جنگ در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
←جستارهای وابسته
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۲۷: | خط ۲۲۷: | ||
هانتینگتون برای پایین آوردن حسن [[برتریجویی]] غرب و آمادهتر کردن غرب برای پذیرش نظریه خود، دو مسئله [[فرهنگ]] و [[تمدن]] را قابل تفکیک تلقی کرده است و احتمال برتری [[تمدنی]] با [[ضعف]] [[فرهنگی]] را بر تمدنی که دارای فرهنگ قویتر است معقول و امکانپذیر دانسته است<ref>نظریه برخورد تمدنها، ص۴۸.</ref>. | هانتینگتون برای پایین آوردن حسن [[برتریجویی]] غرب و آمادهتر کردن غرب برای پذیرش نظریه خود، دو مسئله [[فرهنگ]] و [[تمدن]] را قابل تفکیک تلقی کرده است و احتمال برتری [[تمدنی]] با [[ضعف]] [[فرهنگی]] را بر تمدنی که دارای فرهنگ قویتر است معقول و امکانپذیر دانسته است<ref>نظریه برخورد تمدنها، ص۴۸.</ref>. | ||
فرضیه برخورد تمدنها با وجود انتقادها و مناقشاتی که پیرامون آن ابراز شده، [[مبین]] وجود شکل جدیدی از [[اندیشه]] [[غربستیزی]] و ضداستکباری در جهان اسلام است که در هیچ کدام از نقدها و مناقشهها مورد تردید قرار نگرفته است<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۴۶-۲۴۳.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۰۵.</ref> | فرضیه برخورد تمدنها با وجود انتقادها و مناقشاتی که پیرامون آن ابراز شده، [[مبین]] وجود شکل جدیدی از [[اندیشه]] [[غربستیزی]] و ضداستکباری در جهان اسلام است که در هیچ کدام از نقدها و مناقشهها مورد تردید قرار نگرفته است<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۴۶-۲۴۳.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۰۵.</ref> | ||
==[[جنگ حق]]== | |||
در [[حقوق بینالملل]] (بخش [[حقوق]] جنگ) اغلب از نظریهای تحت عنوان نظریه جنگ حق نام برده میشود که توسط دانشمندانی که [[گرایش]] مذهبی ([[مسیحیت]]) داشتهاند، مطرح شده است. | |||
جنگ در صورتی [[حق]] است که دارای چهار شاخص اصلی زیر باشد: | |||
#به وسیله [[مقام]] صلاحیتداری به صورت رسمی [[اعلان]] شود؛ | |||
#دارای [[آرمان]] حقطلبانه بوده و از [[انگیزه]] [[عدالت]]، سرچشمه گرفته باشد؛ | |||
#راهحلهای دیگر رفع [[اختلافها]] مسدود بوده و برای رسیدن به عدالت راهی جز [[جنگ]] وجود نداشته باشد؛ | |||
#امکان کنترل جنگ و [[رفتار]] [[حق]] و نوعی بازگشت به [[نظم]] و [[صلح]] وجود داشته باشد. | |||
گرچه در مفهوم [[جهاد]] [[اسلامی]] تمامی شاخصهای مذکور وجود دارد و در واقع هر چهار مورد مزبور پیشفرضهای جهاد [[واجب]] در [[اسلام]] است، اما خصایص جهاد به مفهوم اسلامی در این چهار مورد خلاصه نمیشود و شرایط و شاخصهای دیگری نیز مانند شرایط [[رزمنده]]، ابزار، محدودیتهای [[جنگی]] و غیره در جهاد اسلامی وجود دارد که آن را از جنگ به اصطلاح حق متمایز میکند و میتوان چنین نتیجه گرفت که تمامی حقوقدانانی که [[جنگ حق]] را منطقی و [[قوی]] و منطبق با [[حقوق]] طبیعی تلقی کردهاند باید جهاد اسلامی را نیز جنگی [[مشروع]] و حق به شمار آورند، با این تفاوت که بسیاری از ایرادهایی که از نظر [[حقوقی]] در مورد نظریه جنگ حق مطرح شده، نسبت به نظریه جهاد اسلامی مردود است. | |||
از جمله ایرادهای مزبور میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | |||
#در این نظریه [[قاضی]] خود طرف دعوا هم هست؛ | |||
#جنگ میتواند از هر دو طرف در گیر، حق تلقی شود؛ | |||
#آیا جنگ به دلیل [[ضرورت]] حق است یا چون حق است، ضرورت دارد؟ | |||
در نظریه جهاد اسلامی هیچ کدام از این ایرادها قابل طرح نیست؛ زیرا در جهاد به مفهوم اسلامی «[[حکمیت]]» اصل جداییناپذیر [[احکام]] و مقررات جهاد است و اشکال اول و دوم میتواند با [[رجوع]] به حکمیت حل شود و در مورد اشکال سوم باید گفت بین دو حالت حق و ضرورت تلازم وجود دارد، هر چیزی که حق است، ضروری هم هست و هر ضروری هم تا ضروری است حق تلقی میشود. بنابراین، فرض تقدم و تأخر بین حق و ضرورت که مبنای اشکال سوم است از ریشه منتفی خواهد بود<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۱۹-۲۲۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۰۷.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||