جز
جایگزینی متن - 'علم سیاست' به 'علم سیاست'
(←منابع) |
|||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
به هر حال، [[دستور]] هجرت با همه تبعات و مشکلاتی که برای [[مهاجران]] و [[مردم]] یثرب داشت، از دیدگاه [[آینده]] [[تمدن اسلامی]] ضروری مینمود، [[پیامبر]] {{صل}} و دیگر [[مؤمنان]]، با [[هجرت به مدینه]]، از مرحله [[تبلیغ]] و [[دعوت]]، به مرحله تأسیس [[دولت اسلامی]] منتقل میشدند. هجرت، بدینسان، گامی اساسی در تأسیس [[جماعت]] [[اسلامی]] و [[جمعیت]] قابل توجه بود که از ارکان عمده برای هر دولتی تلقی میشود. | به هر حال، [[دستور]] هجرت با همه تبعات و مشکلاتی که برای [[مهاجران]] و [[مردم]] یثرب داشت، از دیدگاه [[آینده]] [[تمدن اسلامی]] ضروری مینمود، [[پیامبر]] {{صل}} و دیگر [[مؤمنان]]، با [[هجرت به مدینه]]، از مرحله [[تبلیغ]] و [[دعوت]]، به مرحله تأسیس [[دولت اسلامی]] منتقل میشدند. هجرت، بدینسان، گامی اساسی در تأسیس [[جماعت]] [[اسلامی]] و [[جمعیت]] قابل توجه بود که از ارکان عمده برای هر دولتی تلقی میشود. | ||
[[دانشمندان]] [[علم | [[دانشمندان]] [[علم سیاست]]، معمولاً عناصر چهارگانهای برای [[دولت]] در نظر میگیرند که عبارت است از: جمعیت، [[سرزمین]]، [[حکومت]] و [[حاکمیت]]. به نظر میرسد که دولت - [[شهر پیامبر]] {{صل}} با تکیه بر مفهوم هجرت، درصدد تأمین نخستین عنصر اساسی یعنی جمعیت بوده است. جمعیت یا جماعتی که «[[امت]]» نامیده میشود. | ||
شرط هجرت برای تشکیل جمعیت اسلامی چنان حیاتی بود که کسانی که به مدینه هجرت میکردند، به جز موارد بسیار اندک و آن هم با اجازه پیامبر {{صل}} مجاز به ترک مدینه نبودند و در صورت خروج از مدینه مصداق {{متن حدیث|التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ}} میشدند، این [[تعرب]] به منزله [[کفر]] بود. [[ابن مسعود]]، از جمله لعنتشدگان در لسان [[رسول خدا]] را «[[اعرابی]] مرتدی دانسته که تعرّب بعد الهجره داشته است»<ref>رسول جعفریان، تاریخ تحول دولت و خلافت، پیشین، ص۴۰-۴۱.</ref>. همه این [[تدابیر]] سبب شده بود تا [[مدینة النبی]] مکان و فضایی متمرکز برای تعداد فراوانی از مسلمانان باشد که [[همبستگی]] [[اعتقادی]] آنان رکن جمعیتی لازم را برای استقرار [[دولت اسلامی]] [[پیامبر]] {{صل}} فراهم نماید، اما این تلاشهای معطوف به [[هجرت]]، بدون پیوندهای مکمل دیگر، که انسانهایی با دستگاهها و سنتهای قبیلهای متفاوت را بیشتر به هم نزدیک نموده و تاروپود [[روابط اجتماعی]] آنان را مستحکم نماید، شکننده مینمود. شاید به همین دلیل است که [[پیامبر اسلام]] {{صل}} به سرعت [[نظام]] [[برادری]] را طرح و [[اجرا]] کرد<ref>[[داوود فیرحی|فیرحی، داوود]]، [[ساختار نظام سیاسی نبوی (مقاله)|ساختار نظام سیاسی نبوی]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۲۷۶.</ref>. | شرط هجرت برای تشکیل جمعیت اسلامی چنان حیاتی بود که کسانی که به مدینه هجرت میکردند، به جز موارد بسیار اندک و آن هم با اجازه پیامبر {{صل}} مجاز به ترک مدینه نبودند و در صورت خروج از مدینه مصداق {{متن حدیث|التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ}} میشدند، این [[تعرب]] به منزله [[کفر]] بود. [[ابن مسعود]]، از جمله لعنتشدگان در لسان [[رسول خدا]] را «[[اعرابی]] مرتدی دانسته که تعرّب بعد الهجره داشته است»<ref>رسول جعفریان، تاریخ تحول دولت و خلافت، پیشین، ص۴۰-۴۱.</ref>. همه این [[تدابیر]] سبب شده بود تا [[مدینة النبی]] مکان و فضایی متمرکز برای تعداد فراوانی از مسلمانان باشد که [[همبستگی]] [[اعتقادی]] آنان رکن جمعیتی لازم را برای استقرار [[دولت اسلامی]] [[پیامبر]] {{صل}} فراهم نماید، اما این تلاشهای معطوف به [[هجرت]]، بدون پیوندهای مکمل دیگر، که انسانهایی با دستگاهها و سنتهای قبیلهای متفاوت را بیشتر به هم نزدیک نموده و تاروپود [[روابط اجتماعی]] آنان را مستحکم نماید، شکننده مینمود. شاید به همین دلیل است که [[پیامبر اسلام]] {{صل}} به سرعت [[نظام]] [[برادری]] را طرح و [[اجرا]] کرد<ref>[[داوود فیرحی|فیرحی، داوود]]، [[ساختار نظام سیاسی نبوی (مقاله)|ساختار نظام سیاسی نبوی]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۲۷۶.</ref>. | ||