دیگری اقرب از او نبوده و میان او و ذات باری فاصلی نیست. لذا به لحاظ لغوی، به چنین اسمی در [[نظام تکوین]] "ولیّالله" اطلاق میگردد. هرچند که در [[قرآن]] و کلمات [[اهل بیت]] {{عم}}، از این اسم با عناوین گوناگون دیگری از قبیل خلیفهالله، مقام حمل [[امانت]]، مشکات [[ولایت]] و یا [[مقام امامت]] نیز یاد شده، ولی بنابر قاعده [[عقلی]]، اوّلین اسم صادر از ذات که سایر اسماء محتاج [[خوان]] [[کرم]] او هستند، [[اسم اعظم الهی]] است که مدیر و مدبّر سایر اسماء میباشد و [[اراده الهی]] در تمشیت عالم، از مجرای او صادر میشود و در بازگشت نیز، همه امور از طریق او به ذات باری [[متعال]] باز میگردد. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید» سوره مائده، آیه ۳۵.</ref>. | ||
[[خداوند]] در [[قرآن]]، به جلوههایی از این [[ولایت]] [[اولیاء]] خود {{عم}} در [[تکوین]] اشاره نموده است؛ چنانکه خطاب به [[حضرت عیسی]] {{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. | [[خداوند]] در [[قرآن]]، به جلوههایی از این [[ولایت]] [[اولیاء]] خود {{عم}} در [[تکوین]] اشاره نموده است؛ چنانکه خطاب به [[حضرت عیسی]] {{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۷: | ||
== [[اثبات ولایت تکوینی ائمه]] {{عم}} == | == [[اثبات ولایت تکوینی ائمه]] {{عم}} == | ||
ثبوت ولایت تکوینی و [[تشریعی]] برای [[امامان معصوم]] {{عم}} از نظر [[عقلی]] مشکلی ندارد؛ زیرا چه اشکالی دارد که [[خداوند متعال]]، زمام امور [[تکوینی]] و [[تشریعی]] [[جهان]] و و [[انسان]] را در قلمرو معینی - که خود [[صلاح]] میداند - به افراد [[شایسته]] و لایقی مانند [[پیامبر]] و [[ائمه معصومین]] {{عم}} واگذار کند <ref>مراد از واگذاری، واسطه در تدبیر و تصرّف به اذن و اراده الهی است، چه این واسطه پیامبر باشد چه امام و چه فرشتگان. (ر. ک: المیزان، ج۱۶، ص۳۷۱ - ۳۷۳ و ج۲۰، ص۱۷۹ - ۱۸۴).</ref>، همچنان که به برخی [[فرشتگان]] والا | ثبوت ولایت تکوینی و [[تشریعی]] برای [[امامان معصوم]] {{عم}} از نظر [[عقلی]] مشکلی ندارد؛ زیرا چه اشکالی دارد که [[خداوند متعال]]، زمام امور [[تکوینی]] و [[تشریعی]] [[جهان]] و و [[انسان]] را در قلمرو معینی - که خود [[صلاح]] میداند - به افراد [[شایسته]] و لایقی مانند [[پیامبر]] و [[ائمه معصومین]] {{عم}} واگذار کند <ref>مراد از واگذاری، واسطه در تدبیر و تصرّف به اذن و اراده الهی است، چه این واسطه پیامبر باشد چه امام و چه فرشتگان. (ر. ک: المیزان، ج۱۶، ص۳۷۱ - ۳۷۳ و ج۲۰، ص۱۷۹ - ۱۸۴).</ref>، همچنان که به برخی [[فرشتگان]] والا مقام مقرّبش واگذار کرده و آنها به [[اذن]] و [[اراده]] [[ربوبی]] در بسیاری از امور [[تکوینی]] و [[تشریعی]] [[جهان]] و [[انسان]] [[اعمال]] [[ولایت]] و تصرّف مینمایند<ref>قرآن [[کریم]] در یک نظر کلی از زبان [[فرشتگان]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ}} «و هیچ یک از ما ([[فرشتگان]]) نیست مگر که جایگاهی معیّن دارد» [[سوره صافات]]، [[آیه]] ۱۶۴. | ||
برخی از این [[مسئولیتها]] و مأموریتهای برخی [[فرشتگان]] به این شرح است: | برخی از این [[مسئولیتها]] و مأموریتهای برخی [[فرشتگان]] به این شرح است: | ||
| خط ۷۶: | خط ۷۵: | ||
