بحث:شیخ صدوق: تفاوت میان نسخهها
←شیخ صدوق
(صفحهای تازه حاوی «==شیخ صدوق== محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، مشهور به شیخ صدوق در سال ۳۰۵ هجری قمری، در خاندان علم و تقوی، در شهر قم دیده به جهان گشوده، شیخ طوسی جریان ولادت وی را اینچنین نقل کرده که علی بن بابویه با دختر عموی خود ازدو...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
شیخ صدوق برای ملاقات با [[ابو عبدالله]] [[نعمت]] رقیب به بلخ رفت و کتاب «[[من لا یحضره الفقیه]]» را به نام او نوشت. شیخ در اواخر [[عمر]] در [[شهر]] [[ری]] [[زندگی]] میکرد که تحت [[سیطره]] [[آل بویه]] بود و «[[رکن الدوله]]» و [[وزیر]] او، «صاحب ابن عباد»، او را بسیار گرامی میداشتند. | شیخ صدوق برای ملاقات با [[ابو عبدالله]] [[نعمت]] رقیب به بلخ رفت و کتاب «[[من لا یحضره الفقیه]]» را به نام او نوشت. شیخ در اواخر [[عمر]] در [[شهر]] [[ری]] [[زندگی]] میکرد که تحت [[سیطره]] [[آل بویه]] بود و «[[رکن الدوله]]» و [[وزیر]] او، «صاحب ابن عباد»، او را بسیار گرامی میداشتند. | ||
ابن بابویه به سال ۳۸۱ هجری [[قمری]] در ری در گذشت و در همان جا مدفون شد. [[مزار]] او تاکنون باقی مانده است<ref>فقه سیاسی، ج۸، ص۳۰ – ۲۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۹۲.</ref> | ابن بابویه به سال ۳۸۱ هجری [[قمری]] در ری در گذشت و در همان جا مدفون شد. [[مزار]] او تاکنون باقی مانده است<ref>فقه سیاسی، ج۸، ص۳۰ – ۲۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۹۲.</ref> | ||
==[[شیخ صدوق]] و اندیشۀ [[سیاسی]]== | |||
فرازی از [[کتاب المقنع]] فی الفقه تألیف شیخ صدوق که از بُعد اندیشۀ سیاسی [[شیعه]] قابل تجزیه و تحلیل [[ارزشمندی]] است؛ در [[ارتباط]] با [[همکاری با خلفا]] و [[زمامداران]] [[جور]] و مشارکت در [[دولت]] و [[اعمال]] [[حاکمیت]] آنان، بدون تردید یکی از مهمترین فرازهای [[اندیشه سیاسی شیعه]] در طول [[تاریخ]] بوده است. | |||
شیخ صدوق نقل میکند که: از [[امام صادق]]{{ع}} در مورد مردی که [[دوستدار اهل بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} باشد، ولی در دستگاه [[زمامداران غاصب]] و جور مشارکت داشته باشد، سئوال شد که اگر چنین کسی در زیر [[پرچم]] چنین زمامدارانی به [[قتل]] برسد، وضعیت او در پیشگاه [[خدا]] چگونه خواهد بود؟ [[امام]]{{ع}} در پاسخ فرمود: [[خداوند]] وی را بر اساس نیتی که در این [[همکاری با دولت جائر]] داشته، برای [[محاسبه]] [[مبعوث]] مینماید. هرگاه کسی از دیگری کاری را که مربوط به [[سلطان جائر]] است بخواهد و در مقابل آن پولی پرداخت کند، اشکال ندارد چنانکه خریدن مواد غذایی از [[دولت جائر]] و یا [[پوشاک]] بلامانع است. | |||
در این راستا با توجه به این سخنان کوتاه میتوان نتایج زیر را به دست آورد: | |||
===[[بینش سیاسی]]=== | |||
