←پرسش مستقیم
بدون خلاصۀ ویرایش |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۵۹: | خط ۱۵۹: | ||
درخواست [[آتشبس]] و [[مهادنه]] از شورشیان پذیرفته نمیشود<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۶.</ref> و به خاطر جنایاتی که به هنگام شورش مرتکب شدهاند، پس از سرکوب و فرونشاندن [[فتنه]] طبق [[مقررات اسلامی]] مجازات میشوند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>. | درخواست [[آتشبس]] و [[مهادنه]] از شورشیان پذیرفته نمیشود<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۶.</ref> و به خاطر جنایاتی که به هنگام شورش مرتکب شدهاند، پس از سرکوب و فرونشاندن [[فتنه]] طبق [[مقررات اسلامی]] مجازات میشوند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>. | ||
برخی از [[فقها]] مانند ابنجنید به استناد [[سیره]] علی{{ع}} که با [[قاسطین]] و [[مارقین]] و [[ناکثین]] آغاز به جنگ نکرد تا آنها آغاز کردند، گفتهاند: [[ستوده]] نیست مسلمانان آغازگر جنگ علیه بغاة باشند؛ چنان که علی{{ع}} فرمود: جنگ را شما آغاز نکنید زیرا [[سپاس]] [[خدا]] را که شما دلیل و [[حجت]] دارید. اگر دست به جنگ نزنید تا آنها آغازگر باشند، دلیل و حجت دیگری خواهید داشت<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۰۹ و ۳۱۶-۳۱۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref> | برخی از [[فقها]] مانند ابنجنید به استناد [[سیره]] علی{{ع}} که با [[قاسطین]] و [[مارقین]] و [[ناکثین]] آغاز به جنگ نکرد تا آنها آغاز کردند، گفتهاند: [[ستوده]] نیست مسلمانان آغازگر جنگ علیه بغاة باشند؛ چنان که علی{{ع}} فرمود: جنگ را شما آغاز نکنید زیرا [[سپاس]] [[خدا]] را که شما دلیل و [[حجت]] دارید. اگر دست به جنگ نزنید تا آنها آغازگر باشند، دلیل و حجت دیگری خواهید داشت<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۰۹ و ۳۱۶-۳۱۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref> | ||
==[[جهاد با بغاة]]== | |||
بغی در لغت یعنی بیرون شدن از حد و سامان و در اصطلاح به معنای [[مخالفت]] کردن با [[اوامر]] [[دولت]] [[عدل]] [[اسلامی]] است، خواه مخالفت مسلحانه باشد خواه نه. این مخالفت [[جرم سیاسی]] است و [[مجرم]] را [[باغی]] (جمع [[بغاة]]) گویند. شرط تحقق این [[جرم]] داشتن دار و دسته ([[فئة]]) نیست. باغی مسلم است و [[مال]] او [[محترم]] است، اما اگر با دولت بجنگد و در حین [[جنگ]]، [[مالی]] از او تلف شود، دولت ضامن تلف مال او نیست. [[اسیران]] [[جنگی]] که از بغاة گرفته میشود، برده نمیشوند. اگر قوای جنگی نداشته باشند، پس از جنگ با آنان، نباید فراریانشان را تعقیب کرد. جهاد با بغاة، [[جهاد]] کامل است. پس اگر نفرهای دولتی از دست [[سپاه]] بغاة بگریزند، مرتکب جرم شدهاند و اگر در جنگ کشته شوند، [[شهید]] هستند. غیرمسلمانان اگر با [[دولت اسلامی]] مخالفت و [[قیام]] کنند [[کفار]] [[حربی]] هستند و از بغاة به شمار نمیآیند<ref>مبسوط در ترمینولوژی، ج۲، ص۸۷۲.</ref>. حال با توجه به تعاریف و [[احکام]] ذکر شده در خصوص بغاة یکی از اقسام [[جهاد در فقه اسلامی]] جهاد با بغاة است و آن عبارت است از [[جنگ داخلی]] با قیامکنندگان علیه [[خلیفه حق]]<ref>مبسوط در ترمینولوژی، ج۲، ص۱۵۸۶.</ref> که با وجود داخلی بودن این نوع جنگ، ولی در [[فقه]] در ردیف اقسام جهاد آمده است. اصل واژه [[بغی]] از این [[آیه]] گرفته شده است: {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. | |||
