بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = مردمسالاری در کلام اسلامی - مردمسالاری در فقه سیاسی - مردمسالاری در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی | پرسش مرتبط = }} '''مردمسالاری''' به شیوهای از زندگی اجتماعی اشاره دارد که در آ...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
'''مردمسالاری''' به شیوهای از زندگی اجتماعی اشاره دارد که در آن هر فرد، [[حق]] پیدا میکند از حیث [[مشارکت]] آزادانه در فعالیتهای [[اجتماعی]] از فرصتهای مساوی برخوردار باشد. دموکراسی انواع مختلفی دارد و حق انتخاب مردم در آن میتواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد. البته این نوع [[حکومت]] جدای از مزایایی که دارد دارای آسیبهایی مانند [[انتخاب]] ناصحیح و ... است. | '''مردمسالاری''' یا '''دموکراسی''' به شیوهای از زندگی اجتماعی اشاره دارد که در آن هر فرد، [[حق]] پیدا میکند از حیث [[مشارکت]] آزادانه در فعالیتهای [[اجتماعی]] از فرصتهای مساوی برخوردار باشد. دموکراسی انواع مختلفی دارد و حق انتخاب مردم در آن میتواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد. البته این نوع [[حکومت]] جدای از مزایایی که دارد دارای آسیبهایی مانند [[انتخاب]] ناصحیح و ... است. | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
در تعریف دموکراسی گفته شده است: "در کلیترین مفهوم به شیوهای از [[زندگی اجتماعی]] اشاره دارد که در آن هر فرد، [[حق]] پیدا میکند از حیث [[مشارکت]] آزادانه در فعالیتهای [[اجتماعی]] از فرصتهای مساوی برخوردار باشد<ref>فرهنگ علوم اجتماعی، ص۴۱۴.</ref>. دموکراسی در مفهوم [[سیاسی]] به نظام سیاسی گفته میشود که گوناگونی [[اندیشه]] و [[باورها]] را [[تحمل]] میکند و در عین حال در جستجوی تحقق حداقل [[رفاه]] برای همگان است و دست به دست شدن قدرت دولتی از راههای [[مسالمتآمیز]] و بیخشونت یا با کمترین [[خشونت]]، از مهمترین دستاوردهای دموکراسی است”<ref>مبانی سیاست، ص۱۷۴.</ref>. | در تعریف مردمسالاری - یا همان دموکراسی - گفته شده است: "در کلیترین مفهوم به شیوهای از [[زندگی اجتماعی]] اشاره دارد که در آن هر فرد، [[حق]] پیدا میکند از حیث [[مشارکت]] آزادانه در فعالیتهای [[اجتماعی]] از فرصتهای مساوی برخوردار باشد<ref>فرهنگ علوم اجتماعی، ص۴۱۴.</ref>. دموکراسی در مفهوم [[سیاسی]] به نظام سیاسی گفته میشود که گوناگونی [[اندیشه]] و [[باورها]] را [[تحمل]] میکند و در عین حال در جستجوی تحقق حداقل [[رفاه]] برای همگان است و دست به دست شدن قدرت دولتی از راههای [[مسالمتآمیز]] و بیخشونت یا با کمترین [[خشونت]]، از مهمترین دستاوردهای دموکراسی است”<ref>مبانی سیاست، ص۱۷۴.</ref>. | ||
امروزه دموکراسی به عنوان شیوهای از سازماندهی نظم اجتماعی، توزیع قدرت و روش برخورداری آحاد اعضای یک [[جامعه]] از [[آزادی]]، [[حقوق اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]]، مطلوبیت و [[محبوبیت]] فراوانی یافته و تا سرحد یک [[فلسفه سیاسی]] و اجتماعی به بخش عمدهای از [[باورها]] و [[افکار]] عمومی [[بشر]] [[تحمیل]] گردیده است.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۶۳.</ref> | امروزه دموکراسی به عنوان شیوهای از سازماندهی نظم اجتماعی، توزیع قدرت و روش برخورداری آحاد اعضای یک [[جامعه]] از [[آزادی]]، [[حقوق اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]]، مطلوبیت و [[محبوبیت]] فراوانی یافته و تا سرحد یک [[فلسفه سیاسی]] و اجتماعی به بخش عمدهای از [[باورها]] و [[افکار]] عمومی [[بشر]] [[تحمیل]] گردیده است.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۶۳.</ref> | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
