جنگ در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
←جستارهای وابسته
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۸۶: | خط ۸۶: | ||
در میثاقهای بینالمللی بهویژه منشور [[ملل]] [[متحد]] با وجود این که بر تأمین [[صلح]] و [[امنیت جهانی]] و [[جلوگیری از جنگ]] و هر نوع برخورد [[خشونتآمیز]] بین [[دولتها]] به طور مکرر تأکید شده، اما صراحتی در مورد مسئله ریشههای [[جنگ]] و عواملی که [[صلح جهانی]] و [[امنیت]] بینالمللی را به مخاطره میافکند، به چشم نمیخورد. | در میثاقهای بینالمللی بهویژه منشور [[ملل]] [[متحد]] با وجود این که بر تأمین [[صلح]] و [[امنیت جهانی]] و [[جلوگیری از جنگ]] و هر نوع برخورد [[خشونتآمیز]] بین [[دولتها]] به طور مکرر تأکید شده، اما صراحتی در مورد مسئله ریشههای [[جنگ]] و عواملی که [[صلح جهانی]] و [[امنیت]] بینالمللی را به مخاطره میافکند، به چشم نمیخورد. | ||
در [[حقیقت]]، مفاهیم کلی و مبهمی که در این میثاقها آمده معلول همان عواملی هستند که ریشههای جنگ هم محسوب میشوند<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۸-۲۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۵.</ref> | در [[حقیقت]]، مفاهیم کلی و مبهمی که در این میثاقها آمده معلول همان عواملی هستند که ریشههای جنگ هم محسوب میشوند<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۸-۲۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۵.</ref> | ||
==جنگ و ریشه آن از دیدگاه [[قرآن]]== | |||
قرآن ضمن تحلیل ریشههای [[نیاز انسان]] به [[هدایت الهی]] و [[ضرورت بعثت]] [[انبیا]]، نخستین پدیدهای را که در [[زندگی اجتماعی]] [[انسان]]، زمینه این نیاز و [[ضرورت]] را فراهم آورده، تحت عنوان [[اختلاف]] مطرح میکند. | |||
{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ}}<ref>«مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>. | |||
اختلاف از آنجا ناشی شد که [[انسانها]] [[فطرت]] همگون، [[احساسات]]، [[ادراکات]] و [[غرایز]] مشابه خود را برای استفاده از دنیای خارج به کار انداختند، ولی همه آن چیزهایی که مورد استفاده انسانها قرار گرفتند همگون و مشابه نبودند. به این ترتیب تفاوتها ظهور نمود و تصادمها، تضادها و [[اختلافها]] آشکار شدند. | |||
این اختلاف که زمینه نیاز به هدایت الهی و ضرورت بعثت انبیا را فراهم آورد در حقیقت یک اختلاف مادی بود و از رابطه [[زندگی]] تدبیری انسان با امکانات و نیروهای موجود در محیط زندگی اجتماعی نشأت گرفت و از راه [[وحی الهی]]، انبیا با [[ابلاغ شریعت]] و [[قانون الهی]] راهحل چنین اختلافی نشان دادند. | |||
قرآن به جز این اختلاف از اختلاف دیگری نیز سخن گفته است: | |||
{{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>. | |||
این [[اختلاف]] گرچه از همان عواملی که اختلاف نخستین را به وجود آورد، نشأت گرفت، ولی مورد اختلاف همان [[دین]] و [[شریعت]] بود که برای [[رفع اختلاف]] نخستین، به [[بشر]] عرضه شده بود. | |||
این بار هم [[ظلم]] و [[تجاوز]] اختلاف دیگری را به وجود آورد و این اختلاف که میتوان از آن به اختلاف [[معنوی]] تعبیر کرد موجب نیاز به تداوم [[رسالت]] [[انبیا]] و [[تکامل]] تدریجی [[شرایع الهی]] شد<ref>تفسیر المیزان، ج۲، ص۱۲۱-۱۲۶ و ۳۸.</ref>. | |||
تضاد و درگیری بین [[انسانها]] میتواند به گونههای متفاوتی رخ دهد که از آن جمله [[جنگ]] مسلحانه است<ref>تفسیر المیزان، ج۲، ص۱۲۱-۱۲۶ و ۳۸.</ref>. | |||
[[قرآن]] در این زمینه با دو بیان، ریشه جنگ را روشن کرده است. | |||
[[تنازع]] و درگیری و تضاد زمینهساز تکامل و مانع از [[فساد]] [[جامعه بشر]] است: {{متن قرآن|وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ}}<ref>«و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمیداشت، زمین تباه میگردید» سوره بقره، آیه ۲۵۱.</ref>. بر حسب این [[بینش]]، [[تاریخ]] و [[جامعه بشری]] مانند مجموعه [[جهان طبیعت]] در حال [[تحول]] و حرکت است و تضاد به معنی [[تزاحم]] شرط لازم و دوام [[فیض]] از ناحیه [[خداوند]] است<ref>قیام مهدی{{ع}} از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص۲۵.</ref>. | |||
بیشک این نوع تزاحم و به اصطلاح قرآن دفع، که مبتنی بر یک اصل [[فطری]] است، امکان دارد بر اساس [[حق]] [[مشروع]] و یا به صورت تجاوزکارانه باشد. | |||
افراد هر نوعی، تا آنجا [[شایستگی]] بقا دارد که در برابر عوامل منفی و شرایط تهدیدکننده، [[قدرت]] مقابله و [[دفاع]] را داشته باشد و این همان [[قانون]] [[انتخاب]] طبیعی و [[تبعیت]] از [[محیط زیست]] است که در توجیه نظریه [[تنازع]] بقا مطرح میشود. | |||
{{متن قرآن|وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ}}<ref>«و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی ویران میشد» سوره حج، آیه ۴۰.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۶-۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۶.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||