رأفت در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
[[شفقت]] و [[مهربانی]] با همنوع و نوعدوستی از اوصاف [[نیک]] [[اجتماعی]] است که در [[قرآن کریم]] در مقابل صفت [[قساوت]] آمده است. [[حواریون]] [[حضرت]] {{ع}} در [[قرآن کریم]] به نازکدلی و [[رقت]] [[ستایش]] و [[یهود]] به [[عداوت]] [[نکوهش]] شدهاند {{متن قرآن|لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ}}<ref>«بیگمان یهودیان و مشرکان را دشمنترین مردم به مؤمنان مییابی و نزدیکترین آنان در دوستی به مؤمنان کسانی را مییابی که میگویند ما مسیحی هستیم؛ این از آن روست که برخی از آنان کشیشان و راهبانی (حقجو) هستند و اینکه آنان گردنکشی نمیکنند» سوره مائده، آیه ۸۲.</ref>.<ref>وهبة بن مصطفی زحیلی، المنیر، ج۲۷، ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۲۹۷-۲۹۸.</ref> | [[شفقت]] و [[مهربانی]] با همنوع و نوعدوستی از اوصاف [[نیک]] [[اجتماعی]] است که در [[قرآن کریم]] در مقابل صفت [[قساوت]] آمده است. [[حواریون]] [[حضرت]] {{ع}} در [[قرآن کریم]] به نازکدلی و [[رقت]] [[ستایش]] و [[یهود]] به [[عداوت]] [[نکوهش]] شدهاند {{متن قرآن|لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ}}<ref>«بیگمان یهودیان و مشرکان را دشمنترین مردم به مؤمنان مییابی و نزدیکترین آنان در دوستی به مؤمنان کسانی را مییابی که میگویند ما مسیحی هستیم؛ این از آن روست که برخی از آنان کشیشان و راهبانی (حقجو) هستند و اینکه آنان گردنکشی نمیکنند» سوره مائده، آیه ۸۲.</ref>.<ref>وهبة بن مصطفی زحیلی، المنیر، ج۲۷، ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص: ۲۹۷-۲۹۸.</ref> | ||
==رأفت اسلامی== | |||
[[اسلام]] نه تنها در بُعد نظری [[مکتب]] طرفدار [[محبت]] و [[همزیستی]] و [[اخوت]] و [[وحدت]] در [[جامعۀ بشری]] است اصولاً در عمل نیز نمونه و اسوهای چون [[سیرۀ پیامبر]]{{صل}} در مناسبات [[اجتماعی]] و همچنین در [[رهبری سیاسی]] دارد که [[قرآن]] آن را چنین ترسیم میکند: | |||
{{متن قرآن|وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ}}<ref>«و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. | |||
و سپس به همین دلیل دستور میدهد که: | |||
{{متن قرآن|فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. | |||
این تصویر واضح از رهبری سیاسی [[پیامبر]]، هیچگاه از محبت جداشدنی نیست و رأفت اسلامی همواره از لابلای [[قدرت سیاسی]] چون [[روحی]] شاداب و پرنشاط در کالبدی هر چند بیمارگونه تجلی میکند و هرگز [[استبدادی]] که [[کلیسا]] در [[اعمال قدرت]] [[دینی]] دچار آن شد و نتوانست به اصل محبت [[وفادار]] بماند در [[حکومت اسلامی]] رخ نمینماید؛ زیرا عامل عمدۀ این [[استبداد]] [[روح]] [[تمکین]] و [[تسلیم]] بود، که همواره کلیسا آن را سرلوحۀ تعالیمش قرار داده بود. ولی در [[نظام اسلامی]] [[تحمل]] [[ظلم]] و ستمکشی خود نوعی [[جرم]] و ظلم است و اصل [[مسئولیت همگانی]] چون اهرمی نیرومند از تبدیل [[قدرت]] به استبداد و [[خودکامگی]] جلوگیری میکند. | |||
اگر به گفتۀ تولستوی و یا حامیان [[سکولاریزم]]، [[دین]] را به دلیل مبتنی بر محبت بودنش، باید از قلمروی [[سیاست]] که نوعی [[خشونت]] را [[طلب]] میکند، دور نگهداشت و از تبدیل دین به قدرت [[حاکم]] جلوگیری به عمل آورد، این ملازمه و تفکیک فقط در مورد [[آیین]] رسمی [[مسیحیت]] کلیسا و قدرت حاکم قرون وسطایی آن صادق است و در مورد اسلام قابل تطبیق نیست. | |||
[[اسلامی]] که پیامبرش [[رحمة]] للعالمین بود و [[مظهر]] محبت و [[یگانگی]] محسوب میشد، در [[جنگها]] نیز شرکت میکرد و [[سلاح]] در دست میگرفت و از [[حقوق]] [[اسلام]] و [[مردم]] [[دفاع]] میکرد و در برابر متخلفان و [[منافقان]] و [[مجرمان]] عکسالعمل [[خشن]] هم نشان میداد و خائنان را به گونهای خشننما [[مجازات]] میکرد ولی در [[حقیقت]] این خشونتها خود جلوهای از [[رحمت]] و [[محبت الهی]] بود. | |||
اصولاً [[دینی]] که تأکید بر [[محبت]] میورزد متخلفان از [[قانون]] [[خدا]] را با [[عذاب]] دردناک خدا [[تهدید]] میکند و خدای فرستنده [[دین]]، [[کافران]] و منافقان و [[فاسقان]] را [[وعده]] [[آتش]] میدهد و در [[دنیا]] نیز بسیاری از مرتکبان [[جرائم]] را بیمجازات نمیگذارد و دستور [[اجرای حدود]] و [[قصاص]] میدهد. | |||
آنها که مداخلۀ [[فقها]] و [[علمای اسلام]] را در [[امور حکومتی]] و مسائل اجرایی [[دولت]]، [[مضر]] به شؤونات [[معنوی]] و [[قداست]] آنها میدانند در مورد کار [[پیامبر]]{{صل}} و علی{{ع}} چه میگویند؟ | |||
درست است که [[نفوذ]] معنوی و [[حکومت]] بر [[دلها]] را که خاص [[انبیاء]] و [[امامان]] بوده، از راه [[قدرت سیاسی]] نمیتوان به دست آورد، ولی [[وظیفه]] [[امانتداری]] و [[اجرای قانون]] خدا را هم به بهانه نگهداری نفوذ معنوی و قداست و جذب دلها نمیتوان بر عهده نگرفت و به خدا و [[خلق]] [[خیانت]] ورزید<ref>فقه سیاسی، ج۲، ص۱۸۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۹۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||