مناسبت [[تاریخی]] این آیه چنین بوده است که بین دو گروه از [[انصار]] در [[مدینه]] برخورد مسلحانهای رخ داد و آنگاه که این [[آیه]] نازل شد، [[پیامبر]]{{صل}} آن را بر [[انصار]] خواند. سلاحها را بر [[زمین]] نهادند و [[جنگ]] در میان آن دو گروه ریشهکن شد. | |||
گرچه در این آیه، مسئله [[قیام]] بر علیه [[امام]] و [[شورش]] بر علیه [[حکومت]] وی مطرح نشده، ولی از [[لزوم]] [[قتال با اهل بغی]] در آیه استفاده میشود که [[وجوب]] [[قتال]] با شورشیانی که بر علیه امام قیام کردهاند، از [[اولویت]] برخوردار است. | |||
اصولاً [[باغی]] ([[شورشی]]) در عرف [[فقها]] به کسانی گفته میشود که مخالف با [[امام عادل]] بوده و از او [[اطاعت]] نمیکنند، به طوری که از ایفای مسئولیتهای خود در برابر امام [[معصوم]]{{ع}} [[امتناع]] میورزند. | |||
[[سرکوب]] اینان به استناد [[نصوص]] [[کتاب و سنت]] و [[اجماع]] [[واجب]] است: | |||
[[قرآن]] به [[صراحت]] در مورد [[بغاه]] امر به قتال کرده است: {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي}} با کسانی که باغی هستند، بجنگید. | |||
پیامبر{{صل}} نیز بر آن تأکید ورزیده است: {{متن حدیث|مَنْ حَمَلَ عَلَيْنَا السِّلَاحَ فَلَيْسَ مِنَّا}} کسی که بر علیه ما مسلحانه قیام کند از ما ([[مسلمان]]) نیست. | |||
علی{{ع}} [[جهاد]] را دو نوع دانسته و در تبیین آن گفته است: {{متن حدیث|الْقِتَالُ قِتَالانِ قِتَالٌ لِأَهْلِ الشِّرْكِ لَا يُنْفَرُ عَنْهُمْ حَتَّى يُسْلِمُوا أَوْ يُؤَدُّوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ وَ قِتَالٌ لِأَهْلِ الزَّيْغِ لَا يُنْفَرُ عَنْهُمْ حَتَّى يَفِيئُوا إِلى أَمْرِ اللَّهِ أَوْ يُقْتَلُوا}} و نیز فرمود: {{متن حدیث|أَلَا وَ قَدْ أَمَرَنِيَ اللَّهُ بِقِتَالِ أَهْلِ الْبَغْيِ وَ النَّكْثِ وَ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۹ و ۱۹۲، حکمت ۳۴۹.</ref>. | |||
«جنگ دو نوع است، نخست: [[جنگی]] که با [[مشرکان]] انجام میگیرد تا [[اسلام]] آورند و یا [[جزیه]] بپردازند وحق [[حاکمیت اسلام]] را بپذیرند؛ دوم: جنگ با کسانی که بر امام شوریدهاند که اینان سرکوب میشوند تا آنکه تن به [[فرمان خدا]] دهند و یا کشته شوند. [[خداوند]] مرا امر نمود که با [[اهل بغی]] و [[پیمانشکن]] و [[مفسدان]] در زمین بجنگم». | |||
علی{{ع}} بارها به [[فتنه]] بغاه اشاره کرده و [[مردم]] را برای دفع [[فساد]] آنها فرامیخواند: {{متن حدیث|قَدْ قَامَتِ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَأَيْنَ الْمُحْتَسِبُونَ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۹ و ۱۹۲، حکمت ۳۴۹.</ref> گروهک [[باغی]] [[شورش]] کرده است کجایند آنها که خود را برای [[خدا]] آماده کردهاند. | |||
از [[کلمات قصار]] آن حضرت است: {{متن حدیث|وَ مَنْ سَلَ سَيْفَ الْبَغْيِ قُتِلَ بِهِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۹ و ۱۹۲، حکمت ۳۴۹.</ref> کسی که [[سلاح]] [[بغی]] بکشد، با همان سلاح کشته میشود. | |||
[[فقها]] و تمامی [[مذاهب اسلامی]] در [[وجوب]] [[جهاد با باغیان]] [[اتفاق نظر]] دارند و علی{{ع}} با سه گروه از آنان جنگیده است ([[ناکثین]]، [[مارقین]]، [[قاسطین]]). | |||
بر اساس نظریه فقها اینان به ظاهر محکوم به [[اسلام]] و [[مسلمان]] محسوب میشوند، اما به دلیل [[قیام مسلحانه]] بر علیه [[امام]]، [[مؤمن]] شمرده نمیشوند<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۵۲.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۳۴۰-۳۴۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۴۷.</ref> | |||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||