از اینرو، [[ولایت]] مانند [[نبوّت]] [[ضرورت]] دارد و [[بشر]] [[نیازمند]] آن است. [[بشر]] به [[دلیل]] نیاز به [[قوانین]] جامع، کامل و تأمینکننده [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]]، [[نیازمند]] [[نبوت]] است و به [[دلیل]] نیاز به [[رهبری]] [[شایسته]] و [[آگاه]] به [[قوانین]] [[وحیانی]] و [[متعهد]] به اجرای آن در [[جامعه]]، [[نیازمند]] [[امامت]] و [[ولایت]] است. سلسله [[نبوت]] با [[رحلت پیامبر خاتم]] {{صل}} به پایان رسید ولی سلسله [[ولایت]] هرگز به پایان نمیرسد و تا [[قیامت]] ادامه دارد؛ چون [[بشر]] همواره نیاز به [[رهبری الهی]] دارد<ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص۵۴-۵۹.</ref> | از اینرو، [[ولایت]] مانند [[نبوّت]] [[ضرورت]] دارد و [[بشر]] [[نیازمند]] آن است. [[بشر]] به [[دلیل]] نیاز به [[قوانین]] جامع، کامل و تأمینکننده [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]]، [[نیازمند]] [[نبوت]] است و به [[دلیل]] نیاز به [[رهبری]] [[شایسته]] و [[آگاه]] به [[قوانین]] [[وحیانی]] و [[متعهد]] به اجرای آن در [[جامعه]]، [[نیازمند]] [[امامت]] و [[ولایت]] است. سلسله [[نبوت]] با [[رحلت پیامبر خاتم]] {{صل}} به پایان رسید ولی سلسله [[ولایت]] هرگز به پایان نمیرسد و تا [[قیامت]] ادامه دارد؛ چون [[بشر]] همواره نیاز به [[رهبری الهی]] دارد<ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص۵۴-۵۹.</ref> | ||
==ولایت تکوینی و [[تشریعی]]== | |||
[[تکوین]] به معنای ایجاد و پدید آوردن است که بیرون از عالم [[ذهن]] و اعتبار تحقق مییابد. به [[یقین]]، مؤثری جز [[خداوند]] در عالم وجود نیست و او مبدأ و سرچشمه همه موجودات و پدیدهها و فیضهاست. بیگمان اگر کسی موجودی را بدون [[اذن الهی]] دارای [[حق]] [[تصرف در وجود]] بداند، [[شرک]] ورزیده است و دستیابی موجود ممکن به چنین رتبهای امکانپذیر نیست. | |||
البته به [[اذن پروردگار]] و [[اراده]] او میتوان به چنین [[ولایتی]] دست یافت. این امر از دید [[عقل]] و [[شرع]] مانعی ندارد و بنا بر [[دلایل]] بسیار در اینباره، [[بندگان]] ممتاز و [[مخلص]] خداوند به این [[مقام معنوی]] دست یافتهاند. بنابراین [[انسانی]] که بر اثر [[تقرب به خدا]] در مقامی قرار میگیرد که میتواند در [[جهان]] بیرون از خود [[تصرف]] کند و از پنهانیها و ضمایر افراد اطلاع یابد دارای ولایت تکوینی و [[واسطه فیض الهی]] میشود. ابوطاهر [[ابن هلال]] از [[امام صادق]]{{ع}} چنین نقل میکند: | |||
هرگاه خداوند بخواهد کاری پدید آورد، آن را بر [[رسول]] خود{{صل}}، سپس به [[امیر مؤمنان]]{{ع}} و پس از آن به یکیک [[فرزندان]] آن حضرت تا [[امام زمان]]{{ع}} عرضه کند و آنگاه آن را در عرصه [[گیتی]] پدیدار میکند. هرگاه [[فرشتگان الهی]] بخواهند کاری را به پیشگاه خداوند گزارش دهند، نخست آن را به [[مهدی]]{{ع}} و بعد از آن به یکیک [[امامان]] پیشین تا [[رسول خدا]]{{صل}} و در نهایت به [[خداوند متعال]] عرضه میکنند. پس آنچه از سوی خداوند فرود میآید، به دست آنها به [[مردم]] میرسد و آنچه از [[جهان طبیعت]]، به سوی [[خدا]] بالا میرود نیز از طریق آنان به او میرسد و در عین حال بهاندازه یک چشم بر هم زدن از [[خدای متعال]] [[بینیاز]] نیستند<ref>انیس الموحدین، مهدی نراقی، ص۲۳۹.</ref>. | |||
البته احتیاج مردم به آنان، در طول احتیاجشان به خداوند است؛ یعنی همه در یک سطح به [[حضرت حق]] نیازمندند؛ اما دیگر مردم در گرفتن [[فیض]] از خداوند به این واسطهها نیاز دارند و [[رحمت الهی]] از طریق آنان در مجاری خود قرار میگیرد. ولایت تکوینی [[امامان]]{{عم}} چنین توجیه میپذیرد: | |||