# ممکن است، در شرایطی با اهرم [[انتخابات]] و آرای مردمی، وضعیتی در جامعه فراهم شود که جلوی [[حاکمیت]] [[مردم]]، گرفته شود؛ چنانچه برخی از [[سیاستمداران]]، شرایطی فراهم میکنند که جامعه به همیشگی بودن [[ریاست]] و [[حکومت]] آنان، [[رضایت]] دهد و این موضوع در عمل، [[نقض]] دموکراسی به وسیله دموکراسی است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۶۷.</ref>. | # ممکن است، در شرایطی با اهرم [[انتخابات]] و آرای مردمی، وضعیتی در جامعه فراهم شود که جلوی [[حاکمیت]] [[مردم]]، گرفته شود؛ چنانچه برخی از [[سیاستمداران]]، شرایطی فراهم میکنند که جامعه به همیشگی بودن [[ریاست]] و [[حکومت]] آنان، [[رضایت]] دهد و این موضوع در عمل، [[نقض]] دموکراسی به وسیله دموکراسی است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۶۷.</ref>. | ||
== [[اسلام]] و اهمیت | == [[اسلام]] و اهمیت نقش مردم در حکومت == | ||
{{اصلی|مردمسالاری دینی}} | {{اصلی|مردمسالاری دینی}} | ||
در [[ | در بینش [[سیاسی]] [[اسلام]]، حضور [[مردم]] در صحنه سیاسی، به [[حمایت]] و پشتیبانی از [[رهبر]] [[جامعه]] ـ هر چند [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} باشد ـ بسیار کارساز بوده و [[روایات]] بسیاری دربارۀ [[ارزش]] آرای [[مردم]] و نقش آنها در [[حکومت دینی]] وارد شده است، از جمله [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "و اینکه فرماندهای بر شما [[حاکم]] نباشد مگر از میان شما یا یکی از [[اهل]] [[پیامبر]] {{صل}}"<ref>کتاب سلیم بن قیس، ص۱۱۸؛ طبقات ابن سعد، ج۱، ص۲۷۷؛ فتوح البلدان، ص۷۲؛ دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۵۱۰.</ref>. همینطور ایشان در وصیتی به [[امام علی]] {{ع}} فرمود: "ای [[علی]]! هر گاه [[مردم]] به [[ولایت]] و [[امارت]] تو بر خودشان [[رضایت]] دادند، به آن [[اقدام]] کن و در غیر این صورت، رهایشان کن..."<ref>کشف المحجّة، ص۱۸۰؛ جامع احادیث الشیعه، ج۱۳، ص۴۲؛ بحارالانوار، ج۳۰، ص۱۴؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۷۸.</ref>. | ||
[[قرآن کریم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای پیامبر! تو را خداوند و مؤمنان پیرو تو، بس» سوره انفال، آیه ۶۴.</ref> از [[ارزش]] [[رأی مردم]] [[سخن]] به میان میآورد، همچنین [[علی]] {{ع}} در این باره میفرماید: "ای [[مردم]]! [[امر]] [[خلافت]] مربوط به شماست و کسی در آن حقّی ندارد مگر کسی که او را برای [[امارت]] برگزینید، من در مقابل شما حقی جز اینکه [[حافظ]] کلیدهای [[بیت المال]] شما هستم ندارم"<ref>الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۵۶.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۰۷.</ref> | [[قرآن کریم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای پیامبر! تو را خداوند و مؤمنان پیرو تو، بس» سوره انفال، آیه ۶۴.</ref> از [[ارزش]] [[رأی مردم]] [[سخن]] به میان میآورد، همچنین [[علی]] {{ع}} در این باره میفرماید: "ای [[مردم]]! [[امر]] [[خلافت]] مربوط به شماست و کسی در آن حقّی ندارد مگر کسی که او را برای [[امارت]] برگزینید، من در مقابل شما حقی جز اینکه [[حافظ]] کلیدهای [[بیت المال]] شما هستم ندارم"<ref>الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۵۶.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۰۷.</ref> | ||