پرش به محتوا

بدعت در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۸۳۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸: خط ۸:
== مقدمه ==
== مقدمه ==
«بدعت» اسم مصدر از "[[بدع]]" به معنای چیز نو و بی‌سابقه، [[آیین]] نو و رسم تازه است<ref>فرهنگ معین، ج۱، ص۴۸۴.</ref> و در اصطلاح [[فقه سیاسی]]، بدعت‌گزار، به افرادی اطلاق می‌گردد که بر اثر برداشت [[نادرست]] در [[استنتاج]] از منابع [[دینی]]، دچار [[گمراهی]] شده و [[احکام]] [[باطل]] و غیر [[دینی]] را به عنوان [[احکام دین]] ارایه نموده و با فراخواندن [[مردم]] به [[افکار]] [[منحرف]] خویش و [[گمراه کردن]] آنها، فتنه‌ای در [[جامعه اسلامی]] بر پا کنند؛ ولی خود ظاهراً به [[موازین]] [[دولت اسلامی]] پای‌بند بوده و [[مردم]] را به طور علنی، بر [[قیام]] علیه [[امام]] وقت [[دعوت]] نمی‌کنند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ المستدرک، باب ۲۴ من ابواب جهاد العدو، حدیث ۹.</ref>. گروه یاد شده، هرگاه [[افساد]] نکنند، [[دولت اسلامی]] نخست، با آنها از در [[منطق]] و [[استدلال]]، [[ارشاد]] و [[پاسخ به شبهات]] وارد می‌شود؛ اگر مؤثر نیفتاد به شیوه [[سیاسی]] و افشاگرانه به منظور خنثی‌سازی آثار منفی اعمالشان، بر اساس سلسله مراتب [[امر به معروف و نهی از منکر]] عمل خواهد نمود؛ چنانکه [[امام علی]] {{ع}} در برابر [[خوارج]] چنین کرد<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ ماوردی، الاحکام السلطانیه، ص۵۴؛ نهج البلاغه، خطبه‌های ۳۵، ۳۶، ۵۸ و ۵۹.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۵۶.</ref>
«بدعت» اسم مصدر از "[[بدع]]" به معنای چیز نو و بی‌سابقه، [[آیین]] نو و رسم تازه است<ref>فرهنگ معین، ج۱، ص۴۸۴.</ref> و در اصطلاح [[فقه سیاسی]]، بدعت‌گزار، به افرادی اطلاق می‌گردد که بر اثر برداشت [[نادرست]] در [[استنتاج]] از منابع [[دینی]]، دچار [[گمراهی]] شده و [[احکام]] [[باطل]] و غیر [[دینی]] را به عنوان [[احکام دین]] ارایه نموده و با فراخواندن [[مردم]] به [[افکار]] [[منحرف]] خویش و [[گمراه کردن]] آنها، فتنه‌ای در [[جامعه اسلامی]] بر پا کنند؛ ولی خود ظاهراً به [[موازین]] [[دولت اسلامی]] پای‌بند بوده و [[مردم]] را به طور علنی، بر [[قیام]] علیه [[امام]] وقت [[دعوت]] نمی‌کنند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ المستدرک، باب ۲۴ من ابواب جهاد العدو، حدیث ۹.</ref>. گروه یاد شده، هرگاه [[افساد]] نکنند، [[دولت اسلامی]] نخست، با آنها از در [[منطق]] و [[استدلال]]، [[ارشاد]] و [[پاسخ به شبهات]] وارد می‌شود؛ اگر مؤثر نیفتاد به شیوه [[سیاسی]] و افشاگرانه به منظور خنثی‌سازی آثار منفی اعمالشان، بر اساس سلسله مراتب [[امر به معروف و نهی از منکر]] عمل خواهد نمود؛ چنانکه [[امام علی]] {{ع}} در برابر [[خوارج]] چنین کرد<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ ماوردی، الاحکام السلطانیه، ص۵۴؛ نهج البلاغه، خطبه‌های ۳۵، ۳۶، ۵۸ و ۵۹.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۵۶.</ref>
==[[بدعت]]==
بنیان نهادن [[عقیده]] یا عملی از پیش خود به نام [[دین]].
