کوفه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←حدود سواد
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
مؤلف کتاب «جغرافیای [[تاریخی]] سرزمینهای [[خلافت]] شرقی» مینویسد: اساساً سرزمینی رسوبی را [[اعراب]]، سواد ([[خاک]] سیاه) مینامیدند و کلمه «سواد» رفته رفته به گونهای به کار رفت که مفهوم آن با کلمه «عراق» یکی شد؛ یعنی سواد و عراق یک معنی داشت و عبارت بود از تمام [[سرزمین بابل]]<ref>جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ص۲۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص ۱۶۱.</ref> | مؤلف کتاب «جغرافیای [[تاریخی]] سرزمینهای [[خلافت]] شرقی» مینویسد: اساساً سرزمینی رسوبی را [[اعراب]]، سواد ([[خاک]] سیاه) مینامیدند و کلمه «سواد» رفته رفته به گونهای به کار رفت که مفهوم آن با کلمه «عراق» یکی شد؛ یعنی سواد و عراق یک معنی داشت و عبارت بود از تمام [[سرزمین بابل]]<ref>جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ص۲۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص ۱۶۱.</ref> | ||
==حدود سواد== | ===حدود سواد=== | ||
[[یعقوبی]] [[مورخ]] و | [[یعقوبی]] [[مورخ]] و جغرافیدان متقدم، به اختصار، حد سواد را منطقهای میان [[کوه حلوان]] تا [[زمین]] [[عرب]] در پایین [[فرات]] ذکر میکند<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۰۵.</ref>. خطیب بغدادی در این باره مینویسد: گویند حد سواد در طول، از [[قلب]] [[موصل]] شروع میشود و تا [[ساحل]] دریا در بلاد عبادان<ref>محل آبادان کنونی.</ref> در [[شرق]] دجله خاتمه مییابد و عرض آن از انتهای [[جبل]]<ref>جبل، نام جامعی است برای ناحیهها و توابع آن نواحی که «جبال» نیز خوانده میشود، عوام در عصر ما آن را «عراق» میخوانند (معجم البلدان، ج۲، ص۱۰۳)، این منطقه تا همین اواخر نیز عراق (عجم) نام داشته است و مشتمل بر استانهای کرمانشاه، ایلام، کردستان، لرستان، چهارمحال، کهگیلویه، اصفهان، یزد، همدان، قزوین، مرکزی، قم، تهران و البرز کنونی بوده است.</ref> «از [[سرزمین]] حلوان) تا انتهای [[قادسیه]] متصل به عذیب (از [[سرزمین عرب]]) است. این محدوده سواد بود که بر آن [[خراج]] تعلق میگرفت<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۱.</ref>. | ||
یاقوت نیز حدود سواد را مشابه [[خطیب]] ذکر میکند با افزون بر اینکه طول آن را یکصد و شصت فرسخ دانسته، و مینویسد: [[پادشاهان ایران]] سواد را [[دوازده]] استان و شصت ناحیه به شمار میآوردند و به واسطه [[وفور نعمت]] و [[اراضی]] حاصلخیز و هوایی لطیف، همیشه در منطقه سواد [[منزل]] میکردند<ref>معجم البلدان، ج۳، ص۲۷۲.</ref>. سواد [[عراق]] دو بخش است: سواد [[بصره]] که شامل دشت میشان و [[اهواز]] و [[فارس]] است و [[سواد کوفه]] از کسکر تا زاب (حد شمالی، جنوبی) و از [[حلوان]] تا [[قادسیه]] (حد شرقی، [[غربی]]) است. [[ایرانیان]] سواد را به [[قلب]] و سایر [[دنیا]] را به [[بدن]] [[تشبیه]] میکردند. همچنین آن را «[[دل]] ایرانشهر» مینامیدند»<ref>معجم البلدان، ج۳، ص۲۷۲.</ref>. | یاقوت نیز حدود سواد را مشابه [[خطیب]] ذکر میکند با افزون بر اینکه طول آن را یکصد و شصت فرسخ دانسته، و مینویسد: [[پادشاهان ایران]] سواد را [[دوازده]] استان و شصت ناحیه به شمار میآوردند و به واسطه [[وفور نعمت]] و [[اراضی]] حاصلخیز و هوایی لطیف، همیشه در منطقه سواد [[منزل]] میکردند<ref>معجم البلدان، ج۳، ص۲۷۲.</ref>. سواد [[عراق]] دو بخش است: سواد [[بصره]] که شامل دشت میشان و [[اهواز]] و [[فارس]] است و [[سواد کوفه]] از کسکر تا زاب (حد شمالی، جنوبی) و از [[حلوان]] تا [[قادسیه]] (حد شرقی، [[غربی]]) است. [[ایرانیان]] سواد را به [[قلب]] و سایر [[دنیا]] را به [[بدن]] [[تشبیه]] میکردند. همچنین آن را «[[دل]] ایرانشهر» مینامیدند»<ref>معجم البلدان، ج۳، ص۲۷۲.</ref>. | ||
با توجه به گزارشهای [[منابع تاریخی]]، لفظ «سواد»، ابتدا در مورد [[کوفه]] به کار برده میشد و بعدها به نخلستانهای اطراف بصره نیز اطلاق گردید. مسلم است که «سواد» به [[تنهایی]] و بدون اضافه به نام شهری خاص، به سواد کوفه اطلاق میشد و اگر «سواد بصره» مورد نظر بود حتماً با نام [[شهر]]، ذکر میگردید. | با توجه به گزارشهای [[منابع تاریخی]]، لفظ «سواد»، ابتدا در مورد [[کوفه]] به کار برده میشد و بعدها به نخلستانهای اطراف بصره نیز اطلاق گردید. مسلم است که «سواد» به [[تنهایی]] و بدون اضافه به نام شهری خاص، به سواد کوفه اطلاق میشد و اگر «سواد بصره» مورد نظر بود حتماً با نام [[شهر]]، ذکر میگردید. | ||