به [[اعتقاد]] [[صدوق]] در برخورد با این مسئله، نخست باید از [[آگاهی]] و بینش سیاسی لازم برخوردار بود و ماهیت، [[منزلت]] و عملکرد [[نظام حاکم]] و [[مسئولان]] آن را به دقت بررسی کرد {{عربی|إياك و أعمال السلطان}} این دقت و [[بینش]] هنگامی ضروریتر و لازمتر جلوه میکند که شخص بخواهد به نحوی با دستگاه [[حاکم]] و زمامداران آن ارتباط برقرار کند. | |||
صدوق به نحوۀ ارتباط منفی با نظام حاکم نمیپردازد، اما در صورتی که شخص بخواهد رابطه [[همکاری]] برقرار کند وی را از آن منع میکند و با جملۀ: {{عربی|فلا تدخل فيها}} هر نوع مشارکت با دولت جائر را ممنوع میشمارد و [[حکم کلی]] و قاعدۀ سیاسی اصلی را در این باره بر ممنوعیت همکاری و عدم [[مشروعیت]] [[نظام]] بیا میدارد. | |||
===[[تحریم]] سیاسی [[دولتها]]=== | |||
این همان اصل [[تحریم]] [[سیاسی]] دولتهای [[نامشروع]] است که خود نخستین گام در مبارزۀ سیاسی محسوب میشود. در [[حقیقت]] میتوان از این اصل و قاعده سیاسی چنین نتیجه گرفت که در دیدگاه [[صدوق]]، [[عدم همکاری]] با دولتهای [[جائر]] به معنای [[بیطرفی]] و [[بیتفاوتی]] نسبت به وضعیت موجود نیست بلکه وی با تأسیس چنین اصلی به رابطۀ منفی نیز اشاره دارد. | |||
به [[عقیده]] صدوق در اندیشۀ یک [[شیعه]] وقتی جمله {{عربی|إياك و أعمال السلطان}} شکل میگیرد، در واقع این [[اندیشه]] با یک حالت منفی و تحریم نسبت به [[نظام حاکم]] همراه است. تحریمی که از [[آگاهی]] نسبت به دستگاه [[حاکم]] و [[زمامداران]] آن ناشی میشود و او اگر با چنین نظامی [[همکاری]] و مشارکت ندارد، به دلیل [[شناختی]] است که از ماهیت، جایگاه و عملکرد آن از دیدگاه [[تفکر شیعی]] دارد؛ | |||
===همکاری و [[مشارکت سیاسی]]=== | |||
هر [[حکم کلی]] قابل استثناست. در شرایطی که شخص ناگزیر از همکاری و مشارکت با دستگاههای مرتبط با [[نظام جور]] میشود و به دلایلی چون امرار معاش ضروری، [[پوشش]] برای [[تأمین امنیت]]، [[خدمت]] به [[جامعه]] و [[مردم]] و [[اصلاح]] یا ایجاد [[تحول]] در داخل نظام حاکم به فعالیت میپردازد؛ باید از هر نوع عمل خلاف به ویژه [[ظلم]] و [[فساد]] اجتناب ورزد و بنا به تصریح صدوق، به جبران این [[خطا]] به مردم خدمت کند و به زیردستان [[نیکی]] کند، به طوری که تا نیاز مراجعه کنندگان را برطرف نکرده، از خود دور نکند. | |||
اطلاق تعبیر صدوق: {{عربی|فأحسن إلى كل واحد}} نشان میدهد که وظیفۀ چنین کسانی که به ناچار در [[مشاغل]] مختلف و درجات متفاوت درون نظامهای نامشروع به کار گمارده میشوند؛ تنها در مورد نیازمندانی نیست که به آنها مراجعه میکنند بلکه شامل تمامی کسانی است که در [[جامعه اسلامی]] دارای نیازهای [[مشروع]] بوده و نظام حاکم در برآوردن نیازهای آنان کوتاهی و یا [[ستم]] میکند. | |||
