بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب امام علی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب امام علی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | ||
==[[عدی بن حارث]]، [[کارگزار]] بهرسیر== | == [[عدی بن حارث]]، [[کارگزار]] بهرسیر == | ||
برابر نقل [[نصر بن مزاحم منقری]] و دیگران، [[حضرت امیر]]{{ع}} پس از استقرار در [[کوفه]]، عدی بن حارث بن رُویم را به [[کارگزاری]] بهرسیر<ref>(بهرسیر یکی از شهرهای واقع در غرب دجله بوده که در یک فرسخی آن ساباط مدائن قرار داشته است. البلدان، ص۱۰۰).</ref> گمارد<ref>منقری، وقعة صفین، ص۱۱؛ أخبار الطوال، ص۱۵۳ و ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ص۳۰.</ref>. | برابر نقل [[نصر بن مزاحم منقری]] و دیگران، [[حضرت امیر]]{{ع}} پس از استقرار در [[کوفه]]، عدی بن حارث بن رُویم را به [[کارگزاری]] بهرسیر<ref>(بهرسیر یکی از شهرهای واقع در غرب دجله بوده که در یک فرسخی آن ساباط مدائن قرار داشته است. البلدان، ص۱۰۰).</ref> گمارد<ref>منقری، وقعة صفین، ص۱۱؛ أخبار الطوال، ص۱۵۳ و ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ص۳۰.</ref>. | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
[[ابن حزم]] هم مینویسد: [[علی بن حارث بن رویم]] را بر بهرسیر گمارد<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۳۲۵.</ref>. | [[ابن حزم]] هم مینویسد: [[علی بن حارث بن رویم]] را بر بهرسیر گمارد<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۳۲۵.</ref>. | ||
[[بلاذری]] در [[أنساب الأشراف]] مینویسد: هنگامی که [[مسعر بن فدکی]] همراه با سیصد تن از [[خوارج]] به [[نهروان]] میرفت تا به خوارج بپیوندد بر بهرسیر گذشت، [[حاکم]] آنجا [[عدی بن حارث بن یزید بن رویم شیبانی]] بود. او در برابر خوارج ایستاد، تا جلو آنها را بگیرد [[اشرس بن عوف شیبانی]] نیزهای به وی زد و او را کُشت. در هنگام زدن نیزه گفت: این را از پسر عمویت که از تو جدا میشود بگیر، اگر [[یاری]] [[حق]] نبود به تو [[گمان]] [[نیک]] | [[بلاذری]] در [[أنساب الأشراف]] مینویسد: هنگامی که [[مسعر بن فدکی]] همراه با سیصد تن از [[خوارج]] به [[نهروان]] میرفت تا به خوارج بپیوندد بر بهرسیر گذشت، [[حاکم]] آنجا [[عدی بن حارث بن یزید بن رویم شیبانی]] بود. او در برابر خوارج ایستاد، تا جلو آنها را بگیرد [[اشرس بن عوف شیبانی]] نیزهای به وی زد و او را کُشت. در هنگام زدن نیزه گفت: این را از پسر عمویت که از تو جدا میشود بگیر، اگر [[یاری]] [[حق]] نبود به تو [[گمان]] [[نیک]] میبردم و گفته میشود که عدی از این ضربه [[جان]] سالم [[بدر]] برد و تا [[خلافت امام حسن]]{{ع}} باقی بود و [[حضرت مجتبی]] وی را بر بهرسیر [[امارت]] داد و برخی گفتهاند او در هنگام خروج اشرس بن عوف بعد از [[جنگ نهروان]] ضربهای به اشرس زد و گفت: بگیر از پسر عمویت که تو را در آن شأنی است<ref>بلاذری، أنساب الاشراف، ج۲، ص۳۶۱.</ref>. | ||
بلاذری در ادامه میافزاید | بلاذری در ادامه میافزاید خوارج بعداً [[عبدالله بن خباب]] را کشتند. علی{{ع}} به آنها [[پیام]] داد که [[قاتلان]] [[ابن خباب]] و ابن [[حارث]]؛ یعنی [[عدی بن حارث]] را تحویل دهید تا شما را رها کنم. اما آنها نپذیرفته و گفتند که همه ما آنها را کشتیم<ref>بلاذری، أنساب الاشراف، ج۲، ص۳۶۲.</ref>. در نتیجه کسی را که [[خوارج]] کشتند، عدی بن حارث بود نه [[حارث بن مره عبدی]] که برخی [[مورخان]] گفتهاند. | ||