فاعل [[حقیقی]] همه امور [[خداوند]] است. همزمان با [[اراده الهی]]، [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]] هم آن را [[اراده]] و محقق میکند. خواست «ولی» چیزی جز [[خواست الهی]] نیست و این [[صدق]] و [[راستی]] آنان را به [[مردم]] مینمایاند و بر [[تکریم]]، تشریف و [[تعظیم]] [[بنده]] [[مقرب]] [[پروردگار]] دلالت میکند. [[انسان کامل]]، علت غایی موجودات است. از این رو، خداوند آنان را از میان [[مخلوقات]] خود به [[اذن]] خویش، مُطاع کرده است. [[آصف]] برخیا که به گفته [[قرآن کریم]] بخشی از [[علم کتاب]] به او داده شد، توانست تخت [[ملکه سبأ]] را در کمتر از آنی نزد سلیمان بیاورد<ref>سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>؛ پس آنکه همه علم کتاب را به او دادهاند، در این [[کارها]] از آصفها تواناتر است. این [[تفسیر]] درباره امامان{{عم}} و در مراحل [[پایینتر]] درباره دیگر [[اولیای الهی]] صحیح است<ref>ر.ک: پینویسها و تحقیقات کتاب انیس الموحدین، قاضی طباطبایی، صص ۲۳۸ – ۲۵۲.</ref>. | |||
[[ولایت تشریعی]]، به معنای [[اولویت]] در [[تصرف در امور]] [[جامعه]] و مردم است که از ولایت تکوینی [[الهی]] سرچشمه میگیرد؛ یعنی تا کسی در آن مرتبه و [[جایگاه معنوی]] قرار نگیرد و جوهر نفس انسانیاش به عالیترین حد کمال ممکن نرسد، [[شایستگی]] ندارد که بر [[مقدرات]] دیگر [[بندگان خدا]] [[حاکم]] شود. فرد باید نخست در [[مقام ولایت]] حقیقی جای گیرد تا [[خدای متعال]] [[راضی]] شود [[اختیار]] [[دین]] و دنیای مردم را به او وانهد. این فرد ناگزیر باید از همه انسانهای همعصر خود در [[تقوا]] و [[ملکات نفسانی]] [[برتر]] و کاملتر باشد تا [[ولایت عام]] یابد و بر [[سرنوشت]] مردم مسلط شود؛ وگرنه به [[انسانیت]] [[ستم]] و [[توهین]] شده است. بیگمان چنین کسی را تنها خداوند [[دانا]] به همه نهانها و ضمیرها میشناسد. هر [[عقل]] سلیمی به این نکته [[گواهی]] میدهد. بنابراین [[حجت]] بر همگان تمام و درهای عذر بر همگان مسدود میشود. | |||
[[ولایت تشریعی]]، یعنی [[خداوند]] - افزون بر [[قانونگذار]] بودنش - در امور [[مردم]] و [[شئون]] آنان دست میبرد و [[حق حاکمیت]] بر مردم در اصل، از آنِ اوست و چنین [[ولایت]] و اولویتی را به پیامبرش{{صل}} وامیگذارد و او نیز در طول [[ولایت الهی]]، چنین [[ولایتی]] دارد؛ | |||
یعنی ولایت آن حضرت همان ولایت خداوندی و شعاعی از آن به شمار میرود. از این رو، [[اداره امور جامعه]] و [[برپایی حکومت]] و [[اختیار]] [[جنگ]] و [[صلح]] و دیگر [[مقدرات]] [[جامعه]]، به دست [[پیامبر]]{{صل}} و در اختیار اوست و او بر اساس [[مصالح جامعه]]، بر مردم [[حکم]] میراند. | |||
همین ولایت در قالب امانتی [[الهی]]، پس از پیامبر{{صل}} به [[کاملترین]] و [[شایستهترین]] [[انسانها]] میرسد که در مقام [[منیع]] [[عصمت]] جای گرفتهاند و هریک از آنان، در [[زمان]] خویش، [[راهبری مردم]] را به سوی غایات و اهداف بلند [[انسانی]] بر عهده دارد. | |||
بر پایه [[اجماع]] [[مفسران]] و نقل [[محدثان]]، علی{{ع}} در [[رکوع]]، [[انگشتر]] خود را به [[سائل]] داد و این [[آیه]] در [[شأن]] وی نازل شد. با توجه به این واقعه و دیگر قرینهها، لفظ مشترک «ولی» در این آیه به معنای [[سرپرستی]] و [[ولایت عام]] [[امت]] به کار رفته و بر [[ولایت کلی]] الهی دلالت میکند و از دید [[تکوینی]] و [[تشریعی]]، با [[جعل الهی]] برای [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[امامان معصوم]] پس از آن حضرت اثباتپذیر است.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۰۲.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۹۸: | خط ۱۱۲: | ||
{{خداشناسی}} | {{خداشناسی}} | ||
[[رده: | [[رده:شئون امامت]] | ||
[[رده:اصطلاحات کلامی]] | [[رده:اصطلاحات کلامی]] | ||
[[رده:اعتقادات شیعه]] | [[رده:اعتقادات شیعه]] | ||
[[رده:اختلافات کلامی شیعه و سنی]] | [[رده:اختلافات کلامی شیعه و سنی]] | ||
[[رده:اختلافات شیعه با وهابیت]] | [[رده:اختلافات شیعه با وهابیت]] | ||
[[رده:ولایت | [[رده:اقسام ولایت]] | ||