بدعت عبارت است از [[نوآوری]] عقیده یا عملی در حوزه دین بدون استناد به منابع پذیرفته شده در [[استنباط احکام]]، همچون [[قرآن]] و [[سنت]] [[معصومان]]{{عم}} که از آن به [[تشریع]] در دین نیز تعبیر می‌شود. مقابل بدعت «سنت» قرار دارد که عبارت است از مجموعه [[عقاید]]، [[اخلاقیات]] و [[احکام عملی]] که [[رسول خدا]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} پایه‌گذاری کرده‌اند<ref>عوائدالایام، ص۳۲۵؛ دانشنامه جهان اسلام، ج۲، ص۵۱۳-۵۱۷.</ref> از این عنوان در باب‌هایی مانند [[طهارت]]، [[صلات]]، [[صوم]]، [[حج]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[تجارت]] و [[طلاق]] سخن رفته است.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۰۲.</ref>
===[[حکم]]===
[[حرمت]] بدعت از مسلمات [[شریعت مقدس اسلام]] و [[ضروری دین]] است؛ بلکه بدعت در حوزه عقاید گاه موجب [[کفر]] و [[شرک]] می‌شود، مانند قول به تجسم ذات [[خداوند متعال]] یا [[حلول]] او در کسی<ref>عوائدالایام، ص۳۱۹.</ref>. [[روایات]] بسیاری در [[نکوهش]] بدعت وارد شده است. مضمون برخی از آن‎ها این است که: «هر بدعتی [[گمراهی]]، و فرجام هر گمراهی [[آتش]] است»<ref>وسائل‌الشیعه، ج۸، ص۳۳۵.</ref> «هیچ بدعتی نهاده نشده مگر آنکه در کنار آن سنتی ترک شده است»<ref>وسائل‌الشیعه، ج۱۶، ص۱۷۵.</ref>.
کتاب دربردارنده بدعت از کتاب‌های ضاله است، که هر گونه کسب با آن به فروختن، [[اجاره]] یا عاریه دادن و جز آنها، [[حرام]] و از بین بردن آن [[واجب]] است<ref>جواهرالکلام، ج۲۲، ص۵۶-۵۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۰۲.</ref>
===مصادیق===
بعضی مصادیق روشن بدعت عبارت است از: [[اذان]] دوم یا سوم در [[روز جمعه]]<ref>جواهرالکلام، ج۹، ص۳۰.</ref> گفتن جمله {{متن حدیث|الصَّلَاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ‌}}<ref>جواهرالکلام، ج۹، ص۷۹ و ۱۱۲-۱۱۴.</ref> در اذان [[صبح]] خواندن نواقل شب‌های [[ماه رمضان]] به [[جماعت]]<ref>سئوال و جواب (یزدی)، ص۷۷.</ref> تقدم [[خطبه‌ها]] بر [[نماز]] در [[نماز عید]] [[فطر]] و قربان<ref>جواهرالکلام، ج۱۱، ص۳۹۷.</ref> و نیز بنیان نهادن [[قیاس]]، [[استحسان]] و [[مصالح مرسله]] به عنوان [[ادله]] [[استنباط احکام شرعی]].
[[وجوب]] [[مبارزه با بدعت]]: [[مقابله با بدعت]] به اظهار [[علم]]، بر [[عالمان دینی]]، واجب و [[کتمان]] علم، جز در موارد [[تقیه]] و [[خوف]] حرام است. در روایات آمده است: «اگر عالم، به [[رویارویی]] با [[بدعت‌ها]] برنخیزد و [[دانش]] خود را - به منظور روشن کردن [[افکار عمومی]] - عرضه نکند، دچار [[نفرین]] [[خداوند]] می‌شود»<ref>وسائل‌الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۹.</ref>.
[[بیزاری جستن]] از [[بدعت‌گذاران]] و ترک [[تعظیم]] آنان و نیز بر [[حذر]] داشتن [[مردم]] از نزدیک شدن و [[ارتباط]] با ایشان، [[واجب]] است. از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که «چنانچه پس از من با بدعت‌گذاران برخورد کردید، از آنان [[بیزاری]] بجویید و آنان را بسیار [[دشنام]] دهید و به [[بدی]] یاد کنید تا در [[اسلام]] [[طمع]] فسادانگیز نورزند و نیز مردم را از ایشان بر حذر دارید که تحت تأثیر بدعت‎های آنان قرار نگیرند» در [[حدیثی]] دیگر آمده است: «هر کس نزد [[بدعت‌گذاری]] برود و او را تعظیم نماید، سعی در [[نابودی اسلام]] کرده است»<ref>وسائل‌الشیعه، ج۱۶، ص۲۶۷؛ فرهنگ فقه، ج۲، ص۷۵.</ref>.
بنابراین [[بدعت]] عبارت از [[اثبات]] هر نوع نظر و عملی است که در [[نصوص دینی]] [[نفی]] شده و یا نفی نظر و عملی است که مورد [[تأیید]] [[دین]] قرار گرفته است و از این رو مصداق بدعت الزاماً هر امر نو نیست و ممکن است بدعت در [[واپس‌گرایی]] و بازگشت به [[فکر]] یا عملی [[صدق]] کند که با آمدن اسلام [[منسوخ]] شده و به جای آن، ایده نو جایگزین شده است. بازگشت به [[جاهلیت]] و آثار [[ضد]] [[توحیدی]] آن بدعت محسوب می‌شود.