[[بلاذری]] بعد مینویسد: [[اشرس بن عوف شیبانی]] اولین کسی است که پس از [[جنگ نهروان]] خروج کرد و همراه دویست نفر به [[دسکره]] و از آنجا به [[انبار]] رفت، [[علی ابرش بن حسان]] را همراه سیصد نفر اعزام کرد و با او جنگیدند و او را در [[ربیع الاول]] [[سال]] ۳۸ هـ. کشتند. در این جا وی داستان اشرس و عدی را ذکر میکند و قول زنده ماندن عدی را ثابت میشمارد. ولی به جای عدی، [[علی بن حارث]] ذکر کرده است<ref>بلاذری، أنساب الاشراف، ج۲، ص۴۸۱.</ref>. | [[بلاذری]] بعد مینویسد: [[اشرس بن عوف شیبانی]] اولین کسی است که پس از [[جنگ نهروان]] خروج کرد و همراه دویست نفر به [[دسکره]] و از آنجا به [[انبار]] رفت، [[علی ابرش بن حسان]] را همراه سیصد نفر اعزام کرد و با او جنگیدند و او را در [[ربیع الاول]] [[سال]] ۳۸ هـ. کشتند. در این جا وی داستان اشرس و عدی را ذکر میکند و قول زنده ماندن عدی را ثابت میشمارد. ولی به جای عدی، [[علی بن حارث]] ذکر کرده است<ref>بلاذری، أنساب الاشراف، ج۲، ص۴۸۱.</ref>. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
بهُرسیر (که احتمالاً معرب و مخفف اردشیر بوده) یکی از شهرهای کهن و نزدیک [[مدائن]] بوده است که از آن تعبیر به مدائن [[غربی]] کردهاند. [[مسلمانان]] در [[ذیحجه]] [[سال پانزدهم هجری]] آن [[شهر]] را محاصره کردند و در همین [[زمان]] بود که [[هاشم بن عتبه]]، شیر گوشواره دار [[خسرو]] را که [[محافظ]] وی بود و با آن انس و [[الفت]] داشت، کشت و مسلمانان به [[فرماندهی]] [[سعد بن ابی وقاص]] در صفر سال شانزدهم [[هجری]] وارد شهر بهرسیر شدند و از آنجا که [[مردم]] آن، [[معاهد]] (در [[ذمه اسلام]]) نبودند، دستور [[حمله]] داده شد و صد هزار نفر از بزرگان آنجا [[اسیر]] شدند و بنا به پیشنهاد [[حاکم]] [[ساباط]]، به نام شیر [[آزاد]] [[دهقان]] (بزرگ محل) و موافقت [[خلیفه دوم]] و پرداخت [[جزیه]]، [[اسیران]] را آزاد کردند. برای [[آگاهی]] بیشتر به [[تاریخ]] [[طبری]] و کامل [[ابن اثیر]] مراجعه شود<ref>تاریخ طبری (هشت جلدی) ج۳، ص۱۱۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ترجمه، ج۲، ص۳۱۹ - ۳۲۲.</ref>. | بهُرسیر (که احتمالاً معرب و مخفف اردشیر بوده) یکی از شهرهای کهن و نزدیک [[مدائن]] بوده است که از آن تعبیر به مدائن [[غربی]] کردهاند. [[مسلمانان]] در [[ذیحجه]] [[سال پانزدهم هجری]] آن [[شهر]] را محاصره کردند و در همین [[زمان]] بود که [[هاشم بن عتبه]]، شیر گوشواره دار [[خسرو]] را که [[محافظ]] وی بود و با آن انس و [[الفت]] داشت، کشت و مسلمانان به [[فرماندهی]] [[سعد بن ابی وقاص]] در صفر سال شانزدهم [[هجری]] وارد شهر بهرسیر شدند و از آنجا که [[مردم]] آن، [[معاهد]] (در [[ذمه اسلام]]) نبودند، دستور [[حمله]] داده شد و صد هزار نفر از بزرگان آنجا [[اسیر]] شدند و بنا به پیشنهاد [[حاکم]] [[ساباط]]، به نام شیر [[آزاد]] [[دهقان]] (بزرگ محل) و موافقت [[خلیفه دوم]] و پرداخت [[جزیه]]، [[اسیران]] را آزاد کردند. برای [[آگاهی]] بیشتر به [[تاریخ]] [[طبری]] و کامل [[ابن اثیر]] مراجعه شود<ref>تاریخ طبری (هشت جلدی) ج۳، ص۱۱۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ترجمه، ج۲، ص۳۱۹ - ۳۲۲.</ref>. | ||
صاحب کتاب [[معصوم]] دوم مینویسد: بعد از استقرار [[حضرت امیر]]{{ع}} در [[کوفه]]، در [[روز جمعه]] شانزدهم [[ماه رجب]] [[سال]] سی و ششم [[هجرت]] گروهی از [[استانداران]] و [[حکام]] خود را به مناطق مختلف اعزام نمود. از جمله [[عدی بن حارث]] را به [[فرمانداری]] کرمانشاهان اعزام کرد<ref>جواد فاضل، معصوم دوم، ج۲، ص۹۳.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۱، ص | صاحب کتاب [[معصوم]] دوم مینویسد: بعد از استقرار [[حضرت امیر]]{{ع}} در [[کوفه]]، در [[روز جمعه]] شانزدهم [[ماه رجب]] [[سال]] سی و ششم [[هجرت]] گروهی از [[استانداران]] و [[حکام]] خود را به مناطق مختلف اعزام نمود. از جمله [[عدی بن حارث]] را به [[فرمانداری]] کرمانشاهان اعزام کرد<ref>جواد فاضل، معصوم دوم، ج۲، ص۹۳.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۱، ص ۲۵۹ـ ۲۶۱.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||