با تجزیه و تحلیل دقیق این نظریه میتوان به نظریۀ [[دولت در دولت]]، در اندیشۀ [[سیاسی]] [[شیعه]] رسید؛ زیرا این جمله در [[المقنع]] فی الفقه: {{عربی|فأحسن إلى كل واحد، و لا ترد أحدا من حاجته ما تهيأ لك}} آن است که فرد [[آگاه]] و صاحب [[اندیشه]] [[تحریم]] سیاسی [[نظام حاکم]]، هنگامی که در داخل این [[نظام جور]] قرار میگیرد، باید با استفاده از همه امکانات قابل بهرهبرداری در رفع نیاز [[مردم]] بکوشد و چنین عملی جز با [[برنامهریزی]] و [[شناخت کامل]] امکانات، وضعیت موجود و جایگاه فرد در کل نظام حاکم امکانپذیر نیست. | |||
بیشک مخاطب [[شیخ صدوق]] در جملۀ: {{عربی|فان دخلت فيها}} کسی است که براساس [[اعتقاد به امامت]] و انحصار [[مشروعیت نظام سیاسی]] به [[نظام]] منسوب به [[امام]]{{ع}} نظام حاکم را [[نامشروع]] دانسته و بنابه [[حکم]] [[صدوق]] {{عربی|إياك و أعمال السلطان}} آن نظام را با تمامی نهادها و مسئولانش تحریم کرده و [[معتقد]] به زوال و نابودی آن است و هر لحظه [[انتظار]] آن را دارد که با واژگونی نظام حاکم، [[نظام سیاسی]] منسوب به امام{{ع}} [[اقتدار]] و [[حاکمیت]] را در دست گیرد. | |||
در اصطلاح سیاسی امروز به چنین فرد سیاسی، آگاه و متحرک، انقلابی گفته میشود که با تحریم و بایکوت کردن [[رژیم]] [[حاکم]]، [[تشکیلات]] مؤثری را برای رفع [[ستم]] و ارائۀ خدمات به [[آحاد]] [[ملت]] خود سامان میبخشد؛ | |||
===اندیشۀ تعطیل=== | |||
اعطای [[لقب]] «[[اولیاء الله]]» در [[روایت]] [[امام هشتم]]{{ع}} بنابر نقل صدوق در المقنع فیالفقه، به کسانی که با وجود تحریم نظام حاکم در درون آن به [[محبت]] و [[دستگیری]] [[اولیای خدا]] میپردازند، میتواند [[منزلت]] و جایگاه [[مجاهدان در راه خدا]] را تداعی کند. | |||
جاذبۀ این واژه و امتیاز بزرگ [[الهی]] یعنی در زمره اولیای خدا قرار گرفتن خود، میتواند به عنوان یک انگیزۀ مؤثر در [[بسیج نیروها]] به سمت عملی که موجب کسب چنین افتخاری میشود به شمار آید؛ | |||
===زیر [[پرچم]] [[جور]]=== | |||
[[نفوذ]] در درون [[دستگاه جور]] میتواند تا آن حد متصور باشد که شخص نفوذی در همۀ عرصهها و صحنهها حتی فعالیتهایی که منتهی به [[مرگ]] وی شود مشارکت کند، چنانکه پیشفرض [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}} بنابر نقل [[صدوق]] در [[کتاب المقنع]] فی الفقه همان است {{متن حدیث|فَيُقْتَلُ تَحْتَ رَايَتِهِمْ}}. | |||
===انگیزۀ [[سیاسی]]=== | |||
عمل سیاسی نیز مانند همه اعمالی که در حوزه [[دین]] انجام میشود باید انگیزهدار و همراه با [[بینش]] و [[معرفت]] باشد. | |||
مفاد [[حدیث]] امام صادق{{ع}} در مورد فقرة {{متن حدیث|يَبْعَثُهُ اللَّهُ عَلَى نِيَّتِهِ}} در [[حقیقت]] همان مفهوم اصل کلی: {{عربی|إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ}} است که به معنای ارزشیابی عمل براساس [[اندیشه]]، معرفت و [[انگیزه]] است<ref>فقه سیاسی، ج۸، ص۲۸ – ۲۱. </ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۹۴.</ref> | |||