بدعت به اشکال مختلف و در قالب‌های متعدد [[تفسیر]] شده که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
#بسیاری از [[فقها]] بدعت را مختص به تعبدیات دانسته و انجام اعمالی که در [[شریعت]] به آنها امر تعبدی نشده را اگر به قصد [[تعبد]] صورت گیرد، بدعت شمرده‌اند<ref>عوائدالایام (نراقی)، ص۳۲۰.</ref>؛
#نسبت دادن هر نوع [[اعتقاد]] یا عملی که مورد تأیید دین نیست به دین و یا نفی کردن هر نوع اعتقاد و عملی که مورد تأیید دین است از قلمروی دین؛
#تثبیت [[باورها]] و یا [[اعمال]] خاص به منظور این که دیگران آنها را به عنوان جزیی از [[دین]] پذیرا و یا عامل باشند، بدون آنکه بر آنها [[دلیل شرعی]] وجود داشته باشد مانند بسیاری از بدعت‌های خلفای [[جور]]<ref>عوائدالایام (نراقی)، ص۳۲۵.</ref>؛
#نهادینه کردن امور غیر [[دینی]] در دین و یا ایدئولوژیک کردن امور غیر دینی مانند ایدئولوژیک کردن مسائل عادی از قبیل [[لباس]]، [[غذا]]، درمان و [[احساسات]] و [[عواطف]] بشری مگر آنکه امکان ایدئولوژیک نمودن آن در [[شریعت]] [[پیش‌بینی]] شده باشد مانند این که می‌توان هر عمل [[سودمندی]] را به قصد [[تقرب به خدا]] به عنوان [[عبادت]] انجام داد<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۰۹-۲۱۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۰۲.</ref>
==[[بدعت‌گذاران فتنه‌گر]]==
گروهی هستند که به دلیل برداشت غلط و سوءفهم در [[استنتاج]] از منابع [[شناخت دین]] دچار [[گمراهی]] شده و مرام و [[مذهب]] جدیدی را [[بدعت]] گذارده‌اند و با فراخواندن [[مردم]] به مرام و مذهب خویش و [[گمراه کردن]] آنان فتنه‌ای را در [[جامعه اسلامی]] به پا می‌کنند، ولی خود به [[موازین]] [[دولت اسلامی]] پای‌بندند و مردم را نیز به [[قیام]] علیه [[امام]] [[دعوت]] نمی‌کنند. با چنین فرضی عنوان [[باغی]] بر آنها [[صدق]] نخواهد کرد.
این گروه که عنوان [[مبتدع]] بر آنها اطلاق می‌شود، اگر [[افساد]] نکنند<ref>وسائل‌الشیعه، ج۶، ص۹۵.</ref> دولت اسلامی با آنان به دو روش [[مبارزه]] خواهد کرد:
نخست از راه [[منطق]] و [[استدلال]] و [[ارشاد]] و توجیه و بحث و [[پاسخ به شبهات]] و [[اشتباهات]]؛ و دوم به شیوه [[سیاسی]] و افشاگرانه به منظور خنثی کردن آثار منفی دعوت آنان در میان مردم. و در صورت بی‌اثر ماندن مقابله با شیوه [[فرهنگی]] و شیوه سیاسی، بر اساس سلسله مراتبی که در [[امر به معروف و نهی از منکر]] مقرر شده عمل خواهد کرد. چنان که [[خوارج]] که کارشان بالا گرفت و از [[انتقاد]] به [[شعار]] دادن و تحریک مردم پرداختند، علی{{ع}} تنها به جواب منطقی و [[سیاست]] افشاگرانه بسنده کرد.
هنگامی که امام مشغول [[خطابه]] بود یکی از آنان فریاد زد: {{عربی|لَا حُكْمَ إِلّا لِلّهِ لَا لَكَ يَا عَلِيّ}} ([[حکومت]] از آن خداست نه برای تو). امام با آرامی پاسخ داد: {{متن حدیث|كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ}} (سخن حقی است که گوینده از آن قصد [[باطل]] و [[فریب]] دارد)<ref>نهج‌البلاغه، خ ۴۰.</ref>.
سپس افزود شما بر عهده من ([[دولت اسلامی]]) سه [[حق]] دارید:
نخست آنکه شما را از شرکت در [[مساجد]] و [[عبادت خدا]] بازنمی‌داریم. دوم آنکه با شما آغاز به [[جنگ]] نمی‌کنیم. سوم شما را از [[بیت‌المال]] [[محروم]] نمی‌نمائیم تا آنگاه که دستتان با ماست<ref>نهج‌البلاغه، خ ۴۰؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۵۵۴؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ الاحکام‌السطانیه، ص۵۴.</ref>.
[[خوارج]] به دنبال [[اعتراض]] به [[امام]]، از [[حکومت]] و [[همکاری]] با امام کناره گرفتند و در محلی به نام [[نهروان]] [[اجتماع]] کردند و از طرف امام مورد تعرض قرار نگرفتند. امام نماینده‌ای بر آنها گماشت که تا مدتی از وی [[پیروی]] می‌کردند و او نیز با آنان [[مدارا]] می‌کرد تا آنکه شوریدند و او را به [[قتل]] رسانیدند و امام در برابر این [[شورش]] واکنش نرم نشان داد و از آنان خواست [[قاتل]] نماینده‌اش را تحویل دهند، و آنها در پاسخ گفتند: ما همه قاتل وی هستیم<ref>نهج‌البلاغه، خ ۴۰؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۵۵۴؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۲؛ الاحکام‌السطانیه، ص۵۴.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۱۳-۳۱۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۰۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۲۸۹

ویرایش